تهدید بزرگ برای دموکراسی آمریکا | فساد، زخمی عمیقتر از همه بحرانهاست | افزایش بی سابقه ثروت ترامپ و خانوادهاش
به گزارش اقتصادنیوز، در حالی که کمتر از ۱۰۰ روز تا انتخابات میاندورهای ایالات متحده باقی مانده، بخش عمده فضای سیاسی آمریکا معطوف به این پرسش شده است که دونالد ترامپ چه زمانی، مانند اغلب رؤسایجمهور دو دورهای پیش از خود، به یک رئیسجمهور تبدیل خواهد شد که قدرت سیاسیاش بهتدریج رو به افول میرود. همزمان، گمانهزنیها درباره جانشین احتمالی او در انتخابات ریاستجمهوری دو سال آینده نیز شدت گرفته است.
فارن پالیسی در گزارشی نوشت: اما در پس این بحثهای روزمره، مسئلهای بهمراتب مهمتر در حال شکل دادن به آینده آمریکا و جایگاه این کشور در نظام بینالملل است.
اقتصادنیوز: هیچیک از این رهبران نمیتوانند این فرسایش سیاسی و نظامی را تا ابد ادامه دهند. در نهایت، تمامی این منازعات پشت میز مذاکره ختم خواهد شد
صرفنظر از اینکه نگاه افراد به ترامپ مثبت باشد یا منفی، بعید است مورخان آینده او را در زمره رؤسایجمهور عادی آمریکا قرار دهند. احتمالا او را یکی از تاثیرگذارترین رهبران تاریخ معاصر ایالات متحده خواهند دانست؛ البته تأثیرگذاری الزاماً به معنای عملکرد مثبت نیست.
ترامپ با شعار مشهور عظمت را به آمریکا بازمیگردانیم وارد کاخ سفید شد، اما جانشین او احتمالا بخش بزرگی از دوران ریاستجمهوری خود را صرف ترمیم آسیبهایی خواهد کرد که به اعتقاد بسیاری، در دوران زمامداری ترامپ به نهادهای دموکراتیک آمریکا وارد شده است؛ آسیبهایی که همزمان از قدرت، نفوذ و اعتبار جهانی ایالات متحده نیز کاستهاند.
فرسایش ستونهای قدرت آمریکا
برای درک این تغییر کافی است به وضعیت اتحادهای سنتی آمریکا در دو سوی اقیانوس اطلس و آرام نگاه کنیم؛ ائتلافهایی که از پایان جنگ جهانی دوم تاکنون یکی از مهمترین منابع قدرت واشنگتن محسوب میشدند و حتی رقبای آمریکا نیز به آن غبطه میخوردند.
اما این تنها بخشی از ماجراست. منتقدان میگویند ترامپ به نهادهایی نیز آسیب زده که سالها نماد برتری علمی و مدیریتی آمریکا بودند؛ از جمله مؤسسه ملی سلامت (NIH)، مرکز کنترل و پیشگیری از بیماریها (CDC) و مجموعه زیرساختهای پژوهشی و دانشگاهی که جایگاه علمی آمریکا را در جهان تثبیت کرده بودند.
در کنار این موارد، حملات مستمر او به رسانههای آمریکایی نیز قابل توجه است؛ رسانههایی که همواره از آنها به عنوان رکن چهارم دموکراسی یاد میشد و نقشی اساسی در نظارت بر قدرت سیاسی داشتند.
نزدیکی به رهبران اقتدارگرا
از تغییرات مهم دیگر دوران ترامپ، رویکرد او در قبال رهبران اقتدارگرا بوده است. او بارها از چهرههایی مانند نایب بوکله، رئیسجمهور السالوادور، و ویکتور اوربان، نخستوزیر پیشین مجارستان، تمجید کرده است؛ سیاستمداری که با وجود حمایت آشکار دولت ترامپ، سرانجام انتخابات را واگذار کرد.
این گرایش تنها به کشورهای کوچک محدود نبود. ترامپ بارها از رهبران قدرتمند روسیه و چین نیز با لحنی تحسینآمیز سخن گفته و در مواردی حتی به نظر میرسید شیفته تمرکز قدرت در دست آنان است.
فساد؛ خطری که شاید از همه آسیبها بزرگتر باشد
نمونههای متعددی میتوان از تغییر رویکرد آمریکا نسبت به ارزشهایی مانند حقوق بشر، حاکمیت قانون، دادرسی عادلانه و تنوع قومی برشمرد، اما شاید مهمترین مسئله، موضوعی باشد که کمتر از سایر موارد مورد توجه قرار گرفته است؛ فساد.
