سه سناریو پیش روی بابالمندب | آیا ایران در تصرفات حوثیها نقش دارد؟ | تصرف بندر موخا و جزایر بابالمندب توسط انصارالله یمن معادلات جنگ را تغییر داد؟
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از خبرآنلاین، در روزهای گذشته، جنبش انصارالله یمن، در یک حمله برقآسا و هماهنگ، موفق شد کنترل کامل ساحل غربی یمن، بندر استراتژیک مخا و جزایر کلیدی بابالمندب را به دست بگیرد. این تحول نه تنها به معنای تسلط یک گروه مسلح غیردولتی بر یکی از حیاتیترین گلوگاههای دریایی جهان بود، بلکه نشاندهنده یک تغییر پارادایم در ماهیت تهدیدات علیه آزادی ناوبری بینالمللی و نظام حقوقی حاکم بر دریاها محسوب میشد .
بابالمندب، تنگهای که دریای سرخ را به خلیج عدن متصل میکند و دروازه جنوبی کانال سوئز به شمار میرود، از دیرباز یکی از مهمترین مسیرهای تجاری جهان بوده است. بر اساس گزارشها، حدود دوازده درصد از کالاهای جهان از این تنگه عبور میکنند و پس از بحران هرمز، اهمیت آن به عنوان مسیر جایگزین برای صادرات نفت عربستان دوچندان شده بود . اما تصرف مخا و جزایر اطراف آن توسط حوثیها، این آبراه حیاتی را در معرض تهدیدی بیسابقه قرار داد که پیامدهای آن فراتر از یک مناقشه منطقهای، به یک بحران جهانی تبدیل شد.
این در حالی است که جنبش حوثیها که از سال ۲۰۱۴ که صنعا، پایتخت یمن را تصرف کرد، درگیر جنگی داخلی با دولت مورد حمایت عربستان سعودی بوده است. این گروه که از حمایت ایران برخوردار است، در طول سالها توانسته بود کنترل بخشهای وسیعی از شمال و غرب یمن را تثبیت کند. اما تحولات اخیر، نقطه عطفی در تاریخ این جنبش محسوب میشود، زیرا برای نخستین بار، حوثیها موفق شدند کنترل یک گلوگاه دریایی بینالمللی را به دست بگیرند و از یک بازیگر داخلی، به یک تهدید مستقیم برای امنیت دریایی جهانی تبدیل شوند .
تصرف مخا، شهری بندری که حدود هشتاد کیلومتر با بابالمندب فاصله دارد، نخستین حلقه از زنجیره تصرفات حوثیها بود. این شهر که از سال ۲۰۱۷ در کنترل نیروهای دولت یمن بود، به عنوان مقر فرماندهی نیروهای مقاومت ملی به رهبری طارق صالح عمل میکرد و از اهمیت استراتژیک بالایی برخوردار بود . سقوط مخا، نه تنها ضربهای سنگین به دولت یمن و ائتلاف به رهبری عربستان بود، بلکه راه را برای پیشروی حوثیها به سمت تنگه هموار کرد.
تصرف جزایر: تسلط بر گلوگاه باب المندب
پس از تصرف مخا، حوثیها در یک عملیات هماهنگ و سریع، جزیره میون (پریم) را که در وسط تنگه بابالمندب قرار دارد و آن را به دو مسیر کشتیرانی تقسیم میکند، به تصرف خود درآوردند . این جزیره کوچک اما استراتژیک، به دلیل موقعیت جغرافیایی منحصر به فرد خود، به حوثیها این امکان را میدهد که ترافیک دریایی در تنگه را به طور کامل تحت نظارت و کنترل خود قرار دهند .
در ادامه، حوثیها جزایر حنیش بزرگ و کوچک را نیز که در حدود ۱۶۰ کیلومتری شمال بابالمندب قرار دارند، تصرف کردند. این جزایر که آخرین پایگاههای دولت یمن در منطقه بودند، پس از عقبنشینی نیروهای دولتی، بدون مقاومت جدی به دست حوثیها افتادند . با این تصرفات، حوثیها عملاً کنترل تمام ساحل غربی یمن و جزایر کلیدی دریای سرخ را در دست گرفتند، تحولی که یک مقام نظامی دولت یمن آن را چنین توصیف کرد که «هر آنچه در ساحل غربی تحت کنترل ما بود، سقوط کرده است» .
