روابط سیاسی باید با نگاه اقتصادی تنظیم شود

راهکار کلیدی جلوگیری از تعرض به ایران از نگاه بهکیش | با قدرت‌های بزرگ جهان و منطقه منافع مشترک اقتصادی تعریف کنیم

سرویس: اخبار اقتصادی کدخبر: ۷۷۴۶۱۶
اقتصادنیوز: یک اقتصاددان می‌گوید: همکاری مشترک با دیگر کشورها، ابزار مهمی است که در طی ۴۷ سال گذشته از آن استفاده نکرده‌ایم و این رویکرد می‌تواند سرمشق و راهبرد آینده کشور باشد.
راهکار کلیدی جلوگیری از تعرض به ایران از نگاه بهکیش | با قدرت‌های بزرگ جهان و منطقه منافع مشترک اقتصادی تعریف کنیم

به گزارش اقتصادنیوز، همزمان با تشدید تنش‌های نظامی و قرار گرفتن کشور در شرایط جنگی، بحث درباره ریشه‌های اقتصادی درگیری‌ها و نیز الزامات عبور از بحران بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. برخی اقتصاددانان معتقدند در حالی که تصمیم‌های فوری در میدان جنگ در حوزه سیاست و امنیت اتخاذ می‌شود، اما درک ابعاد اقتصادی منازعات و چگونگی تعریف منافع مشترک با دیگر کشورها می‌تواند در بلندمدت نقشی تعیین‌کننده در کاهش تنش‌ها و جلوگیری از تکرار درگیری‌ها داشته باشد.

خبر مرتبط
پیامدهای اقتصادی جنگ فرسایشی از نگاه یک اقتصاددان | دولت باید بسته‌های حمایتی برای شاغلان بخش خصوصی در نظر گیرد

اقتصادنیوز: یک اقتصاددان اظهار کرد: این تصور که ما می‌توانیم مانند دوران جنگ ایران و عراق، سال‌های متمادی جنگ را تحمل کرده و ادامه دهیم، با واقعیت‌های امروز هم‌خوانی ندارد.

در همین چارچوب، پرسش مهمی که مطرح می‌شود این است که آیا مسیر اصلاحات اقتصادی همچنان از تغییر در رویکردهای سیاسی و بین‌المللی می‌گذرد یا باید به دنبال الگوهای تازه‌ای برای پیوند دادن منافع اقتصادی کشور با منافع دیگر بازیگران منطقه‌ای و جهانی بود.

در گفت‌وگو با دکتر محمدمهدی بهکیش، اقتصاددان، تلاش شده است با نگاهی تاریخی و اقتصادی به ریشه‌های منازعات، امکان تعریف منافع مشترک با همسایگان و قدرت‌های بزرگ و همچنین الزامات اقتصادی خروج از وضعیت جنگی مورد بررسی قرار گیرد.

مشروح گفت‌وگوی اقتصادنیوز با دکتر محمدمهدی بهکیش را بخوانید؛

****

*آقای بهکیش! طی سال‌های اخیر بارها اقتصاددانان و تحلیلگران از ضرورت اصلاحات اقتصادی سخن گفته‌اند؛ اما نکته مهم همواره این بوده است که مسیر اصلاحات اقتصادی از اصلاحات سیاسی و بین‌المللی می‌گذرد. به نظر شما در نقطه‌ای که اکنون قرار داریم، آیا همچنان اولویت با تغییر فرمان سیاسی یا موضوعات مشابه است؟

ما در حال حاضر در مرحله بحرانی جنگ قرار داریم و در این مرحله، قاعدتاً تصمیم‌گیری‌ها بیشتر بر عهده سیاستمداران و نظامیان است. با این حال، اگر بخواهیم از نگاه اقتصادی به مسئله بنگریم، به عقیده من دلایل عموم یا بیشتر جنگ‌ها اقتصادی است؛ یعنی مبنای اقتصاد بوده که منجر به وقوع جنگ شده است.

حتی اگر به دوران باستان نیز نگاه کنیم، حمله یک کشور به کشور دیگر ریشه اقتصادی داشته است. سرزمین ما در جغرافیایی قرار گرفته که علایق قدرت‌های بزرگ جهانی در مورد آن غیرقابل انکار است؛ برای نمونه، اگر به یکصد سال اخیر نگاه کنیم، روسیه بیش از چهار بار شمال ایران را تسخیر کرده است. همچنین انگلیسی‌ها تا زمانی که در خلیج فارس حضور داشتند (تا سال ۱۹۷۵ میلادی)، عموماً جنوب ایران را در تسخیر خود داشتند.

