ترامپ، لوپن و فاراژ؛ سیاستمدارانِ پوپولیست از «ژست قربانی بودن» برای حفظ قدرت بهره میبرند | آزمون پوپولیسم در اروپا!
به گزارش اقتصادنیوز، سیاستمداران پوپولیست در جناحهای راست و چپ جهان به تدریج به یک ویژگی مشترک دست یافتهاند؛ رویکردی که به نظر میرسد بیش از آنکه به نفع رایدهندگان باشد، به بقای سیاسی خودشان کمک میکند.
هر زمان که رسوایی یا اتهامی متوجه آنها میشود، این اتفاق را نه نشانهای از خطا یا ضعف خود، بلکه مدرکی تازه برای اثبات ادعایشان میدانند؛ اینکه شبکهای پنهان از نخبگان سیاسی و ساختارهای قدرت موسوم به دولت پنهان در تلاش است صدای مردم را خاموش کند و مانع تغییرات سیاسی شود.
سیانان در گزارشی نوشت: در دو سوی اقیانوس اطلس، سیاستمداران این روزها گویی از خود میپرسند: اگر ترامپ بود، چه میکرد؟ در ایالت مین آمریکا، گراهام پلاتنر، نامزد سابق دموکراتها برای مجلس سنا، پس از فروپاشی کارزار انتخاباتیاش در پی اتهامهای مربوط به تجاوز جنسی و خشونت در روابط عاطفی( اتهاماتی که آنها را رد میکند) مدعی شد رهبران حزب دموکرات برای نابودی جنبش مترقی او توطئه کردهاند.
در بریتانیا، نایجل فاراژ، رهبر شناختهشده برگزیت، در پی پرسشهایی درباره منابع مالی شخصیاش از کرسی پارلمان استعفا داد. او این پرونده را ترفندی از سوی نظام حاکم توصیف کرد و تصمیم گرفت قضاوت درباره رفتار خود را به رأی مردم واگذار کند. انتخابات میاندورهای پیش رو نیز ابعادی عجیب پیدا کرده، چرا که یکی از رقبای اصلی او ممکن است فردی باشد که با لباس سطل زباله در رقابت شرکت میکند.
در فرانسه هم مارین لوپن، رهبر راست افراطی، اعلام کرده با وجود محکومیت قضایی و استفاده از پابند الکترونیکی، در انتخابات ریاستجمهوری سال آینده شرکت خواهد کرد. دادگاه تجدیدنظر فرانسه حکم محکومیت او، حزب اجتماع ملی و ۱۱ مقام ارشد این حزب را به دلیل اختلاس میلیونها یورو از منابع عمومی برای پرداخت حقوق کارکنان حزبی تأیید کرده است. لوپن نیز همانند ترامپ این پرونده را شکار جادوگران توصیف میکند.
وقتی بحران شخصی به ابزار سیاسی تبدیل میشود
منطق مشترک پوپولیستها این است که مشکلات و اتهاماتشان در واقع حقانیت آنها را ثابت میکند. از نگاه آنان، مخالفت نهادهای رسمی نشان میدهد که طرحی رادیکال برای تغییر ساختار قدرت دارند و همین موضوع باعث شده دستگاههای سیاسی برای حذف آنها بسیج شوند.
در برخی موارد حتی اتهامهای قضایی و سیاسی میتواند به تقویت محبوبیت پوپولیستها کمک کند؛ زیرا حامیانشان این اتهامها را نشانهای از مبارزه با نظم موجود تلقی میکنند.
اقتصادنیوز: جیدی ونس معاون اول ترامپ در کتاب جدید خود از بحران هویت آمریکا، افول مسیحیت، مهاجرت، جنگ فرهنگها و آینده تمدن غرب سخن میگوید. آیا معاون دونالد ترامپ به دنبال تعریفی تازه از هویت آمریکاست؟
خشم عمومی؛ سوخت اصلی جنبشهای پوپولیستی
البته نمیتوان انکار کرد که بسیاری از این رهبران بر موج نارضایتیهای واقعی اجتماعی سوار شدهاند.
دونالد ترامپ در مراسم تحلیف نخست خود در ژانویه ۲۰۱۷، در حالی که در میان چهرههای برجسته سیاسی، اقتصادی و امنیتی آمریکا ایستاده بود، یکی از مشهورترین توصیفهای خود از پوپولیسم را ارائه داد: برای مدت طولانی، گروه کوچکی در پایتخت کشور از مزایای حکومت بهره بردند، در حالی که مردم هزینه آن را پرداخت کردند. واشنگتن شکوفا شد اما مردم سهمی از این ثروت نداشتند. سیاستمداران ثروتمندتر شدند اما مشاغل از بین رفتند و کارخانهها تعطیل شدند.
