خصوصیسازی سیاست خارجی در واشنگتن و «دیپلماسی دلاری» جرد کوشنر | چرا هیچ مشاور و کارشناس فنی آمریکایی در اتاق مذاکرات با ایران نبود؟
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از خبرآنلاین، نشریه نیویورکر در یک گزارش تحقیقی و بازشکافی جامع به قلم دکستر فیلکینز، به نقد عملکرد جرد کوشنر، داماد ۴۵ ساله دونالد ترامپ و استیو ویتکاف، فرستاده ویژه کاخ سفید پرداخته است.
این گزارش با استناد به مصاحبه با دیپلماتهای برجسته، مقامهای سابق امنیت ملی آمریکا، کارشناسان فنی منع گسترش تسلیحات و تحلیلگران بینالمللی، ابعاد تازهای از نحوه مدیریت بحرانهای منطقهای ازجمله پرونده هستهای ایران، بحران اوکراین و روابط واشنگتن با کشورهای حاشیه خلیج فارس را فاش میکند.
مذاکرات ژنو؛ غیبت مشاوران فنی و ارزیابیهای اشتباه
بر اساس گزارش نیویورکر، در ساعات پایانی پیش از رویارویی نظامی میان ایالات متحده و ایران در ماه اسفند ۱۴۰۴، جرد کوشنر در ژنو با هیئت مذاکرهکننده ایرانی به سرپرستی عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران دیدار کرد. هدف این نشست، آخرین شانس برای جلوگیری از منازعهای بود که منطقه را به آشوب میکشاند. با این حال، کوشنر پس از پایان جلسات، دیپلماتهای ایرانی را به «بازیگوشی» و «تلاش برای اتلاف وقت» متهم نمود.
یکی از محورهای اصلی افشاگری نیویورکر، عدم همراهی مشاوران فنی و کارشناسان انرژی در این مذاکرات حیاتی است. با وجود آنکه بحث در خصوص برنامههای هستهای مستلزم بررسی دقیق سرعت سانتریفیوژها و سازوکارهای راستیآزمایی است، کوشنر و ویتکاف هیچ مشاور فنی ارشدی را در اتاق مذاکره به همراه نداشتند.
یک دیپلمات سابق مطلع از روند گفتوگوها فاش ساخت که طرف ایرانی در جریان مذاکرات، پیشنهادهای قابلتوجهی ازجمله تعلیق کامل غنیسازی و رقیقسازی ذخایر موجود را مطرح کرد. با این حال، فرستادگان کاخ سفید به دلیل فقدان دانش فنی لازم، از درک ماهیت و اهمیت این پیشنهادها عاجز بودند.
یکی از مقامات سابق کاخ سفید در واکنش به این رویکرد تصریح کرد: «وقتی طرف مقابل پیشنهادی ارائه میدهد، باید دقیقاً بدانید که این اقدام برنامه آنها را چند ماه یا چند سال به عقب میاندارد. عدم حضور کارشناسان فنی در چنین جلساتی یک تخلف و سوءمدیریت کامل حرفهای است.»
هشدارهای نادیده گرفتهشده و ادعاهای نامربوط
عمق عدم تسلط فرستادگان کاخ سفید در کنفرانس خبری پس از مذاکرات نمایانتر شد. استیو ویتکاف در اظهاراتی ادعا کرد که ایران از «راکتور تحقیقاتی تهران» که یک مرکز تولید ایزوتوپهای پزشکی است برای غنیسازی غیرقانونی استفاده میکند؛ ادعایی که بازرسیهای متعدد آژانس بینالمللی انرژی اتمی پیشتر عدم انحراف نظامی آن را اثبات کرده بود.