نکته اساسی این است که اگر ما بدانیم که چنانچه منافع خود را با منافع دیگران به اشتراک نگذاریم، آن‌گاه ممکن است مورد حمله، تعرض و یا حتی شرایطی قرار بگیریم که خودمان هم نتوانیم از مزایای اقتصادی کشورمان استفاده کنیم. برای مثال، ما حتی با روسیه که دست دوستی داده شده، نتوانستیم منافع مشترک تعریف کنیم. ما نتوانستیم با کشورهای آسیای مرکزی نظیر قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، ترکمنستان و غیره که همگی نیازمند دسترسی به دریای آزاد هستند، منافع مشترک تعریف کنیم. همچنین با همسایگان جنوب خلیج فارس که همگی به این پهنه آبی وابسته‌اند، در تعریف منافع مشترک بلندمدت ناکام بوده‌ایم.

ما باید با قدرت‌هایی نظیر روسیه، آمریکا و چین منافع مشترک تعریف کنیم

*عدم تعریف این منافع مشترک چه تبعاتی برای امنیت و حاکمیت ملی ما در پی داشته است؟

وقتی نتوانیم این کار را انجام دهیم، تعرض صورت می‌گیرد و در نهایت ممکن است به جنگ منتهی شود. اگر بخواهیم نگاهی بلندمدت داشته باشیم، باید بررسی کنیم که چگونه می‌توانیم با همسایگان و به‌خصوص کشورهای قدرتمند، منافع مشترک تعریف کنیم. ما حتماً باید با قدرت‌هایی نظیر روسیه، آمریکا و چین منافع مشترک تعریف کنیم.

تا زمانی که در نظام سیاسی و حکمرانی خود این قابلیت را پیدا نکنیم که به صورت معقول منافع مشترک با بزرگان و همسایگان را در خاک خود تعریف کنیم، با وجود مزایای بسیاری که داریم، مورد تعرض قرار خواهیم گرفت.

همان‌طور که اشاره کردم، روسیه بارها شمال و انگلیس بارها جنوب ایران را تسخیر کرده‌اند. حتی در سال ۱۹۰۷ میلادی، انگلیس و روسیه طی پیمانی ایران را بین خود تقسیم کردند و اگر سیاست‌های مناسبی پیش گرفته نمی‌شد، ما اکنون میان این دو قدرت تقسیم شده بودیم. یا در سال ۱۹۱۹ میلادی، پیمانی با قاجار بستند تا ایران تحت‌الحمایه انگلیس شود که اگر خرد برخی بزرگان نبود، اکنون در آن وضعیت بودیم. بنابراین ما موقعیت و شرایط بسیار ارزشمندی داریم که اگر برای آن منافع مشترک تعریف نکنیم، مورد تعرض قرار خواهیم گرفت؛ این قاعده در قرن گذشته حاکم بود و در آینده نیز خواهد بود.

در میانه جنگ نمی توان منافع مشترک را تقسیم کرد اما...

* یعنی معتقدید ایجاد منافع مشترک، راه پیشگیری از مداخلات نظامی خارجی و ورود نیروهای بیگانه به کشور است؟

در کوتاه‌مدت و در میانه‌ جنگ، نمی‌توان منافع مشترک را تقسیم کرد؛ ابتدا باید جنگ را متوقف کرد. اما پس از توقف جنگ، حکمران کشور باید بتواند منافع مشترک تعریف کند تا از تعرض‌های آتی و جنگ‌های آینده جلوگیری نماید.

بهکیش

روابط سیاسی باید با نگاه اقتصادی تنظیم شود

*روابط سیاسی باید چگونه تعریف شوند تا علایق اقتصادی زمینه‌ساز همکاری‌های پایدار میان کشورها گردد؟

فکر می‌کنم حکمرانان ما در نزدیک به ۵۰ سال گذشته، بیشتر نگاهی سیاسی به مسائل و روابط بین‌الملل داشته‌اند. در صورتی که اگر این فرض پذیرفته شود که ریشه اصلی اختلافات، اقتصادی است، آن‌گاه روابط سیاسی نیز باید با نگاهی اقتصادی تنظیم گردند. ما برعکس عمل کردیم؛ ریشه اختلافات را سیاسی دیدیم و اقتصاد را در مراحل بعدی قرار دادیم و هیچ‌گاه به روابط اقتصادی آن‌گونه که باید، اهمیت ندادیم.