فساد شخصی و ساختاری که در دوران ترامپ شکل گرفته، ممکن است در آینده مهمترین عامل فرسایش نظام سیاسی آمریکا شناخته شود.
نویسنده این گزارش مینویسد، ماههاست که قصد داشته درباره این موضوع بنویسد، اما هر بار که تصمیم گرفته تصویر جامعی از بحران فساد ارائه کند، نمونههای تازهای از تخلفات اخلاقی و مالی در اطراف دولت ترامپ آشکار شده است.
به همین دلیل، دامنه این پدیده چنان گسترده شده که به سختی میتوان همه ابعاد آن را در یک روایت واحد گنجاند.
افزایش بیسابقه ثروت ترامپ
بخش مهمی از این فساد، به افزایش چشمگیر ثروت شخصی دونالد ترامپ در دوره دوم ریاستجمهوری او مربوط میشود.
بر اساس گزارشهای رسانهای، ارزش داراییهای او بیش از ۲.۲ میلیارد دلار افزایش یافته است؛ افزایشی که بخشی از آن به سرمایهگذاریهای فعال و معاملات مالی گسترده نسبت داده میشود.
گزارشها حتی حاکی از آن است که حجم معاملات انجامشده به نام ترامپ از مجموع معاملات تمام اعضای کنگره آمریکا نیز بیشتر بوده است.
اقتصادنیوز: دفتر نخستوزیری عراق اعلام کرده هدف سفر الزیدی به آمریکا عبارت است از: تقویت همکاریهای اقتصادی و توسعهای با آمریکا، جذب سرمایهگذاری خارجی، افزایش حضور شرکتهای آمریکایی در پروژههای زیرساختی عراق، توسعه صنعت نفت و انرژی، گسترش همکاریهای راهبردی میان بغداد و واشنگتن
ترامپ در واکنش به این انتقادها تلاش کرده خود را فردی عادی معرفی کند و مدعی شده افزایش ثروتش تفاوتی با رشد دارایی میلیونها آمریکایی ندارد که از طریق صندوقهای بازنشستگی و سرمایهگذاریهای معمول سود میبرند.
اما نویسنده این استدلال را گمراهکننده میداند؛ زیرا بسیاری از تصمیمهای کلان دولت ترامپ مستقیماً بر شرکتهایی اثر گذاشته که همزمان روابط تجاری گستردهای با دولت آمریکا داشتهاند.
شرکتهایی مانند پارامونت، اوراکل، دل و پالانتیر از جمله نمونههایی هستند که در این زمینه مطرح میشوند؛ شرکتهایی که مالکان یا مدیران آنها روابط نزدیک شخصی یا سیاسی با ترامپ دارند و طبیعی است که از حفظ این ارتباط سود ببرند.
این افراد تنها بخشی از شبکه گستردهای از مدیران شرکتهای آمریکایی و خارجی هستند که، به نوشته والاستریت ژورنال، میلیونها دلار به مجموعهای از بنیادها، مؤسسات فرهنگی و کمیتههایی تزریق کردهاند که تحت نفوذ ترامپ و متحدانش قرار دارند.
صندوق ۱.۸ میلیارد دلاری
اگر این روند آشنا به نظر میرسد، به این دلیل است که ترامپ پیشتر نیز نشان داده توانایی کمنظیری در جذب منابع مالی برای پیشبرد اهداف سیاسی خود دارد.
یکی از جنجالیترین نمونهها، طرح اختصاص ۱.۸ میلیارد دلار از بودجه عمومی برای ایجاد صندوقی بود که به گفته منتقدان، بیش از آنکه جنبه حقوقی داشته باشد، ابزاری سیاسی محسوب میشد. هدف اعلامی این صندوق، پرداخت غرامت به افرادی بود که مدعی بودند در دادگاههای فدرال آمریکا به ناحق تحت پیگرد قرار گرفتهاند؛ از جمله کسانی که به دلیل نقشآفرینی در حمله ششم ژانویه ۲۰۲۱ به ساختمان کنگره آمریکا با اتهامهای کیفری روبهرو شده بودند.
نسخه اولیه این طرح حتی امکان دریافت غرامت را برای خود ترامپ و برخی اعضای دولت فعلی و پیشین او نیز فراهم میکرد.
با این حال، اجرای این صندوق فعلا متوقف شده است؛ هم به دلیل شکایتهای حقوقی و هم به علت مخالفت شماری از سناتورهای جمهوریخواه که از تأمین بودجه آن در کنگره حمایت نکردند.
