هشدار درباره از سرگیری حملات آمریکا به ایران/ ساداتیان: اگر ایران را به خاموشی فرو ببرید، کل منطقه را به خاموشی فرو میبریم
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از خبرآنلاین، سیدجلال ساداتیان، کاردار پیشین ایران در انگلستان اظهار داشت: «آمریکا اکنون تحت فشارهای افکار عمومی داخل آمریکا، فشارهای افکار عمومی سایر کشورها و همچنین فشار کشورهای عربی منطقه قرار دارد. یعنی ترامپ تهدید کرده بود که حمله میکند، ایران را هدف قرار میدهد و زیرساختهای ایران را از بین میبرد. ایران نیز متقابلاً گفت: بسیار خوب، تو حمله کن، من هم حمله میکنم. اگر قرار باشد ایران را به خاموشی فرو ببرید، من کل منطقه را به خاموشی فرو میبرم.»
بعد از انتخابات آمریکا، ممکن است وارد درگیری شویم/ اگر ایران را به خاموشی فرو ببرید، کل منطقه را به خاموشی فرو میبریم
در کوتاهمدت، حداقل تا انتخابات میاندورهای آمریکا، ترامپ به شکلهای مختلف تلاش میکند این مسئله را مدیریت کند تا در شرایط فعلی درگیری گسترده ایجاد نشود؛ اما در بلندمدتتر، باید دید تدارکاتی که او میخواهد انجام دهد، تا کجای داستان شکل میگیرد و کدامیک از این تدارکات فراهم میشود.
مساله اول این است که کنگره آمریکا پیش از این به قطعنامههایی برای سلب اختیار ادامه جنگ از رئیس جمهور رای دادهاست.
نکته دوم، گزارشهایی است که پنتاگون ارائه کرده مبنی بر اینکه تسلیحات آمریکا وضعیت مناسبی ندارد؛ یعنی موشکهایی که استفاده کردهاند، ساختشان زمانبر است و جابهجایی آنها از کره جنوبی، ژاپن و هر جای دیگر نیز هر کدام مسائل خاص خود را برای آنها خواهد داشت و بهخصوص در ارتباط با مسئله چین، با مشکلات جدی مواجه هستند.
نکته دیگر، گزارشهایی است که نهادهای نظامی و امنیتی آمریکا ارائه کردهاند مبنی بر اینکه استمرار جنگ با ایران خطرات و مسائل جدی دارد. ضمن اینکه ایران نیز در برابر این اقدامات تقابل کرد؛ یعنی هم پایگاه آنها را در اردن هدف قرار داد و هم به نیروهایی که در اقلیم کردستان تجمیع شده بودند، تا حد زیادی لطمه وارد کرد.
اینها قضایایی است که ترامپ را به تردید جدی انداخته است. حتی شاهد بحثها و تعارضهای آنها با یکدیگر نیز بودهایم. به زبان عامیانه، در واشنگتن دو دسته متفاوت با یکدیگر سرسنگین شدهاند و علیه یکدیگر، به قول معروف، بار میکنند؛ بیشتر ترامپ و دیگران علیه یکدیگر.
پس معلوم میشود که آمریکا اکنون تحت فشارهای افکار عمومی داخل آمریکا، فشارهای افکار عمومی سایر کشورها و همچنین فشار کشورهای عربی منطقه قرار دارد. یعنی ترامپ تهدید کرده بود که حمله میکند، ایران را هدف قرار میدهد و زیرساختهای ایران را از بین میبرد. ایران نیز متقابلاً گفت: بسیار خوب، تو حمله کن، من هم حمله میکنم. اگر قرار باشد ایران را به خاموشی فرو ببرید، من کل منطقه را به خاموشی فرو میبرم.
کشورهای عربی نیز، به تعبیر بنده، گفتند که ما در یک هاله شیشهای قرار داریم و اگر مورد حمله قرار بگیریم، مشکلات جدی برای ما ایجاد خواهد شد؛ بنابراین، از انجام چنین اقدامی جلوگیری کنید.