به عنوان مثال، منطقه مکران در جنوب کشور ما، ناحیه بسیار بزرگی از چابهار تا بندرعباس به طول بیش از ۱۰۰۰ کیلومتر است که می‌تواند به یکی از پرسودترین مناطق کشور تبدیل شود و بنادر بسیار مهمی در آن ساخته شود. اگر ما همسایگانمان را در این مناطق شریک می‌کردیم و آن‌ها سرمایه‌گذاری مشترک انجام می‌دادند و حضور داشتند، هیچ‌کس در دنیا جرأت نمی‌کرد به جنوب کشور ما تعرض کند؛ چرا که منافع مشترک بود و دیگران نیز در آن شریک بودند.

پتانسیل های اقتصادی را در داخل مملکت قفل کرده ایم

کشورهایی مانند قزاقستان، قرقیزستان و ترکمنستان راه به دریا ندارند. اگر به جنگ‌های روسیه در ۱۵۰ یا ۲۰۰ سال گذشته نگاه کنید، بیشتر برای راهیابی به اقیانوس بوده است. در سال ۱۹۰۵ میلادی جنگ بزرگی بین روسیه و ژاپن در منچوری رخ داد تا روسیه به اقیانوس راه یابد، اما شکست خورد و پس از آن شکست بود که به سراغ ایران آمدند و اتفاقات عهدنامه ترکمنچای، گلستان و اشغال بخش‌هایی از سرزمین ما رخ داد.

آن‌ها حتی تلاش کردند تا تهران بیایند و اگر انگلیسی‌ها در جنوب نبودند، ایران را اشغال می‌کردند. بنابراین علایق و منافعی در سرزمین ما وجود دارد که ما می‌توانیم آن‌ها را به منافع مشترک تبدیل کرده و از آن برای جامعه رفاه ایجاد کنیم. اما ما این پتانسیل‌ها را در داخل مملکت قفل کرده‌ایم؛ نه خودمان استفاده می‌کنیم و نه اجازه می‌دهیم با دیگران به اشتراک گذاشته شود. در نتیجه، نتوانستیم رفاه اقتصادی، اشتغال و روابط خوب ایجاد کنیم.

چین و آمریکا علی رغم دشمنی و اختلاف، روابط اقتصادی گسترده دارند

در تمام دنیا روابط سیاسی متکی بر روابط اقتصادی است. ما می‌خواستیم برعکس عمل کنیم و روابط اقتصادی را متکی بر روابط سیاسی کنیم که میسر نمی‌شود. به عنوان مثال، چین و آمریکا با وجود اینکه نوعی دشمنی و اختلاف سیاسی دارند، اما روابط اقتصادی گسترده‌ای میان آن‌ها برقرار است. به خاطر همین روابط اقتصادی مستحکم، سرمایه‌گذاری‌های متقابل و حضور اتباع دو کشور در خاک یکدیگر است که آمریکا به چین تعرض نمی‌کند و طرفین با یکدیگر ملاقات و گفتگو می‌کنند. چینی‌ها همزمان با انقلاب ما متوجه شدند که روابط اقتصادی برای تنظیم روابط سیاسی حائز اهمیت است.

چرا با عربستان و امارات همکاری اقتصادی و سرمایه گذاری مشترک نداریم؟

*برای تغییر این رویکرد در ساختار حکمرانی ایران چه پیشنهادی دارید؟

من معتقدم این جنگ باید هرچه زودتر تمام شود و نگاه حاکمیت و حکمرانی باید تغییر کند؛ ما باید در پی ایجاد روابط اقتصادی باشیم. در دسترس‌ترین راه این است که از مزایایی که داریم استفاده کنیم و دیگران را به شراکت و همکاری دعوت کنیم. برای مثال، چرا عربستان سعودی نباید در پالایشگاه‌های ما سرمایه‌گذاری یا همکاری کند؟

یا با امارات متحده عربی که پول و تکنولوژی دارند اما نیازمند زمین هستند، می‌توانیم در زمین‌هایی که اکنون از آن‌ها استفاده نمی‌کنیم، منافع مشترکی ایجاد کنیم که هر دو طرف در آن شریک باشیم. چرا از مکران به خوبی بهره‌برداری نمی‌کنیم؟ ما خود را به درآمد نفت وابسته کرده‌ایم و هرگاه راه آن را می‌بندند، در مضیقه شدید قرار می‌گیریم. بنابراین باید به اقتصاد تنوع بخشیم و آن را در اولویت سیاست‌گذاری کشور قرار دهیم.

