از «محمد! دوستت دارم» تا ادعای محو ایران/ مرور تناقض‌های ترامپ

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۷۶۶۴۵
اقتصادنیوز:رییس جمهوری آمریکا 23 اردیبهشت 1404 حین سخنرانی‌ در عربستان سعودی، از ادبیاتی استفاده کرد که در عرف دیپلماتیک چندان رایج نیست و حین تمجید عربستان، ایران را تهدید کرد.
از «محمد! دوستت دارم» تا ادعای محو ایران/ مرور تناقض‌های ترامپ

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از عصرایران، در گزارشی با اشاره وقوع اتفاقات در اردیبهشت ماه 1404 نوشت: 

 این روزها که ایران منافع آمریکا در کشورهای منطقۀ خلیج فارس را هدف قرار داده و کشورهای عربی احساس می کنند آن همه هزینه چگونه می تواند دود شود، یادآوری سفر دونالد ترامپ به عربستان سعودی و ستایش محمد بن سلمان ولیعهد و عملا همه‌کارۀ این حکومت و تهدید جمهوری اسلامی ایران، جدای مرور سال کهنه و به صورت مستقل هم مناسبت دارد اگرچه این سلسله نوشتارهای نوروزی به قصد مرور است.

رییس جمهوری آمریکا 23 اردیبهشت 1404 حین سخنرانی‌ در عربستان سعودی، از ادبیاتی استفاده کرد که در عرف دیپلماتیک چندان رایج نیست و حین تمجید عربستان، ایران را تهدید کرد.

او در حالی با عباراتی مانند "محمد! دوستت دارم" و "تو رهبری قوی هستی!" از ولیعهد عربستان تمجید ‌کرد که ایران را به "عواقب سخت" تهدید کرد. اما همان‌جا گفت مردم ایران را دوست دارد و آن‌ها "شایسته زندگی خوب و رفاه" هستند!

 "این دوگانگی زبانی – ستایشِ پرحرارت یک ولیعهد، تهدید یک دولت، و هم‌دلی با مردم کشوری که به آن هشدار داده – تنها یک تناقض ساده نیست. بلکه بازتابی است از یک الگوی آشنا در گفتمان ترامپ: دیپلماسی شخص‌محور، لفاظی حساب‌شده، و تفکیک ملت از حکومت به‌عنوان تاکتیکی برای مدیریت افکارعمومی. ترامپ از ابتدای ورود به سیاست، خود را نه یک سیاستمدار کلاسیک بلکه یک «مذاکره‌کننده موفق» معرفی کرده است؛ کسی که قواعد را می‌شکند و با زبان ساده، مستقیم و عامه‌پسند حرف می‌زند. 

این سبک، در عرصه سیاست خارجی نیز بازتاب پیدا کرده: گفتار ترامپ اغلب نه بر پایه نهادها و پروتکل‌ها، بلکه بر پایه جهت دهی به رسانه ها، شخصیت‌سازی و روابط فردی استوار است. در عربستان هم، او بیش از آنکه پیام رسمی دولت ایالات متحده را منتقل کند، یک نمایش شخصی اجرا کرد: از تمجید پرشور از ولیعهد سعودی گرفته تا هشدار تند علیه ایران و در نهایت ابراز علاقه‌ به مردم ایران.

این "ترکیب متضاد" در ظاهر متناقض است، اما در منطق گفتمانی ترامپ کاملاً هدف‌مند است: او با همین ترکیب، توجه رسانه‌ها را جلب می‌کند، فشار سیاسی می‌سازد و هم‌زمان تلاش می‌کند تصویر یک رهبر مقتدر و مردم‌دوست را به مخاطب آمریکایی و منطقه‌ای ارائه دهد. سخنان ترامپ در این سفر مهم و سخنرانی در کاخ الیمامه ریاض در حضور مقامات سعودی و جلوی دوربین هایی که اخبار را همزمان به سراسر جهان مخابره می کنند، به سه گونه تقسیم میشود: ابراز محبت های غیر رسمی متعدد به ولیعهد عربستان، تخریب دولت در ایران، بیان مهر و صمیمت به مردم ایران."

و حالا در بیست و دومین روز جنگ، یکی از چالش های اصلی ترامپ این است که آن ادعاها را چگونه با آسیب غیرنظامیان گرد آورد و توجیه کند هر چند هر چه از جنگ می گذرد از لحن قبلا ستایش آمیز او دربارۀ مردم ایران دیگر خبری نیست و در تازه ترین توییت ادعا کرده ایران را از روی نقشه محو کرده است!

جدای اینها کشورهای عرب منطقه بهای آن "دوستت دارم" را به سنگین ترین وجه می پردازند و یکی از شروط ایران برای آتش بس تعطیل پایگاه های آمریکا در منطقه اعلام شده است. 

ماه مذاکره

در اردیبهشت 1404 سایه مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا دوباره بر میز عمان افتاد و بعد از 4 دور مذاکره این امید وجود داشت که در دور پنجم به نتیجه برسد و البته می دانیم نرسید. 