پس میبینید که ترامپ از جهات مختلف تحت فشار است. نه اینکه اکنون نتواند حمله هوایی انجام دهد و نه اینکه نتواند از کشتیها و ناوگان دریایی خود موشک شلیک کند، اما اکنون میبینیم که هر یک از این اقدامات با واکنشهایی از سوی ایران روبهرو میشود. توان ایران نیز، بر اساس آن چیزی که او ادعا میکند، از بین نرفته است؛ ایران همچنان قدرت نظامی دارد و به همین دلیل، او تا حدودی در حال تحمل این وضعیت است.
این نکته اول ماجراست. نکته دیگر این است که گزارشاتی که از داخل ایران به او میدهند، حاکی از آن است که وضعیت اقتصادی ایران به هم ریخته است و تسلیم خواهد شد و از پا میافتد. او حالا به جای وزیر خارجه و وزیر جنگ، سکان کار را به وزیر خزانهداری خود دادهاست؛ یعنی کسی که میخواست از طریق آنها مسئله را به پیش ببرد، اکنون سکان کار را به کسانی داده است که فشارهای اقتصادی را افزایش دهند. شاید مردم کلافه شوند، به خیابان بریزند، اوضاع را به هم بزنند و شرایط را کاملاً برای آنها آماده کنند. سپس اگر در قدمهای آخر، یک حمله نظامی نیز مورد نیاز باشد، اقدام نظامی را انجام دهند.
اما بیشتر این بنیان را از طریق محاصره دریایی، تشدید تحریمها و فشارهای زمانی دنبال میکنند. ضمن اینکه از یک طرف، خودشان نیز برای تدارکات خاص خود به این زمان نیاز دارند و از طرف دیگر، این زمان میتواند به زیان ایران عمل کند.
این سناریویی است که به نظر میرسد در این چارچوب و در این مسیر حرکت میکنند. در نتیجه، به همان جمله اولی که عرض کردم میرسم؛ اینکه در کوتاهمدت، جنگ را محتمل نمیدانم، ولو اینکه این تهدیدها وجود دارد. اما بعد از انتخابات و تا آن مقطع، بسته به شرایطی که ترامپ و ایالات متحده آمریکا داشته باشند، ممکن است وارد درگیری شویم.
ترامپ به لحاظ کیش شخصیتی که دارد، نمیخواهد بپذیرد که به پیروزی نرسیده و بلکه شکست خورده است. اولاً ما میگوییم که به پیروزی نرسیده و ثانیاً شکست خورده است، اما او نمیخواهد این مسئله را بپذیرد و در نتیجه، به دنبال چیزی است که بتواند آن را به عنوان پیروزی ارائه کند.
یک نکته دیگر نیز در این قضیه وجود دارد که عدهای آن را تحلیل میکنند و آن، مسئله ژئوپلیتیک است. برخی معتقدند تمام این حرفهایی که مطرح میشود، به این دلیل است که ایالات متحده آمریکا از نظر ژئوپلیتیکی نیاز دارد در این منطقه مسلط باشد؛ وگرنه همه چیز را به چین میبازد، دنیا را میبازد و اروپاییها نیز قد علم میکنند؛ کمااینکه در ماجرای جنگ ۴۰ روزه و پس از آن، اروپاییها همراهی نکردند و بلکه ندای استقلال سر دادند.
چینیها نیز از این ماجرا بسیار خوشحال هستند و روسها هم به دلیل درگیریهایی که با اوکراین دارند، از این وضعیت استقبال میکنند. این موارد را نیز به شرایط قبلی که خدمت شما عرض کردم اضافه کنید؛ اینکه ترامپ وضعیت خوبی ندارد و ایالات متحده آمریکا نیز بر مبنای شرایط فعلی، وضعیت مطلوبی ندارد.
ولو اینکه خواستههای آنها همان چیزی باشد که بسیاری از تحلیلگران نیز بهدرستی مطرح میکنند؛ یعنی میخواهند بر ژئوپلیتیک این منطقه مسلط باشند، میخواهند پیروزیهایی به دست آورند و میخواهند آن کیش شخصیتی خود را تقویت کنند. همه اینها میتواند درست باشد، اما مسئله این است که آیا امکان واقعی تحقق آن را در اختیار دارند یا خیر؛ اینجا محل بحث است.