نکته حائز اهمیت آن است که تصرف جزایر حنیش، حوثیها را به فاصله حدود سی و دو کیلومتری پایگاه نظامی آمریکا در جیبوتی در سمت آفریقایی تنگه رسانده است. تحولی که به گفته تحلیلگران، میتواند به ایجاد یک «منطقه نفوذ» جدید برای ایران و متحدانش در دو سوی بابالمندب منجر شود .
از منظر حقوق بینالملل دریاها، تصرف بندر مخا و جزایر بابالمندب توسط حوثیها، پرسشهای بنیادینی را درباره ماهیت حقوقی آزادی ناوبری در این آبراه مطرح میکند. کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها (UNCLOS) که چارچوب اصلی حاکم بر رژیمهای دریایی است، برای تنگههای مورد استفاده در ناوبری بینالمللی، رژیم «عبور ترانزیت» را پیشبینی کرده است. بر اساس این رژیم، کشتیهای خارجی حق عبور بدون مانع و بدون نیاز به مجوز قبلی را دارند، مشروط بر آنکه عبور آنها «مستمر و سریع» و «غیرمضر» باشد.
اما تحولات اخیر، این چارچوب حقوقی را با چالشی اساسی روبرو کرده است. حوثیها به عنوان یک گروه مسلح غیردولتی، نه طرف کنوانسیون هستند و نه از منظر حقوق بینالملل، صلاحیت اعمال حاکمیت بر آبراههای بینالمللی را دارند. با این حال، در عمل، آنها توانایی مختل کردن آزادی ناوبری را به دست آوردهاند. این وضعیت، نمونهای از «شکاف میان مشروعیت و توانایی» در حقوق بینالملل است؛ پدیدهای که در آن، یک بازیگر غیردولتی میتواند به طور غیرقانونی، اما مؤثر، نظم حقوقی موجود را به چالش بکشد.
سخنگوی نظامی حوثیها، یحیی سریع، پس از تصرفات اخیر اعلام کرد که «ناوبری دریایی برای همه شرکتها به جز کشتیهای سعودی امن است» . این اعلام، در واقع یک «تحریم دریایی یکجانبه» است که نه مبنای حقوقی در کنوانسیون حقوق دریاها دارد و نه از سوی هیچ نهاد بینالمللی به رسمیت شناخته شده است. با این حال، تهدید عملی حوثیها به حمله به کشتیهای متخلف، این «تحریم غیرقانونی» را به یک واقعیت میدانی تبدیل کرده است.
نقش ایران: از حمایت تا مشارکت مستقیم
یکی از ابعاد حساس این بحران، نقش ایران در تصرفات حوثیهاست. وزیر کشور یمن، ابراهیم حیدان، در اظهاراتی هشدار داد که ایران در تلاش است «مدل نظامیسازی مسیرهای دریایی» را که در تنگه هرمز تجربه کرده، در بابالمندب نیز تکرار کند .
حیدان نیز با اشاره به ساخت استحکامات، اتاقهای عملیات و تأسیسات تولید پهپاد و قایقهای هدایتپذیر از راه دور توسط حوثیها، تأکید کرد که «خطر محدود به تهدیدهای امروز نیست، بلکه به آنچه برای آینده ساخته میشود، گسترش مییابد» . او هشدار داد که جزیره میون میتواند به «لارک دوم» تبدیل شود. اشارهای به جزیره لارک ایران در تنگه هرمز که به یک پایگاه نظامی پیشرفته تبدیل شده است.
تهران به صراحت هرگونه مشارکت در اقدامات نیروهای مسلح یمن را تکذیب کردهاست.
واکنش عربستان: از انفعال تا پاسخ نظامی
واکنش عربستان سعودی به تصرفات حوثیها، ترکیبی از انفعال اولیه و پاسخ نظامی محدود بوده است. بر اساس گزارشها، یک مقام نظامی بلندپایه دولت یمن از اینکه نیروی هوایی عربستان در مراحل اولیه پیشروی حوثیها به سمت مخا، حملات هوایی انجام نداد، ابراز شگفتی کرد. این مقام احتمال داد که عربستان «چراغ سبز» آمریکا برای یک کارزار هوایی گسترده را دریافت نکرده است .