در همین ماه دونالد ترامپ به عربستان رفت و در کاخ المیامه ریاض، خطاب به بن سلمان گفت: محمد! دوستت دارم و او را تمجید و ایران را به عواقب سخت تهدید کرد...

آمریکا دو سیاست را دنبال می کرد: یکی دیپلماسی رسمی در میز مذاکرات، و دیگری دیپلماسی عمومی برای مدیریت افکار عمومی داخلی و متحدین خود مانند اسرائیل و آژانس یهود و وقتی در ماه بعد حمله کرد روشن شد اطمینان داده قصد توافق ندارد.

تجلیل پزشکیان از ظریف و دبیری

رخداد دیگر در اردیبهشت 1404 تجلیل مسعره یود پزشکیان رییس جمهوری از دو معاون سابق خود بود که یکی تحت فشار بیرونی ناچار از کناره گیری شد و دیگری را خود برکنار کرده بود. او 66 روز بعد از کناره گیری محمد جواد ظریف از معاونت راهبردی ریاست جمهوری و یک ماه بعد از برکناری شهرام دبیری از معاونت پارلمانی رییس جمهور پزشکیان از این دو تجلیل کرد.

آیین معارفه و تکریم معاونین پارلمانی و راهبردی رییس جمهوری اما یک غایب مشهور داشت: محمد جواد ظریف که در تیر 1403 برای رییس جمهور شدن مسعود پزشکیان هر کار که توانست انجام داد و بی هیچ تردیدی بخشی از آرایی که به سبد پزشکیان در 8 و 15 تیر 1403 ریخته شد به خاطر حضور ظریف در کنار پزشکیان و در برنامه تلویزیونی و سپس در شهرهای مختلف بود.

رییس جمهوری گفت: برخی به جای توجه به دغدغه‌های اصلی مردم، اصرار داشتند که دکتر ظریف باید از سمت خود کنار برود. دکتر ظریف سابقه طولانی در خدمات ارزشمند برای کشور داشته و حتی آمریکا او را تحریم کرده است و البته برخی هم در داخل او را تحریم کردند؛ چنین اقداماتی کشور را از خدمات افراد توانمند محروم می‌کند.

مطابق گزارش تارنمای ریاست جمهوری درباره معاونی که روز اول کاری 1404 و در پی سفر پر حرف و حدیث او به قطب جنوب برکنار کرد هم این گونه گفت: دکتر دبیری فرد توانمندی است که می‌توانست در بیرون از ایران زندگی خوبی داشته باشد، ولی زندگی در ایران را برگزید و برای خدمت به مردم تلاش کرد. آقای دبیری نیازی به این سمت‌ها و حقوقی که ریاست جمهوری به او می‌دهد، ندارد و شاید برای اینکه برخی مشکلات را حل کند، هزینه شخصی هم کرده باشد. وی فردی یاری‌رسان به فقراست و هر چند بیمارستان خصوصی دارد، اما به نیازمندان کمک‌های زیاد و ارزش‌مندی می‌کند.

پزشکیان تأکید کرد: برادری و رفاقت ما با آقای دبیری ادامه خواهد یافت. از مشاوره های آقای ظریف هم کماکان بهره خواهیم برد.

رئیس جمهور درباره واگذاری مسئولیت دو معاونت راهبردی و پارلمانی به یک نفر - محسن اسماعیلی - هم گفت: تحلیل من این است که وظایف این دو معاونت به یکدیگر مرتبط است. معاونت راهبردی وظیفه مطالعه برای تدوین قوانین را برعهده دارد. من معتقدم نباید قانون را بدون پشتوانه علمی و تحقیقاتی تدوین کرد. لوایحی که در دولت تدوین می‌شود، باید مبتنی بر مطالعه تطبیقی باشد و بررسی شود که سایر کشورها در شرایط مشابه چگونه قانون وضع کردند و نتیجه عملکرد آنها چگونه بوده است؟ اگر قانون پشتوانه علمی داشته باشد دیگر نیازی نیست آن قانون 10 بار تبصره بخورد یا سال دیگر عوض شود. در پایان مراسم عکس یادگاری گرفتند در حالی که شهرام دبیری بود و جواد ظریف، نه. 

چرا به قانون حجاب تن ندادم

در همین ماه مسعود پزشکیان در سفر به قم در ششمین اجلاسیه خبرگان رهبری شرکت کرد و به صراحت و بدون لکنت گفت چرا به قانون جریمه های حجاب تن نداده است.

او گفت: باور عمومی را با زور نمی توان ایجاد کرد و کاری انجام نمی دهد که به وحدت عمومی خدشه وارد سازد و موجب سوء استفاده دشمنان شود و به نارضایتی عمومی بینجامد و به خاطر حجاب نباید دختران و زنان را بی دین کرد. 

