کتابی که جاسوسی را به دردسر انداخت

داماد رئیس جمهور جاسوس از آب درآمد | روایتی تازه و جنجالی از جاسوسی که لو رفت | جاسوس اسرائیل یا جاسوس دوجانبه؟

سرویس: اخبار سایر رسانه‌ها کدخبر: ۷۹۲۱۷۶
اقتصادنیوز: برگمان، روزنامه‌نگار و پژوهشگر اسرائیلی، در کتاب‌ها و تحقیقات خود درباره اشرف مروان، داماد رئیس‌جمهور مصر این احتمال را مطرح کرده است که مروان ممکن است یک «عامل دوجانبه» بوده باشد و نه صرفاً یک جاسوس ارزشمند برای اسرائیل.
داماد رئیس جمهور جاسوس از آب درآمد | روایتی تازه و جنجالی از جاسوسی که لو رفت | جاسوس اسرائیل یا جاسوس دوجانبه؟

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از ایبنا، «از یکی از دانشجویان مصری‌ام که با خانواده اشرف مروان آشنایی داشت، نشانی او را در لندن گرفتم. یک نسخه کتابم را در آن به ماجرای جاسوسی مروان برای موساد اشارات سربسته‌ای کرده بودم برداشم، صفحات مربوط به او را علامت زدم وکتاب را به اهداییه‌ای برای مروان داخل پاکت گذاشتم: «برای اشرف مروان، قهرمان مصر.» بسته را با پست سفارشی فرستادم تا مطمئن شوم به دستش می‌رسد. همچنین شماره تلفن و نشانی خانه‌ام را هم برایش نوشتم تا اگر مایل بود، با من تماس بگیرد. سپس با اشتیاق و اضطراب منتظر عکس‌العمل او ماندم. اما هیچ خبری نشد و او مطلقا واکنشی نشان نداد.»

سطور بالا بخشی از کتاب «جاسوسی که سقوط کرد» نوشته آرون برگمان ترجمه مهدی نوری در انتشارات ماهی است. برگمان در این کتاب شرح می‌دهد که چگونه در دو کتاب متوالی به اسرار یک جاسوس اشاره کرده و این جاسوس کسی نیست جز اشرف مروان، داماد جمال عبدالناصر. هر چند او با اشاره به جنگ یوم کیپور بر آن است که نشان دهد داماد جمال عبدالناصر یک جاسوس دو جانبه بوده است.

برگمان که سال‌ها درباره پرونده مروان تحقیق می‌کرد، پس از انتشار نخستین آثارش درباره جنگ ۱۹۷۳ و نقش مروان، نسخه‌ای از کتاب خود را برای او ارسال کرد. این اقدام سرآغاز رابطه‌ای غیرمنتظره میان یک پژوهشگر اسرائیلی و شخصیتی شد که در قلب یکی از بزرگ‌ترین معماهای جاسوسی قرن بیستم قرار داشت. برگمان در کتاب توضیح می‌دهد که پس از ارسال کتاب، مروان با او تماس گرفت و به تدریج میان آن دو گفت‌وگوهایی شکل گرفت. نکته مهم این بود که مروان برخلاف تصویر مرموزی که در رسانه‌ها داشت، علاقه‌مند بود روایت خود از ماجراها را به گوش دیگران برساند. او از اینکه برخی در اسرائیل او را یک قهرمان اطلاعاتی معرفی می‌کردند و برخی دیگر او را عامل فریب مصر می‌دانستند، آگاه بود و تلاش می‌کرد بر برداشت پژوهشگران تأثیر بگذارد. کتابی که برگمان برای مروان فرستاد، صرفاً یک هدیه نبود؛ بلکه به نوعی پلی میان نویسنده و سوژه تحقیقش شد. پس از مطالعه کتاب، مروان در مواردی به برگمان بازخورد داد و حتی اطلاعات و دیدگاه‌هایی را در اختیار او قرار داد. همین ارتباط بعدها به یکی از منابع اصلی نگارش «جاسوسی که سقوط کرد» تبدیل شد.

کتابی که جاسوس را به دردسر انداخت

برگمان در روایت خود نشان می‌دهد که مروان فردی بسیار باهوش، محتاط و علاقه‌مند به کنترل تصویری بود که از او در تاریخ باقی می‌ماند. از نگاه نویسنده، مروان هرگز به‌طور کامل راز خود را فاش نکرد. او در دیدارها و گفت‌وگوها سرنخ‌هایی ارائه می‌کرد، اما هیچ‌گاه پاسخ نهایی این پرسش را نداد که آیا واقعاً جاسوس اسرائیل بوده یا یک عامل دوجانبه در خدمت مصر.به همین دلیل، ماجرای ارسال آن کتاب اهمیت نمادین پیدا می‌کند؛ زیرا اگر آن کتاب به دست مروان نمی‌رسید، احتمالاً رابطه‌ای میان او و برگمان شکل نمی‌گرفت و بخش مهمی از اطلاعاتی که امروز درباره زندگی، شخصیت و روزهای پایانی اشرف مروان می‌دانیم، هرگز ثبت نمی‌شد. این رویداد در واقع آغاز سفری پژوهشی بود که به یکی از مشهورترین کتاب‌های تاریخ جاسوسی خاورمیانه انجامید.

