تضاد میان دیپلماسی و ترور

فرجام جنگ علیه ایران؛ پیروزی صوری یا شکست استراتژیک؟ | آمریکا در بن بست میان یک «توافق ناممکن» یا یک «جنگ فرسایشی»

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۷۷۸۵۲
اقتصادنیوز: تخریب زیرساخت‌های ایران، انگیزه این کشور برای انتقام‌جویی را افزایش داده و هرگونه دستاورد تاکتیکی موقت را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.
فرجام جنگ علیه ایران؛ پیروزی صوری یا شکست استراتژیک؟ | آمریکا در بن بست میان یک «توافق ناممکن» یا یک «جنگ فرسایشی»

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از خبرآنلاین، نشریه معتبر فارن افرز در تحلیلی به قلم دو تن از برجسته‌ترین اساتید دانشگاه در آمریکا، ریچارد بتس و استفن بیدل (اساتید دانشگاه کلمبیا و اعضای ارشد شورای روابط خارجی آمریکا)، به کالبدشکافی بن‌بست راهبردی ایالات متحده در جنگ جاری علیه ایران پرداخته است. این یادداشت تحلیلی تصریح می‌کند که برای دولت ترامپ پیروزی‌های تاکتیکی جایگزین موفقیت‌های استراتژیک شده‌است.

نشریه فارن افرز در ابتدای این تحلیل تأکید می‌کند که برخلاف تبلیغات سطحی دولت فعلی، جنگ یک بازی ویدئویی یا فیلم سینمایی نیست. ریچارد بتس و استفن بیدل معتقدند شروع یک جنگ، تصمیمی برای نابودی منابع و جان انسان‌هاست و این هزینه‌ها تنها زمانی قابل توجیه هستند که در خدمت یک «هدف والا» و با یک «استراتژی مشخص» برای تبدیل قدرت نظامی به نتیجه سیاسی مطلوب باشند؛ امری که به باور آن‌ها در جنگ فعلی علیه ایران کاملاً مفقود است.

نویسندگان فارن افرز می‌گویند واشنگتن دچار پدیده‌ی «جابجایی هدف» شده است؛ وضعیتی که در آن پیروزی‌های تاکتیکی و بمباران‌های موفق، جایگزین پیروزی راهبردی شده‌اند. آن‌ها هشدار می‌دهند که رهبران سیاسی ساده‌لوح تصور می‌کنند درهم‌کوبیدن نظامی دشمن به معنای موفقیت است، در حالی که بدون هم‌راستایی هدف و استراتژی، این جنگ فاقد هرگونه توجیه منطقی است.

شکست در اهداف حداکثری و توهم «تغییر رژیم»

این دو استاد دانشگاه کلمبیا تصریح می‌کنند که هدف حداکثری دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، یعنی تغییر رژیم در ایران از طریق فشار نظامی، عملاً شکست خورده است. آن‌ها می‌گویند حملات نه‌تنها باعث قیام مردمی برای سرنگونی مقامات نشد، بلکه نتیجه‌ای کاملاً معکوس داشت و دولتی را در تهران بر سر کار آورد که نسبت به گذشته، با تعصب و خصومت بیشتری علیه منافع آمریکا عمل می‌کند.

بتس و بیدل می‌افزایند که حتی اگر هدف تغییر رژیم را کنار بگذاریم و به هدف حداقلی یعنی «تضعیف توانمندی‌های ایران» بسنده کنیم، باز هم راهبرد دولت آمریکا دچار تناقض است. آن‌ها استدلال می‌کنند که تخریب زیرساخت‌های ایران، انگیزه این کشور برای انتقام‌جویی را افزایش داده و هرگونه دستاورد تاکتیکی موقت را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

نقد سیاست «چمن‌زنی» و چرخه‌ی بی‌پایان جنگ

در بخشی از این گزارش، فارن افرز به نقد سیاست «چمن‌زنی» (حملات دوره‌ای برای تضعیف توان نظامی رقیب) می‌پردازد. نویسندگان می‌گویند این رویکرد که مورد علاقه برخی مقامات واشنگتن است، راهبردی بی‌پایان و بدون خروجی مشخص است. آن‌ها یادآوری می‌کنند که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا در سال ۲۰۲۵ مدعی نابودی برنامه هسته‌ای ایران شد، اما کمتر از یک سال بعد دوباره دستور حمله صادر کرد که این نشان‌دهنده ناکارآمدی جنگ‌های پیشگیرانه است.

