چین؛ اینجا، آنجا، همه جا... | تیغ دولبه «مدلِ اقتصادی چین» | چگونه پکن در حال اغوای مردم جهان سوم است؟
به گزارش اقتصادنیوز،، در خیابانهای شلوغ و پرترافیک هانوی، پایتخت فیلیپین، رانندگان تاکسی هنگان استراحتشان میکرودرامهای چینی - داستانهای بلندی که به کلیپهای ۹۰ ثانیهای اعتیادآور تقسیم شدهاند - را در تلفنهای خود تماشا میکنند. برخی از مسافران با اسکوترهای Yadea ساخت چین به سرعت از کنار خیابان عبور میکنند، و برخی دیگر در آسایش و به دور از سروصدا، گردوغبار و گرمای هوا در خودروهای برقی یکی از شش برند جدید چینی رانندگی میکنند.
اقتصادنیوز: جنگ بزرگ خاورمیانه توسعه کریدور جدیدی را که آنکارا در قلب آن جای دارد، تسریع کرده است.
در خانه، نوجوانان در Zalo - یک اپلیکیشن ویتنامی شبیه به WeChat چین که وابسته به شرکت مادر آن است- به یکدیگر پیام میدهند و یا در پلتفرم تجارت الکترونیک Lazada که توسط Alibaba اداره میشود، خرید میکنند.
زندگی روزمره جهان در حال توسعه در قرق پکن
بنا بر گزارش فارن افرز، آنچه در ویتنام اتفاق میافتد، در سراسر جهان در حال توسعه نیز در حال وقوع است. برندها و محصولات چینی امروزه به همان اندازه رواج برندهای آمریکایی مانند لیوایز، مارلبرو و مکدونالد در دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ رایج شدهاند. در آفریقای جنوبی، تلویزیونها، ماشین لباسشویی و سایر لوازم خانگی هایسنس جزو پرفروشترینها هستند؛ در برزیل، شیائومی، به عنوان پیشگام لوازم الکترونیکی، به نامی آشنا تبدیل شده و در فروشگاههای زنجیرهای تازه تأسیس میکسو (Mixue)، شیر چای و بستنی، جمعیت زیادی را به خود جذب کرده و قرار است حضور خود را در این کشور به طور گسترده گسترش دهد.
ایالات متحده و برندهای مرتبط با آن، مانند اپل و تسلا، هنوز اعتبار زیادی دارند. اما اکثر محصولات آمریکایی از دسترس مصرفکنندگان عادی خارج هستند. چین در حال تبدیل شدن به کشوری است که کالاها و خدماتی را ارائه میدهد که بخشی از زندگی روزمره مردم است.
تیغ دولبه مدل اقتصادی چین
حضور فراگیر محصولات چینی، نفوذ این کشور را به شیوههایی که پکن قبلا میتوانست تنها رویای آن را در سر بپروراند، گسترش میدهد. بسیاری از مردم در کشورهای در حال توسعه، به ویژه جوانان، به طور فزایندهای چین را با مدرنیته و پیشرفت مرتبط میدانند. اما این حضور فراگیر نتیجه یک محاسبه استراتژیک توسط مقامات پکن نیست. بلکه توسط شرکتهای خصوصی که به دنبال سود هستند، هدایت میشود.
رقابت مرگباری که شرکتهای چینی در بازار داخلی با آن مواجه هستند، آنها را به سمت ورود تهاجمی به آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین سوق داده، جایی که آنها به سرعت برای بومیسازی پیشنهاداتشان و قرار دادن خود در فعالیتهای روزمره حرکت کردهاند.
شرکتهایی که سعی میکنند از اثرات مدل رشد چین در داخل کشور جان سالم به در ببرند، نوعی ارتباط مثبت در خارج از کشور برای این کشور به ارمغان بیاورند که دولت پکن نتوانسته از طریق تلاشهای از بالا به پایین خود ایجاد کند.
با این حال، این موفقیت، مدل اقتصادی چین را سالم یا بیخطر نکرده است. رقابت بیش از حدی که شرکتهای چینی با آن مواجه هستند، سود آنها را کاهش میدهد و پایههای نوآوری بلندمدت را تضعیف میکند. شرکتهای چینی در حال ایجاد شهرت جهانی برای ارزانتر، آسانتر و روانتر کردن زندگی روزمره هستند. با این حال، فشارهای داخلی که شرکتهای چینی را در خارج از کشور بسیار تهاجمی میکند، توانایی آنها را برای تبدیل چین به ابرقدرت واقعاً نوآورانهای که پکن آرزوی آن را دارد، محدود میکند.
