ترامپ دیگر علاقهای به درگیری با تهران ندارد اما... | نیشن: جنگ ایران یک شکست کامل سیاستگذاری بوده که اعتبار دیپلماتیک و نظامی آمریکا را تکهپاره کرده است
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از شفقنا، رسانه نیشن نوشت: با ادامه یافتن جنگ بیپایان با ایران ــ ببخشید! «سفر تفریحی» به ایران ــ و نزدیک شدن آن به هشتمین ماه، به نظر میرسد دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، بیش از آنکه به پایان دادن به این درگیری فکر کند، سرگرم رشوه دادن به رأیدهندگان، ایجاد جنجالهای دیپلماتیک در مسابقات گلف خود و انتشار تصاویر هوش مصنوعیِ بیمحتوا و بیکیفیت از خودش است که در آنها با حالتی عبوس از فضا به سیاره زمین حمله میکند.
از برخی جهات، اینکه دیگر مجبور نیستیم هر هفته اظهارات ترامپ را درباره اینکه ایران به دلیل نابودی کامل و مطلق توان نظامیاش «التماس» میکند تا به یک توافق فوقالعاده دست یابد، بشنویم ــ اظهاراتی که بازارها را دستخوش نوسان میکرد ــ تحول خوشایندی است. اما بیتفاوتی ظاهری کاخ سفید ترامپ نسبت به روند واقعی این درگیری نیز باعث شده است که بدون هیچ برنامهای برای ترمز گرفتن، کورکورانه به سوی پرتگاه فاجعه پیش برویم.
ترامپ آشکارا تظاهر به اینکه مقامهای ایرانی به این زودیها برای مذاکره دوباره پای میز گفتوگو بازخواهند گشت را کنار گذاشته است. ترامپ در حالی که برای شرکت در «کنوانسیون میاندورهای» ناامیدانه و سرهمبندیشده جمهوریخواهان در دالاس در حرکت بود، ادعایی عجیب را در گفتوگو با خبرنگاران مطرح کرد و گفت جنگ «بلافاصله پس از انتخابات ما پایان خواهد یافت». او سپس در سخنرانی پرطمطراق خود در دالاس مدعی شد: آنها امیدوارند ما شکست بخوریم تا بتوانند با دموکراتهای احمق و ضعیف معامله کنند و بتوانند بمب هستهای خودشان را داشته باشند.
البته در دنیای واقعی، چنین اکثریتهای فرضی دموکراتها در یک یا هر دو مجلس کنگره، تا ژانویه ۲۰۲۷ قدرت را در دست نخواهند گرفت و حتی پس از آن نیز مسئول مذاکرات با ایران نخواهند بود. اما اینها همان جزئیات دردسرساز کوچکی هستند که رئیسجمهور در خیالپردازیهای عجیب و خودخدمترسانش با سرسختی نادیده میگیرد. تا زمانی که تسلیم شدن اجتنابناپذیر آمریکا همچنان در افق دوردست باقی بماند، رئیسجمهور مجبور نخواهد بود مسئولیت فجایع متعدد ناشی از جنگ خود را بپذیرد.
او قطعاً نمیخواهد کسی از نزدیک بررسی کند که در خلیج فارس واقعاً روزانه چه اتفاقی در حال رخ دادن است. اگر بخواهیم صریح بگوییم، جنگ برای ایالات متحده بسیار بدتر از آن پیش میرود که هر کسی میتوانست هشت ماه یا حتی سه ماه پیش تصور کند. تنگه هرمز همچنان تا حد زیادی بسته است و تردد کشتیها هنوز تنها کسری ناچیز از میزان آن نسبت به پیش از درگیریهاست. همزمان با ادامه تبادل حملات میان آمریکا و ایران، شمار عبور روزانه نفتکشها از این آبراه در بیشتر روزهای این ماه به ارقام تکرقمی رسیده است؛ در حالی که پیش از اشتباه فاحش ترامپ، حدود ۱۰۰ نفتکش در روز از این مسیر دریایی عبور میکردند. قیمت نفت خام برنت نیز این هفته بار دیگر بسیار بالاتر از ۱۰۰ دلار در هر بشکه معامله شد؛ همان آستانه نامرئیای که باعث میشود تیترنویسان اندازه فونتها را بزرگتر کنند و سرمایهگذاران دیگر وانمود نکنند که همهچیز قرار است بهخوبی پیش برود.