بندی که جنجال بزرگتری به پا کرد
مسئله فقط استفاده از منابع عمومی برای اهداف سیاسی نبود. در کنار این طرح، بندی الحاقی نیز پیشبینی شده بود که به اعتقاد منتقدان، حتی خطرناکتر از خود صندوق به شمار میرفت. این بند میتوانست دولت فدرال را از تحقیق یا پیگرد قضایی علیه ترامپ، اعضای خانواده او و شرکتهای وابستهشان در پروندههای مالیاتی منع کند.
به همین دلیل، برخی ناظران معتقدند هدف اصلی از طراحی این سازوکار مالی، نه پرداخت غرامت، بلکه ایجاد سپری قانونی برای محافظت از رئیسجمهور و نزدیکانش بوده است.
مقایسه با پرونده هانتر بایدن
ترامپ در جریان رقابتهای انتخاباتی سال ۲۰۲۴ و رسانههای محافظهکار حامی او، بارها دولت جو بایدن را به فساد متهم کرد. محور اصلی این حملات، هانتر بایدن، پسر رئیسجمهور وقت آمریکا بود؛ فردی که متهم میشد از ارتباط خانوادگی خود با کاخ سفید برای کسب منافع اقتصادی استفاده کرده است.
نویسنده تاکید میکند قصد دفاع از خانواده بایدن را ندارد و احتمال سوءاستفاده از نفوذ سیاسی را نیز رد نمیکند، اما معتقد است حتی اگر چنین تخلفاتی رخ داده باشد، از نظر ابعاد مالی و حجم معاملات، قابل مقایسه با فعالیتهای اقتصادی برخی اعضای خانواده ترامپ نیست.
ثروتاندوزی اعضای خانواده ترامپ
ملانیا ترامپ دستکم ۲۸ میلیون دلار از شرکت آمازون بابت حق امتیاز ساخت فیلمی درباره زندگی خود دریافت کرده است؛ اثری که مخاطبان چندانی نداشت و همین موضوع پرسشهایی را درباره انگیزه واقعی این قرارداد و احتمال تلاش آمازون برای جلب نظر کاخ سفید ایجاد کرد.
در همین حال، دونالد ترامپ جونیور نیز از فعالیت در حوزههایی مانند رمزارزها، صنایع تسلیحاتی و دیگر کسبوکارهایی که به نحوی با دولت آمریکا در ارتباط هستند یا تحت نظارت آن قرار دارند، سودهای کلانی به دست آورده است.
از سوی دیگر، جرد کوشنر، داماد ترامپ، بدون آنکه مسئولیت رسمی در دولت داشته باشد، همزمان با ایفای نقش در برخی مذاکرات دیپلماتیک، قراردادهای اقتصادی بزرگی را در خاورمیانه، اروپا و دیگر مناطق جهان دنبال کرده است؛ وضعیتی که به گفته منتقدان، مرز میان منافع شخصی و مسئولیت عمومی را کمرنگ کرده است.
فهرستی که هر روز طولانیتر میشود
موارد بحثبرانگیز به همین چند نمونه محدود نمیشود و تقریباً هر روز پرونده تازهای مطرح میشود.
از جمله این موارد میتوان به هواپیمای ۴۰۰ میلیون دلاری اشاره کرد که ترامپ آن را هدیهای از سوی دولت قطر توصیف کرده است؛ اقدامی که در هیچیک از دولتهای پیشین آمریکا سابقه نداشته است.
پس از دریافت این هواپیما، دولت آمریکا مبالغ هنگفتی را نیز صرف ارتقای سامانههای امنیتی و انجام تغییرات اختصاصی در آن کرده است.
همچنین، منتقدان به عفوهای ریاست جمهوری اشاره میکنند که به گفته آنان، در موارد متعددی به نفع افراد ثروتمند صادر شده است.
در کنار آن، قراردادهای بدون مناقصه برای بازسازی بخشهایی از کاخ سفید، نحوه هزینهکرد درآمدهای حاصل از نفت ونزوئلا که تحت کنترل آمریکا قرار گرفته و همچنین فروش گسترده کالاهای تبلیغاتی مرتبط با جنبش «دوباره آمریکا را عظیم کنیم» (MAGA)، همگی به فهرست انتقادها افزوده شدهاند.
این روند حتی به عرضه محصولاتی مانند تلفن همراه طلایی ترامپ نیز رسیده؛ موضوعی که از نگاه او، تصویری کمسابقه از تبدیل قدرت سیاسی به یک ابزار درآمدزایی ترسیم میکند.
ضمن آنکه این فهرست، هنوز کامل نیست و نمونههای دیگری نیز وجود دارند که در این مقاله به آنها پرداخته نشده است.