کلسی داونپورت، کارشناس منع گسترش تسلیحات در انجمن کنترل تسلیحات واشنگتن در این باره اظهار داشت: «از موضعگیریهای کوشنر و ویتکاف بهوضوح پیداست که آنها بخش عمدهای از مسائل پیچیده فنی را درک نمیکنند.» همچنین بدر البوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان که میزبانی مذاکرات را بر عهده داشت، از روند جلسات چنان ابراز نگرانی کرد که شخصاً برای جلوگیری از وقوع جنگ به واشنگتن سفر نمود و در مصاحبهای با شبکه سیبیاس تاکید کرد که «دستیابی به توافق صلح کاملاً در دسترس است»، هرچند هشدارهای وی در میان مقامات ارشد کاخ سفید شنیده نشد.
نیویورکر مینویسد پس از بازگشت کوشنر و ویتکاف به واشنگتن و اعلام این ادعا که ایران حاضر به تسلیم کامل نشده است، حملات گسترده نظامی آغاز شد که طی آن آیتالله علی خامنهای، رهبر عالی ایران و جمعی از مقامات ارشد به شهادت رسیدند. مقامات سابق کاخ سفید تاکید کردهاند که شتابزدگی در آغاز جنگ، تصمیم غیرضروری و فارغ از فوریتهای دیپلماتیک بوده است.
فلسفه «معامله املاک» در عرصه دیپلماسی جهانی
نیویورکر به تشریح نگاه بنیادی کوشنر به عرصه بینالملل میپردازد. کوشنر ۴۵ ساله ارزش چندانی برای دانش دیپلماسی، تاریخ مناطق و جزئیات مواضع طرفین قائل نیست. از دیدگاه او، حل بحرانهای بینالمللی تفاوت چندانی با «معاملات املاک و مستلزم چانهزنی و بلوفزنی» ندارد. او ناکامی دیپلماتهای باسابقه پیش از خود را نه ناشی از پیچیدگی مسائل بینالمللی، بلکه حاصل بیعرضگی و ضعف آنان میداند.
این نگرش در پرونده جنگ اوکراین نیز تکرار شد. زمانی که ترامپ مسئولیت پیشبرد مذاکرات اوکراین را به کوشنر و ویتکاف واگذار کرد، هر دو تصور میکردند با یک معامله ساده تجاری روبهرو هستند. طرح صلحی که آنها پس از دیدار با نمایندگان طرفین ارائه دادند، شامل پذیرش تقریباً تمامی خواستههای روسیه ازجمله واگذاری خاک، تعهد به عدم عضویت در ناتو و کاهش شدید حجم ارتش اوکراین بود. این طرح با موجی از خشم روبهرو شد تا جایی که مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا نیز آن را «فهرست آرزوهای روسیه» نامید.
گزارش طبقهبندیشده یکی از سرویسهای اطلاعاتی اروپا که نیویورکر به آن دست یافته، نشان میدهد که همزمان با روند مذاکرات صلح، قراردادهای تجاری کلانی میان نزدیکان ترامپ و طرفهای روسی در حال بررسی بوده است. این سند از ۱۰ پروژه بزرگ تجاری ازجمله راهاندازی مجدد خط لوله خط لوله نورد استریم ۲ تحت مدیریت آمریکا و بازگشت شرکت اکسونموبیل به پروژههای نفتی روسیه نام میبرد. یکی از مقامات اطلاعاتی اروپا در این باره گفت: «خصوصیسازی سیاست خارجی آمریکا وارد مراحل بسیار پیشرفتهای شده است.»
کوشنر کیست و از کجا آمدهاست؟
بخش دیگری از گزارش نیویورکر به بررسی سوابق خانوادگی و شخصی جرد کوشنر اختصاص دارد. کوشنر در خانوادهای ثروتمند در نیوجرسی رشد یافت. پدرش، چارلز کوشنر، از فعالان حوزه ساختوساز بود که بعدها به اتهام فرار مالیاتی، دستکاری در شهادت شهود و کلاهبرداری اینترنتی توسط کریس کریستی، دادستان وقت نیوجرسی تحت تعقیب قرار گرفت و به دو سال حبس محکوم شد.
