پول در سال ۲۰۳۵ چه شکلی است؟ | سه سناریو و سه تصویر؛ از اثر هوش مصنوعی تا پول خصوصی و توکنیزه شدن پول | در دنیای آینده نقش بانکها تغییر میکند؟
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از بنکر، وقتی از پول سال ۲۰۳۵ صحبت میکنیم، احتمالاً اولین تصویری که به ذهن میرسد اسکناس یا کارت بانکی نیست. مسئله اصلی جای دیگری است؛ اینکه پول در چه زیرساختی نگهداری و جابهجا میشود و چه کسی میتواند آن را منتقل کند.
بانک تسویه بینالمللی (BIS)، صندوق بینالمللی پول (IMF) و پژوهشگران حوزه پول و بانکداری در سالهای اخیر روی یک تغییر مهم تمرکز کردهاند: توکنیزه شدن پول و داراییها.
در این مدل، پول میتواند روی زیرساختهای دیجیتال و قابل برنامهریزی حرکت کند. این یعنی پرداخت دیگر الزاماً یک دستور ساده برای انتقال موجودی از حسابی به حساب دیگر نیست.
ممکن است یک پرداخت به یک قرارداد، دارایی یا حتی یک نرمافزار متصل شود و در شرایط مشخص به شکل خودکار انجام شود.
این تغییر البته به معنی حذف بانکها یا از بین رفتن پول سنتی نیست. دستکم بر اساس مطالعات فعلی، چنین نتیجهای قطعی نیست.
سه شکل مهم پول
برای تصور اینکه پول در سال ۲۰۳۵ چه وضعیتی خواهد داشت، باید سه شکل مهم پول دیجیتال را از هم جدا کرد.
سپرده بانکی توکنیزهشده نخستین گزینه است. در این مدل، همان سپرده بانکی که امروز داریم، روی یک دفترکل دیجیتال و قابل برنامهریزی نمایش داده میشود. مالک پول همچنان طلبی از بانک تجاری دارد.
گزینه دوم استیبلکوینها هستند. این داراییها توسط بخش خصوصی منتشر میشوند و معمولاً تلاش میکنند ارزش خود را به یک ارز رسمی مانند دلار ثابت نگه دارند.
گزینه سوم ارز دیجیتال بانک مرکزی یا CBDC است. این پول مستقیماً تعهد بانک مرکزی محسوب میشود و از این نظر با سپرده بانکی یا استیبلکوین تفاوت اساسی دارد.
به زبان ساده، تفاوت فقط در ظاهر دیجیتال این پولها نیست. سؤال مهمتر این است که پشت هر واحد پول چه نهادی ایستاده و در صورت بروز مشکل، چه کسی ریسک آن را تحمل میکند.
همین موضوع یکی از بحثهای اصلی بانکهای مرکزی در سراسر جهان است.
سه سناریو برای پول در سال ۲۰۳۵
پژوهش منتشرشده از سوی SUERF سه تصویر متفاوت از آینده پول در سال ۲۰۳۵ ترسیم میکند. اینها پیشبینی قطعی نیستند؛ بلکه سناریوهایی هستند که نشان میدهند مسیر آینده میتواند چگونه تغییر کند.
سناریوی اول
در این سناریو، استیبلکوینها و سایر ابزارهای دیجیتال رشد میکنند، اما جای سیستم بانکی موجود را نمیگیرند.
سپردههای بانکی همچنان بخش اصلی پرداختهای روزمره هستند. پول نقد نیز، هرچند با سهمی کمتر، باقی میماند.
در واقع، فناوری وارد سیستم مالی میشود، اما ساختار اصلی آن را از بین نمیبرد.
این شاید سادهترین تصویر از سال ۲۰۳۵ باشد: بانکها همچنان وجود دارند، مردم همچنان حساب بانکی دارند و پرداختها فقط سریعتر و دیجیتالتر شدهاند.
سناریوی دوم
تصویر دوم متفاوت است. اگر شرکتهای بزرگ فناوری و پلتفرمهای پرداخت بتوانند سهم بیشتری از ارتباط مستقیم با مشتریان به دست آورند، ممکن است بانکها به تدریج از بخشی از رابطه روزمره با مشتری فاصله بگیرند.
امروز هم بخش قابلتوجهی از تجربه پرداخت از طریق اپلیکیشنها و پلتفرمهایی انجام میشود که الزاماً بانک نیستند.
اگر این روند ادامه پیدا کند، در سال ۲۰۳۵ ممکن است بسیاری از کاربران بیشتر با یک پلتفرم فناوری سروکار داشته باشند تا با خود بانک.
این مسئله برای بانکهای مرکزی یک سؤال مهم ایجاد میکند:
اگر بخش بزرگی از جریان پول از طریق زیرساخت شرکتهای خصوصی انجام شود، کنترل و حاکمیت پول چگونه حفظ خواهد شد؟
سناریوی سوم
اما شاید جذابترین سناریو همین باشد.تصور کنید در سال ۲۰۳۵ دیگر لازم نباشد برای هر پرداخت، وارد اپلیکیشن بانک شوید.