چین؛ اینجا، آنجا، همه جا
مقامات چینی سالها برای شکل دادن به تصورات خارجی در مورو کشور خود تلاش کردهاند. رسانههای دولتی، تبلیغات، مبادلات فرهنگی و برنامههای زبانی نتوانستهاند مخاطبان بینالمللی زیادی را فریفته خود کنند. پکن سعی کرد زبان و فرهنگ چینی را از طریق مؤسسات کنفوسیوس در دانشگاههای استرالیا، اروپا و آمریکای شمالی ترویج دهد. با این حال، در دهه گذشته، اکثر این مؤسسات به دلیل نگرانی در مورد آزادی دانشگاهی و عدم شفافیت تعطیل شدهاند. تاکتیکهای قهریتر، از جمله فشار بر منتقدان و سانسور دیدگاههای مخالف در خارج از کشور، نتیجهی معکوس دادهاند. در سال ۲۰۲۵، فشار چین، برگزارکنندگان را مجبور کرد جشنواره فیلم IndieChina در نیویورک را به حالت تعلیق درآورند و توجهات را به بازوی بلند دستگاه سانسور پکن جلب کنند.
با این حال، کارآفرینان خصوصی چین در حال ترویج و توسعه برند این کشور از طریق تجارت هستند. در سال ۲۰۲۵، چین تقریباً ۱.۶ تریلیون دلار کالا به اقتصادهای در حال توسعه صادر کرد، که حدود ۵۰ درصد بیشتر از مجموع فروش این کشور به ایالات متحده و اروپای غربی است. شرکتهای خصوصی تقریباً ۶۰ درصد از کل تجارت خارجی چین را تشکیل میدهند. در حوزههای متنوعی مانند لوازم خانگی، اپلیکیشنها، خودروها، جادهها، بنادر و گوشیهای تلفنها، برندهای چینی به طور فزایندهای در بسیاری از کشورهای در حال توسعه حضور دارند.
با گسترش شرکتهای چینی، این کشور با چیزهایی مرتبط میشود که زندگی روزمره را آسانتر میکنند. وقتی محصولات، خدمات و زیرساختهای یک کشور همه جا فراگیر میشوند، شروع به شکل دادن به نحوه تصور مردم از اعتبار ، شایستگی و مدرنیته میکنند. این امر بیش از نیم قرن که محصولات آمریکایی بر بازار تسلط داشتند، صادق بود. این ماجرا امروزه نیز به طور فزاینده و البته در شکلی دیگر صادق است، زیرا برندهای چینی به گزینه پیشفرض میلیاردها مصرفکننده تبدیل میشوند.
این تغییرات را میتوان در عمل احساس کرد. در سال ۲۰۱۵، از گروهی از نوجوانان در آبیجان، بزرگترین شهر ساحل عاج، پرسیده شد که چه احساسی نسبت به حضور چین در آفریقا دارند. پس از بحث در مورد این موضوع بین خودشان، یکی از آنها تلفن همراهش را بالا گرفت و با خنده به فرانسوی گفت: «چین عالی است!» او در مورد سیاست این کشور صحبت نمیکرد. برداشت او از چین بر اساس تلفنهای چینی و برنامههای چینی بود که دنیای روزمره او را شکل میدادند.
در دهه پس از آن بحث در آبیجان، این نوع احساسات حتی گستردهتر هم شدهاند. بومپلی، یکی از بزرگترین سرویسهای پخش موسیقی آفریقا، به طور مشترک متعلق به دو شرکت چینی Transsion و NetEase است. و تیکتاک به سرعت در حال تبدیل شدن به پلتفرم غالب برای سرگرمی و اخبار است. همه اینها به چین کمک میکند تا به شیوههایی پیشرفت کند که نیازی به تحسین نظام سیاسی، پذیرش ایدئولوژی یا دیدن پکن به عنوان یک رهبر اخلاقی توسط جهان ندارد.
