بنیان‌های خرد، روشی برای مدلسازی است

از نوبل 1995 لوکاس تا نوبل 2026؛ چرا اقتصاد کلان به بنیان‌های خرد روی آورد؟ | عبدلی: اقتصاد باید سازوکارها را توضیح دهد، نه اینکه برای دولت هدف تعیین کند

سرویس: اقتصاد کلان کدخبر: ۸۱۱۹۴۲
اقتصادنیوز: یک پژوهشگر حوزه اقتصاد می‌گوید: اگر برندگان جایزه نوبل اقتصاد در سال‌های مختلف را کنار هم قرار دهیم، رویکردهای آن‌ها آن‌قدر متنوع و متفاوت است که به نظر من، اساساً نمی‌توان دیدگاه خاصی را به کمیته نوبل نسبت داد تا بخواهیم بگوییم این دیدگاه تغییر کرده است.
از نوبل 1995 لوکاس تا نوبل 2026؛ چرا اقتصاد کلان به بنیان‌های خرد روی آورد؟ | عبدلی: اقتصاد باید سازوکارها را توضیح دهد، نه اینکه برای دولت هدف تعیین کند

به گزارش اقتصادنیوز، اعطای جایزه نوبل اقتصاد امسال به پژوهشگرانی که بر پایه‌های خرد اقتصاد کلان و سیاست تثبیت اقتصادی تمرکز دارند، بار دیگر بحث درباره نسبت اقتصاد خرد و کلان، نقش انتخاب‌های فردی در شکل‌گیری متغیرهای کلان و جایگاه مداخله دولت در اقتصاد را مطرح کرده است. در این میان، برخی این انتخاب را نشانه تغییر رویکرد کمیته نوبل و توجه بیشتر به تصمیم‌های فردی می‌دانند؛ در مقابل، گروهی معتقدند پژوهش‌های برگزیدگان امسال همچنان در چارچوب اقتصاد کلان و سیاست‌گذاری اقتصادی قرار می‌گیرد.

خبر مرتبط
خطر اصلی برای اقتصاد ایران در 1406 | سلاح ورزی: اقتصاد ایران در حال مصرف‌ کردن سرمایه گذشته برای حفظ تولید امروز است

اقتصادنیوز: رئیس پیشین اتاق بازرگانی ایران می‌گوید: در سناریوی تداوم تنش، بقا و کاهش تولید دو رفتار جداگانه نیستند؛ کاهش تولید اغلب نتیجه تلاش بنگاه برای زنده‌ماندن است.

امیررضا عبدلی، مترجم، روزنامه‌نگار و پژوهشگر اقتصادی، در گفت‌وگو با اقتصادنیوز با تفکیک روش‌شناسی مدلسازی از دیدگاه‌های اقتصادی و سیاسی، توضیح می‌دهد که استفاده از بنیان‌های خرد لزوماً به معنای پذیرش فردگرایی نیست. 

در ادامه، متن کامل این گفت‌وگو را می‌خوانید.

****

*آقای عبدلی! نوبل امسال به اقتصاددان‌هایی داده شد که معتقدند تئوری‌های کلان باید مبتنی بر پایه اقتصاد خرد باشد. بعضی‌ها معتقدند این به معنی این است که کمیته نوبل از ایده‌های کلان فاصله گرفته و به اهمیت انتخاب‌های فردی در اقتصاد توجه می‌کند. بعضی دیگر هم نظر مخالف دارند و می‌گویند حوزه پژوهش برندگان نوبل امسال در حوزه اقتصاد کلان و سیاست گذاری اقتصادی و در نهایت مداخله دولت در اقتصاد می‌گنجد. نظر شما در مورد این نظرات چیست؟ به صورت کلی، تئوری‌های کلان مبتنی بر اصول اقتصاد خرد، چه تفاوتی با نظریات کینزی دارند؟

