از لنجهای جنگزده تا مغازهها و هتلهای بیمشتری؛ جنگ با اقتصاد جنوب چه کرد؟ | مردم جنوب میان گرما و انفجار سرگردانند
به گزارش اقتصادنیوز، در جنوب ایران، شبها گاهی با صدای انفجار تمام میشود و روزها با گرمای نزدیک به ۵۰ درجه آغاز؛ اما برای مردمی که مدتهاست میان ترس، فشار اقتصادی، تعطیلی کسب و کار و خسارت به جادهها و شناورها زندگی میکنند، عجیبترین اتفاق شاید این باشد که صدایِ جنگ هم کمکم به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده است.
اقتصادنیوز: یک کارشناس و مدرس گردشگری میگوید: صنعت گردشگری صنعتی بسیار «ترسو»، ظریف، لطیف و به شدت شکننده است. در دوران کرونا، ما شاهد رتبه اول ضرر و زیانهای مالی در سطح کشور و در کل دنیا بین کسبوکارهای این حوزه بودیم. در شرایط بحرانی مثل جنگ و مسائل امنیتی هم، باز هم صنعت گردشگری معمولاً رتبه یک این ضرر و زیانها را به خود اختصاص میدهد.
«مهدی»، پانزده سال است در بوشهر زندگی میکند و خودش را «ناظر پروژههای تأسیسات آب» معرفی میکند؛ شغلی که باعث شده تقریباً در تمام استان رفتوآمد داشته باشد. وقتی از حالوهوای این روزهای بوشهر میپرسم، او از روزهایی حرف میزند که شدت موج انفجار، خانههای نزدیک فرودگاه را میلرزاند؛ «خانه انگار بیست درجه تکان میخورد. شیشهها میشکست و محال بود کسی خواب بمونه.»
اما به گفته او، صداهای این روزها محدودتر و نقطهایتر شدهاند؛ آنقدر که گاهی مردم صبح از خواب بیدار میشوند و یا از همسایه یا فضای مجازی میشنوند که شب قبل حملهای اتفاق افتاده است.
مردم اینبار شهررا رها نکردند | کمتر کسی چمدان رفتن میبندد
مهدی به خبرنگار اقتصادنیوز میگوید در دور قبلی درگیریها، بخش بزرگی از جمعیت بوشهر شهر را ترک کردند و به روستاهای دورتر رفتند؛ اما حالا کمتر کسی با شنیدن هر صدا چمدان میبندد: «مردم یه جورایی عادت کردن. نمیگم ترس نیست، ولی دیگه مثل قبل واکنش نشون نمیدن. زندگی شخصیشون تا جایی که بشه سر جاشه.»
طبق گزارشهای رسمی، بوشهر طی روزهای اخیر چند بار هدف حمله قرار گرفته است. در حمله بامداد ۲۶ تیر یک نفر مجروح شد، اما مقامهای محلی در چند حمله دیگر، از جمله حمله اول مرداد، از نبود تلفات جانی یا خسارت قابل گزارش خبر دادهاند.
مهدی میگوید نگرانی پنهان مردم بوشهر با نزدیکی شهر به تأسیسات حساس گره خورده است. خودش از روستاهای هلیله و بندرگاه نام میبرد که در نزدیکی نیروگاه اتمی قرار دارند و میگوید میان مردم درباره احتمال وقوع حادثه و نحوه مواجهه با آن صحبت میشود.
توزیع قرص ید بین ساکنان جنوب؟
او همچنین مدعی است که برخی ساکنان امکان دریافت قرص ید را داشتهاند؛ با این حال، این بخش از گفتههای او روایت شخصی است و تا زمان تنظیم این گزارش، تأیید تازه و مستقلی از سوی منابع رسمی درباره توزیع اخیر این قرصها منتشر نشده است.
اما آنچه در پرسشهای مکرر جنوبیها این روزها قطعیتر به نظر میرسد، اضطرابی است که در جملههای روزمره پنهان شده؛ در پرسشهایی مثل «دیشب چیزی شنیدی؟»، «کدوم سمت بود؟» یا «باز قراره بزنن؟». پرسشهایی که شاید چند دقیقه بعد جایشان را به حرف قیمت اجاره، هزینه تعمیر کولر یا عقبافتادن حقوق هم بدهند.
برای مردم جنوب، ترس نظامی تنها نگرانی موجود نیست. نگرانی بعدی ممکن است خاموششدن کولر در گرمای نزدیک به ۵۰ درجه، قطع آب، بستهشدن مسیر رفتوآمد یا از دست رفتن درآمد روزانه باشددر واقع آنها مشکلات دیگرشان حالا به میانه میدان جنگ هم رسیده است.
اهواز؛ شبها انفجار، روزهای گرمای بالای ۵۰ درجه
«رضا»، معلم است و در دانشگاه هم تدریس میکند. او از اهواز جواب تلفن را میدهد؛ شهری که به گفته خودش، این روزها دو وضعیت فوقالعاده را همزمان تحمل میکند: «اینجا دما بالای پنجاه درجه است. از یک طرف گرما، از یک طرف هم انفجارهایی که معمولاً از شب شروع میشه و بعضی وقتها تا صبح ادامه داره مارو اذیت میکنه.»