بحران درونتابی؛ بازتاب استرس اقتصادی داخلی
بخش عمدهای از حضور جهانی جدید چین، بازتابی از استرس اقتصادی در داخل این کشور است. در چین، شرکتها با چیزی مواجه هستند که در داخل کشور به عنوان درونتابی شناخته میشود: بازارهای اشباعشده و جنگهای بیرحمانه قیمت، سود را کاهش میدهند و این امر شرکتها را به مارپیچی سوق میدهد که در آن برای کاهش هزینهها، تولید را افزایش میدهند. نتیجه، محصولات بسیار زیاد و خریداران بسیار کم است.
درونتابی در چند سال گذشته شدیدتر شده است زیرا تقاضای داخلی در چین همچنان ضعیف است. مصرفکنندگان هنوز پساندازهایی را که در طول همهگیری کووید-۱۹، زمانی که بسیاری از مشاغل تعطیل شدند، خرج کردند، بازیابی نکردهاند؛ خانوادههای چینی با شروع افت بازار املاک در سال ۲۰۲۱، شاهد کاهش ثروت خود بودند؛ و جوانان در بحبوحه بیکاری بالا، نسبت به چشمانداز شغلی خود اعتماد کمتری پیدا کردهاند. در این محیط عدم قطعیت، شرکتها نیاز به یافتن مکانهای جدید برای فروش داشتهاند.
دسترسی شرکتهای چینی به بازارها در اقتصادهای صنعتی پیشرفته نیز محدود شده است. در اروپا، ژاپن، کره جنوبی و ایالات متحده، شرکتهای چینی با تعرفهها، تحقیقات ضد حمایتی و یارانهای، بررسی دقیق امنیت دادهها و محدودیتهای سرمایهگذاری مواجه هستند. سیاستگذاران در این مناطق نگرانیهای امنیت ملی را در مورد پلتفرمهای رسانههای اجتماعی چینی، از جمله تیکتاک، ابراز کرده و پرسشهایی با این مضامین مطرح کردهاند که آیا خردهفروشان تجارت الکترونیک تخفیفدار چینی مانند شین با کارگران خود بدرفتاری میکنند، دادههای زیادی جمعآوری میکنند و به طور ناعادلانه رقابت میکنند یا خیر. شرکتهای چینی که با موانع زیادی برای گسترش در کشورهای با درآمد بالاتر مواجه هستند، به آفریقا، آمریکای لاتین، خاورمیانه و آسیای جنوب شرقی روی آوردهاند.
سازگاری غیرمعمول در بازارهای تازه
بر خلاف تصور بسیاری از ناظران، شرکتهای چینی در گسترش خود در سراسر جهان در حال توسعه صرفا به این دلیل موفق نبودهاند که محصولات مازاد خود را به فروش میرسانند. با توجه به اینکه بسیاری از شرکتهای چینی برای بقا نیاز به یافتن بازارهای جدید دارند، رقابت بین آنها در بازارهای خارج از کشور نیز شدید است. این شرکتها از یارانههای دولتی، از جمله برای فناوریهای جدید، بهرهمند میشوند. اما آنها با سایر شرکتهای چینی که همین کمک را دریافت میکنند، رقابت میکنند. تنها راهی که آنها را قادر میسازد تا به سود کسب برسند، سازگاری غیرمعمول در بازارهایی است که واردش میشوند. این ماجرا به آنها کمک کرده تا به سرعت رشد کنند و در متن زندگی مردم محلی جا بیفتند.
آنها این کار را عمدتاً با هماهنگی کامل با آنچه جمعیت محلی مفید و مطلوب میدانند، انجام میدهند. به عنوان نمونه، Transsion، یک شرکت تلفن مستقر در مرکز فناوری شنژن، را در نظر بگیرید. تقریباً دو دهه پیش، بنیانگذار Transsion متوجه شد که تلفنهای ساخته شده توسط شرکتهای پیشرو مانند نوکیا، سونی اریکسون و موتورولا برای کاربران در آفریقا مناسب نیستند. برندهای بزرگ جهانی تمایلی به طراحی محصولات خاص برای مصرفکنندگان حساس به قیمت در برخی از فقیرترین کشورهای جهان نداشتند. Transsion به شکل ماهرانهای این فرصت را غنیمت شمرد: مجموعهای از تلفنهای ارزان قیمت و سرشار از قابلیت و ویژگیها را ساخت که مجهز به باتریهایی مناسب برای شبکههای برق غیرقابل اعتماد آفریقا و قابلیتهای دو سیم کارت بودند که حضور در بازارهای مخابراتی پراکنده این قاره را آسانتر میکرد. از همه مهمتر، این شرکت دوربینی ساخت که برای کاربران آفریقایی جذاب و کاربردیتر بود. در حالی که نرمافزار دوربین مورد استفاده توسط برندهای پیشرو جهانی معمولاً برای رنگ پوست روشنتر بهینه شده بود، Transsion مشخصات خود را برای تطبیق با رنگ پوستهای تیرهتر تنظیم کرد. جوانان آفریقایی ناگهان در عکسهای خود بهتر به نظر میرسیدند و تلفنهای Transsion رونق گرفتند.
