نکتۀ قابل توجهتر اینکه حتی طی همان سالهای «طلایی» نیز، نابرابری اجتماعی بهشدت رشد کرد. یکدهم برخوردار بهشدت مرفهتر شد و ضریب جینی به رقم عجیب «افزون بر ۵۰ صدم» رسید.
رشد فروش نفت و نیز توسعۀ تسلیحات، اقلام آماده و صنایع بزرگِ غیردرونزا و وارداتی طی یک دهه پنلها و تابلوها را به نمایش فربه شدن اقتصاد ایران سوق داد، اما اتفاقاً همین عدمتوازن و برونگرایی افراطی و رشد مجازی و غیرواقعی و ناهمگون و غیرعادلانه، پاشنه آشیلی شد برای سقوط اقتصاد نفتبنیان عصر پهلوی دوم، عنصری که کنار عدم توسعۀ سیاسی و دیکتاتوری نظام حاکم، به طوفان سهمگین خشم مردم بدل شد و طومارِ حکومت «از حیث اقتصادی قدرتمند»ِ(!) پهلوی را درهم پیچید.