افشای برنامه اسرائیل برای حمله برقآسا به ایران و بازگشت به ترور هدفمند | فرمانده ارتش پاکستان به ایران می آید؟ | سفر احتمالی قالیباف و عراقچی به عربستان
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از شفقنا، ممکن است انتخابات در اسرائیل بر ادبیات سیاسی جریانهای رقیب تأثیر گذاشته باشد. بسیاری، از جمله مخالفان بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، معتقدند اظهارات اخیر او را باید در چارچوب کارزار انتخاباتیاش خواند. حتی در مناطقی دور از تلآویو نیز این باور وجود دارد که اسرائیل نه درصدد گشودن جبهههای بیشتر در منطقه است و نه توانایی چنین کاری را دارد.
روزنامه الاخبار لبنان با اشاره به این موضوع در مطلبی آورده است: با این حال، نتانیاهو، در کنار تجربه طولانی خود در تبلیغات سیاسی، همچنان در مرکز نبردی قرار دارد که به نظر میرسد خود را برای رهبری آن و تحقق «پیروزی یهودیان بر دشمنانشان» ساخته شده میداند.
از همین رو، هشدار منابع دیپلماتیک آمریکایی قابل توجه است؛ آنها میگویند اظهارات اخیر نتانیاهو درباره لبنان، سوریه و ایران صرفاً بخشی از کارزار انتخاباتی نیست، بلکه او در گفتههای خود جدی است و فشار زیادی بر نهادهای امنیتی و فرماندهی ارتش اسرائیل وارد میکند تا برای یک اقدام برقآسا، ابتدا علیه ایران و سپس علیه حزبالله، آماده شوند.
این منابع میگویند نتانیاهو همچنین خدمات خود را به کشورهای شبهجزیره عربستان پیشنهاد کرده و آمادگی خود را برای مشارکت در یک جنگ فراگیر علیه انصارالله در یمن اعلام کرده است.
به گفته این منابع، فشارهای گستردهای که دولت آمریکا در این مرحله بر نتانیاهو وارد میکند، عمدتاً بر پرونده سوریه متمرکز است تا مانع گسترش دامنه اشغالگری اسرائیل شود.
این در حالی است که در واشنگتن گزارشهایی درباره قصد دولت تلآویو برای اتخاذ اقدامات گستردهتر بهمنظور کمک به حامیان خود از میان دروزیهای سویدا و حمایت از اعلام جدایی کامل آنها از سوریه شنیده میشود.
برنامه اسرائیل علیه ایران
بر اساس همین منابع، تلاشهای اسرائیل در قبال ایران بر برنامهای از فعالیتهای اطلاعاتی متمرکز است که هدف آن اجرای مجموعهای از حملات و بازگشت به سیاست ترور هدفمند رهبران سیاسی، نظامی و امنیتی از طریق عملیات ویژه در داخل ایران است.
این اقدامات همچنین شامل برقراری مجدد ارتباط با گروههای تجزیهطلب ایرانی و فراهمکردن حمایت ویژه از آنها برای ایجاد ناآرامی در مناطق مختلف ایران است؛ اقدامی که در نهایت میتواند با هدف کشاندن رهبری ایران به یک رویارویی نظامی انجام شود.
بر اساس این گزارش، چنین رویاروییای میتواند به اسرائیل امکان دهد یک کارزار هوایی علیه زیرساختهای دولت ایران، بهویژه بخشهای انرژی، بنادر و تولید نفت، به راه بیندازد.
این منابع ابراز نگرانی میکنند که نتانیاهو بر اساس این ارزیابی عمل کند که فضای مانور او روزبهروز گستردهتر میشود؛ زیرا تلاشها برای احیای یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا با مشکل مواجه شده است.
مذاکرات ایران و عمان درباره تنگه هرمز
در همین چارچوب، منابع آگاه فاش کردند که مذاکرات ایران و عمان به مراحل پایانی تدوین سازوکاری برای تنظیم کشتیرانی در تنگه هرمز رسیده است.
