برآورد هزینه های جنگ برای تهران و واشنگتن توسط رسانه آمریکایی/ افزایش قیمت بنزین به جیب و معیشت آمریکایی‌ها فشار وارد کرده است

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۸۰۵۶۵۱
اقتصادنیوز: هزینه‌های جنگ کنونی که بیشترین نگرانی را در داخل آمریکا برانگیخته‌اند، افزایش قیمت بنزین و سوخت دیزل است؛ افزایش‌هایی که تحت تأثیر کنترل ایران بر تنگه هرمز و آسیب واردشده به زیرساخت‌های نفتی خاورمیانه رخ داده‌اند.
برآورد هزینه های جنگ برای تهران و واشنگتن توسط رسانه آمریکایی/ افزایش قیمت بنزین به جیب و معیشت آمریکایی‌ها فشار وارد کرده است

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از شفقنا، هزینه‌های جنگ‌ها به ندرت به طور کامل محاسبه می‌شوند و جنگ فعلی آمریکا علیه ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. حتی اگر این درگیری فردا پایان یابد، هزینه‌های پس از جنگ متعددی وجود خواهد داشت که برخی از آنها طی سال‌ها و حتی دهه‌ها ادامه خواهند یافت. در مورد درگیری فعلی در خاورمیانه نیز همینطور خواهد بود: جنگی که آمریکا را کمتر مرفه و ناامن کرده است، بدون اینکه توضیح روشنی در مورد دلیل شروع، تأیید کنگره و حتی محاسبه‌ای سرسری از تأثیرات بودجه‌ای و اقتصادی این درگیری ارائه شود.

بر اساس گزارش فوربس، هزینه‌های جنگ کنونی که بیشترین نگرانی را در داخل آمریکا برانگیخته‌اند، افزایش قیمت بنزین و سوخت دیزل است؛ افزایش‌هایی که تحت تأثیر کنترل ایران بر تنگه هرمز و آسیب واردشده به زیرساخت‌های نفتی خاورمیانه رخ داده‌اند. افزایش قیمت بنزین به جیب و معیشت آمریکایی‌ها فشار وارد کرده و در پی آن، به کاهش میزان محبوبیت رئیس‌جمهور نیز منجر شده است. با گذشت زمان، افزایش قیمت گازوئیل ــ که اکنون به بالاترین سطح تاریخی خود رسیده است ــ ممکن است آسیب بیشتری وارد کند، زیرا هزینه فعالیت اقتصادی کشاورزان را بالا می‌برد و در نتیجه، به افزایش بیشتر قیمت مواد غذایی منجر می‌شود. حتی اگر توافقی حاصل شود که تنگه هرمز را از کنترل تهران خارج کند، بازسازی ظرفیت تولید نفت که در جریان درگیری آسیب دیده است، پس از پایان جنگ نیز برای مدتی طولانی بر قیمت‌ها تأثیر خواهد گذاشت.

هزینه‌های این درگیری بسیار فراتر از دلار و سنت است، هرچند همین هزینه‌های مالی نیز اهمیت زیادی دارند. این جنگ هزینه‌های انسانی سنگینی به همراه داشته است. برای ایران، پیامدهای بسیار دردناکی به وجود آمده که قابل جبران نیستند؛ از جمله شمار بالای قربانیان بمباران‌ها که در میان آنها حمله مرگبار به یک مدرسه ابتدایی نیز وجود داشت، در کنار حملات دیگری که به کشته یا زخمی شدن غیرنظامیان انجامیده‌اند. همچنین، بازسازی زیرساخت‌های آسیب‌دیده در ایران و سراسر منطقه هزینه‌های هنگفتی خواهد داشت؛ هزینه‌هایی که ممکن است بخشی از آنها از سوی ایالات متحده یا دیگر قدرت‌های خارجی تأمین شود، یا ممکن است چنین اتفاقی نیفتد.