به نظرم، در اینجا مقداری خلط مبحث وجود دارد؛ چراکه وقتی از مدلسازی با بنیان‌های خرد صحبت می‌کنیم، منظورمان یک موضوع و روش‌شناسی است، نه اینکه فردی که از این روش مدلسازی استفاده می‌کند، لزوماً به فردگرایی اقتصادی یا سیاسی اعتقاد داشته باشد. این صرفاً یک روش برای مدلسازی است که در برابر روش قدیمی‌تر، یعنی روش پیش از سال ۱۹۷۰، قرار می‌گیرد؛ روشی که با مقادیر کلان کار می‌کرد. برای مثال، می‌پرسیدند اگر مصرف کل کاهش پیدا کند، چه اتفاقی برای پس‌انداز کل یا درآمد کل می‌افتد؟

از دهه ۱۹۷۰، به دلایلی که لوکاس در مقاله خود به آن‌ها اشاره کرد، تحولی انقلابی در مدلسازی رخ داد. در این رویکرد، گفته شد که افراد می‌توانند در طول زمان انتظارات خود را تغییر دهند و وقتی سیاست‌ها تغییر می‌کنند، رفتار متفاوتی از خود نشان دهند. بنابراین، روابط آماری‌ای که میان داده‌های کلان مشاهده می‌کنیم، مثلاً در طول ۲۰ سال گذشته، لزوماً در سال بیست‌ویکم هم برقرار نخواهند بود؛ چراکه ممکن است افراد این بار رفتار متفاوتی از خود نشان دهند. پس چه باید کرد؟ باید از ترجیحات خردترین واحدها، یعنی خانوارها و بنگاه‌ها، شروع کنیم و برخی مفروضات را در مدلسازی به کار بگیریم که با تغییر سیاست‌ها تغییر نمی‌کنند. از همین‌جا بود که ماجرای مدلسازی‌های موسوم به «بنیان‌های خرد» آغاز شد.

images (1)

امیررضا عبدلی، روزنامه‌نگار، پژوهشگر اقتصادی و مترجم کتاب‌های تخصصی اقتصادی است. کتاب‌های «زمان و پول»، «تئوری و سیاست پولی»، «دیدگاه‌های پولی میزس»، «سرمایه و ساختار آن» و «خصوصی‌سازی پول» از جمله ترجمه‌های اوست.

در مورد اینکه گفتید رویکرد کمیته نوبل تغییر کرده است، باید بگویم که تاکنون چندین برنده جایزه نوبل اقتصاد داشته‌ایم که رویکردشان همین بوده است؛ از جمله رابرت لوکاس، توماس سارجنت، فین کیدلند، ادوارد پرسکات و افراد دیگری که با همین رویکرد مدلسازی، جایزه نوبل گرفته‌اند.

نکته دیگری که به پرسش شما مرتبط است، این است که اگر برندگان جایزه نوبل اقتصاد در سال‌های مختلف را کنار هم قرار دهیم، رویکردهای آن‌ها آن‌قدر متنوع و متفاوت است که به نظر من، اساساً نمی‌توان دیدگاه خاصی را به کمیته نوبل نسبت داد تا بخواهیم بگوییم این دیدگاه تغییر کرده است.

*ایده‌های دو برنده نوبل امسال، با ایده امثال استیون هورویتز نویسنده کتاب «بنیان‌های خرد و اقتصاد کلان» چه تفاوتی دارد؟ 

تقریباً همه‌چیز متفاوت است؛ تا جایی که من می‌فهمم، به‌جز روش و آن هم در کلیات روش، بقیه موارد با یکدیگر تفاوت دارند. برای مثال، کسانی مثل هورویتز به دنبال این هستند که توضیح دهند بازار چگونه هماهنگی ایجاد می‌کند و شرایط مختلف چگونه می‌توانند باعث شوند تلاش‌های فردی و جداگانه افراد و بنگاه‌ها در سطح کلان به یک ارکستر هماهنگ تبدیل شود؛ یا اینکه چگونه یک نظم شکل می‌گیرد.