در آسیای جنوب شرقی، درامهای چینی و ویدیوهای عمودی کوتاه مخاطبان زیادی پیدا کردهاند. این نمایشها دارای خطوط داستانی جذابی هستند که بسیاری از صحنههای اروتیک رایج در نمایشهای تولید شده توسط ایالات متحده را ندارند. این امر باعث محبوبیت آنها در مناطق محافظهکار فرهنگی جهان، به ویژه در کشورهای با اکثریت مسلمان مانند اندونزی و مالزی شده است، جایی که درامها و نمایشهای واقعنمای آمریکایی به طور گسترده بیش از حد تحریکآمیز تلقی میشوند. به عنوان مثال، پلتفرمهای پخش میکرودرامای چینی DramaBox و ShortMax از کتاب راهنمای Transsion الگو گرفتهاند. آنها علاوه بر تنظیم مدلهای قیمتگذاری، دوبله محتوای خود به چندین زبان و تولید داستانهایی متناسب با عادات تماشای محلی، به طور فزایندهای بازیگران محلی را برای بازی در تولیدات اقتباسی از خطوط داستانی چینی استخدام میکنند. اکنون بیش از 300 برنامه پخش خارجی در کشورهای جنوب شرقی آسیا وجود دارد و نمایشهای آنها بیش از یک میلیارد بار دانلود شدهاند.
اثر والمارت و خروج از حاشیه فرهنگ جهانی و رشد اقتصادی
مهمتر از همه، برندهای چینی در تولید اقلامی که برای مصرفکنندگان با درآمد کمتر قیمتگذاری شدهاند، نسبت به رقبای اروپایی، ژاپنی یا آمریکایی مؤثرتر بودهاند. این امر به اصطلاح اثر والمارت را ایجاد میکند که در آن خریداران کمدرآمدتر قادر به خرید کالاها و استفاده از خدماتی هستند که قبلاً غیرقابل دستیابی بودند. با فراگیرتر شدن این برندها، محصولات چینی در بازارهای محلی عادی میشوند. برای مصرفکنندگان در کشورهای در حال توسعه، این واقعیت که تلفن، موتورسیکلت یا کتری آنها چینی است، تا زمانی که قیمت و کیفیت انتظارات آنها را برآورده کند، نگرانی چندانی ایجاد نمیکند.
شرکتهای چینی در هدف قرار دادن مصرفکنندگان در بازارهای در حال توسعه منحصر به فرد نیستند، اما این کار را با مقیاس و سرعتی انجام دادهاند که برای میلیاردها مصرفکننده که اکنون به لوازم الکترونیکی، اتومبیل، مد و سایر کالاها مانند مردم کشورهای ثروتمند دسترسی دارند، دگرگونکننده به نظر میرسد. اگرچه هر بار که شخصی یک ماشین برقی BYD میراند یا یک چای حبابدار Mixue سفارش میدهد، بلافاصله به تصور بهتری از چین منجر نمیشود، اما ورود و گسترش کلی فناوریها، خدمات و محصولات سرگرمی جدید از چین میتواند این احساس را در مصرفکنندگان ایجاد کند که در موج بزرگتری از مدرنیزاسیون شرکت میکنند. دسترسی به محصولات و خدمات چینی این حس را در بسیاری از مردم کشورهای در حال توسعه ایجاد میکند که دیگر در حاشیه فرهنگ جهانی و رشد اقتصادی نیستند.
باختن بازی بلندمدت؛ سراب مدل توسعه متقابلاً سودمندتر
اما همان پویاییهای رقابتی که شرکتهای چینی را به سمت پیشرفت در کشورهای در حال توسعه سوق میدهد، پتانسیل کلی نوآوری این کشور را تضعیف میکند. وقتی حاشیه سود در یک مارپیچ نزولی قفل میشود، شرکتها باید هزینههای زیادی را برای دفاع از سهم بازار خود صرف کنند. آنها جایی برای برنامهریزی بلندمدت و پولی برای سرمایهگذاری در افزایش بهرهوری خود ندارند. اگرچه تعداد کمی از شرکتهای بزرگ، مانند BYD، جریان نقدی کافی برای ادامه سرمایهگذاری در خود را دارند، اما اکثر شرکتها با پشتوانه مالی کمی فعالیت میکنند.