تقریبا همه پوپولیستهای مدرن از همین احساس نارضایتی عمومی بهره میگیرند. آنها استدلال میکنند که جهانیسازی طبقهای جدید از نخبگان ثروتمند را ایجاد کرده که قدرت و ثروت را بیش از پیش در اختیار گرفتهاند.
در جناح راست، چهرههایی مانند ترامپ، لوپن و فاراژ همچنین از نگرانیهای مربوط به مهاجرت برای بسیج افکار عمومی استفاده کردهاند. این سه سیاستمدار سالها برای ساختن جنبشهای خود زمان صرف کردند و در حالی که دولتهای مرکزی با مشکلات متعدد دستوپنجه نرم میکردند، اهمیت موضوعاتی را تشخیص دادند که میتوانستند به نیرویی سیاسی تبدیل شوند.
چپ پوپولیست هم به دنبال راه ترامپ؟
در آمریکا، دموکراتها هنوز در جستوجوی جانشینی برای برنی سندرز هستند؛ سناتور مستقل ایالت ورمونت که در دو رقابت ناموفق ریاستجمهوری، با شعارهای اقتصادی پوپولیستی موفق شد جنبشی قدرتمند در میان مترقیها ایجاد کند.
گراهام پلاتنر تا پیش از رسوایی اخیر، برای بسیاری از فعالان چپ نماد نسل جدیدی از سیاستمداران ضدساختار تلقی میشد. او توانسته بود نارضایتی بخشی از فعالان حزب دموکرات از رهبران میانهرو را نمایندگی کند و بحثی جدی درباره امکان ظهور نسخهای ترامپی در اردوگاه دموکراتها به راه اندازد.
بازگشت قدرتمند موج پوپولیسم
موج پوپولیستی که با رای بریتانیا به خروج از اتحادیه اروپا در سال ۲۰۱۶ اوج گرفت و پس از شکست ترامپ در انتخابات ۲۰۲۰ تا حدی فروکش کرد، اکنون بار دیگر با قدرت در دو سوی اقیانوس اطلس در حال گسترش است.
این روند با حمایت آشکار چهرههایی همچون جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، تقویت شده و از سوی دیگر از نارضایتی فزاینده رأیدهندگان در آمریکا، فرانسه، بریتانیا و آلمان نسبت به سیاستمداران میانهرو نیرو میگیرد؛ سیاستمدارانی که بارها وعده تغییر دادهاند اما نتوانستهاند انتظارات عمومی را برآورده کنند.
با این حال، واکنش سریع رهبران پوپولیست به هر بحران شخصی و تبدیل آن به روایتی از قربانی بودن نگرانیهایی را ایجاد کرده است.
سوال اساسی اینجاست: «آیا این رهبران واقعا برای رفع ناامیدی و مشکلات هواداران خود مبارزه میکنند یا از خشم عمومی نسبت به ساختارهای سیاسی برای پنهان کردن ضعفهای خود و دستیابی به قدرت بیشتر بهره میبرند؟»
ترامپ؛ استاد تبدیل پرونده قضایی به سرمایه سیاسی
دونالد ترامپ نشان داد که چگونه میتوان روایت تعقیب سیاسی را به سوختی قدرتمند برای یک کارزار انتخاباتی تبدیل کرد.
او در سال ۲۰۲۴، در حالی که با چندین پرونده کیفری و حقوقی مواجه بود و همه اتهامها را رد میکرد، خود را نماینده خشم رأیدهندگان علیه طبقه حاکم معرفی کرد.
این استراتژی باعث شد حزب جمهوریخواه دوباره پشت سر او متحد شود و رقابتهای مقدماتی حزب عملا به سود او پایان یابد. ترامپ در کنفرانس اقدام سیاسی محافظهکاران در مارس ۲۰۲۳ گفته بود: من انتقام شما هستم.
سقوط پلاتنر؛ وقتی فرمول ترامپ جواب نمیدهد
گراهام پلاتنر که خود را یک کارگر ساده صنعت صدفپروری و کهنهسرباز نیروی دریایی معرفی میکرد، برای بسیاری از مترقیها چهرهای اصیل و متفاوت به شمار میرفت.
