پوتین و پایان جنگ ایران؛ روسیه میتواند «میانجی اصلی» مذاکرات باشد؟ | کرملین در کدام بخش مذاکرات میتواند نقش ایفا کند؟
به گزارش اقتصادنیوز، ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، میگوید مسکو آماده است برای پایان دادن به جنگ ایران هر کاری از دستش برمیآید انجام دهد. این موضعگیری فرصتی برای کرملین فراهم کرده است تا خود را بهعنوان بازیگری دیپلماتیک در یکی از حساسترین بحرانهای خاورمیانه مطرح کند. با این حال، دیدار پوتین با مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، در ترکمنستان این پرسش اساسی را پیش کشیده است که آیا روسیه میتواند با توجه به روابط نزدیک با تهران، برای پایان درگیری موثر عمل کند؟
المانیتور در گزارشی نوشت: پوتین روز پنجشنبه، در حاشیه نشست کشورهای مستقل مشترکالمنافع، گفت روسیه آماده است برای حلوفصل دیپلماتیک مناقشه هر کاری از دستش برمیآید انجام دهد. به گزارش رسانههای روسی، او همچنین تاکید کرد که ایران برای پایان دادن به جنگ تلاشهای واقعی انجام میدهد و آغاز درگیریها را نمیتوان تقصیر تهران دانست.
اقتصادنیوز: نشست ترامپ و شی نتوانست محاسبات بنیادی چین درباره ایران را تغییر دهد. هرچه جنگ طولانیتر شده، پکن بیشتر به این نتیجه رسیده که ایران، حتی در شرایط تضعیفشده، همچنان بازیگری است که کنار گذاشتنش برای چین هزینه بیشتری از حفظ رابطه با آن دارد.
مسعود پزشکیان هم بر آمادگی ایران برای مذاکره با ایالات متحده تاکید کرد. به گزارش خبرگزاری دولتی ایرنا، رئیسجمهور ایران گفت: ما از میز مذاکره کنار نخواهیم رفت.
این اظهارات هم ظرفیتهای دیپلماتیک روسیه را نشان میدهد و هم محدودیتهای آن را آشکار میکند. مسکو بهواسطه روابط نزدیک با رهبران ایران، دسترسی نسبتا آسانی به مقامهای تهران دارد و با بازیگران مختلف خاورمیانه نیز ارتباطات دیپلماتیک خود را حفظ کرده است. روسیه میتواند پیشنهادها را منتقل کند، مواضع ایران را برای طرفهای دیگر توضیح دهد و در شکلگیری یک توافق احتمالی نقش داشته باشد. با این حال، چنین امتیازهایی لزوما به این معنا نیست که کرملین میتواند واشنگتن را به تغییر خواستههایش وادار کند یا اسرائیل را از حملات بیشتر بازدارد.
دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا، روز پنجشنبه در پیامی در شبکه اجتماعی تروث سوشال، گفتوگوها با تهران را سازنده توصیف کرد و احتمال حمله جدید آمریکا پیش از انتخابات میاندورهای سوم نوامبر را منتفی دانست. با وجود این، اختلاف بر سر برنامه هستهای ایران، آینده تنگه هرمز و شرایط پایان دادن به درگیریها همچنان پابرجاست.
بنابراین، فرصت دیپلماتیک برای پیشبرد مذاکرات وجود دارد، اما موانع رسیدن به توافق نیز همچنان جدی است.
شراکت دفاعی ایران و روسیه چه مشخصاتی دارد؟
مهمترین و فوریترین ابزار روسیه برای اثرگذاری بر تحولات جنگ، روابط نزدیک این کشور با تهران است. همکاریهای دو طرف در سالهای اخیر گسترش یافته و در نهایت، به امضای معاهده مشارکت جامع راهبردی در ژانویه ۲۰۲۵ منجر شده است؛ توافقی که در اواخر همان سال اجرایی شد.