و این تمام ماجرا نیست. اشلی گیت، در مطلبی در نشریه «اینترسپت»، به مطالعه‌ای از سوی «رصدخانه درگیری و محیط زیست» اشاره کرده است که بیش از ۳۰۰ مورد خسارت زیست‌محیطی در ۱۲ کشور را طی شش ماه نخست درگیری ثبت و مستند کرده است؛ از آلودگی تنگه هرمز و دیگر مسیرهای آبی گرفته تا استفاده گسترده و فشرده از سوخت‌های فسیلی.

نیروهای نظامی و تجهیزات نظامی آمریکا نیز در این جنگ متحمل خسارات سنگینی شده‌اند. از زمان آغاز درگیری‌ها در ۲۸ فوریه، دست‌کم ۱۸ نیروی آمریکایی کشته و بیش از ۷۵۰ نفر زخمی شده‌اند. علاوه بر این فجایع انسانی جبران‌ناپذیر، پنتاگون باید خساراتی که بر اثر حملات پهپادی و موشکی ایران به مراکز ارتباطی و پایگاه‌های نظامی آمریکا وارد شده را تعمیر کند و با مشورت کنگره تصمیم بگیرد چه میزان هزینه برای جایگزینی مهمات مصرف‌شده در جریان جنگ اختصاص دهد.

همچنین باید درباره این موضوع تصمیم‌گیری شود که آیا تجهیزات مهم و عمده‌ای که در جریان جنگ آسیب دیده‌اند، تعویض شوند یا صرفاً مورد تعمیر قرار گیرند؛ از جمله هواپیماهای آمریکایی که سقوط کرده یا در اثر حملات ایران منهدم شده‌اند. شاید فرسودگی و استهلاک واردشده به نیروی دریایی از همه جدی‌تر باشد؛ از جمله تأثیری که این جنگ بر ناوشکن‌ها و ناوهای هواپیمابر گذاشته است. این شناورها برای دوره‌هایی طولانی‌تر از حد معمول و بدون پهلوگیری در بنادر برای انجام تعمیرات و نگهداری، در منطقه مستقر بوده‌اند.

طولانی‌مدت‌ترین هزینه‌های این جنگ، مربوط به رسیدگی به وضعیت کهنه‌سربازان و نیروهایی خواهد بود که در این درگیری حضور داشته‌اند. اگرچه این جنگ احتمالاً آن نوع ویرانی یا آسیب‌هایی را که یک جنگ زمینی می‌تواند به بار آورد ایجاد نخواهد کرد، اما به احتمال زیاد هزینه‌هایی برای کمک به ملوانان وجود خواهد داشت تا با پیامدهای جسمی و روانی ناشی از مأموریت‌های طولانی‌مدتی که این درگیری به آن‌ها نیاز دارد، کنار بیایند. این هزینه‌ها شامل خدمات پشتیبانی پزشکی و روان‌شناختی در زمانی خواهد بود که نیروهای نظامی همچنان در خدمت نیروهای مسلح هستند، و همچنین مزایای ازکارافتادگی از طریق اداره امور کهنه‌سربازان پس از ترک خدمت نظامی.

کم‌برآورد کردن هزینه‌های جنگ موضوع تازه‌ای نیست. در آستانه جنگ عراق، لارنس لیندسی، مشاور اقتصادی دولت جورج بوش، برآورد کرده بود که این جنگ برای ایالات متحده «تنها» حدود ۱۰۰ میلیارد دلار هزینه خواهد داشت. اما تحلیلی که از سوی پروژه «هزینه‌های جنگ» دانشگاه براون انجام شد، هزینه کامل جنگ را بیش از ۲ تریلیون دلار برآورد کرد؛ یعنی بیش از ۲۰ برابر برآورد اولیه لیندسی. و همان‌طور که لیندا بیلمز از دانشکده کندی دانشگاه هاروارد اشاره کرده است، هزینه جنگ نه از طریق افزایش مالیات برای تأمین مخارج آن، بلکه از طریق تأمین مالی با کسری بودجه پرداخت شد؛ بدهی‌ای که طی سال‌های طولانی از طریق افزایش پرداخت بهره بر بدهی دولت بازپرداخت خواهد شد.