اما در واقع برگمان، روزنامه‌نگار و پژوهشگر اسرائیلی، در کتاب‌ها و تحقیقات خود درباره اشرف مروان، داماد رئیس‌جمهور مصر این احتمال را مطرح کرده است که مروان ممکن است یک «عامل دوجانبه» بوده باشد و نه صرفاً یک جاسوس ارزشمند برای اسرائیل. این دیدگاه در برابر نظر رایج در میان بسیاری از مقام‌های سابق اطلاعاتی اسرائیل قرار دارد که مروان را یکی از مهم‌ترین منابع اطلاعاتی اسرائیل در جهان عرب می‌دانند. مهم‌ترین دلیل سوءظن برگمان به مروان، عملکرد او در آستانهٔ جنگ یوم کیپور در سال ۱۹۷۳ است. مروان چند ساعت پیش از آغاز جنگ به موساد هشدار داد که مصر و سوریه حمله خواهند کرد، اما زمان حمله را حدود شش ساعت دیرتر از زمان واقعی اعلام کرد. منتقدان معتقدند این اشتباه موجب شد اسرائیل نتواند به‌طور کامل نیروهای خود را بسیج کند و در ساعات نخست جنگ غافلگیر شود. برگمان استدلال می‌کند که چنین اشتباه بزرگی از سوی فردی که به حساس‌ترین اطلاعات نظامی مصر دسترسی داشت، می‌تواند نشانه‌ای از یک عملیات فریب عمدی باشد.

دلیل دوم به جایگاه فوق‌العاده مروان در ساختار قدرت مصر مربوط می‌شود. او نه تنها داماد جمال عبدالناصر بود، بلکه پس از مرگ ناصر نیز به مشاور نزدیک رئیس‌جمهور تبدیل شد. برگمان می‌پرسد چگونه فردی که سال‌ها اطلاعات بسیار محرمانه را در اختیار اسرائیل قرار می‌داد، هرگز از سوی دستگاه‌های امنیتی مصر شناسایی یا بازداشت نشد. از نگاه او، این مسئله احتمال حمایت یا هدایت شدن مروان از سوی بخشی از دستگاه اطلاعاتی مصر را تقویت می‌کند.

سومین عامل، نتایج عملی اطلاعات ارائه‌شده توسط مروان است. اگرچه بسیاری از گزارش‌های او دقیق و ارزشمند بودند، برگمان معتقد است که همین اطلاعات می‌توانستند برای جلب اعتماد اسرائیل طراحی شده باشند. در عملیات‌های اطلاعاتی، گاهی یک عامل دوجانبه اطلاعات درست فراوانی ارائه می‌دهد تا در لحظه حساس بتواند اطلاعات گمراه‌کننده منتقل کند. از این منظر، هشدار نادرست درباره زمان حمله در سال ۱۹۷۳ ممکن است مهم‌تر از ده‌ها گزارش صحیح قبلی بوده باشد.

برگمان همچنین به اختلاف‌نظرهای طولانی در داخل جامعهٔ اطلاعاتی اسرائیل اشاره می‌کند. برخی مقام‌های ارشد، از جمله رؤسای سابق موساد، معتقد بودند مروان یک منبع کاملاً قابل اعتماد بوده است. اما گروهی دیگر، به‌ویژه در سازمان اطلاعات نظامی اسرائیل، این احتمال را مطرح می‌کردند که او در چارچوب یک برنامهٔ فریب استراتژیک مصر فعالیت می‌کرده است. وجود چنین اختلافی نشان می‌دهد که حتی در میان متخصصان نیز درباره ماهیت واقعی فعالیت‌های مروان اجماع وجود ندارد.

با این حال، باید توجه داشت که سوءظن برگمان هرگز به‌طور قطعی اثبات نشده است. بسیاری از پژوهشگران و مسئولان سابق موساد استدلال می‌کنند که هشدار مروان، با وجود خطا در زمان‌بندی، همچنان برای اسرائیل بسیار ارزشمند بود و اگر او واقعاً عامل دوجانبه بود، می‌توانست اساساً هیچ هشداری ارائه نکند. بنابراین، پرونده اشرف مروان همچنان یکی از بحث‌برانگیزترین معماهای تاریخ جاسوسی خاورمیانه باقی مانده است؛ شخصیتی که برخی او را بزرگ‌ترین جاسوس اسرائیل و برخی دیگر موفق‌ترین عامل فریب مصر می‌دانند.

 

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O