قطع اینترنت، بلاتکلیفی کسبوکارها و مختل شدن مسیر خبررسانی | نه ماهواره داریم، نه به تلویزیون اعتماد میکنیم | امتحانات کنسل شد، مجازی شد، معلق شد...
به گزارش اقتصادنیوز، بیش از یک هفته از قطع سراسری اینترنت جهانی در ایران می گذرد، گرچه اتصال به اینترنت داخلی برقرار است اما عدم اتصال به اینترنت بین المللی مشکلات زیادی را ایجاد کرده است، خصوصا برای کسب و کارها و کسب اطلاع از اخبار توسط مردم.
در بخشی از گزارشی که مطهره خردمندان در اقتصادنیوز منتشر کرده است به حال و هوای روزهای بدون اینترنت مردم پرداخته و نوشته است؛
اینترنت جهانی از دسترس ایرانیان خارج شده است. ایرانیانی که هرروز صبح یکی از اولیهترین کارهایشان اتصال به اینترنت و چککردن نوتیفها، اخبار و پیامهایشان بود حالا مانده اند با گوشیهایی که فقط تماسشان برقرار مانده است!
اقتصادنیوز: 6 روز است که ایرانیان دستشان از دنیای اینترنت جهانی کوتاه شده و به هیچ اطلاعاتی از خارج از ایران دسترسی ندارند، با قطع اینترنت جهانی از ساعت 8 پنج شنبه 18 دی بسیاری از کسبوکارها خوابیده، بسیاری از عزیزانشان بی خبرند، مدارس و دانشگاهها معلقاند و آنطور که شهروندان میگویند هیچ تصویر روشنی از فردای خودشان ندارند.
نه ماهواره داریم نه تلویزیون دنبال می کنیم
نیلوفر30 ساله است و دکترای پزشکی عمومی دارد او می گوید این قطع ناگهانی اوضاع او و همسرش را به بلاتکلیفی شدیدی کشاند:« این روزها همه اطلاعات ما روی گوشیهایمان است و خوب در ساعت اولیه تماسها هم قطع بود، تا زمانی که با یکی از دوستانم تماس بگیرم تقریبا 12 ساعتی را در بیخبری گذراندم، ما نه آنتن تلویزیون ایران داریم و نه آنتن ماهواره، دستمان از خبرها و کانالها هم که کوتاه شد برایمان راهی نماند جز تماسهای چندباره در طی روز.»
او ادامه می دهد؛ «کارمان هم که روی هواست همه مراجعان از اینستاگرام بودند؛ اگر روزی 10 مراجع داشتم، الان 2 مراجع دارم چرا که خیلیها به اطلاعات تماس ما هم دسترسی ندارند که بدانند حضور داریم یا نه؟»
رضا 26 ساله نیز روایت دوستانش را از هرچیز دیگری معتبرتر میداند او هم ماهواره ندارد و به گفته خودش نه به صدا و سیما اعتماد میکند و نه به ماهواره:«راستش را بخواهید من فکر میکنم هیچ رسانهای نمیتواند تمام حقیقت را منتشر کند و فضا برایم فضای بیاعتمادی است و در موقعیتی هستم که نمیتوانم صحتسنجی این اخبار را انجام بدهم ، فکر میکنم در این فضا حتی خبری هم برای از دستدادن ندارم!»
صدای بخشی از جامعه در صداوسیما خفه شده است
شیرین 36 ساله رواندرمانگر است او این روزها بیشتر اخبارش را از مراجعان ودوستانش میشنود و در تکمیل روایتهایش بعضی اخبار را نیز از ماهواره دنبال میکند، برخی دیگر را هم در یکی دو سایتی که میداند فعال هستند و به ان اعتماد دارد؛ اما به اعتقاد شیرین صدای صدا و سیما، صدای مردم نیست چون وقتی آن اخبار شنیده میشود انگار بخشی از جامعه حذف شده است:«مگر میشود همه افراد یک جامعه موافق همه حرفهای صدا و سیما باشند؟ ما هیچ مخالفی نداریم؟چطور ممکن است. گمان میکنم صدای بخشی از جامعه اصلا به صدا و سیما نمیرسد.»