او تلاش کرد همانند ترامپ، انتقادها و حاشیههای پیرامون خود را بخشی از توطئهای بزرگتر برای جلوگیری از موفقیت جنبش سیاسیاش جلوه دهد. اما برخلاف ترامپ، نتوانست از این بحران جان سالم به در ببرد.
او پس از آنکه زنی در گفتوگو با سیانان و پولیتیکو مدعی شد حدود پنج سال پیش در جریان یک رابطه عاطفی مورد تجاوز او قرار گرفته است، از رقابت سنا کنارهگیری کرد. پلاتنر این اتهام را رد میکند.
با این حال، او علت کنارهگیری خود را نه پاسخگویی در برابر افکار عمومی، بلکه فشار ساختار سیاسی آمریکا دانست و گفت: مشکل فقط اتهامهای دروغین نیست. مشکل این است که ساختار سیاسی از این اتهامها برای اعمال فشار بر ما استفاده میکند. این نظام سیاسی برای مردم عادی ساخته نشده؛ سیستمی است که طوری طراحی شده تا جنبشهایی مانند ما نتوانند رشد کنند.
با وجود این، منتقدان میگویند چنین روایتی گمراهکننده است؛ زیرا پایان کارزار او نتیجه افشای اتهامهای مطرحشده از سوی دو زن بود، نه یک توطئه سازمانیافته.
فاراژ؛ نبرد با «تشکیلات حاکم»
نایجل فاراژ هم امکان هرگونه تخلف را رد میکند. رهبر حزب اصلاح بریتانیا از سوی برخی ناظران به عنوان نخستوزیر احتمالی آینده این کشور معرفی میشود.
با این حال او اکنون با اتهام عدم اعلام میلیونها پوند هدیه دریافتی از حامیان ثروتمند روبهرو است. این پرونده در دست بررسی نهاد ناظر بر استانداردهای پارلمان بریتانیاست.
فاراژ تلاش میکند انتخابات میاندورهای حوزه انتخابیه خود را به نبردی میان «مردم» و «ساختار قدرت» تبدیل کند.
او گفته است: این انتخابات، رویارویی مردم با نظام حاکم خواهد بود.
فاراژ همچنین از رایدهندگان خواسته است با رای خود کل تشکیلات سیاسی را تحقیر کنند و همانند ترامپ خطاب به هوادارانش گفته است: اگر من پیروز شوم، شما پیروز شدهاید.
لوپن؛ آخرین تلاش برای رسیدن به الیزه
مارین لوپن نیز مانند فاراژ معتقد است که سرنوشت او باید در نهایت توسط مردم تعیین شود. او تلاش میکند میان مشکلات حقوقی خود و مشکلات اقتصادی و اجتماعی مردم فرانسه پیوند برقرار کند.
لوپن در گفتوگویی تلویزیونی گفت: فرانسویهای زیادی با دشواریها دستوپنجه نرم میکنند و ما هم با دشواری روبهرو هستیم. این آزمونها ما را قویتر کردهاند.
لوپن که از پیشگامان جریان پوپولیستی اروپا محسوب میشود، سالها تلاش کرده چهرهای معتدلتر از جنبش راست افراطی به ارث رسیده از پدرش، ژانماری لوپن، ارائه دهد.
او اکنون برای چهارمین بار وارد رقابت ریاستجمهوری میشود و شاید بهترین فرصت خود برای رسیدن به قدرت را در اختیار داشته باشد. شباهت دیگر او با ترامپ هم قابل توجه است؛ اگر در انتخابات سال آینده پیروز شود، مصونیت ریاستجمهوری میتواند بسیاری از مشکلات حقوقی باقیمانده را عملاً بیاثر کند.
آزمون پوپولیسم در اروپا
انتخابات آینده در بریتانیا و فرانسه نشان خواهد داد که آیا فاراژ و لوپن میتوانند همانند ترامپ از بحرانهای شخصی و پروندههای قضایی عبور کنند یا نه.
ترامپ در مراسم تحلیف سال ۲۰۱۷ گفته بود: ساختار قدرت از خودش محافظت کرد، نه از شهروندان کشور.
اما اکنون، یک دهه بعد، منتقدان میگویند بسیاری از رهبران پوپولیست متهماند جنبشهایی را که مدعی دفاع از مردم هستند، بیش از هر چیز برای محافظت از خودشان به کار گرفتهاند.