آن‌ها تأکید می‌کنند که تداوم این حملات، ایران را به سمت انطباق‌پذیری بیشتر، پنهان‌کاری پیشرفته‌تر و در نهایت جستجوی سلاح‌های هسته‌ای ابتدایی به عنوان ابزاری برای بقا سوق می‌دهد. به باور نویسندگان، رژیمی که بارها تحقیر شده و تحت حملات قرار گرفته، انگیزه بیشتری برای دستیابی به بازدارندگی نهایی خواهد داشت.

تضاد میان دیپلماسی و ترور

فارن افرز در ادامه به تضاد رفتاری کاخ سفید اشاره کرده و می‌گوید اگر هدف نهایی دستیابی به یک توافق جدید است، اقدامات رئیس‌جمهور آمریکا دقیقاً در تضاد با این هدف قرار دارد. بتس و بیدل می‌پرسند: «چطور می‌توان با کسی که شرکای مذاکره‌کننده‌اش را کشته‌اید و در میانه گفتگوها به او حمله غافلگیرانه کرده‌اید، معامله کرد؟» آن‌ها معتقدند دونالد ترامپ با نقض برجام و ترور رهبران ایران، اعتبار دیپلماتیک آمریکا را برای همیشه مخدوش کرده است. 

نویسندگان می‌گویند بدون یک معامله واقعی، تنها راه جایگزین برای حذف کامل تهدید ایران، اشغال نظامی این کشور است. آن‌ها هشدار می‌دهند که اشغال ایران به دلیل وسعت و جمعیت، بسیار دشوارتر از عراق است و حتی خودِ ترامپ هم جرئت تکرار خطای حمله به عراق را ندارد؛ بنابراین دولت آمریکا در بن‌بستی میان یک «توافق ناممکن» و یک «جنگ فرسایشی» گرفتار شده است.

هزینه‌های جهانی و انحراف از تهدیدهای بزرگتر

بخش مهمی از گزارش فارن افرز به هزینه‌های جانبی این جنگ اختصاص دارد. بتس و بیدل معتقدند تمرکز بیش از حد واشنگتن بر ایران، منابع ایالات متحده را از اولویت‌های حیاتی‌تر منحرف کرده است. آن‌ها می‌گویند در حالی که آمریکا درگیر خاورمیانه است، روسیه در حال تثبیت موقعیت خود در اوکراین و چین در حال بررسی پنجره فرصت برای تهاجم به تایوان است.

آن‌ها می‌افزایند که هزینه‌های اقتصادی این جنگ نیز سرسام‌آور بوده است. میلیاردها دلار هزینه مستقیم، فشار بر ذخایر تسلیحاتی پیشرفته آمریکا و وارد آمدن شوک به بازار جهانی انرژی، تنها بخشی از هزینه‌هایی است که واشنگتن برای دستاوردی ناچیز پرداخته است. تعلیق تحریم‌های روسیه توسط ترامپ برای جبران کمبود نفت، از دید نویسندگان نشانه‌ی بارز این آشفتگی در اولویت‌بندی است.

فرجام جنگ: پیروزی صوری یا شکست استراتژیک؟

در پایان، تحلیل‌گران فارن افرز هشدار می‌دهند که احتمالاً دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا به زودی با اعلام «پیروزی درخشان»، به طور یک‌جانبه از معرکه خارج شود. اما آن‌ها تأکید می‌کنند که این خروج به معنای پایان تهدید نیست؛ بلکه به معنای به‌جا گذاشتن منطقه‌ای شعله‌ور، ایرانی تشنه انتقام و هم‌پیمانانی (مانند اسرائیل) است که اکنون بیش از هر زمان دیگری در معرض خطر قرار گرفته‌اند.

بتس و بیدل نتیجه می‌گیرند که این جنگ نه تنها جایگاه اخلاقی آمریکا در جهان را تخریب کرد، بلکه نشان داد که واشنگتن تحت مدیریت فعلی، فاقد عقلانیت راهبردی برای پایان دادن به بحران‌هایی است که خود آغازگر آن‌ها بوده است. از دید آن‌ها، دستاورد این جنگ برای آمریکا «تقریباً هیچ» و هزینه آن «غیرقابل جبران» بوده است.

 

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O