کوشنر پس از ازدواج با ایوانکا ترامپ در سال ۲۰۰۹، به یکی از نزدیکترین افراد به دونالد ترامپ تبدیل شد. با ورود ترامپ به کاخ سفید، کوشنر بدون داشتن هیچگونه تجربه سیاسی یا دیپلماتیک، مسئولیتهای سنگینی را عهدهدار شد. ترامپ به جای بهرهگیری از کارشناسان ارشد وزارت خارجه و شورای امنیت، اتکای ویژهای به کوشنر و دوستان میلیاردر خود داشت.
پیوند با آلسعود و پیمانهای ابراهیم
در خاورمیانه، کوشنر روابط بسیار نزدیکی با محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان برقرار کرد. این دو که هر دو در دهه ۳۰ زندگی خود بودند، فرآیندهای سنتی دیپلماتیک را کنار نهاده و از طریق تماسهای مستقیم تلفنی تصمیمگیری میکردند.
حمایتهای همهجانبه کوشنر و ترامپ نقش مهمی در تثبیت قدرت بنسلمان و برکناری محمد بن نایف، ولیعهد سابق عربستان ایفا کرد. همچنین پس از ماجرای قتل جمال خاشقجی، روزنامهنگار منتقد سعودی در استانبول، کوشنر از اصلیترین مدافعان بنسلمان در داخل کاخ سفید بود و مانع از قطع روابط واشنگتن و ریاض شد.
مهمترین دستاورد دیپلماتیک کوشنر در دوره نخست ترامپ، «پیمانهای ابراهیم» بود که به عادیسازی روابط میان اسرائیل و چند کشور عربی انجامید. با این حال، این پیمانها مسئله اصلی منطقه یعنی حقوق مردم فلسطین را نادیده گرفت.
ادغام دیپلماسی و منافع مالی؛ تأسیس صندوق افینیتی پارتنرز
اصلیترین نقد نیویورکر به عملکرد کوشنر، درهمتنیدگی منافع مالی شخصی با اختیارات دیپلماتیک اوست. تنها شش ماه پس از پایان دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ، کوشنر صندوق سرمایهگذاری خصوصی «افینیتی پارتنرز» (Affinity Partners) را تأسیس کرد.
با وجود نداشتن سابقه در مدیریت صندوقهای سرمایهگذاری، صندوق ثروت ملی عربستان به دستور بنسلمان مبلغ ۲ میلیارد دلار در مجموعه کوشنر سرمایهگذاری کرد. علاوه بر عربستان، صندوقهای دولتی قطر و امارات نیز صدها میلیون دلار دیگر به این صندوق اختصاص دادند.
به نوشته نیویورکر، کوشنر و دیگر چهرههای نزدیک به ترامپ مانند فرزندان استیو ویتکاف و دیوید ساکس، الگوی جدیدی از مقامات واشنگتن را ارائه دادهاند که در آن مسئولیتهای دولتی به ابزاری مستقیم برای کسب ثروتهای میلیاردی و پیشبرد پروژههای شخصی تبدیل میشود.
پیامدهای دیپلماسی تجاری در عرصه بینالمللی
گزارش نیویورکر تاکید میکند که تضعیف بدنه کارشناسی وزارت امور خارجه آمریکا و واگذاری پروندههای حساس امنیتی به افرادی که فاقد درک عمیق از تاریخ و ظرفیتهای فنی هستند، هزینههای سنگینی را به همراه داشته است.
رویکرد کاسبکارانه و سطحینگر به معاهدات بینالمللی، نهتنها به حل ریشهای بحرانها در خاورمیانه و شرق اروپا نینجامیده، بلکه روند دستیابی به صلح پایدار را پیچیدهتر کرده و ثبات منطقهای و بینالمللی را با چالشهای جدی مواجه ساخته است.