همسوسازی در جهانی با رهبران اقتدارگرا

شباهت آمریکایِ ترامپ به ترکیهِ اردوغان | روسیه جدی‌ترین تهدید برای اروپاست | راهبرد اروپا در مقابل ترامپ، شی و پوتین

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۸۹۷۱۶
اقتصادنیوز: روسیه خواهان تغییر اساسی نظم اروپایی است و حتی در برخی موارد موجودیت اتحادیه اروپا را به چالش می‌کشد. چین اما ترجیح می‌دهد که اروپا از نظر اقتصادی بیش از پیش به آن وابسته شود، اما در رقابت فزاینده میان پکن و واشنگتن بی‌طرف بماند. ترکیه نیز همچنان به دنبال حضور در نظم اروپایی است، اما می‌خواهد این حضور بر اساس شرایط و منافع خودش تعریف شود.
شباهت آمریکایِ ترامپ به ترکیهِ اردوغان | روسیه جدی‌ترین تهدید برای اروپاست | راهبرد اروپا در مقابل ترامپ، شی و پوتین

به گزارش اقتصادنیوز، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در سخنرانی خود در دانشگاه سوربن در سال ۲۰۲۴ با لحنی هشدارآمیز گفت: «اروپای ما فانی است. ممکن است از بین برود و همه چیز به انتخاب‌های ما بستگی دارد.»

این هشدار چندان دور از واقعیت نیست. دموکراسی لیبرال و حاکمیت قانون در بسیاری از نقاط جهان از جمله خود اروپا، با چالش روبه‌رو شده‌اند. الگوی حکمرانی چندجانبه‌گرای اتحادیه اروپا و ایده ادغام اقتصادی مبتنی بر قواعد مشترک نیز دیگر مانند گذشته جذابیت ندارد؛ به‌ویژه در جهانی که قدرت‌های بزرگ تحت رهبری رهبران اقتدارگرا برای گسترش نفوذ خود رقابت می‌کنند.

شباهت طنزآمیز آمریکا به ترکیه!

دیمیتار بچف در نشریه فارن پالیسی نوشت: آمریکا که زمانی ستون اصلی نظم بین‌المللی لیبرال بود، امروز از نگاه برخی ناظران بیشتر به ترکیه رجب طیب اردوغان شباهت دارد تا کشورهای اسکاندیناوی که بر پاسخگویی دموکراتیک تأکید دارند. همزمان، احزاب پوپولیست و ملی‌گرا در سراسر اتحادیه اروپا و حتی بریتانیا در حال پیشروی هستند و خواستار بازگرداندن سیاست به چارچوب‌های ملی و کاهش وابستگی به جهانی‌شدن و یکپارچگی اروپایی‌اند.

ترامپ و اردوغان

از رؤیای تغییر جهان تا مقابله با آسیب‌پذیری‌های داخلی

اختلافات میان اروپا و آمریکا همراه با رشد جریان‌های پوپولیستی در داخل قاره، توانایی اروپا برای ایفای نقش فعال در جهان را کاهش داده است. اروپایی‌ها زمانی می‌خواستند جهان را بر اساس ارزش‌ها و الگوی خود شکل دهند، اما اکنون به دلیل آسیب‌پذیری‌های شدید، خود به فضایی برای رقابت و نفوذ قدرت‌های خارجی تبدیل شده‌ است.

با این حال، اروپا در برابر فشارهای خارجی منفعل نبوده است. این قاره در سال‌های اخیر توانسته خود را با شرایط جدید تطبیق دهد. بررسی نحوه برخورد اروپا با سه قدرت مهم یعنی روسیه، چین و ترکیه نشان می‌دهد که این سازگاری چگونه شکل گرفته است.

سه قدرت و سه چالش متفاوت برای اروپایی ها

روسیه، چین و ترکیه در نگاه اول شباهت‌های زیادی دارند. هر سه دارای گذشته‌ای امپراتوری هستند و هنوز تا حدی ویژگی‌های آن میراث را حفظ کرده‌اند. این گذشته هم یادآور دوران شکوه است و هم احساس از دست رفتن قدرت و جایگاه؛ احساسی که در روایت‌های رسمی این کشورها معمولا غرب را مقصر آن معرفی می‌کند.

علاوه بر این، هر سه کشور تحت رهبری چهره‌های قدرتمند قرار دارند: ولادیمیر پوتین، شی جین‌پینگ و رجب طیب اردوغان. بسیاری از تحلیلگران این رهبران را نماد بازگشت سیاست قدرت‌های بزرگ در قرن بیست‌ویکم می‌دانند.

با این حال، شیوه عمل آن‌ها متفاوت است. روسیه برای گسترش نفوذ خود بیشتر به قدرت نظامی متوسل شده؛ از فضای پساشوروی گرفته تا خاورمیانه و بخش‌هایی از آفریقا.

چین تلاش می‌کند قدرت اقتصادی خود را به نفوذ سیاسی جهانی تبدیل کند و همزمان الگویی از حکمرانی مبتنی بر ترکیب اقتدارگرایی و تکنوکراسی را ترویج دهد.

ترکیه نیز از آرزوی دیرینه پیوستن کامل به غرب فاصله گرفته و می‌کوشد تا خود را به عنوان یک مرکز مستقل قدرت و رهبر جهان اهل سنت معرفی کند.