حملهها این روزها، فقط به اهواز محدود نماندهاند و نام شهرهای مختلف خوزستان مرتب در خبرها تکرار میشود. بهبهان، امیدیه، هندیجان، شادگان، اندیمشک و مناطق اطراف اهواز در روزهای اخیر در گزارشهای رسمی آمدهاند. رضا میگوید: «برای کسی که این صداها رو نشنیده، شاید هر انفجار خیلی عجیب باشه؛ ولی اینجا بعضی صداها برای مردم قدیمی یادآور سالهای دورتره. ولی نسل جدید خیلی وقتها کمتر از ما واکنش نشون میده ولی ما نگران تریم نگران سرمایه و آنچه که داریم، که نکنه یه شبه از بین بره.»
در بامداد دوم مرداد، براساس اعلام معاون امنیتی استانداری خوزستان، حمله به نقاطی در اطراف اهواز چهار جانباخته و پنج مجروح برجای گذاشت. در همان شب نقاطی اطراف اندیمشک و امیدیه نیز هدف قرار گرفتند، اما مقامهای استانی برای آن دو شهر تلفات انسانی اعلام نکردند. همچنین مسئولان گفتهاند طی حدود دو هفته، نقاطی در ۱۲ شهرستان خوزستان هدف حمله قرار گرفتهاند.
یک مادر اهوازی هم به خبرنگار اقتصادنیوز میگوید جمله چیزی نیست از هر جمله دیگری این روزها بیشتر در خانه ما شنیده می شود؛ «جملهای که بزرگترها برای آرامکردن بچهها و گاهی برای آرامکردن خودشان تکرار میکنند، قدیمیترها شاید بیشتر معنی جنگ رو بفهمن و بیشتر نگران بشن، ولی بچهها خیلی وقتها انگار راحتتر از کنار صدا رد میشن.»
کلاسهایی که پشت صفحه تلفن جا ماندند
جنگ برای رضا فقط صدای شبانه نیست؛ مستقیم وارد کارش هم شده است. مدارس و دانشگاهها تعطیل یا مجازی شدهاند، بعضی امتحانها تغییر کرده یا عقب افتادهاند و کلاسهایی که قرار بود حضوری برگزار شوند، پشت صفحه تلفن و لپتاپ ادامه پیدا کردهاند.
او میگوید: «خیلی از کارها کنسل شد. کلاسهایی فوقالعادهای که داشتم نیز از بین رفته و کلاسهای دیگر ما هم تعطیل یا مجازی شدند. دانشگاهها هم تقریباً همین وضعیت رو داشتن. ظاهرش اینه که آموزش ادامه داره، ولی خب کلاس مجازی توی این شرایط، با گرما، اینترنت و اضطراب، مثل کلاس عادی نیست.»
پشت هر کلاس لغوشده فقط برنامه آموزشی وجود ندارد. راننده سرویسی هست که درآمدش کم میشود، بوفهداری هست که مشتری ندارد، مدرس حقالتدریسی هست که نمیداند بابت جلسه برگزارنشده پولی دریافت میکند یا نه و خانوادهای که باید برای اتصال چند فرزند به کلاس آنلاین، اینترنت و وسیله مناسب فراهم کند.فشار جنگ در اینجا بهتدریج از صدای انفجار جدا میشود و شکل اقتصادی پیدا میکند.
فصل کاسبی که شبیه دوران کرونا از دست رفت
در بوشهر، گردشگری عمدتاً در نیمه خنک سال رونق دارد. حمید صاحب کسب و کاری وابسته به صادرات میگوید درآمد اصلی بسیاری از هتلها، اقامتگاهها، مغازهها و فروشندگان محلی به هفتههای پیش و پس از نوروز وابسته است؛ فصلی که امسال به گفته او بهشدت آسیب دید.
حمید امسال را سال کاسبی جنوبیها نمیداند و به اقتصادنیوز میگوید:« مغازهدارها بدبخت شدن. اون یکی دو ماهی که باید کاسبی اصلیشون رو میکردن، مسافر خیلی کم شد. برای بعضیا انگار دوباره کرونا برگشته بود. این فصل رو از دست دادن و باید تا پاییز و زمستون یا حتی سال بعد صبر کنن.»
اقتصادنیوز: رئیس انجمن دفاتر خدمات مسافرت هوایی میگوید: در مسیرهایی مانند تهران–نجف، حتی ارقام بسیار بالایی مانند ۳۵ تا ۴۰ میلیون تومان نیز گزارش شده که نشاندهنده فشار تقاضا در بازار حملونقل هوایی است
حالا در اوج تابستان، اساساً مسافر کمتری راهی بوشهر میشود. گرما بهتنهایی بازدارنده است و ناامنی و خبر حمله نیز همان تعداد محدود سفرهای غیرضروری را هم کمتر کرده است. مسافران عمدتاً کسانیاند که به دلیل کار، خانواده یا ضرورت اداری ناچار به رفتوآمدند.
