جغرافیای راهبردی پس از جنگ نیز باقی خواهد ماند

بمب‌ و موشک «تاریخِ خاورمیانه» را از نو خواهد نوشت؟ | چه چیزهایی در پساجنگ ایران تغییر نخواهند کرد؟

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۸۹۶۹۲
اقتصادنیوز: این جنگ ممکن است ائتلاف‌ها را بازآرایی کند و توازن قدرت را تغییر دهد، اما جغرافیا، مسئله فلسطین و هویت‌های سیاسی همچنان پابرجا خواهند ماند.
بمب‌ و موشک «تاریخِ خاورمیانه» را از نو خواهد نوشت؟ | چه چیزهایی در پساجنگ ایران تغییر نخواهند کرد؟

به گزارش اقتصادنیوز، در هر جنگ بزرگ خاورمیانه‌ای، یک توهم همواره بازمی‌گردد: این باور که بمب‌ها می‌توانند تاریخ را از نو بنویسند. جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران با سرعت و شدتی بی‌سابقه در حال بازترسیم نقشه خاورمیانه است. با این حال، واقعیت‌های پایداری وجود دارند که هیچ جنگ و هیچ بمبی، هرچقدر هم دقیق و ویرانگر باشد، قادر به حذف یا تغییر آن‌ها نیست.

الجزیره در گزارشی نوشت: کارشناسان و تحلیلگران پیوسته در حال پیش‌بینی شکل خاورمیانه پس از پایان جنگ هستند. برخی اصرار دارند که این جنگ منطقه را دگرگون خواهد کرد، محورهای منطقه‌ای را فرو خواهد پاشید و نظم جدیدی در خاورمیانه ایجاد خواهد کرد.

بخشی از این ادعا درست است؛ از نظر تاریخی، جنگ‌های بزرگ شکاف‌ها و دگرگونی‌های عمیقی در نقشه‌ها، نظام‌های سیاسی و ساختارهای جمعیتی بر جای می‌گذارند.

خبر مرتبط
لبنان؛ برگ برنده جدید ایران در مذاکره با آمریکا؟ | یک واقعیتِ راهبردی نهفته در میانه دو روایت از توقف حملات به لبنان

اقتصادنیوز: کمی پس از آنکه بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، روز دوشنبه دستور حمله به مواضع حزب‌الله در حومه جنوبی بیروت را صادر کرد، دونالد ترامپ اعلام کرد اسرائیل و حزب‌الله بر سر توقف حملات به توافق رسیده‌اند. او در شبکه تروث سوشال نوشت: هیچ نیرویی به بیروت اعزام نخواهد شد.

یک خطای تحلیلی درباره جنگ با ایران

اما یک خطای تحلیلی نیز وجود دارد که تقریبا همه جنگ‌ها را همراهی می‌کند: این باور که جنگ می‌تواند همه چیز را پاک کند و صفحه‌ای سفید به وجود آورد تا تاریخ از نو آغاز شود؛ در حالی که خود تاریخ بارها خلاف این تصور را ثابت کرده است.

در طول تاریخ طولانی خود، خاورمیانه بارها نشان داده که توانایی استثنایی در جذب شوک‌های عظیم و بازسازی خود دارد.

این منطقه فتوحات اسلامی، حملات مغول، جنگ‌های صلیبی، استعمار اروپایی، جنگ سرد، موج‌های افراط‌گرایی و جنگ‌های داخلی را پشت سر گذاشته است.

با وجود همه این تحولات، خاورمیانه در برابر تغییرات ناگهانی مقاومت کرده و تنها زمانی دگرگون شده که تغییرات به صورت تدریجی و طبیعی شکل گرفته‌اند.

اکنون که نشانه‌های پایان قریب‌الوقوع جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران آشکار شده، پرسشی که کمتر مطرح می‌شود این است: چه چیزهایی تغییر نخواهند کرد؟

جغرافیای راهبردی پس از جنگ نیز باقی خواهد ماند

از زمانی که نخستین تمدن‌های بشری در این منطقه شکل گرفتند، جغرافیا سرنوشت آن را تعیین کرده است. تنگه هرمز همچنان مسیر عبور نزدیک به یک‌پنجم نفت جهان را در اختیار دارد. کانال سوئز همچنان یکی از حیاتی‌ترین شریان‌های تجارت بین‌المللی است. هلال حاصلخیز نیز همچنان آسیا را به اروپا پیوند می‌دهد.

تنگه هرمز

این جغرافیا یک سرنوشت است، نه یک انتخاب؛ و هیچ قدرت نظامی نمی‌تواند آن را تغییر دهد. ایران پس از پایان جنگ هم کشوری خواهد بود که بر تنگه هرمز اشراف دارد.

یمن همچنان دروازه جنوبی باب‌المندب، یکی از مهم‌ترین آبراه‌های جهان، باقی خواهد ماند. مصر همچنان کنترل کانال سوئز را در اختیار خواهد داشت. تا زمانی که این جغرافیا پابرجاست، رقابت بر سر کنترل آن ادامه خواهد یافت.

مسئله فلسطین به حاشیه رانده نخواهد شد

شاید بزرگ‌ترین توهمی که جنگ ایران آشکار کرده، این باور باشد که جنگ علیه محور مقاومت می‌تواند مسئله فلسطین را از دستور کار منطقه خارج کند. این یک خطای ساختاری است که ابزار را با اصل موضوع اشتباه می‌گیرد.