این امر در آینده برای شرکتهای چینی دردسرساز خواهد شد. نوآوری به پول نیاز دارد: اگر شرکتها نتوانند سود قابل توجهی کسب کنند، هیچ راه پایداری برای پاداش دادن به سرمایهگذاران و سرمایهگذاری مجدد در تحقیق و توسعه وجود ندارد. یارانههای دولتی میتوانند تزریق سریع سرمایه را فراهم کنند، اما فقط تا یک نقطه. رقابت به سمت پایین ممکن است در کوتاهمدت محصولات بسیار رقابتی تولید کند، اما میتواند شرکتها را قادر به بهبود کیفیت خود، ایجاد یک برند معتبر یا توسعه ظرفیت مدیریتی مورد نیاز برای موفقیت بینالمللی بلندمدت نکند. شرکتهایی که در چرخه تکامل درونی گرفتار شدهاند، در کاهش قیمتها بسیار خوب هستند. اما قیمتهای پایین به ندرت پایدار هستند، زیرا شرکتها نیاز به ایجاد مزایای رقابتی پایدار دارند که فرصتهای جدیدی برای رشد ایجاد میکند. صنعت پنل خورشیدی نمونهای از این چالش است: شرکتهای چینی بر تولید تسلط دارند و تقاضای جهانی بالا است، اما ظرفیت بیش از حد شدید و قیمتگذاری بیرحمانه، ضررهای گستردهای را در این صنعت ایجاد کرده که سرمایهگذاری پایدار در تحقیق و توسعه را تهدید میکند.
همچنین برای کشورهایی که این موج جدید محصولات چینی را دریافت میکنند، هزینههایی وجود دارد. نهادههای ارزان چینی، قیمتها را برای مصرفکنندگان کاهش میدهند و از انواع دیگر تولید پشتیبانی میکنند. اما رقابت در برابر شرکتهایی که توسط غول عظیم زنجیره تأمین صنعتی چین پشتیبانی میشوند، دشوار است. حضور گسترده چین میتواند شرکتهای محلی را در بخشهای کمارزش صنعت گرفتار کند و مانع از آن شود که آنها دانش و فناوری لازم برای ورود به بخشهای پیچیدهتر را که در حال حاضر شرکتهای خارجی رهبری میکنند، به دست آورند. به عبارت دیگر، شرکتهای چینی رقبای محلی را در بازارهای در حال توسعه که شرکتهای داخلی هنوز در تلاش برای ایجاد ظرفیت در آنها هستند، تحت فشار قرار میدهند. به عنوان مثال، در تایلند، نزدیک به ۲۰۰۰ کارخانه بین سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ تعطیل شدند زیرا تولیدکنندگان نتوانستند تحت فشار واردات ارزان چینی و همچنین افزایش قیمت انرژی و کاهش بهرهوری دوام بیاورند.
این نگرانی ممکن است بسیاری از کشورهای در حال توسعه را به ایجاد موانعی برای محصولات چینی سوق دهد. بسیاری از آنها در حال حاضر این کار را انجام میدهند. ویتنام و اندونزی اقدامات ضد دامپینگ را در بخشهایی مانند فولاد و سرامیک اعمال کردهاند، که در آنها تولیدکنندگان محلی در برابر واردات ارزان چینی مبارزه میکنند. برزیل تعرفههای خودروهای برقی را افزایش داد و کنگره مکزیک افزایش تعرفهها را برای بیش از ۱۴۰۰ محصول تصویب کرد که بسیاری از آنها در درجه اول از چین وارد میشود (که فاقد توافق تجارت آزاد با مکزیک است). دولت آفریقای جنوبی پس از آنکه تولیدکنندگان داخلی، واردات کمهزینه را به تعطیلی کارخانهها، تولید صنعتی ضعیف و از دست رفتن مشاغل در این کشور مرتبط دانستند، الزامات صدور گواهینامه جدیدی را برای واردات منتخب چینی، از جمله ژنراتورها و پنلهای خورشیدی، معرفی میکند.