این معاهده حوزههای امنیتی، انرژی، حملونقل و همکاریهای فنی و نظامی را در بر میگیرد. با این حال، توافق تهران و مسکو یک پیمان دفاع متقابل نیست. بر اساس مفاد آن، هیچیک از دو کشور ملزم نیست برای دفاع نظامی از دیگری وارد جنگ شود. در واقع، این توافق چارچوبی برای گسترش همکاریها فراهم میکند، بدون آنکه روسیه را به مداخله نظامی به نفع ایران متعهد سازد.
از همین رو، تهران باید ارزیابی کند که حمایت مسکو در عمل تا چه اندازه میتواند به کمک آن بیاید. روسیه حملات را محکوم میکند، از ایران در عرصه دیپلماتیک حمایت میکند و میتواند زمینه گفتوگوها را فراهم سازد، اما قادر نیست تضمین کند که ایالات متحده یا اسرائیل از حملات بعدی خودداری خواهند کرد. از سوی دیگر، ادامه جنگ روسیه در اوکراین نیز توان مانور کرملین را محدود کرده و پذیرش مخاطرات نظامی بیشتر را برای این کشور دشوارتر ساخته است.
بنابراین، روابط نزدیک تهران و مسکو لزوما به پوتین اهرم فشاری نمیدهد که بتواند با استفاده از آن، رهبران ایران را به پذیرش امتیازهای موردنظر طرف مقابل وادار کند. این روابط همچنین بهخودیخود دلیل قانعکنندهای در اختیار واشنگتن قرار نمیدهد تا نقش محوری مذاکرات را به روسیه بسپارد.
سابقه تحولات جنگ کنونی نیز تفاوت میان روابط دوستانه و میانجیگری مؤثر را نشان میدهد. پاکستان و قطر، در کنار دیگر بازیگران، در تلاشها برای تسهیل دیپلماسی حضور داشتهاند. روسیه هم ممکن است بتواند در پشت صحنه به پیشبرد مذاکرات کمک کند، اما اعلام آمادگی مسکو به این معنا نیست که واشنگتن و تهران آن را بهعنوان میانجی پذیرفتهاند.
روسیه در کدام بخش مذاکرات میتواند نقش ایفا کند؟
اگر مذاکرات بار دیگر بر محدودیتهای هستهای ایران و ترتیبات فنی متمرکز شود، روسیه ممکن است نقش مشخصتر و عملیتری پیدا کند.
در جریان مذاکراتی که به توافق هستهای سال ۲۰۱۵ منجر شد، مسکو در اجرای یکی از بندهای مهم توافق مشارکت داشت و پذیرفت بخشی از ذخایر اورانیوم غنیشده ایران را تحویل بگیرد. این تجربه میتواند به روسیه در طراحی و اجرای مصالحههای هستهای اعتبار و تخصص لازم را بدهد.
با این حال، نمیتوان شرایط توافق سال ۲۰۱۵ را با وضعیت کنونی یکسان دانست. آن توافق حاصل مذاکرات ائتلاف گستردهای از بازیگران بینالمللی بود و روسیه بهتنهایی آن را پیش نبرد. افزون بر این، جنگ کنونی بیاعتمادی میان طرفها را عمیقتر کرده است. وضعیت ذخایر باقیمانده اورانیوم با غنای بالای ایران و آینده برنامه غنیسازی این کشور نیز همچنان از موضوعات مناقشهبرانگیز به شمار میرود.
مسکو همچنین میتواند به حفظ ارتباط میان تهران و دیگر دولتهای منطقه کمک کند. روابط روسیه با کشورهای حاشیه خلیج فارس و ترکیه، دامنه فعالیت دیپلماتیک این کشور را فراتر از مناسبات دوجانبه با ایران گسترش میدهد. چنین ظرفیتی ممکن است در گفتوگوها درباره امنیت دریایی، کاهش تنشها و جلوگیری از آغاز دوباره درگیریها مفید باشد.
