تحلیلگر عربزبان: جنگ ایران فقط یک رویارویی نظامی نیست، آمریکا اهداف بزرگتری دارد/ بعد از ایران نوبت نفت و گاز خلیج فارس است؟
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از انتخاب، عبدالباری عطوان با اشاره به توافق نفتی آمریکا و ونزوئلا، نوششت جنگ کنونی علیه ایران تنها یک رویارویی نظامی نیست و واشنگتن اهداف گستردهتری را دنبال میکند؛ اهدافی که در صورت شکست ایران، میتواند منابع نفت و گاز کشورهای خلیج فارس را به هدف بعدی آمریکا تبدیل کند.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، روز جمعه از امضای یک توافق نفتی بزرگ میان واشنگتن و کاراکاس خبر داد؛ توافقی که به گفته او، کنترل آمریکا بر بیش از ۶۵ میلیارد بشکه از ذخایر نفتی ونزوئلا را فراهم میکند.
عبدالباری عطوان، تحلیلگر برجسته جهان عرب، در سرمقاله روزنامه فرامنطقهای «رای الیوم»، این توافق را نشانهای از یکی از انگیزههای اصلی جنگ کنونی آمریکا علیه ایران میداند؛ تلاش برای گسترش سلطه واشنگتن بر منابع نفت و گاز جهان از طریق فشار اقتصادی و قدرت نظامی.
ونزوئلا و ایران از بزرگترین دارندگان ذخایر نفت و گاز جهان هستند. به اعتقاد عطوان، ونزوئلا اکنون عملا تحت نفوذ آمریکا قرار گرفته، اما ایران همچنان در برابر فشارهای نظامی و اقتصادی واشنگتن مقاومت میکند.
عطوان این رویکرد را شکل جدیدی از استعمار آمریکا میداند؛ استعماری که به جای شیوههای سنتی گذشته، بر تسلط بر منابع طبیعی و تحمیل اراده سیاسی از طریق قدرت نظامی و اقتصادی استوار است.
عطوان در ادامه، تحولات ونزوئلا را نمونهای از این رویکرد میداند و معتقد است حمله آمریکا به این کشور و بازداشت نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، و همسرش، بیش از آنکه به مسائلی مانند قاچاق مواد مخدر، روابط نزدیک کاراکاس با تهران یا حمایت ونزوئلا از فلسطین مربوط باشد، با هدف دستیابی به ذخایر عظیم نفتی این کشور انجام شده است. به گفته عطوان، این مسائل بیشتر جنبه فرعی و انحرافی داشتهاند.
او همچنین نوشته است پس از مداخله آمریکا در ونزوئلا، روند سیاسی این کشور نیز تحت تأثیر واشنگتن قرار گرفته و انتخاباتی در سطح ریاستجمهوری و پارلمان برگزار نشده است. عطوان در همین زمینه به ماریا کورینا ماچادو، رهبر مخالفان ونزوئلا، اشاره میکند و مینویسد او پس از دریافت جایزه نوبل صلح، این جایزه را به ترامپ اهدا کرد و از او برای برکناری مادورو و بازداشت وی حمایت کرد؛ با این حال، اکنون از صحنه سیاسی کنار گذاشته شده و اجازه بازگشت به کشورش را ندارد.
عطوان سپس به سیاستهای ترامپ در حوزه منابع طبیعی میپردازد و مینویسد رئیسجمهور آمریکا نفت و سایر منابع راهبردی را بخش مهمی از برنامه خود برای بازگرداندن «عظمت» آمریکا میداند. به اعتقاد او، ترامپ علاوه بر نفت و گاز، به دنبال گسترش دسترسی آمریکا به مواد معدنی کمیاب و دیگر منابع استراتژیک در نقاط مختلف جهان است.
نویسنده در همین چارچوب به برخی اقدامات و اظهارات جنجالی ترامپ درباره مناطق جغرافیایی اشاره میکند؛ از جمله تلاش برای تغییر نام خلیج مکزیک به «خلیج آمریکا»، ادعا درباره آمریکاییبودن تنگه هرمز و تلاش برای تصاحب گرینلند. عطوان این اقدامات را بخشی از رویکردی میداند که هدف آن گسترش دامنه نفوذ آمریکا به دریاها، جزایر، تنگهها و دیگر مناطق راهبردی جهان است.
از نگاه عطوان، این رویکرد نگرانی دیگری را نیز ایجاد میکند: اگر ترامپ پس از ونزوئلا و ایران به دنبال گسترش کنترل آمریکا بر منابع انرژی باشد، آیا کشورهای نفتخیز خلیج فارس نیز ممکن است در آینده هدف فشارهای مشابه قرار گیرند؟
عطوان بر همین اساس، جنگ کنونی آمریکا علیه ایران را تنها یک رویارویی نظامی نمیداند و معتقد است یکی از اهداف اصلی واشنگتن، از بین بردن توانمندیهای هستهای، موشکی و نظامی ایران است؛ ظرفیتهایی که از دید او میتوانند در برابر گسترش نفوذ آمریکا در منطقه مانع ایجاد کنند.
نویسنده همچنین به وعده ترامپ برای افزایش ذخایر نفت آمریکا و کاهش بدهی عمومی این کشور اشاره میکند؛ بدهیای که به گفته او به ۴۱ تریلیون دلار رسیده است. عطوان معتقد است ترامپ برای تحقق این اهداف اقتصادی، چشم به منابع نفت، گاز و مواد معدنی راهبردی در دیگر کشورها دوخته است؛ از جمله منابع معدنی موجود در اوکراین.
عطوان در ادامه مینویسد برخی کشورهای نفتخیز خلیج فارس نیز این رویکرد را درک کردهاند و در جریان سفر ترامپ به منطقه، بیش از ۵ تریلیون دلار برای جلب حمایت آمریکا و تضمین امنیت خود اختصاص دادند. با این حال، او معتقد است این سرمایهگذاریها نمیتواند تضمینی برای حمایت همیشگی واشنگتن باشد، چرا که اهداف راهبردی ترامپ ممکن است در نهایت با منافع همین کشورها در تضاد قرار گیرد.
او در ادامه با اشاره به مواضع ترامپ درباره کانادا میپرسد: اگر رئیسجمهور آمریکا حتی درباره الحاق کانادا، کشوری همسایه و نزدیک از نظر فرهنگی و سیاسی، سخن میگوید، چه تضمینی وجود دارد که در قبال کشورهای نفتخیز خلیج فارس نیز جاهطلبی مشابهی نداشته باشد؟
عطوان در پایان نوشته است در چنین شرایطی، پیروزی ایران در برابر حمله آمریکا و اسرائیل میتواند به نفع کشورهای خلیج فارس نیز باشد؛ زیرا چنین نتیجهای میتواند امنیت و ثبات این کشورها و منابع نفت و گاز آنها را در برابر گسترش نفوذ آمریکا حفظ کند.
او در پایان با اشاره به این احتمال مینویسد شاید در نهایت «خیر از دل این شر» بیرون بیاید؛ و خدا داناتر است.