این واکنش منفی، دلالت بر محدودیتهای نفوذ رو به رشد چین است. شرکتهای چینی به سرعت در حال کسب جایگاه در میان مصرفکنندگان در کشورهای در حال توسعه هستند، اما در بسیاری از موارد، چنین موفقیتی تنش با دولتها و صنایع در همان مکانها را افزایش داده است. در سطح خرد، برندهای چینی تصور مثبتتری از این کشور و فرصتهایی برای افرادی که از دورههای قبلی رشد جهانی کنار گذاشته شدهاند، فراهم میکند. با این حال، در سطح کلان، جای پایی که شرکتها ایجاد کردهاند، این خطر را به وجود میآورد که چین کشورها را به نوع جدیدی از وابستگی محکوم کند. این امر اصطکاکهای تجاری را عمیقتر میکند و ادعای پکن مبنی بر ارائه یک مدل توسعه متقابلاً سودمندتر را تضعیف میکند.
یک پیروزی پوچ
در حال حاضر، شرکتهای آمریکایی گزینههای کمی برای ارائه محصولات و محتوایی دارند که مصرفکنندگان جهانی به طور فزایندهای از طریق چین به دست میآورند. شرکتهای آمریکایی نمیخواهند به بازارهایی با حاشیه سود پایین، مصرفکنندگان حساس به قیمت و محیطهای عملیاتی از نظر سیاسی شکننده گسترش یابند.
اما پکن نیز در موقعیت ضعیفی برای مدیریت نفوذی که از پایین به بالا میآید، قرار دارد. دولت متوجه موفقیت برندهای چینی در کشورهای در حال توسعه شده و اغلب میخواهد خود را به عنوان نیروی محرکه پشت آنها قرار دهد. پکن همچنین سعی کرده تبلیغات سیاسی را به عنوان سرگرمی یا محتوای تأثیرگذار تولید شده به صورت ارگانیک بستهبندی کند، اما چنین تلاشهایی بیشتر به تضعیف نفوذ چین منجر میشود تا ترویج آن. تلاشهای تجاری محلی چین به این دلیل مؤثر هستند که به نظر نمیرسد که به طور متمرکز تنظیم شده باشند. هرچه دولت چین بیشتر سعی کند این اکوسیستم را در یک روایت ملی آشکار نظم دهد، بیشتر در معرض خطر تضعیف کیفیت پایین به بالایی قرار میگیرد که باعث طنینانداز شدن آن، به ویژه در میان جوانان بومی دیجیتال میشود.
پکن مخفیانه به تأثیرگذاران پول داده تا نکات سیاسی خود را در مورد رویدادهای بزرگی مانند المپیک زمستانی 2022 مطرح کنند که واکنشهای بینالمللی را برانگیخته است و انعطافناپذیری سیاسی آن اغلب تلاشهای ارگانیک برای گسترش فرهنگ چینی را با مشکل مواجه کرده است. به عنوان مثال، درامهای لباس چینی با محتوای همجنسگرایانه، که به عنوان "عشق پسرانه" شناخته میشوند، در جنوب شرقی آسیا به طور غیرمنتظرهای مورد توجه قرار گرفتند و مخاطبان خارجی را به سمت ادبیات و هنرهای رزمی چین جذب کردند. با این حال، در سال ۲۰۲۱، نهادهای نظارتی چین این ژانر را به دلیل ترویج زیباییشناسی غیرطبیعی محکوم کردند و یکی از موثرترین صادرات فرهنگی این کشور را قطع کردند.
حتی اگر پکن از این مسیر کنار بماند، خطر اقتصادی بزرگتر این است که گسترش دامنه تجاری چین، مشکلاتی را که در وهله اول شرکتهای آن را به خارج از کشور سوق داده بود، عمیقتر کند. از آنجایی که شرکتهای چینی برای فرار از تقاضای ضعیف داخلی و جنگهای قیمتی وحشیانه، به دنبال بازارهای خارج از کشور هستند، موفقیت کوتاهمدت آنها فشار بر رهبران پکن برای اصلاح مدل رشد اساسی کشور را کاهش میدهد. اگر گسترش دامنه شرکتهای چینی، گذار بسیار مورد نیاز کشور به سمت یک سیستم اقتصادی پایدار مبتنی بر بهرهوری بالاتر و نوآوری بیشتر را کند کند، یک پیروزی پوچ خواهد بود.