این کاهش مسافر فقط هتلها را خالی نمیکند؛ از فروش ماهی و خرما و صنایعدستی گرفته تا کرایه تاکسی، رستوران، قایق تفریحی و بازارهای محلی، زنجیرهای از درآمدهای کوچک با کاهش سفر آسیب میبیند.
لنجها و قایقهایی که دیگر فقط ابزار کار نیستند
در هرمزگان، اثر حملهها برای برخی صیادان کاملاً قابل لمس است. براساس گزارش رسمی ۱۷ تیر، در حمله به اسکله صیادی «پشت شهر» یا «پنجپله» در نزدیکی بازار ماهیفروشان بندرعباس، تعدادی شناور و قایق صیادی آسیب دیدند. آسیب به بدنه یک قایق یا تجهیزات آن میتواند به معنی چند هفته بیکاری، هزینه سنگین تعمیر و عقبافتادن قسطها باشد. حتی قایقهایی که مستقیماً آسیب ندیدهاند، ممکن است به دلیل هشدارهای ایمنی، محدودیت تردد، بالا رفتن هزینه سوخت و قطعات یا ترس خدمه، کمتر راهی دریا شوند.
جنگ در چنین نقطهای لزوماً با تخریب یک خانه وارد زندگی نمیشود؛ ممکن است با سوراخشدن بدنه یک قایق، بستهشدن اسکله یا یک تور ماهیگیری که دیگر به آب انداخته نمیشود، خودش را نشان دهد.
حملات اخیر در هرمزگان به مسیرهای ارتباطی نیز خسارت زده است. براساس اعلام استانداری، چند پل در محورهای بندرعباس، بندرخمیر و لار آسیب دیدند و تردد در برخی مسیرها کند یا به مسیرهای جایگزین هدایت شد. ایستگاه انشعاب راهآهن بندرعباس نیز هدف قرار گرفت و دو نفر در آن حادثه مجروح شدند
تا زمان تنظیم این گزارش، یکی از سنگینترین آمارهای رسمی روزهای اخیر مربوط به حملات شامگاه ۲۵ و بامداد ۲۶ تیر در هرمزگان است. مقامهای استانی از جانباختن هشت نفر و مصدومیت ۱۹ نفر خبر دادهاند.
«سامان» کارمند یکی از مجموعههای نفتی در جزیره خارک است. کوتاه و محتاط حرف میزند. او به اقتصادنیوز میگوید رفتوآمد شناورهای مسافری برقرار است، مردم در جزیره حضور دارند و کارها تا حد زیادی ادامه پیدا کرده است: «بعد از اتفاقات اخیر، فعلاً شرایط ثابته. مردم هستن، شناورها رفتوآمد دارن و زندگی متوقف نشده.»
در روایت او خبری از جملههای بلند و توصیفهای ترسناک نیست. همین کوتاهی شاید بخشی از روحیه محیطهای صنعتی باشد؛ جایی که کار باید در هر شرایطی ادامه پیدا کند، شیفت بعدی باید سر وقت برسد و چرخه تولید نباید متوقف شود.
اما «برقرار بودن» به معنای نبود نگرانی نیست. برای کارگری که با شناور میان خارک و بوشهر رفتوآمد میکند، هر اختلال در مسیر دریایی میتواند به معنی دیر رسیدن به خانه یا محل کار باشد. برای خانوادهای که یکی از اعضایش در جزیره کار میکند، هر خبر تأییدنشده درباره انفجار، چند تماس بیپاسخ و ساعتها اضطراب به همراه دارد.
در روایت مردم جنوب، زندگی متوقف نشده است. کولرها روشناند، شناورها حرکت میکنند، بعضی مغازهها بازند و خانوادهها هنوز عصرها دور هم مینشینند. اما زیر این تصویر ظاهراً عادی، لایهای از فرسودگی دیده میشود.
مردم باید همزمان هزینه برق و تعمیر کولر را بدهند، با تورم و کاهش مشتری کنار بیایند، خبر حملهها را دنبال کنند، نگران بستهشدن جادهها و اسکلهها باشند و هر صدای ناگهانی را در ذهنشان تفسیر کنند. «انفجار بود یا صدای پدافند؟ دور بود یا نزدیک؟ خبری شده یا نه؟»
شاید جنگ در جنوب همیشه با خیابانهای خالی دیده نشود. گاهی خودش را در مسافرخانه بدون مسافر، کلاس تعطیلشده، مغازه کممشتری، قایق آسیبدیده، جاده بسته و کودکی نشان میدهد که دیگر با شنیدن صدای مهیب از خواب نمیپرد.
عادتکردن مردم به صداها، نشانه بیاثر بودن جنگ نیست؛ شاید نشانه طولانیشدن اضطراری باشد که دیگر فرصت نمیکند هر بار چهرهاش را نشان دهد. در جنوب، زندگی ادامه دارد؛ «میان هوای شرجی، صدای کولر، انفجارهای دور و حسابوکتاب آخر ماه.»
ارسال نظر