باج گیری جدید پوتین از ناتو؟ | سناریوی حمله احتمالی روسیه به استونی و لیتونی | اگر جنگ گستردهتر شود...
به گزارش اقتصادنیوز، پس از حدود یک میلیون و ۲۰۰ هزار کشته و زخمی و میانگین ۳۵ هزار تلفات در هر ماه، آنچه کرملین در روزهای نخست عملیات ویژه نظامی مینامید، اکنون به جنگی فرسایشی تبدیل شده است؛ جنگی که ولادیمیر پوتین نه توان پیروزی را دارد و نه قادر به پذیرفتن شکست در آن است.
آخرین کارت پوتین از دست رفت
لئون آرون در هیل نوشت: مهمترین مزیت روسیه در برابر اوکراین که برتری عددی نیروی انسانی بود، دیگر کارایی گذشته را ندارد. حتی اگر کرملین با اعلام یک بسیج جزئی دیگر ۳۰۰ هزار نیروی جدید هم به جبهه اعزام کند، تغییری در روند جنگ ایجاد نخواهد شد. به گفته برخی از وبلاگنویسان نظامی حامی جنگ در روسیه، این نیروها تنها جان خود را از دست خواهند داد، بیآنکه ماهیت جنگ تغییر کند. از نگاه آنان تنها یک جهش فناورانه، بهویژه در مقابله با پهپادهای اوکراینی میتواند موازنه را به نفع مسکو تغییر دهد؛ جهشی که با وجود وعدههای پوتین، هنوز هیچ نشانهای از آن دیده نمیشود.
اقتصادنیوز: پرسش اساسی کنونی این است که آیا این الگوی اصلاح سریع و محلی تسلیحات، میتواند انقلابی در آینده جنگهای زمینی باشد، یا صرفا ویژگی خاص جنگ اوکراین است و قابلیت گسترش ندارد؟ اگر این روند واقعا آغازگر مرحلهای تازه در تحول نظامی باشد، پیامدهای آن برای نظام تدارکات دفاعی، صنایع نظامی و شیوه تجهیز نیروهای مسلح میتواند بسیار گسترده باشد.
فشار اقتصادی بر کرملین
همزمان، اقتصاد روسیه نیز با مشکلات شدیدی روبهروست. پس از نزدیک شدن به رکود در بیشتر سال ۲۰۲۵، اقتصاد این کشور در سهماهه نخست سال جاری کوچکتر شده است. درآمدهای نفت و گاز دیگر پاسخگوی هزینه روزانه حدود ۹۰۰ میلیون دلاری جنگ نیست. جنگ اکنون حدود ۷۰ درصد بودجه دولت را به خود اختصاص داده است.
نرخ بهره ۱۴.۲۵ درصدی نیز بخش غیرنظامی اقتصاد را بیش از پیش تحت فشار قرار داده است. اگرچه نرخ رسمی تورم حدود ۵ درصد اعلام میشود، اما قیمت کالاهای اساسی مانند نان و مرغ با سرعتی بسیار بیشتر افزایش یافته و به حدود دو برابر نرخ رسمی رسیده است.
افزایش قیمت بنزین در پی حمله به زیرساختها
حملات پهپادی اوکراین به پالایشگاههای بزرگ روسیه تولید بنزین را بیش از یکچهارم کاهش داده است. سهمیهبندی سوخت و صفهای طولانی در جایگاههای بنزین حتی در مسکو نیز به پدیدهای عادی تبدیل شده است.
حملات پهپادی به مسکو و سنپترزبورگ نیز از نظر سیاسی برای کرملین هزینهساز بوده و دولت را وادار کرده تا مراسم رژه روز پیروزی را با ابعادی کوچکتر از همیشه برگزار کند.
در این میان، حملات مداوم اوکراین به زیرساختهای حملونقل و شبکه برق کریمه اشغالی، مقامات روس را ناچار به اعلام وضعیت فوقالعاده کرده است.
این برای نخستین بار است که حتی نظرسنجیهای رسمی نیز کاهش محبوبیت پوتین را ثبت کردهاند.
فرصت ناشی از سیاست ترامپ
شاید مهمترین فرصت پیش روی کرملین، سیاستهای دولت دونالد ترامپ باشد. وجود ابهام در میزان تعهد واشنگتن به ناتو و رویکرد ترامپ نسبت به جنگ اوکراین، شرایطی کمسابقه را برای روسیه ایجاد کرده است.
ترامپ بارها جنگ اوکراین را به دعوای «دو کودک در یک پارک» تشبیه کرده است. او ولودیمیر زلنسکی را در دیداری در کاخ سفید بهشدت مورد انتقاد قرار داد و در نشستهای بینالمللی نیز برخورد سردی با او داشت. در مقابل، پوتین از گفتوگوهای تلفنی گرم، استقبال رسمی و حتی مراسم تشریفاتی در دیدار با ترامپ برخوردار شد. حتی ترامپ گاهی روایت روسیه مبنی بر آغاز جنگ از سوی اوکراین را نیز پذیرفته است.