در سطح کینزی‌ها و نئوکینزی‌ها، دقیقاً برعکس است. فرض آن‌ها این است که بازار به‌خودی‌خود هماهنگی ایجاد نمی‌کند و نمی‌تواند این هماهنگی را به‌موقع و با سرعتی که مدنظر ماست، برقرار کند. بنابراین، آشوب و بحران به وجود می‌آید. در نتیجه، باید درباره آن دسته از سیاست‌های دولت بحث کنیم که به بازار کمک می‌کنند از بحران خارج شود و به‌اصطلاح، موجب تثبیت اقتصاد شوند.

*در بیانیه نوبل آمده که جایزه به این افراد «به‌پاس ارائه بنیان‌های خرداقتصادی برای سیاست تثبیت در اقتصاد کلان» اهدا شده. سیاست تثبیت در اقتصاد کلان به چه معنی است؟ آیا اقتصاد، علمی است که باید راهنمای عمل برای "تثبیت اقتصاد" باشد؟ آیا اقتصاد علم مشاوره به دولت است؟

این یک سؤال بسیار کلی است. اگر کسی بخواهد بگوید علم اقتصاد وظیفه دارد برای دولت نسخه بپیچد، این به‌وضوح اشتباه است؛ چراکه اقتصاد علمی است که سازوکارهای اقتصادی را توضیح می‌دهد، روابط میان پدیده‌ها را بررسی می‌کند و پیامدهای احتمالی تصمیم‌های مختلف را می‌سنجد. اما از کنار هم گذاشتن این موارد نمی‌توان نتیجه گرفت که دولت باید چه کاری انجام دهد یا چه سیاستی در پیش بگیرد.

برای مثال، اینکه هدف ما یا هدف دولت، یعنی سیاست تثبیت، هدف درستی است یا نه، چیزی نیست که علم اقتصاد بتواند به ما بگوید. اصولاً هیچ علمی نمی‌تواند به کسی بگوید که برای زندگی، کسب‌وکار، عمر یا فعالیت سیاسی خود چه هدفی انتخاب کند. انتخاب هدف خارج از دایره علم قرار می‌گیرد و به ارزش‌گذاری مربوط است؛ در عرصه سیاسی نیز به انتخاب‌های اجتماعی ارتباط پیدا می‌کند. اما اگر منظور این باشد که اقتصاد باید به کسانی که می‌خواهند به دولت مشاوره بدهند، کمک کند، قطعاً چنین ضرورتی وجود دارد. ما در مقام ارائه توصیه و مشورت به دولت، حتماً باید بتوانیم روابط میان پدیده‌های اقتصادی را بشناسیم و بررسی کنیم.

*درباره نوبل امسال نکته‌ای دارید بفرمائید.

موضوع نوبل، موضوعی رسانه‌پسند است و سوژه خوبی به شمار می‌رود تا اصحاب رسانه درباره آن بحث کنند؛ اما همواره باید به یاد داشته باشیم که نباید بیش از اندازه به آن اهمیت بدهیم. تا جایی که من می‌فهمم، در رشته‌هایی مثل اقتصاد یا حتی ادبیات، شاید بتوان گفت که از میان افرادی که چهره شده‌اند، شناخته شده‌اند و آثارشان مورد ارجاع قرار گرفته است، هر سال نام یک نفر به‌عنوان برنده جایزه نوبل اعلام می‌شود. این فرد دیگر از دایره انتخاب خارج می‌شود و انتخاب برنده بعدی از میان سایر افرادی انجام می‌گیرد که زنده‌اند و فعالیت می‌کنند. بنابراین، نوبل گرفتن یا نگرفتن یک فرد، تا جایی که من می‌فهمم، چیزی درباره ارزش علمی آثار او را ثابت نمی‌کند.

پربازدیدترین‌ها
آخرین اخبار
لوتوس پارسیان - O