بر اساس این منابع، درباره تعیین یک مسیر واحد برای رفت و برگشت توافق شده که در منطقه آبی میانی میان دو کشور قرار خواهد داشت؛ بهگونهای که یکچهارم شرقی آن در آبهای سرزمینی ایران و یکچهارم غربی آن در آبهای سرزمینی عمان قرار میگیرد.
این توافق بهعنوان یک ترتیب موقت برای مدیریت رفتوآمد دریایی در تنگه در نظر گرفته میشود.
تیمهای فنی و حقوقی در تهران و مسقط نیز نقشهها و اسناد حقوقی مربوط به این توافق را آماده کردهاند و قرار است این سازوکار شامل اقداماتی برای پاکسازی مینهای دریایی نیز باشد.
همچنین دو طرف با هلند تماسهایی برقرار کردهاند تا این توافق در سازمان بینالمللی دریانوردی و نهادهای حقوقی بینالمللی مستقر در لاهه ثبت و مستندسازی شود؛ اقدامی که میتواند برای آن پوشش حقوقی و بینالمللی فراهم کند.
بر اساس این منابع، ایران بر این مبنا عمل میکند که عمان مذاکرات را با مشورت و هماهنگی با آمریکا و کشورهای منطقه پیش میبرد؛ بنابراین، هر توافقی که مسقط بپذیرد، اصولاً مورد قبول سایر طرفها نیز خواهد بود.
با این حال، ایران به دو میانجی، یعنی پاکستان و عمان، اطلاع داده است که اجرای توافق پس از امضای آن منوط به بازگشت آمریکا به یادداشت تفاهم و پذیرش این راهحل بهعنوان سازوکاری برای اجرای مفاد بند پنجم آن خواهد بود.
این امر به معنای آن است که آمریکا باید محاصره دریایی کنونی علیه ایران را لغو کند، محدودیتهای صادرات نفت ایران را بردارد و تحریمهای اعمالشده علیه ایران را نیز لغو کند.
در چنین شرایطی، انتظار میرود همه طرفها وارد مرحله جدیدی شوند که هدف آن پایان دادن کامل به وضعیت جنگ، از جمله جنگ علیه لبنان، باشد.
افزایش قیمت نفت و نگرانی از گسترش جنگ
در حالی که منابع از وجود «نشانههای مثبت» درباره این پرونده سخن میگویند، همزمان هشدار میدهند که تحولات میدانی طی دو هفته گذشته راه را برای گسترش جدی جنگ باز کرده است.
آنها معتقدند پاسخهای شدید ایران به حملات آمریکا و بمباران متمرکز پایگاههای آمریکایی در کشورهای خلیج فارس و اردن، با هدف انتقال این پیام به واشنگتن انجام شده که تهران آماده ارائه امتیاز نیست و رویارویی میتواند تا جایی گسترش یابد که هرگونه تردد دریایی در آبهای خلیج فارس، نه فقط عبور از تنگه هرمز، متوقف شود.
به گفته این منابع، میانجیهایی که میان دو کشور در رفتوآمد هستند، بر هر دو طرف برای توقف رویارویی فشار وارد میکنند؛ بهویژه پس از آنکه قیمت جهانی نفت از ۱۰۰ دلار فراتر رفته است و این مسئله میتواند بحران اقتصادی در جهان را تشدید کند.
سفر احتمالی فرمانده ارتش پاکستان به تهران
در شرایطی که ارزیابیها درباره موضع واقعی دولت آمریکا متفاوت است، مشکلات پیش روی میانجیها احتمالاً در دیدارهای بسیار نزدیک آینده عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، در تهران نیز مطرح خواهد شد.
زیرا توافق بر سر بازگشایی تنگه هرمز تنها موضوع حلنشده در مذاکرات نیست. ایران در ازای بازگشت به اجرای یادداشت تفاهم، خواهان تضمینهای قطعی درباره رفع محاصره، آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران و پایان کامل وضعیت جنگ است.