اگر جنگ گستردهتر شود...
اگر کرملین بخواهد دامنه بحران را گسترش دهد، محتملترین گزینه کشورهای کوچک عضو ناتو در حاشیه مرزهای روسیه، بهویژه استونی و لتونی خواهند بود.
این دو کشور علاوه بر جمعیت اندک، دارای اقلیت قابل توجه روستبار هستند؛ حدود یکپنجم جمعیت استونی و نزدیک به یکچهارم جمعیت لتونی را روسزبانها تشکیل میدهند.
روسیه از هماکنون زمینهسازی تبلیغاتی در این زمینه آغاز کرده است. سرویسهای اطلاعاتی این کشور مدعی شدهاند که اپراتورهای پهپادی اوکراین در خاک لتونی برای حمله به روسیه آماده میشوند. همچنین نماینده روسیه در سازمان ملل هشدار داده که اگر روسیه واکنش نشان دهد، این لتونی خواهد بود که مسئول تحریک مسکو شناخته میشود.
سناریوی حمله احتمالی
این احتمال وجود دارد که هرگونه حمله روسیه با انهدام باندهای فرودگاههای منطقه از طریق موشک و پهپاد آغاز شود تا امکان انتقال سریع نیروهای ناتو از بین برود. همچنین خط آهن ورشو–کائوناس که تنها مسیر ریلی ناتو به کشورهای بالتیک است، میتواند هدف حمله قرار گیرد.
در چنین شرایطی، نیروی واکنش سریع ناتو با حدود ۴۰ هزار نیرو ممکن است روزها یا حتی هفتهها برای استقرار کامل در منطقه زمان نیاز داشته باشد.
از سوی دیگر، فعال شدن ماده ۵ پیمان ناتو نیز مستلزم اجماع همه ۳۲ عضو این ائتلاف درباره وقوع تجاوز و توافق بر نوع پاسخ است؛ فرآیندی که میتواند زمانبر باشد.
هدف واقعی کرملین چیست؟
با این حال، هدف اصلی روسیه ورود به جنگی گسترده با ناتو نیست؛ چرا که توان نظامی این ائتلاف بهمراتب بیشتر از روسیه است.
در عوض، کرملین ممکن است تنها بخش کوچکی از خاک استونی یا لتونی را اشغال کند؛ برای مثال استان ایدا-ویرو در استونی که اکثریت جمعیت آن روستبار هستند، یا منطقه لاتگاله در شرق لتونی.
پس از برگزاری یک همهپرسی صوری تحت کنترل نیروهای نظامی، روسیه میتواند این مناطق را به خاک خود ملحق کند و سپس با استناد به دکترین نظامی خود اعلام کند که هرگونه تلاش برای بازپسگیری این مناطق، تهدیدی علیه تمامیت ارضی روسیه محسوب میشود.
در چنین وضعیتی، کرملین میتواند تهدید به استفاده از سلاح هستهای کند. همانگونه که سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، اخیراً هشدار داده است، هرگونه رویارویی مستقیم میان روسیه و ناتو ممکن است بهسرعت به تبادل حملات هستهای منجر شود.
ابزار باجگیری از ناتو!
اگر چنین بحرانی شکل بگیرد، پوتین احتمالا از ناتو میخواهد تا برای جلوگیری از جنگ هستهای وارد مذاکره شود.
البته شروط روسیه تفاوت چندانی با خواستههای پیشین کرملین نخواهد داشت. خواستههایی چون خروج نیروهای اوکراینی از دونباس، به رسمیت شناختن حاکمیت روسیه بر کریمه و مناطق اشغالی، کاهش چشمگیر توان نظامی اوکراین و جلوگیری از عضویت این کشور در ناتو.
هدف راهبردی پوتین فراتر از اوکراین است. او بهدنبال اجرای نوعی یالتای جدید است؛ یعنی بازتعریف نظم امنیتی اروپا به سود روسیه. در این چارچوب، کرملین خواهان خروج نیروهای ناتو از کشورهای عضو این پیمان پس از سال ۱۹۹۰، توقف گسترش ناتو به شرق و محدود شدن فعالیتهای نظامی این ائتلاف در قلمرو اتحاد شوروی سابق خواهد بود.
هیچ سناریویی بعید نیست
پرسش کنونی این است که آیا پوتین برای خروج از بنبست جنگ اوکراین، حاضر خواهد شد تا چنین قمار پرخطری را انجام دهد؟ قماری که در صورت موفقیت، نهتنها جایگاه او را در داخل روسیه تقویت میکند، بلکه میتواند بزرگترین شکست راهبردی غرب از پایان جنگ سرد تاکنون را رقم بزند.
بنابراین، ناتو نباید چنین سناریویی را بعید یا فرضی تلقی کند، بلکه باید از هماکنون خود را برای مواجهه با آن آماده سازد.