وقتی طبقه متوسط، درمان را قسطبندی میکند | یک بیماری ساده چطور برنامه مالی خانوارها را به هم میریزد؟ | طبقه متوسط لزوماً یکشبه فقیر نمیشود اما ...
به گزارش اقتصادنیوز، افزایش هزینه ویزیت، آزمایش، تصویربرداری، دارو و دیگر خدمات درمانی باعث شده بیماری برای بخشی از طبقه متوسط فقط یک مسئله پزشکی نباشد؛ یک مسئله اقتصادی هم باشد. خانوادههایی که زمانی برای سرعت و کیفیت تجربه درمان به بخش خصوصی مراجعه میکردند، حالا میان پرداخت هزینه بیشتر، انتظار در مراکز دولتی و عقبانداختن درمان مجبور به انتخاب شدهاند.
«حذف تدریجی طبقه متوسط از بازار درمان خصوصی» تیتر گزارش مطهره خردمندان در سرویس اجتماعی سایت اقتصادنیوز است. در بخشی از این گزارش آمده است؛
در اقتصاد سلامت امروز ایران، بیماری فقط جسم را فرسوده نمیکند؛ میتواند بخشی از حقوق یک ماه، یک روز کار و حتی حق انتخاب بیمار را نیز با خود ببرد. یک دوره تشخیص معمولی شامل ویزیت متخصص، آزمایش و چکاپ میتواند حدود ۳.۹ میلیون تومان هزینه مستقیم داشته باشد؛ رقمی که برای خانوادهای با درآمد ۳۰ میلیون تومان حدود ۱۳ درصد درآمد ماهانه را مصرف میکند.
قسطی شدن درمان؛ الان درمان کن، بعداً پرداخت کن | نسخه هم اعتباری شد | «درمانِ تخفیفی» چرخه درمان را کامل میکند؟
در روزهایی که هزینه درمان از دخل خانوار جلو زده، مردم برای دندان، دارو، تراپی و حتی ویزیت پزشک، از ماههای بعدشان قرض میگیرند.وقتی درمان خصوصی از توان مالی خانواده خارج میشود، مسئله فقط پول نیست؛ بیمار باید زمان، مرخصی و انرژی بیشتری برای دریافت همان خدمت در بخش دولتی صرف کند.
بیماری ساده، قبض سادهای ندارد
هزینه درمان معمولاً با یک ویزیت تمام نمیشود. بیمار ممکن است ابتدا پزشک متخصص ببیند، بعد آزمایش یا تصویربرداری انجام دهد، دوباره برای تفسیر نتیجه مراجعه کند و در ادامه دارو، تزریق یا فیزیوتراپی نیز به هزینهها اضافه شود.
اقتصادنیوز:در اقتصاد سلامت امروز ایران، بیماری فقط جسم را فرسوده نمیکند؛ میتواند بخشی از حقوق یک ماه، یک روز کار و گاهی حق انتخاب بیمار را نیز با خود ببرد.
برای خانوادهای با درآمد ۳۰ میلیون تومان، هزینه مستقیم یک دوره تشخیص معمولی حدود ۱۳ درصد درآمد ماهانه است؛ برای درآمدهای ۴۰ و ۵۰ میلیون تومانی نیز این سهم به حدود ۱۰ و هشت درصد میرسد.
برای بازنشستهای با مستمری ۲۰ تا ۳۰ میلیون تومان، همین هزینه میتواند حدود ۱۳ تا ۱۹.۵ درصد درآمد ماهانه را مصرف کند.
درمان ارزانتر، زمان گرانتر
بخش دولتی برای کاهش هزینه درمان به سپر اصلی خانوارها تبدیل شده است، اما دریافت خدمت ارزانتر الزاماً به معنای هزینه کمتر نیست.
صفهای طولانی، نوبتهای دور، رفتوآمد و نیاز به چند بار مراجعه، بخشی از هزینه درمان را از جیب به «زمان» منتقل میکند. برای یک کارمند، این هزینه ممکن است مصرف مرخصی باشد و برای یک شاغل پروژهای یا قراردادی، کاهش مستقیم درآمد.
در برخی مراکز حتی مردم برای گرفتن نوبت از ساعت دو بامداد در صف میایستند؛ در حالی که تنها حدود ۴۵ تا ۴۸ درصد نوبتگیری بیمارستانها و مراکز درمانی کشور به شکل الکترونیکی انجام میشود.
بخش خصوصی خلوتتر، دولتی شلوغتر
رئیس هیئتمدیره انجمن بیمارستانهای خصوصی از کاهش دستکم ۵۰ درصدی مراجعه مردم به بیمارستانهای خصوصی طی حدود پنج ماه خبر داده است. همزمان، رئیس دانشگاه علوم پزشکی ایران از افزایش ۴۵ درصدی مراجعه به بیمارستانهای دولتی گفته است.
این جابهجایی لزوماً به معنای کاهش نیاز مردم به درمان نیست؛ بخشی از بیماران از بخش خصوصی خارج شدهاند و به مراکز دولتی، دانشگاهی و تأمین اجتماعی رفتهاند و بخشی نیز ممکن است درمان را به تعویق انداخته باشند.
طبقه متوسط، که پیشتر برای سرعت، امکان انتخاب پزشک و صرفهجویی در زمان به بخش خصوصی مراجعه میکرد، حالا ناچار است میان پول کمتر و زمان بیشتر یکی را انتخاب کند.
طبقه متوسط؛ نه فقیر، نه قادر به انتخاب درمان
طبقه متوسط لزوماً یکشبه فقیر نمیشود؛ گاهی ابتدا قدرت انتخابش را از دست میدهد.
چکاپ عقب میافتد، دندانپزشکی حذف میشود، آزمایش غیرفوری به ماه بعد موکول میشود، فاصله ویزیتها بیشتر میشود و خدمات خصوصی جای خود را به مراکز دولتی میدهند.
در چنین شرایطی، فقر درمانی میتواند پیش از فقر درآمدی ظاهر شود. خانواده هنوز خانه، خودرو یا شغل دارد، اما دیگر نمیتواند مانند گذشته زمان، پزشک، محل و سرعت درمان خود را انتخاب کند.
درمان وقتی گران میشود، فقط پول بیمار را نمیگیرد؛ حق انتخاب او را هم کوچک میکند.
ارسال نظر