هسته تورم داغ شد | هشدار درباره ماندگاری فشار قیمتها | «نقدینگی» و «جنگ» فشار قیمتها را ماندگار کردهاند
به گزارش اقتصادنیوز، تورم هسته در سادهترین تعریف، تلاشی است برای جدا کردن نوسانات موقت و شدید قیمتها از روند پایدارتر تورم. در این محاسبه، بهجای اینکه فقط به تورم کل نگاه کنیم، بررسی میشود اگر اثر برخی اقلام پرتلاطم را کنار بگذاریم، قیمتها در بخشهای مختلف اقتصاد با چه سرعتی در حال افزایشاند. به همین دلیل، تورم هسته میتواند تصویر دقیقتری از فشارهای تورمی ماندگار و مسیر احتمالی تورم در آینده ارائه کند.
پژوهشکده پولی و بانکی که بازوی تحقیقاتی بانک مرکزی به حساب میآید محاسبات مربوط به تورم هسته را تا فروردین 1405 انجام داده که در این گزارش روند آن از فروردین 1404 مورد واکاوی قرار گرفته است.
تورم هسته زیر سایه تشدید فشارهای تورمی
روند تورم در ماههای اخیر نشان میدهد مسئله دیگر صرفا افزایش قیمت چند گروه خاص نیست؛ بلکه فشار تورمی به تدریج به بخشهای مختلف سبد مصرفی خانوار سرایت کرده است. نمودار تورم ماهانه در سال ۱۴۰۴ و فروردین ۱۴۰۵ نیز همین تصویر را تأیید میکند. هر سه سنجه تورم هسته، یعنی میانگین وزنی، میانگین کوتاهشده و روش حذفی، در کنار تورم کل حرکت کردهاند و در ماههایی که تورم کل افزایش یافته، فاصله آنها نیز در مجموع کاهش یافته است.
در فروردین ۱۴۰۵ این روند به شکل قابلتوجهی دیده میشود. تورم ماهانه کل به ۷ درصد رسیده؛ اما نکته مهمتر این است که افزایش قیمتها تنها به اقلامی مانند خوراکیها محدود نمانده است. تورم ماهانه هسته با روش میانه وزنی به ۴.۴۷ درصد، تورم هسته حذفی به ۵.۶۹ درصد و تورم میانگین کوتاهشده به ۵.۹۹ درصد رسیده است. به این ترتیب، حتی اگر اثر گروههای پرنوسان را نیز کنار بگذاریم، همچنان با نرخهای بالایی از افزایش قیمت مواجه هستیم.
این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که تورم کل میتواند تحت تأثیر یک شوک موقت افزایش پیدا کند، اما زمانی که تورم هسته نیز همزمان بالا میرود، نشانه آن است که فشار قیمتها عمق بیشتری پیدا کرده است.
از آرامش نسبی تا جهش تورمی
نگاهی به اعداد و ارقام نشان میدهد که در ماههای ابتدایی سال ۱۴۰۴، تورم کل و شاخصهای تورم هسته عمدتاً در محدودهای نسبتاً نزدیک به یکدیگر حرکت میکردند. در اردیبهشت، تورم کل به حدود ۲.3 درصد کاهش یافت و شاخصهای هسته نیز در محدوده ۲ تا 4 درصد قرار داشتند. اما از خرداد به بعد، مسیر تورم به تدریج تغییر کرد. یکی از عوامل اصلی این رخداد وقوع جنگ 12روزه بین ایران و اسرائیل در خرداد 1404 بود که شوک بزرگی به اقتصاد کشور وارد کرد.
در نیمه دوم سال، بهویژه از دیماه، این تغییر مسیر آشکارتر شد. زمانی که تصمیم دولت برای حذف ارز 28 هزار و 500 تومانی و نارضایتیهای اجتماعی موجب شد تا چالشهای پیشروی اقتصاد بیش از پیش عمیقتر شوند. تورم ماهانه کل از حدود ۳.۳ درصد در آذر به ۵.۷ درصد در دی و سپس به ۸.۵ درصد در بهمن رسید. در همین دوره، شاخصهای تورم هسته نیز افزایش یافتند. بنابراین جهش بهمن را نمیتوان صرفاً یک اتفاق محدود در چند قلم خاص دانست؛ بخشی از افزایش قیمتها به سایر کالاها و خدمات نیز منتقل شده بود.
اسفند ماه البته یک وقفه در این روند ایجاد کرد و تورم کل تا حدود ۳ درصد پایین آمد. اما این کاهش پایدار نبود. در فروردین ۱۴۰۵، تورم کل بار دیگر به ۷ درصد جهش کرد و همزمان هر سه شاخص تورم هسته نیز افزایش یافتند. در اینجا نیز باید مجدد اشاره کرد که اقتصاد بار دیگر با شوک قیمتی مواجه شد؛ شوکی که از جنس جنگ بود و تلاطمات اقتصادی در نتیجه جنگ 40روزه آمریکا و اسرائیل علیه ایران شدیدتر از قبل اتفاق افتادند.