استراتژی خروج از جنگ در مرحله فعلی برعهده سیاسیون و نظامیان است

*آقای بهکیش! آیا از دل وضعیت کنونی می‌توان مسیری برای بازسازی و نوسازی ایران یافت؟ طراحی یک «استراتژی خروج از جنگ» چه الزامات اقتصادی و سیاسی دارد؟

همان‌طور که اشاره کردم، استراتژی خروج از جنگ در مرحله فعلی بر عهده سیاسیون و نظامیان است؛ زیرا با ابزار اقتصادی نمی‌توان به جنگی که وارد مرحله تخاصم شدید شده خاتمه داد. طرفین باید از برخی خواسته‌های بلندمدت خود کوتاه بیایند تا تفاهم ایجاد شود. 

اما به محض ایجاد تفاهم، رویکرد باید تغییر کند و اقتصاد در اولویت قرار بگیرد. حتی در جنگ هم می‌توان امتیازات اقتصادی داد، هرچند که در یک محیط ناامن کسی سرمایه‌گذاری نمی‌کند؛ لذا ما باید برای بلندمدت قراردادهای کار مشترک منعقد کنیم.

شریک شدن در بازارهای دیگر کشورها، یکی از محرک های رشد اقتصادی است

ما سرمایه‌های متعددی نظیر زمین، امکانات، نیروی انسانی بسیار خوب و منابع نفت و گاز داریم که می‌توانیم با کمک آن‌ها منابع سرمایه‌ای جذب کنیم و طرف مقابل نیز تکنولوژی و مهم‌تر از همه، «بازار» در اختیار ما بگذارد. یکی از محرک‌های اصلی رشد اقتصادی، شریک شدن در بازارهایی است که دیگران در اختیار دارند.

برای تولید اتومبیل باکیفیت، ما زیرساخت‌های گسترده و نیروی انسانی داریم؛ آن‌ها نیز تکنولوژی دارند. اما برای رشد این صنعت، محصول باید به بازارهای بین‌المللی صادر شود که در اختیار کشورهای بزرگ است. در مرحله اول حتی نیاز نیست بگوییم سرمایه بیاورند؛ می‌توانیم با تکنولوژی آن‌ها و زیرساخت‌های خودمان تولید کنیم و سپس بازارها را با هم شریک شویم. مثلاً اگر شرکتی مانند فولکس‌واگن در ایران تولید کند، قطعاً ارزان‌تر از آمریکا تمام می‌شود و می‌تواند از اینجا به بازارهای ثروتمند صادر کند.

همکاری مشترک با دیگر کشورها راه جلوگیری از تعرض است

ما امکانات زیادی داریم که می‌توانیم آن‌ها را در معرض مشارکت و توجه خارجی قرار دهیم و نباید بترسیم. اشتراک در مالکیت واحدهایی مثل ایران‌خودرو کار بدی نیست. مثلاً اگر انگلیسی‌ها در صنعت نفت ما شریک بودند، هیچ‌گاه آمریکایی‌ها جرأت نمی‌کردند صنعت نفت ما را تهدید کنند. و اگر این نوع شرکا در اقتصاد داشتیم، هیچ‌وقت کسی جرأت نمی‌کرد برق ما، آب ما و امکانات ما را تهدید کند؛ چون آن‌وقت منافع کشورهای دیگر هم درگیر بود و آن‌ها جلوگیری می‌کردند. بنابراین سرمایه‌گذاری و همکاری مشترک با همسایگان و قدرت های بزرگ، امنیت بیشتری برای ما ایجاد می‌کند. 

برای ساختن سدی در برابر حملات باید شرکای خارجی را در فعالیت اقتصادی خود سهیم کنیم

باید بدانیم هرچه خارجی‌ها بیشتر در ایران شریک شوند، امکان حمله به کشور کمتر می‌شود. ایران برای ساختن سدی در برابر حملات، باید شرکای خارجی را در فعالیت‌های اقتصادی خود سهیم کند. اگر کشورهای همسایه مانند عربستان، امارات، کویت و قطر در سرمایه‌گذاری‌های جنوب کشور حضور داشتند، هیچ‌گاه تعرضی صورت نمی‌گرفت. راه درست جلوگیری از حمله، فعالیت اقتصادی است؛ چرا که در تقابل نظامی و دریایی، آن‌ها توانایی آسیب رساندن به امکانات ما را دارند، اما اگر شریک خارجی در کارخانه‌ها و پروژه‌های ما حضور داشته باشد، تعرضی صورت نخواهد گرفت.

همکاری مشترک با دیگر کشورها، ابزار مهمی است که از آن استفاده نکرده‌ایم و این رویکرد می‌تواند سرمشق و راهبرد آینده کشور باشد.

پربازدیدترین‌ها
از دست ندهید
لوتوس پارسیان - O