بسیاری از کشورها تاکنون با برداشت از ذخایر راهبردی خود یا کاهش مصرف، توانستهاند ضربه اقتصادی ناشی از کاهش شدید صادرات نفت از خلیج فارس را تا حدی مهار کنند. با این حال، قیمتها همچنان در حال افزایش تدریجی هستند، بهویژه قیمت گازوئیل که برای حملونقل جادهای و کشاورزی در ایالات متحده اهمیت حیاتی دارد و بهتازگی با عبور از ۶ دلار در هر گالن، به بالاترین سطح تاریخی خود رسیده است.
حوثیهای یمن نیز در این ماه به تهدیدی بهمراتب جدیتر از آنچه در آغاز درگیری به نظر میرسید، تبدیل شدهاند. آنها به خط لوله حیاتی شرق به غرب عربستان سعودی حمله کرده و خسارت جدی به آن وارد کردهاند؛ خط لولهای که تاکنون مانع از آن شده بود که قیمت نفت از کنترل خارج شود. این خط لوله اکنون قرار است برای هفتهها تعطیل باشد. آسیبپذیری خطوط لوله طولانی و تقریباً بدون دفاع در برابر چنین حملاتی، چالشی است که ظاهراً به ذهن چهرههای نزدیک به ترامپ که خود را متقاعد کرده بودند راهحلی آسان و دائمی برای مشکل تنگه هرمز وجود دارد، خطور نکرده بود.
حوثیها همچنین بندر مخا در دریای سرخ و جزیره پریم را در دهانه آبراه راهبردی بابالمندب، میان یمن و سومالی، تحت کنترل خود درآوردهاند. این اقدام احتمال ایجاد اختلالهای بیشتر در کشتیرانی و همچنین پیشرویهای ارضی بیشتر علیه نیروهای مورد حمایت عربستان سعودی را افزایش میدهد. حوثیها بدون تردید متوجه شدهاند که ایران برای متوقف کردن تردد کشتیها در تنگه هرمز حتی مجبور نشده است یک نفتکش را غرق کند؛ آنها همچنین بهدرستی محاسبه کردهاند که فعالیت عادی کشتیرانی تا زمانی که توافقی برای پایان دادن دائمی به این درگیری حاصل نشود، از سر گرفته نخواهد شد. دولت ترامپ تاکنون درخواستهای عربستان برای کمک را نادیده گرفته است، زیرا ایالات متحده بهسختی میتواند از گرفتار شدن در جبههای دیگر در جنگ منطقهای کابوسواری که به یک درگیری فراگیر تبدیل شده است، جان سالم به در ببرد. رفتار بیپروا و نسنجیده ترامپ با توازن قوا در منطقه حتی توانسته است دزدی دریایی را در سواحل سومالی احیا کند.
اوضاع برای استفاده از محاصره کشتیرانی ایران بهمنظور وادار کردن تهران به تسلیم نیز چندان بهتر پیش نمیرود. ایران حتی بدون از کار انداختن هیچیک از کشتیهای جنگی آمریکا، کاری کرده است که ایالات متحده همچون کشوری به نظر برسد و رفتار کند که در حال فرار است؛ بهویژه از آنجا که پشتیبانی لجستیکی محاصره دریایی از هزاران کیلومتر دورتر انجام میشود.
پس از آنکه ایران در اوایل جنگ مقر ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا در بحرین را نابود کرد، اکنون گزارش شده است که تهران بخشی از ظرفیت پیش از جنگ خود برای تولید موشکهای بالستیک را بازسازی کرده است. ظاهراً فرماندهان نظامی ایران تأسیسات جدیدی را در عمق بیشتری از زمین احداث کردهاند تا آنها را از دسترس بمبهای سنگرشکن آمریکا دور نگه دارند. همچنین ادعا شده است که ساختوساز در مجتمع زیرزمینی کوه کلنگ در جنوب تهران با هدف حفاظت از تأسیسات احتمالی جدید غنیسازی اورانیوم، یا حتی تأسیسات موجود، انجام میشود.