پزشکیان یادآور شد: انتخاب خود او در دانشگاه و هنگامی که تنها دو دختر دانشجو چادری بوده اند یکی از آن دو بوده که متخصص زنان هم شد ولی باور و اعتقاد با زور ایجاد نمی شود.

او به صراحت این موارد را در جمع خبرگان مطرح کرد و گزارشی از انتقاد یا اعتراض مخابره نشد:

-من از اقداماتی که دشمنان بتوانند از آن سوء استفاده کنند پرهیز می‌کنم. نباید کاری بکنم که انقلاب زیر سوال برود. اگر احساس کنم با اقدامی وحدت ملی خدشه‌دار می‌شود، آن کار را نمی‌کنم، چون وحدت برای من اولویت دارد.

-وحدت برای من اولویت دارد و هرگز کاری نمی‌کنم که وحدت ملی را خدشه‌دار کند. 

- مسیر باید به گونه‌ای هدایت شود که امکان اصلاح فراهم باشد، نه اینکه نوع برخورد باعث تقابل گردد؛ این شیوه نقض غرض است. چگونگی حفظ وحدت و انسجام داخلی مهم‌ترین و اولویت‌دارترین مسئله‌ای است که بنده به عنوان فردی که اعتقادات خود را بر این مبنا آموخته‌ام، به آن باور دارم.

سخنان شگفت آور وزیر آموزش و پرورش

یکی از ضعیف ترین وزیران کابینه پزشکیان بی شک وزیر آموزش و پرورش اوست (کاظمی) و جدای عملکرد هر از گاهی سخنانی گفته که نه نسبتی با مسؤولیت او دارد و نه متناسب با شأن جایگاهی است که در دهه های قبل چهره های شاخصی چون ملک الشعرای بهار، دکتر حسابی، پرویز ناتل خانلری و شهیدان رجایی و باهنر بر آن تکیه زده بودند.

او که قبل تر و به مناسبتی گفته بود "به عنوان وزیر، سرباز فرمانده نیروی انتظامی است" در 17 اردیبهشت سخن حکیمانه دیگری بر زبان آورد: معلم، شأن "رعایت" دارد! 

در ادامه در توضیح مراد خود از تعبیر "رعایت" چنین گفت: "رعایت به این معنی که اگر کسی از کلاس رها شد ببیند کجا رفت؟ شأن رعایت به معنی چوپانی. یک گوسفند از گَلّه کم می‌شود می رود و می دود دنبال او و پیدایش می‌کند و او را دوباره به جمع می‌آورد!"

همان موقع در عصر ایران نوشتم: خدای ناکرده مگر این معلمان طفلک که لنگ هزار مشکل معیشتی اند به دنبال ذبح این بچه ها هستند که به چوپان و گوسفند تشبیه می کنید؟

کدام چوپان؟ کدام گوسفند؟ کدام گله؟ اینها فرد فرد شهروندان این جامعه‌اند که در فرآیند رشد در اختیار این ساختار آموزش‌اند تا عشق به میهن و زبان فارسی و هنر و ورزش بیاموزند و استعدادشان کشف شود و اتفاقا گوسفندوار زندگی نکنند و با زبان مادری یا رسمی با دوستان ارتباط برقرار کنند و در اندیشه عقل خود را به کار گیرند. در مباحث دینی با وحی آشنا شوند و در ادبیات با عشق. در فسلفه با عقل و در هنر با زیبایی و در ریاضیات با منطق اعداد و گوسفندان نه وحی می دانند چیست نه عقل. که اگر عقل داشتند وقتی سر یکی را می بریدند دیگری هم اطاعت نمی کرد. از گوسفند شگفت آورتر گاو است که با آن هیکل اجازه می دهد انسانی به مراتب ضعیف تر سر او را ببرد!

البته اولین مقام سابق که انتقاد کرد دکتر مصطفی معین بود که دو دوره در همین جمهوری اسلامی وزیر بوده: وزیر فرهنگ و آموزش عالی در دولت مرحوم هاشمی رفسنجانی در سال های 68 تا 72 و وزیر علوم و تحقیقات و فناوری در دولت اصلاحات از ابتدا تا سال 82 که استعفا کرد.

او که در همین جمهوری اسلامی رییس دانشگاه شیراز هم بوده و استاد و معلم و نوشت: "شأن معلم ادامه دهنده رسالت پیامبری و محبت پدری است و شأن دانش آموز آینده سازی و احیای شکوه ایران باستان. وقتی شأن وزیر سربازی فرمانده پلیس باشد شأن معلم هم رعایت است به معنی چرانیدن گوسفندان "!

اردیبهشت 1404 اتفاقات ریز و درشت دیگری هم داشت اما می دانم ذهن و روح مخاطبان چنان معطوف به جنگ جاری و سرنوشت ایران و ایرانیان در این هنگامه تاریخی است که شاید حوصله نکنند و همین 1800 کلمه را هم زیاده بدانند ولو بخش هایی بی ارتباط با حوادث بعدی نباشد.

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O