با این حال، عربستان پس از تصرف مخا، حملات هوایی محدودی را علیه فرودگاه این شهر انجام داد. رسانههای حوثی از دو حمله هوایی سعودی به فرودگاه مخا خبر دادند، هرچند گزارشهایی از تلفات یا خسارات منتشر نشد . در سطح منطقهای، بحرین، اردن و قطر حملات حوثیها به زیرساختهای عربستان را محکوم کردند و شورای همکاری خلیج فارس آن را «تشدید خطرناک و تهدیدی غیرقابل قبول برای امنیت پادشاهی» خواند .
مهمترین تحول در سطح واکنش عربستان، انفجار خط لوله شرق-غرب این کشور بود که به عنوان مسیر جایگزین برای صادرات نفت به دریای سرخ عمل میکرد. وزارت انرژی عربستان اعلام کرد که این خط لوله در پی حملات متعدد در مناطق ریاض و مدینه، به عنوان اقدام احتیاطی متوقف شده است . تصاویر ماهوارهای نشان داد که آسیب به یک ایستگاه پمپاژ در این خط لوله، میتواند بیش از یک ماه زمان برای تعمیر نیاز داشته باشد . به گفته کارشناسان، توقف این خط لوله میتواند عرضه نفت را تا ۳.۶ میلیون بشکه در روز کاهش دهد که معادل حدود ۳.۶ درصد از تقاضای جهانی است .
موضع آمریکا: احتیاط استراتژیک و اجتناب از جبهه جدید
این در حالی است که واکنش ایالات متحده به این بحران، نشاندهنده یک محاسبه استراتژیک پیچیده است. بر اساس گزارشها، محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، دو بار در یک روز با دونالد ترامپ تماس گرفت و خواستار مداخله نظامی مستقیم آمریکا علیه حوثیها شد. اما ترامپ این درخواست را رد کرد و ترجیح داد بر تمرکز بر ایران و تنگه هرمز متمرکز بماند و از گشودن یک «جبهه جنگی جدید» اجتناب کند .
در عوض، واشنگتن با ارائه کمکهای غیرنظامی، از جمله انتقال اطلاعات و دادههای هدفگیری به عربستان موافقت کرد. همچنین، فرمانده فرماندهی مرکزی آمریکا، دریادار برد کوپر، برای مذاکره با مقامات سعودی به عربستان اعزام شد . این رویکرد «کمک بدون مداخله»، نشاندهنده تمایل آمریکا به حفظ تعادل میان حمایت از متحد سنتی خود و اجتناب از ورود به یک مناقشه جدید در یمن است.
این موضع آمریکا نیز قابل تأمل است. ایالات متحده که خود را «حافظ نظم مبتنی بر قواعد» در دریاها معرفی میکند، در قبال نقض آزادی ناوبری در بابالمندب، صرفاً به کمک اطلاعاتی بسنده کرده است. این احتیاط، میتواند به عنوان یک «شکاف میان گفتار و رفتار» در سیاست خارجی آمریکا تفسیر شود و مشروعیت این کشور را به عنوان مدافع آزادی ناوبری بینالمللی تضعیف کند.
شوک در بازارهای انرژی ادامه دارد
تصرف بندر مخا و جزایر بابالمندب، پیامدهای اقتصادی فوری و گستردهای به همراه داشت. قیمت نفت برنت که پیش از این بحران نیز به دلیل بحران هرمز در سطح بالایی قرار داشت، در پی این تحولات به بالای ۱۰۸ دلار در هر بشکه رسید . میانگین قیمت گازوئیل در آمریکا نیز برای نخستین بار از مرز ۶ دلار عبور کرد. تحولی که میتواند به یک «سردرد سیاسی» برای دولت ترامپ در آستانه انتخابات میاندورهای تبدیل شود .
از منظر اقتصادی نیز، تهدید همزمان دو گلوگاه حیاتی تنگه هرمز و بابالمندب، میتواند به یک «شوک انرژی و کشتیرانی بیسابقه» منجر شود. شرکتهای کشتیرانی ممکن است مجبور شوند مسیرهای طولانیتر و پرهزینهتر (دور زدن قاره آفریقا) را انتخاب کنند، در حالی که شرکتهای بیمه نرخهای ریسک جنگ را افزایش خواهند داد . این وضعیت، میتواند به افزایش هزینههای تجارت جهانی و در نهایت، به افزایش قیمت کالاهای مصرفی برای میلیونها انسان در سراسر جهان منجر شود.