در واقع، ارزش روسیه شاید کمتر در تحمیل یک توافق و بیشتر در فراهم کردن شرایط لازم برای دستیابی به آن باشد. اگر مذاکرات تهران و واشنگتن بر سر ترتیب اجرای تعهدات و امتیازهای متقابل به بنبست برسد، مسکو میتواند راهحلهای فنی را بررسی کند، پیشنهادها را بهصورت محرمانه میان طرفها انتقال دهد یا در تدوین سازوکارهایی برای راستیآزمایی تعهدات محدود مشارکت داشته باشد.
حضور روسیه همچنین میتواند برای تهران یک کانال دیپلماتیک ایجاد کند که صرفا به دولتهای غربی وابسته نباشد. البته همه این موارد ظرفیتهای بالقوهاند و به معنای آن نیستند که مسکو تاکنون توانسته است جایگاه میانجی را میان دو طرف به دست آورد.
ارتباطات روسیه با بازیگران خارج از ایران نیز ممکن است به این کشور کمک کند، اما این مزیت هم تضمینشده نیست. دولت روسیه با اسرائیل و کشورهای خلیج فارس روابط دیپلماتیک دارد و از این طریق میتواند نگرانیهای طرفها را منتقل کند و امکانپذیری ترتیبات احتمالی را بسنجد.
با این حال، اسرائیل و کشورهای عربی منطقه محاسبات امنیتی خاص خود را دارند و روسیه نمیتواند تضمین کند که آنها توافقی را بپذیرند که از نگاه تهران عادلانه باشد.
از این رو، واقعبینانهترین نقش مسکو احتمالا نقشی تدریجی و محدود خواهد بود: باز نگه داشتن کانالهای ارتباطی، سنجیدن پیشنهادها و کمک به تدوین ترتیبات فنی یا منطقهای پس از آنکه طرفهای اصلی بر سر چارچوب سیاسی توافق کردند. چنین تلاشهایی در صورت توقف مذاکرات مستقیم میتواند اهمیت پیدا کند، اما موفقیت آنها به این بستگی دارد که واشنگتن و تهران مشارکت روسیه را برای پیشبرد منافع خود مفید بدانند.
محاسبات کرملین؛ میان فرصتهای اقتصادی و منافع منطقهای
کرملین محاسبات راهبردی خاص خود را دارد. تداوم بیثباتی در خاورمیانه میتواند فرصتهایی برای روسیه ایجاد کند؛ از جمله افزایش درآمدهای نفتی در صورت بالا رفتن قیمتها. با این حال، طولانی شدن بحران ممکن است منافع گستردهتر منطقهای مسکو را نیز تهدید کند.
در نتیجه، فرصتهای احتمالی ناشی از جنگ بهتنهایی تعیین نمیکنند که روسیه تا چه اندازه برای پایان دادن به آن تلاش خواهد کرد. مسئله اصلی این است که آیا مسکو میتواند روابط خود با ایران را به پیشرفتی ملموس تبدیل کند؛ پیشرفتی که طرفهای درگیر بدون کمک روسیه قادر به دستیابی به آن نباشند.
اظهارات پزشکیان در ترکمنستان نشان میدهد که تهران میخواهد گزینههای دیپلماتیک خود را باز نگه دارد، اما در عین حال بر این موضع پافشاری میکند که هرگونه توافق باید حقوق ایران را تضمین کند و به جنگ پایان دهد.
پوتین پیشنهاد کمک داده است، اما هنوز مشخص نیست که واشنگتن تا چه اندازه خواهان مشارکت اوست، ایران برای فاصله گرفتن از مواضع اعلامشده خود و پذیرش امتیازهای احتمالی تا چه حد آمادگی دارد و روسیه اساسا میتواند شکاف عمیق اعتماد میان دو طرف را کاهش دهد یا نه.
مسکو برای اثرگذاری بر روند تحولات لزوما نباید به میانجی اصلی تبدیل شود. با این حال، اگر نتواند ارتباطات دیپلماتیک را به پیشرفت عملی و قابل اندازهگیری تبدیل کند، پیشنهاد پوتین ممکن است در حد اعلام همبستگی سیاسی باقی بماند؛ موضعی که با ایفای نقشی مؤثر در پایان دادن به جنگ فاصله زیادی دارد.