اندیشیدن به هزینه‌های کامل جنگ ایران، پرسش بزرگ‌تری را نیز مطرح می‌کند: هزینه واقعی سیاست‌های کنونی آمریکا در زمینه جنگ‌افروزی در خارج از کشور و نظارت و تشدید اجرای قوانین مهاجرتی در داخل کشور چقدر است؟ گزارشی که سازمان «پروژه نظارت بر دولت» منتشر کرده، برآورد نموده است که هزینه‌های مرتبط با امنیت که خارج از بودجه پنتاگون قرار دارند ــ از افزایش سرسام‌آور هزینه‌های اداره مهاجرت و گمرک آمریکا و گشت مرزی گرفته، تا مزایا و خدمات مربوط به کهنه‌سربازان، کمک‌های نظامی که در بودجه وزارت خارجه قرار دارند، و فعالیت‌های مربوط به کلاهک‌های هسته‌ای در اداره ملی امنیت هسته‌ای وزارت انرژی ــ سالانه ۵۰۰ میلیارد دلار یا بیشتر به هزینه‌های بودجه پنتاگون اضافه می‌کنند؛ بودجه‌ای که دولت در تلاش است آن را در سطح بی‌سابقه ۱.۵ تریلیون دلار پس از جنگ جهانی دوم تأمین کند.

درس اینجا این است که جنگ و آمادگی برای جنگ، هزینه‌های پنهانی به همراه دارند که به‌ندرت مورد توجه قرار می‌گیرند و در نتیجه، امکان سرمایه‌گذاری بودجه فدرال در حوزه‌های دیگر را محدود می‌کنند؛ از سلامت عمومی و حفاظت از محیط زیست گرفته تا کمک‌های تغذیه‌ای یا تلاش‌ها برای مهار نابرابری‌های فزاینده در ثروت و درآمد.

یکی از راه‌های محدود کردن هزینه‌های جنگ‌های آینده این خواهد بود که مالیات مشخصی برای پرداخت هزینه درگیری‌ها وضع شود، به جای آنکه برای تأمین هزینه جنگ‌ها کسری بودجه افزایش یابد. دست‌کم چنین اقدامی ممکن است پیش از آغاز جنگ، بحث و بررسی بیشتری را درباره آن به دنبال داشته باشد و هزینه‌های اضافی بهره را که در نتیجه تأمین مالی درگیری‌ها از طریق استقراض ایجاد می‌شود، حذف کند.

راه‌حل دیگری برای هزینه‌های بالای جنگ، بررسی دقیق‌تر این موضوع است که آیا اساساً راه‌اندازی و ورود به جنگ ضروری است یا نه و اگر ضروری است، چه زمانی باید این کار انجام شود. چنین تصمیمی نباید صرفاً در اختیار گروه کوچکی از مقام‌های کاخ سفید و پنتاگون باشد، بلکه باید دیدگاه‌های کنگره را نیز در نظر بگیرد—همان‌طور که قانون اساسی ایالات متحده الزام کرده است. و با توجه به هزینه‌های عظیم و نامحدودی که جنگ‌ها اغلب به بار می‌آورند، توضیحات روشن و همچنین در نظر گرفتن دیدگاه‌های مردم مالیات‌دهنده نیز باید مورد توجه قرار گیرد.

شاید این ناکامی و افتضاح مربوط به جنگ ایران راه را برای بحث‌های جدی‌تر و گسترده‌تر پیش از هر تصمیمی برای آغاز یک جنگ در خارج از کشور باز کند، به جای آنکه بحث و مناظره به زمانی موکول شود که درگیری آغاز شده است.

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O