بحران انسانی: پیامدهای فراموششده
در میان تحلیلهای ژئوپلیتیک و حقوقی، اغلب از پیامدهای انسانی این بحران غفلت میشود. بر اساس گزارشهای سازمان ملل، در پی حملات اخیر، بیش از ۱۲۵ هزار نفر در یمن آواره شدهاند و ۴۰ غیرنظامی، از جمله زنان و کودکان، کشته یا زخمی شدهاند . سازمان بینالمللی مهاجرت گزارش داد که حدود ۴۶ هزار نفر تنها در روزهای نخست درگیری آواره شدند و ساکنان مخا با «چهرهای آخرالزمانی» از شهر فرار کردند .
کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل هشدار داد که بیش از ۱۰۰ هزار نفر در داخل یمن آواره شدهاند و هزاران نفر دیگر به جیبوتی فرار کردهاند. در میان کسانی که از دریا عبور کردهاند، بیش از شصت درصد زنان، کودکان و سالمندان بودهاند . این بحران انسانی، یادآور این واقعیت تلخ است که در مناقشات ژئوپلیتیک، هزینه اصلی را اغلب غیرنظامیان بیگناه میپردازند.
از منظر حقوق بشردوستانه بینالمللی، تصرف بندر مخا و مناطق اطراف آن، تعهدات طرفین درگیری را در قبال غیرنظامیان برجسته میکند. کنوانسیون چهارم ژنو و پروتکلهای الحاقی آن، حفاظت از غیرنظامیان در زمان درگیری مسلحانه را الزامی میدانند. اما گزارشها از تخلیه اجباری بیماران و پزشکان از بیمارستان مخا و فرار ساکنان، نشاندهنده نقض این تعهدات است .
در همین راستا سازمان ملل متحد، در نشست اضطراری شورای امنیت، نگرانی خود را از «تشدید تنشها در یمن و تهدید مسیر دریایی بینالمللی حیاتی» ابراز کرد. معاون دبیرکل سازمان ملل، خالد خیاری، خواستار «خویشتنداری و احیای تعامل سیاسی به رهبری سازمان ملل» شد و تأکید کرد که «آزادی ناوبری در دریای سرخ و بابالمندب باید تحت حقوق بینالملل احیا و محترم شمرده شود» . اما این بیانیهها، بدون ابزار اجرایی، بیشتر جنبه اعلامی دارند.
چشمانداز آینده: سناریوهای پیش رو درباره باب المندب
آینده این بحران، به چند سناریوی محتمل بستگی دارد که هر یک پیامدهای متفاوتی برای آزادی ناوبری بینالمللی خواهند داشت.
سناریوی نخست: تثبیت وضع موجود و «مدیریت بحران» که در این سناریو، حوثیها کنترل خود بر بابالمندب را تثبیت میکنند، اما به طور کامل آزادی ناوبری را مسدود نمیکنند و صرفاً به کشتیهای سعودی و متحدانش محدود میشوند. این وضعیت، میتواند به یک «تعادل ناپایدار» منجر شود که در آن، تجارت جهانی با هزینههای بالاتر (بیمه، مسیرهای جایگزین) اما همچنان جریان دارد.
سناریوی دوم: تشدید تنش و بسته شدن کامل تنگه که در آن چنانچه حوثیها تصمیم بگیرند که کنترل خود بر بابالمندب را برای بستن کامل تنگه به روی همه کشتیها (یا اکثر آنها) به کار گیرند، یا در صورت تشدید حملات به کشتیهای تجاری، ممکن است شاهد یک بحران جهانی انرژی و کشتیرانی باشیم. این سناریو، احتمال مداخله نظامی گستردهتر آمریکا و متحدانش را افزایش میدهد.
سناریوی سوم: بازپسگیری مناطق تصرفشده توسط ائتلاف سعودی-آمریکایی که در این سناریو، عربستان و متحدانش، با حمایت لجستیکی و اطلاعاتی آمریکا، یک کارزار نظامی گسترده برای بازپسگیری مخا و جزایر بابالمندب آغاز میکنند. این سناریو، میتواند به یک جنگ فرسایشی جدید در یمن منجر شود که پیامدهای انسانی آن بسیار سنگین خواهد بود.