او میگوید در ماهاخیر و بعد از جنگ توانسته بود کمی کسب وکارش را توسعه دهد، اما این روزها دوباره فضای مجازی کارش را به تعطیلی کشانده است:«اگر اوضاع اینطور بماند من نمیتوانم کارم را توسعه دهم، همین حالا 50 درصد مراجعانم به دلیل مسدودیتهای ارتباطی نمیتوانند جلسه داشته باشند، راستش را بخواهید اگر اوضاع اینطور بماند مهاجرت میکنم. مگر میشود در دنیایی آزاد دسترسی به دیگر نظرات، فکرها و ... را گرفت؟حتی اگر همه چیز هم برای ما خوب باشد باید سیاه و سفید را، زشت و زیبا را کنار هم دید. هرگز از پیامرسانهای داخلی استفاده نمیکنم چرا که به گمان من دسترسی به جیمیل، منابع پژوهشی، سایتهای معتبر باید در اختیارمان باشد و اگر اینطور نباشد توسعه ای در کار نیست؛ فقر روز افزون میشود، خلاقیت افراد می میرد و بهترین و ارزشمندترین داراییهایی اخلاقی و علمی ما هم میپوسد؛ درست مثل اینکه بهترین برند و مدل لباس هم داشته باشیم ولی استفاده نکنیم، خوب بعد از مدتی تارو پودش سست میشود و از بین میرود.»
امتحانات کنسل شد، مجازی شد، معلق شد...
حمید دانشجو است نه گرایش سیاسی خاصی دارد و نه خودش را در جبهه و دستهبندی سیاسی وارد میکند او میگوید من جوان 25 سالهای هستم که با قطع اینترنت دیگر نه سرگرمی دارم، نه حتی می توانم درسم را بخوانم:« از شروع اعتراضها بیش از 20 پیام از دانشگاه گرفتیم که امتحانات کنسل شد، کنسل نشد، مجازی شد، معلق شد و... دست آخر هم پیامهای قطره چکانی از دانشگاه گرفتیم که هر دو سه روز برنامههای دو سه روز آینده امتحانات مشخص میشود. وضعیت ما طوری شده که حتی اگر شماره تلفن هم دانشگاهیهایم را نداشته باشم دیگر نمیتوانم از آنها هم پرسوجو کنم، من نه ماهواره دنبال کردم و نه حتی اخبار پیامرسانهای داخلی که نصب داشتم را، فقط از روایتهای دوستانم جویای اوضاع بودم. چرا باید از پیام رسانی استفاده کنم که اجازه پیام دادن به من نمیدهد و فقط پیام هایی یک طرفه برایم ارسال میشود؟ من نگاه و دیدگاه سیاسی خاصی ندارم اما معنی این چیزها را هم نمیفهمم این قطعیها دسترسی ما را به برخی جزوهها و کتابهایمان هم از بین برده است. من برای امتحان امروزم جزوههایی داشتم که به هیچ کدامشان نتوانستم دسترسی پیدا کنم.»
او در پاسخ به اینکه چرا هیچ رسانهای را برای دریافت اخبار دنبال نکرده میگوید:«چرا باید دنبال کنم نه صدا وسیما را قبول دارم نه ماهواره را! رسانههای میانهرویی که میشناختم هم که در دسترس نیستند.»
آنچه میشنوم با آنچه میخوانم و میبینم هماهنگ نیست!
نغمه 57 ساله است و مادری است خانهدار او اخبار این اعتراضات را از صدا و سیما و سایتهای داخلی دنبال کرده است:« من هم اخبار صدا و سیما را دنبال میکنم هم از دوست و آشنا و فرزندانم اخباری میشنوم، راستش را بخواهید گیج شدهام روزها از صدا و سیما یک چیز میشنوم و شبها از فرزندانم چیزی دیگر! کدام روایت درست است نمیدانم، ما ملت هیچوقت نفهمیدیم که آیا صدای میانهرویی در این مملکت نیست؟آیا حد وسطی وجود ندارد؟
مردم بی اعتمادند زیرا...
روایتهای مردمی گویای آن است که مردم گویی به هر صدای جز آنها که خودشان اعتماد کافی به آن افراد دارند بی اعتماد شدند؛ هرکسی با هر انتخابی و با پیگیری هر تریبونی گفتههای دهان به دهان را بیش از پیش در اعتراضات اخیر موثق دانسته و هرکدام دنبال کننده هر رسانهای که بودند درصدی از بیاعتمادی خود را به همان رسانهها اعلام کردند، خواه این رسانه ماهواره باشند خواه صدا و سیما یا رسانههای مستقل چرا که رسانههای مستقل هم از دید گروهی از مردم روایتشان ناقص است.
آنطور که مردم میگویند طرف مردم این روزها طرفِ بیطرفی و حقیقت است تا حق انتخاب و قضاوت با خودشان باشد نه آنکه صدایی صرفا روایت کند یا قلمی صرفا تعیین تکلیف کند.
ارسال نظر