این شروط مستلزم عناصر و توافقهای دیگری است که ممکن است با طرفهای دیگر نیز پیگیری شود.
نقش عربستان در میانجیگری
همین منابع در این زمینه اشاره میکنند که عربستان سعودی نقش مهمی در میانجیگریهای اعلامنشده ایفا میکند.
محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، نیز در جریان دیدارهایی که در حاشیه سفر خود به فرانسه انجام داد، درباره این نقش سخن گفته و اظهار کرده بود که دولت عربستان بهصورت روزانه با ایرانیها در تماس است و او شخصاً نیز بهطور مستمر با دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در ارتباط است و منطقه بیش از این توان تحمل رویارویی را ندارد.
در همین ارتباط، گزارش شده است که بن سلمان دعوت رسمی برای رهبری ایران ارسال کرده و انتظار میرود هیأتی ایرانی متشکل از محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، طی روزهای آینده به ریاض سفر کند.
بر اساس اطلاعات این گزارش، طرف سعودی قصد دارد درباره جنگ با ایران، وضعیت تنگه هرمز و همچنین جنگ درگیرشده با انصارالله در یمن گفتوگو کند.
تهران پیشتر به پیشنهادهای مربوط به یمن پاسخ مثبتی نداده بود، اما به نظر میرسد شرایط اکنون متفاوت است؛ زیرا تحولات میدانی از پیشروی نیروهای انصارالله در سراسر منطقه ساحلی و کنترل آنها بر غرب تعز و منطقه المخا حکایت دارد و این تحولات با فروپاشی گسترده در صفوف نیروهای همپیمان عربستان همراه شده است.
بر اساس این منابع، کارزار سیاسی و رسانهای عربستان و کشورهای خلیج فارس و همچنین حملات هوایی گسترده، نتوانستهاند نتایج مورد انتظار را محقق کنند.
در همین حال، اختلاف میان نیروهای طارق صالح و نیروهای حزب اصلاح درباره اینکه چه طرفی مسئول تحولات رخداده است، شدت گرفته است.
در مقابل، امارات متحده عربی که از دور تحولات را زیر نظر دارد، با لحنی طعنهآمیز درباره نقش عربستان سخن میگوید و ریاض را مسئول درگیری میان نیروهای مخالف انصارالله میداند.
بابالمندب؛ برگ جدید انصارالله
منابع مذکور میگویند: پرونده یمن کاملاً در اختیار عربستان نیست و دادههای مختلف نشان میدهد که آمریکا تمایل بیشتری به گسترش مشارکت عربستان در حمله علیه دولت صنعا دارد.
همزمان، واشنگتن بار دیگر در حال تقویت نقش امارات در ارتباط با برخی گروهها در جنوب یمن است تا رویارویی با انصارالله را تشدید کند.
مبنای این رویکرد، از سوی همه طرفها این است که واشنگتن میخواهد مانع آن شود که انصارالله و در پشت سر آنها ایران، کنترل بابالمندب را به دست بگیرند و بر آن مسلط شوند؛ وضعیتی مشابه آنچه در تنگه هرمز وجود دارد.
اما بر اساس این گزارش، آنچه عملاً رخ داده این است که بابالمندب اکنون در اختیار ایران و نیروهای همپیمان آن قرار گرفته است و نبردی که انصارالله رهبری کرده، تنها بخشی از یک راهبرد گستردهتر است که آمریکا و چند کشور دیگر را وادار خواهد کرد در محاسبات خود تجدیدنظر کنند.
در این گزارش تأکید شده است که بستهشدن کامل بابالمندب دیگر صرفاً یک احتمال نظری نیست، بلکه به اهرمی واقعی در دست انصارالله تبدیل شده است.
انصارالله نیز محاسبات و اولویتهای خاص خود را دارد که مهمترین آنها رفع محاصره یمن است؛ با این حال، این گروه خارج از راهبرد منطقهای محور مقاومت عمل نمیکند.