آمریکا روسیه اروپا

اهداف متفاوت مسکو، پکن و آنکارا

اهداف این سه کشور نیز یکسان نیست. روسیه خواهان تغییر اساسی نظم اروپایی است و حتی در برخی موارد موجودیت اتحادیه اروپا را به چالش می‌کشد. چین اما ترجیح می‌دهد که اروپا از نظر اقتصادی بیش از پیش به آن وابسته شود، اما در رقابت فزاینده میان پکن و واشنگتن بی‌طرف بماند. ترکیه نیز همچنان به دنبال حضور در نظم اروپایی است، اما می‌خواهد این حضور بر اساس شرایط و منافع خودش تعریف شود.

در میان این سه بازیگر، روسیه جدی‌ترین تهدید برای اروپا محسوب می‌شود؛ چرا که با استفاده از قدرت نظامی و تلاش برای تغییر مرزها از طریق جنگ، یکی از اصول بنیادین نظم پس از جنگ جهانی دوم را زیر سؤال برده است.

 راهبرد سه گانه: مهار، تحکیم و همسوسازی

در واکنش به این چالش‌ها، اروپا سه راهبرد متفاوت را در پیش گرفته است.

در برابر روسیه، سیاست اصلی مهار بوده است؛ یعنی استفاده از ابزارهای نظامی و امنیتی برای جلوگیری از تحقق اهداف سیاسی مسکو از طریق زور.

در قبال چین، اروپا بر تحکیم یا افزایش تاب‌آوری خود تمرکز کرده است. هدف این رویکرد کاهش وابستگی اقتصادی و فناورانه به پکن و مدیریت ریسک‌های ناشی از این وابستگی است.

در مورد ترکیه نیز اروپا سیاست همسوسازی را دنبال کرده است؛ یعنی تلاش برای حفظ همکاری با آنکارا از طریق توافق‌های موردی، روابط نهادی و سازوکارهای جدیدی مانند جامعه سیاسی اروپا.

اروپا آمریکا

اروپا به رقبای خود شبیه می شود؟

 اروپا در مسیر مقابله با این چالش‌ها بدون کنار گذاشتن ارزش‌های خود، تا حدی شبیه رقبایش شده است.

نخست آنکه کشورهای اروپایی و حتی نهادهای اتحادیه اروپا بیش از گذشته به قدرت سخت و توان نظامی اهمیت می‌دهند. اتحادیه اروپا از طریق برنامه‌های جدید امنیتی، صدها میلیارد یورو برای توسعه توانمندی‌هایی مانند ماهواره‌ها، سامانه‌های دفاع هوایی، موشک‌های کروز و پهپادها اختصاص داده است.

هدف این است که اروپا بتواند در صورت لزوم بدون اتکا به آمریکا، از خود در برابر تهدیدهای روسیه دفاع کند؛ هدفی دشوار اما دست‌یافتنی.

استقلال راهبردی در اقتصاد

دومین تغییر مهم، تأکید شدید بر استقلال راهبردی است. در شرایطی که آمریکا به سمت حمایت‌گرایی اقتصادی حرکت کرده و چین نیز به دنبال خودکفایی بیشتر است، اروپا نیز تلاش می‌کند تا وابستگی خود را در حوزه‌هایی مانند مواد معدنی حیاتی، قطعات الکترونیکی و دارو کاهش دهد.

ابزارهای جدید اتحادیه اروپا برای مقابله با فشار اقتصادی کشورهای خارجی نیز با هدف جلوگیری از استفاده سیاسی از وابستگی‌های اقتصادی طراحی شده‌اند.

نقش جدید اوکراین در منطقه

سومین تحول، تغییر نگاه اروپا به همسایگان خود است. جنگ اوکراین اهمیت ژئوپلیتیکی گسترش اتحادیه اروپا را بیش از گذشته آشکار کرده است. اکنون جذب اعضای جدید یا تقویت روابط با کشورهای پیرامونی تنها اقدامی آرمان‌گرایانه برای ترویج دموکراسی نیست، بلکه بخشی از راهبرد امنیتی اروپا به شمار می‌رود.

اوکراین نمونه بارز این نگاه جدید است؛ کشوری که به عنوان سدی در برابر روسیه عمل می‌کند و احتمالا در دهه‌های آینده نیز چنین نقشی را خواهد داشت.

اروپا روسیه آمریکا اوکراین

ابرچالش های پیش رو

با وجود این تغییرات، اروپا همچنان با چالش‌های بزرگی روبه‌رو است؛ از حفظ اتحاد با آمریکا گرفته تا مدیریت رقابت با چین و مقابله با سیاست‌های تهاجمی روسیه.

حتی اگر اروپا از این بحران‌ها عبور کند، تنوع داخلی و اختلاف‌نظر میان اعضای اتحادیه مانع از آن خواهد شد که این منطقه به یک قدرت بزرگ کلاسیک تبدیل شود. همچنین اروپا به تنهایی قادر نخواهد بود تا نظم لیبرال بین‌المللی را نجات دهد.

با این حال، مهم‌ترین نقطه قوت اروپا توانایی آن در یادگیری از اشتباهات، سازگاری با شرایط جدید و تقویت ابزارهای دفاع از منافع خود است. در جهانی که بیش از پیش تحت تأثیر رهبرانی مانند ترامپ، شی جین‌پینگ و پوتین قرار دارد، اروپا گزینه دیگری جز سازگاری و مقاوم‌تر شدن پیش روی خود نمی‌بیند.

همان‌طور که مارک کارنی، نخست‌وزیر کانادا در مجمع جهانی اقتصاد داووس گفت: «قدرت‌های متوسط باید با یکدیگر همکاری کنند تا جایی در میز تصمیم‌گیری داشته باشند؛ در غیر این صورت، خودشان به بخشی از منو تبدیل خواهند شد.»

 

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O