هشت ماه پیش، این تصور که ایران نهتنها میتواند یک حمله طولانیمدت آمریکا را تحمل کند، بلکه میتواند از چنین درگیریای در موقعیتی راهبردی بهمراتب بهتر بیرون بیاید، دور از ذهن به نظر میرسید. اما ایالات متحده نتوانسته است ذخایر و توان تولید پهپادها و موشکهای بالستیک ایران را از بین ببرد و همچنان نتوانسته ظرفیت پدافند هوایی ایران را آنقدر تضعیف کند که کنترل حریم هوایی کشور از دست تهران خارج شود. برخلاف جشنهای زودهنگامی که تندروهای واشنگتن درباره نابودی زیرساختهای صنعت دفاعی ایران به راه انداختند، به نظر میرسد تهران همچنان قدرت آتش فراوانی در اختیار دارد و توان بیشتری نیز در راه است. این وضعیت رئیسجمهور آمریکا را که هر روز بیش از پیش منزوی میشود، با ابزارهای بسیار اندکی برای پایان دادن به جنگ مواجه کرده است. بنابراین، او بهجای آنکه راهی برای پایان جنگ بیابد، همچنان به اظهارات تند و زننده خود ادامه میدهد و در همان حال ذخایر موشکی آمریکا را بیشتر تحلیل میبرد؛ به امید ناامیدانه اینکه محاصره ناکارآمدش پیش از آنکه رأیدهندگان آمریکایی کنگره را به دموکراتها بسپارند، ایران را به زانو درآورد.
امروز این ایالات متحده است، نه ایران، که به نظر میرسد در آستانه به زانو درآمدن قرار دارد. و برای چه؟ بهدلیل تورمی که این ماجراجویی امپریالیستی ابلهانه به آن دامن زده است، فدرال رزرو در حال افزایش نرخهای بهره است و در نتیجه، خرید خانه و خودروهای جدید را از دسترس شمار بیشتری از آمریکاییها خارج میکند. بازده اوراق قرضه آمریکا به بالاترین سطح خود از سال ۲۰۰۸ رسیده و این امر موجب ایجاد هراسی خاموش در میان سرمایهگذاران و تحلیلگران اقتصادی شده است؛ کسانی که احساس میکنند بدترین شرایط هنوز بهطور جدی در راه است. وضعیت نظامی آمریکا نیز آشکار شده است که دستکم در برابر تحولات اخیر، بهشدت آسیبپذیر است؛ تحولاتی که ظاهراً هیچکس در پنتاگون پیشبینی نکرده بود.
اگر بخواهیم پیامدهای منطقهای این جنگ را بهصورت مستقیم و بدون پردهپوشی مرور کنیم، تصویری بهشدت تیره و تار به دست میآید. تهران بیش از هر زمان دیگری در مواضع خود مستحکمتر و آمادهتر برای پذیرش خطر است. ایران توانایی خود را برای هدف قرار دادن داراییهای آمریکا در سراسر منطقه و ایجاد یک بحران اقتصادی جهانی تنها با چند حمله موشکی حسابشده به نفتکشها نشان داده است. مقامهای این کشور اکنون همچنین اطلاعات تازهای در اختیار دارند درباره اینکه برای محافظت از کارخانههای تولید موشک و پهپاد و همچنین تأسیسات غنیسازی هستهای، تا چه عمقی باید در زیر زمین حفاری کنند. ایرانیها همچنان اورانیوم غنیشده خود را در اختیار دارند و حوثیها نیز در حال پیشروی هستند؛ بهگونهای که ظاهراً در آستانه آن قرار دارند که از جنگ طولانیمدت و بنبسترسیده این کشور بهعنوان پیروز میدان بیرون بیایند.
نیشن در مقاله خود برای آن دسته از چاپلوسان جنبش ماگا که هنوز مقالههای تحلیلی مینویسند و مدعی هستند که همه اینها در واقع یک پیروزی بزرگ است، ابراز تاسف کرد.
نیشن نوشت چنین چیزی نیست. جنگ ایران یک شکست کامل و بیچونوچرای سیاستگذاری بوده که اعتبار دیپلماتیک و نظامی آمریکا را تکهپاره کرده و جایگاه اصلیترین رقیب منطقهای واشنگتن را بهشدت تقویت نموده است. در کشمکش به بنبسترسیده بر سر کنترل تنگه هرمز، این درگیری سلاحی اقتصادی در اختیار ایران قرار داده است که هر زمان بخواهد از ایالات متحده و متحدانش امتیازات سیاسی بگیرد. این جنگ ممکن است سرانجام به توسعه اقتصادی طولانیای که پس از بحران کووید-۱۹ آغاز شد پایان دهد، در حالی که میلیونها آمریکایی را که همین حالا نیز برای تأمین هزینههای زندگی خود با مشکل مواجهاند، بیش از پیش در تنگنا قرار میدهد. از این منظر، این جنگ یک نمایش کاملاً ماگایی است؛ فاجعهای تکاندهنده و از نظر اخلاقی ورشکسته که ترامپ و وطنفروشان منفورش آن را رقم زدهاند، در حالی که رنج بیشتری در راه است و هنوز هیچ پایانی برای آن در چشمانداز نیست.