محسن صفایی فراهانی در گفتوگو با اقتصادنیوز مهمترین علت زنگزدگی بوروکراسی در ایران را این میداند که تکنولوژؤی به مثابه یک مهمان وارد ایران شده، اما فرهنگ استفاده از آن تکنولوژی و به موازات آن قوانین و مقررات لازم برای استفاده از آن تکنولوژی وارد ایران نشده است. وی تاکید میکند آنها از وقتی تکنولوژی را به کار گرفتند قوانین و مقررات و فرهنگ را هم فرا گرفته و همگانی کردند، اما اینجا به هیچ وجه به نرم افزار و آموزش همگانی آن توجه نکردند.
همچنین وی یکی دیگر از مشکلات بوروکراسی در ایران را نوع قوانین ایران میداند. قوانینی که به گفته صفایی فراهانی یا بسیار پیچیدهاند یا بسیار قدیمی هستند. وی میگوید: قوانین پولی و بانکی ایران متعلق به 60 سال پیش است. قانون تجارت برای 70 سال قبل اروپا است که بدون تغییر ماندهاند! قانون خزانهداری ۶۰ سال قدمت دارد و کاملا ناکارا است. اما آیا در این مدت هیچ تکنولوژی و ابزاری در حوزه تجارت و یا بانکداری وارد کشور ما نشده است؟ مسلما وارد شده اما چرا قوانین و مقررات ما به موازات آن تغییر نکرده؟
اما مهمترین نکتهای که معاون پیشین وزارت اقتصاد به عنوان عامل اصلی ناکارامدی عنوان میکند، بیگانگی افراد با قوانین است و اینکه قوانین و مقررات و نحوه استفاده از آن از ابتدا به افراد آموزش داده نشده است. به گفته صفایی فراهانی، بانک جهانی چندی پیش گزارشی منتشر کرد در مورد اینکه آموزشهای کشورهای مختلف چقدر در جوامعشان کاربردی است. ژاپن 100 درصد، آمریکا 90 درصد، متوسط دنیا 50 درصد است و ما 10 درصد. یعنی تنها 10 درصد آموزشهای ما در جامعه کاربردی است. وی انتقاد میکند که ما داریم سالانه میلیاردها تومان هزینه میکنیم سالانه یک میلیون فارغالتحصیل دانشگاه داریم، سالانه 12 میلیون دانشآموز در حال تحصیل هستند اما هیچکدام اینها آموزش کاربردی دریافت نمیکنند.
همچنین وی در مورد موضوع آموزش و نهادینهسازی آن در ایران به تجریه اصلاحات امیر کبیر در ایران و میجی در ژاپن اشاره کرده و میگوید که میچی چند سال بعد از آغاز اصلاحات در ایران سه گروه را برای بررسی قانون اساسی، صنعت، تجارت و سیستمهای مالی و پولی و سیستم آموزش و پرورش به آمریکا و اروپا فرستاد و بعد از آن سیستم ژاپن را بر اساس توسعه این کشورها تغییر داد. به گونهای که در سال 1880 میلادی مصادف با 1260 شمسی ( حدود دهه اخر حکمت ناصرالدین شاه )، 28 هزار مدرسه با دو میلیون دانشآموز در ژاپن شروع به تحصیل کرد. . در سال 1900 میلادی معادل 90 درصد کودکان ژاپنی در مدارس در حال تحصیل بودند ! اما در ایران سال 1260 حتی با مشکل به رشدیه در حد بسیار محدود اجازه تشکیل مدرسه دادند. در مدارس ژاپن روحیه خدمت به میهن، تکاپو برای برابری و رعایت حقوق اجتماعی نهادینه میشد اما در ایران امیر کبیر توانست پوسته ظاهری اصلاحات را وارد کند و با مرگ امیر کبیر قوانین به کما رفت.
وی تاکید میکند ژاپن از 130 سال پیش دارد اهمیت منافع ملی را در مدارس خود آموزش میدهد. اما ما چطور؟ آیا در ایران این قوانین و مقررات را با دانش کافی و مطالعه لازم و دقت و حوصله وضع کردهاند ؟ آیا آنهایی که به حقوق جامعه ارتباط مستقیم دارد را در آموزشهای مدارس پیاده کردهاند ؟ در طول این 100 سالی عمر تشکیل مجلس که قوانینی را وضع کردهاند، چقدر به نیازهای جامعه متناسب با توسعه جهانی توجه شده است ؟ نهتنها این کار ها نشده بلکه در تبین قوانین موجود ، در ایجاد یکنواختی از شناخت و اجرای آنها آموزش ندیدهاند،که بخشهای مختلف در پیاده کردن و اجرای قوانین رعایت همسانی داشته باشند.