عامل هوش مصنوعی میتواند قبضها را بررسی کند، زمان پرداخت را تشخیص دهد، هزینههای مختلف را با هم مقایسه کند و طبق قواعدی که صاحب حساب تعیین کرده است، پرداخت را انجام دهد.
در این شرایط، کاربر ممکن است فقط نتیجه را ببیند.
مثلاً به جای اینکه هر ماه چندین قبض را جداگانه پرداخت کند، به عامل هوش مصنوعی اجازه دهد هزینههای مشخصی را تا سقف معین و در شرایط تعریفشده پرداخت کند.
اینجا مفهوم «پول برنامهپذیر» اهمیت پیدا میکند.
پول میتواند بخشی از یک فرایند دیجیتال باشد؛ فرایندی که در آن قرارداد، دارایی، هویت و پرداخت در یک محیط مشترک با یکدیگر ارتباط دارند.
البته این سناریو به معنی آن نیست که هوش مصنوعی قرار است بانکها را حذف کند. سؤال اصلی این است که اگر بخش زیادی از تصمیمها و پرداختهای روزمره توسط نرمافزارها انجام شود، نقش بانک دقیقاً چه خواهد بود؟
نقش بانکها چه میشود؟
پاسخ هنوز روشن نیست. یکی از دیدگاههای مهم در مطالعات BIS این است که پول بانک مرکزی میتواند همچنان نقش «لنگر» سیستم مالی را حفظ کند.
در چنین ساختاری، بانکهای تجاری و شرکتهای خصوصی میتوانند انواع جدیدی از پول و خدمات مالی را عرضه کنند، اما تسویه نهایی همچنان به پول بانک مرکزی متصل باشد.
این مدل در واقع ادامه همان ساختار دو سطحی است که امروز هم وجود دارد؛ بانک مرکزی در لایه پایه قرار دارد و بانکها و مؤسسات مالی در لایه خدمات و ارتباط با مشتری فعالیت میکنند.
تفاوت اینجاست که در آینده، این لایهها ممکن است روی زیرساختهای توکنیزه و قابل برنامهریزی قرار بگیرند.
در این میان، دفترکلهای مشترک هم اهمیت پیدا میکنند. ایده اصلی این است که پول، اوراق بهادار و سایر داراییها بتوانند در محیطی دیجیتالتر و هماهنگتر جابهجا شوند.
چنین تغییری میتواند تسویه معاملات را سریعتر کند و بخشی از فرایندهای پیچیده مالی را خودکار سازد.
اما ریسکهای تازهای هم ایجاد میکند. اگر زیرساخت اصلی سیستم مالی به تعداد محدودی پلتفرم، کد یا شبکه وابسته شود، اختلال در همان زیرساخت میتواند پیامدهای گستردهای داشته باشد.
پول آینده دیده میشود؟
شاید مهمترین تغییر سال ۲۰۳۵ همین باشد. پول ممکن است کمتر از امروز «دیده» شود، اما در تعداد بیشتری از فرایندهای روزمره حضور داشته باشد.
امروز وقتی پولی پرداخت میکنیم، معمولاً متوجه انتقال آن هستیم. اما در یک اقتصاد دیجیتالتر، پرداخت میتواند پشت یک قرارداد، خرید، سرویس آنلاین یا تصمیم یک عامل هوش مصنوعی اتفاق بیفتد.
در چنین شرایطی، مرز میان «پول»، «پرداخت» و «قرارداد» کمرنگتر میشود.
با این حال، یک اصل احتمالاً همچنان پابرجا خواهد ماند: مردم باید به پول اعتماد داشته باشند.
این اعتماد میتواند به بانک مرکزی، بانک تجاری، صادرکننده استیبلکوین یا زیرساختی که تراکنش را انجام میدهد مربوط باشد.
بنابراین، مسئله آینده فقط این نیست که پول دیجیتالتر میشود یا نه. پرسش مهمتر این است که چه کسی زیرساخت پول را کنترل میکند، ریسک آن را میپذیرد و در نهایت اعتماد مردم را حفظ میکند.
سال ۲۰۳۵ ممکن است سالی نباشد که اسکناس ناگهان ناپدید شود یا بانکها یکشبه کنار بروند. تغییر احتمالاً تدریجیتر خواهد بود.
اما اگر روند توکنیزه شدن پول، گسترش پرداختهای برنامهپذیر و ورود عاملهای هوش مصنوعی ادامه پیدا کند، تجربه ما از «پول» میتواند بهطور محسوسی با امروز فرق داشته باشد.
شاید در آن زمان، مهمترین ویژگی پول این نباشد که کجا نگهداری میشود؛ بلکه این باشد که چه کاری میتواند انجام دهد.