نقدینگی؛ سوختی که فشار تورمی را ماندگار میکند
در کنار شوکهای قیمتی، نمیتوان از عوامل پولی غافل شد. رشد نقدینگی زمانی که برای مدت طولانی بالاتر از ظرفیت رشد تولید اقتصاد قرار بگیرد، میتواند به افزایش تقاضای اسمی و در نهایت افزایش سطح عمومی قیمتها منجر شود. البته رابطه نقدینگی و تورم رابطهای یکبهیک و فوری نیست و عواملی مانند سرعت گردش پول، تولید، نرخ ارز و انتظارات تورمی نیز در آن نقش دارند؛ اما تداوم رشد بالای نقدینگی، زمینهای ایجاد میکند که در آن شوکهای مختلف راحتتر به تورم تبدیل شوند.
در این میان، شوکهای ناشی از جنگ نیز اهمیت ویژهای دارند. هر دو جنگ 12روزه و ۴۰ روزه، با ایجاد نااطمینانی درباره آینده اقتصاد، تجارت خارجی، درآمدهای ارزی، حملونقل و زنجیره تأمین، فشارهای تورمی را بیش از قبل تشدید کردند. این نوع از شوکها از طریق فعال کردن دیو خفته انتظارات تورمی و سپس رشد نقدینگی در اقتصاد، آتش تورم را شعلهورتر کردند.
بنابراین اگر روند شاخصهای تورم هسته را دنبال کنیم، اهمیت آن بیشتر مشخص خواهد شد. تورم هسته دقیقاً از همین منظر اهمیت دارد؛ اگر پس از عبور از شوک اولیه، افزایش قیمتها در بخشهای مختلف اقتصاد همچنان ادامه پیدا کند، میتوان گفت شوک به تورم پایدارتر منتقل شده است.
چرا تورم هسته مهمتر از چیزی است که به نظر میرسد؟
اهمیت تورم هسته در این است که به سیاستگذار میگوید تورم فعلی چقدر احتمال دارد به ماههای بعد منتقل شود. برای مثال، اگر تورم کل به دلیل افزایش شدید قیمت یک یا دو گروه بالا برود، اما شاخصهای هسته همچنان پایین بمانند، میتوان امیدوار بود که بخشی از این افزایش موقتی باشد. اما وقتی تورم کل و شاخصهای هسته همزمان افزایش پیدا میکنند، داستان متفاوت است.
دقیقاً همین اتفاق در فروردین ۱۴۰۵ دیده میشود. تورم کل ۷ درصد بوده، اما تورم هسته نیز در محدوده نزدیک به ۵ تا ۶ درصد قرار گرفته است. بنابراین نمیتوان افزایش تورم را صرفاً به یک شوک در خوراکیها نسبت داد. طبق آمار بانک مرکزی، خوراکیها و آشامیدنیها ۴۱.۶۹ درصد از تورم ماهانه فروردین را توضیح دادهاند، اما همزمان تورم هسته حذفی که خوراکیها را کنار میگذارد نیز به ۵.۶۹ درصد رسیده است. این یعنی حتی در بخشهای غیرخوراکی نیز فشار قیمت قابلتوجه بوده است.
میانگین وزنی، حذفی یا میانگین کوتاهشده؟
سه شاخص موجود در نمودار هر کدام تصویری متفاوت از تورم ارائه میکنند. روش حذفی ساده و قابل فهم است، اما مشکل آن این است که از ابتدا تصمیم میگیرد چه گروههایی را کنار بگذارد؛ بنابراین ممکن است یک شوک پایدار را صرفاً به دلیل قرار گرفتن در یک گروه خاص نادیده بگیرد.
میانگین کوتاهشده انعطاف بیشتری دارد و در هر دوره، قیمتهایی را که افزایش یا کاهش غیرعادی داشتهاند از محاسبه کنار میگذارد. میانه وزنی نیز به جای میانگین، نقطه میانی توزیع تغییرات قیمت را پیدا میکند و به همین دلیل نسبت به اقلام پرت حساسیت بسیار کمتری دارد.
از این منظر، حرکت همزمان این شاخصها اهمیت بیشتری از تمرکز روی یک عدد خاص دارد. اگر هر سه روش افزایش تورم را نشان دهند، احتمال اینکه افزایش قیمتها صرفاً ناشی از چند قلم پرت باشد کمتر میشود.
روندی که از تورم ۱۴۰۴ و فروردین ۱۴۰۵ به دست میآید، تصویر اقتصادی است که در آن فشار تورمی از یک شوک مقطعی فراتر رفته و به بخشهای مختلف سبد مصرفی خانوار نفوذ کرده است.
در این میان، رشد نقدینگی زمینه پولی لازم برای تداوم فشارهای تورمی را فراهم میکند و شوکهایی مانند جنگ ۴۰ روزه و جنگ ۱۲ روزه نیز میتوانند از مسیر افزایش نااطمینانی، اختلال در عرضه و تشدید انتظارات تورمی، این فشار را تقویت کنند. بنابراین مسئله اصلی فقط این نیست که تورم کل در یک ماه چقدر بوده است؛ مسئله مهمتر این است که چه بخشی از این تورم در حال تبدیل شدن به یک روند پایدار است.
بر اساس همین معیار، افزایش همزمان تورم کل و شاخصهای هسته در فروردین ۱۴۰۵ یک علامت مهم برای سیاستگذار است؛ کاهش تورم صرفاً با فروکش کردن یک شوک قیمتی محقق نمیشود؛ برای تغییر مسیر تورم باید عوامل بنیادی و پولی ایجادکننده فشار قیمت نیز مهار شوند.