ایران در مسئله فلسطین سرمایه‌گذاری سیاسی و ایدئولوژیک کرده و از آن بهره برده است، اما نه این مسئله را خلق کرده و نه کلید پایان دادن به آن را در اختیار دارد.

مسئله فلسطین پیش از تولد جمهوری اسلامی ایران وجود داشت و همچنان پابرجا خواهد ماند. رنج نزدیک به هشت میلیون فلسطینی که تحت اشغال زندگی می‌کنند، با هیچ اتفاقی از میان نخواهد رفت.

توافق‌های ابراهیم در سال ۲۰۲۰ بر یک فرض اساسی استوار بودند: اینکه ایران تهدید مشترکی است که اسرائیل و کشورهای عربی خلیج فارس را در یک اردوگاه راهبردی قرار می‌دهد و این هم‌پیمانی امنیتی می‌تواند مسئله فلسطین را دور بزند و به حاشیه براند.

اما جنگ با ایران، شکنندگی و محدودیت‌های این معادله را آشکار کرد. از سوی دیگر، ایران توانست خود را قربانی تجاوز آمریکا و اسرائیل معرفی کند و بخشی از همدلی افکار عمومی عرب را که به دلیل مداخلاتش در سوریه، یمن و عراق از دست داده بود، دوباره به دست آورد.

این موضوع روایت رایج مبنی بر اینکه ایران دشمن اصلی جهان عرب است را پیچیده‌تر کرده است.

در عین حال، افکار عمومی عرب از اقیانوس اطلس تا خلیج فارس، از جمله نسل‌های جوان در کشورهایی که روابط رسمی با اسرائیل دارند، همچنان به مسئله فلسطین دلبستگی عمیقی دیده می‌شود؛ دلبستگی‌ که فراتر از محاسبات رسمی دولت‌هاست.

بنابراین هر نظم منطقه‌ای که مسئله فلسطین را نادیده بگیرد، بذر بی‌ثباتی را در درون خود حمل خواهد کرد.

شکاف‌های فرقه‌ای همچنان باقی خواهند ماند

جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران تنش‌های فرقه‌ای را در کشورهایی چون عراق، لبنان و یمن تشدید کرده است. اما این تنش‌ها نه با انقلاب ایران آغاز شدند و نه با رخدادهای اخیر پایان خواهند یافت.

جوامع شیعه در بحرین، عراق، لبنان و عربستان سعودی مطالبات و واقعیت‌های اجتماعی خاص خود را دارند که مستقل از تهران شکل گرفته‌اند.

این جوامع فارغ از هر عامل بیرونی همچنان در شکل‌دهی به سیاست کشورهای خود نقش خواهند داشت.

شکنندگی دولت‌های عربی ادامه خواهد یافت

یکی دیگر از مسائلی که جنگ تغییر نخواهد داد و اساسا خود مسبب آن نبوده، بحران ساختاری دولت مدرن عربی است.

کشورهایی که از نهادهای سیاسی ضعیف، نظام قضایی ناکارآمد، دستگاه‌های امنیتی حجیم و پرهزینه و اقتصادهای رانتی و غیرمولد رنج می‌برند، پیش از جنگ نیز شکننده بودند و پس از جنگ نیز شکننده خواهند ماند.

محمد بن سلمان و محمد بن زاید

حتی این خطر وجود دارد که جنگ این ضعف را تشدید کند. زیرا دولت‌های عربی را درگیر رویارویی‌های امنیتی و ائتلاف‌های موقت می‌کند و اصلاحات سیاسی و اقتصادی مورد نیاز شهروندان را به تعویق می‌اندازد.

کشورهایی که به جای سرمایه‌گذاری در آموزش و اقتصاد رقابتی، منابع خود را صرف مقابله با ایران کرده‌اند، ممکن است پس از پایان جنگ با هزینه‌های سنگین داخلی روبه‌رو شوند.

تکیه‌کنندگان به آمریکا همچنان آسیب‌پذیر خواهند بود

حتی پیش از حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳، اعتماد به الگوی آمریکایی در خاورمیانه رو به افول گذاشته بود. افکار عمومی عرب، حتی در کشورهای متحد واشنگتن، سیاست آمریکا را با ترکیبی از نارضایتی و گاه تحقیر می‌نگرد.

جنگ ایران ممکن است بخشی از اعتبار آمریکا را نزد دولت‌هایی که از نفوذ ایران هراس داشتند بازگرداند، اما اعتماد گسترده مردم عرب به چشم‌انداز آمریکا برای خاورمیانه را احیا نخواهد کرد. برتری نظامی به تنهایی دیگر برای ایجاد مشروعیت سیاسی و اعتماد کافی نیست. ایالات متحده این درس را در افغانستان و عراق آموخت و ممکن است ناچار شود آن را بار دیگر در ایران نیز بیاموزد.

اگر تاریخ یک درس روشن درباره این منطقه به ما داده باشد، آن این است که: جنگ‌های بزرگ به ندرت می‌توانند به جوهره‌های عمیق و بنیادین جوامع دست بزنند.

آنچه پس از جنگ باقی می‌ماند، همان عواملی است که دهه‌ها و حتی قرن‌ها ساختار سیاسی و اجتماعی خاورمیانه را شکل داده‌اند: جغرافیا، مسئله فلسطین، هویت‌های مذهبی و سیاسی، ضعف ساختاری دولت‌ها و محدودیت‌های قدرت‌های خارجی در مهندسی آینده منطقه.

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O