پایان جنگ نزدیک است؟ | اعزام نیروی زمینی همچنان گزینه روی میز آمریکاست | خاورمیانه به وضعیت قبل بازنمیگردد
به گزارش اقتصادنیوز، جنگ ایران چه زمانی پایان خواهد یافت؟ پاسخ مقامات آمریکایی به این پرسش، «بهزودی» است.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا در ماه سپتامبر گفت: «فکر میکنم جنگ بلافاصله پس از انتخابات نوامبر تمام خواهد شد. آنها دیگر نمیتوانند دوام بیاورند.»
از سویی، رهبران ایران نیز بر این باورند که پایان جنگ نزدیک است. احمد وحیدی، فرمانده کل سپاه پاسداران، در ماه اوت گفت که تهران «مسلحترین ارتش تاریخ جهان را به زانو درآورده است».
علی واعظ در فارنافرز نوشت: با اینحال، بسیاری از تحلیلگران معتقدند که این درگیری طولانیتر خواهد شد و سرانجام نه با پیروزی روشن یک طرف، بلکه از طریق مذاکره پایان مییابد. با این حال، تصور غالب این است که جنگ به هر شکلی، بهزودی خاتمه پیدا خواهد کرد.
در حالی که محاصره دریایی ایالات متحده ادامه دارد، تهران در حال تغییر جهت تجارت خود به سمت بنادر شمالی و مسیرهای زمینی است. این کریدورها میتوانند جریان کالاهای اساسی را حفظ کنند، اما نمیتوانند جایگزین کامل تجارت دریایی شوند.
فاصله زیادی تا پایان مانده
نویسنده مدعی شد: اما واقعیت این است که این جنگ هنوز فاصله زیادی با پایان خود دارد. آمریکا و ایران نمیتوانند به اهداف اصلی خود برسند، اما هر دو احساس میکنند که ادامه جنگ با استفاده از ابزارهای نظامی و اقتصادی همچنان ارزشمند است.
آمریکا نمیتواند حکومت ایران را سرنگون کند، برنامه موشکی و هستهای آن را بهطور کامل از بین ببرد یا حمایت تهران از شرکای منطقهای را متوقف کند؛ اما شاید بتواند توان نظامی ایران را فرسوده و اقتصاد آن را محدود کند.
از سویی، ایران نیز نمیتواند آمریکا را از خاورمیانه بیرون براند، اما میتواند به پایگاههای منطقهای آمریکا و متحدانش آسیب بزند و تجارت بینالمللی را مختل کند.
مهمتر آنکه هر دو کشور منابع لازم برای ادامه جنگ را در اختیار دارند و معتقدند که اگر عقبنشینی کنند، طرف مقابل تا دستیابی به اهداف اصلی خود به فشار ادامه خواهد داد.
چرا بیاعتمادی میان واشنگتن و تهران تا این حد عمیق است؟
در این میان، بیاعتمادی عمیق اصلی ترین مانع هر توافق احتمالی است.
نویسنده مدعی شد: تهران نگران است که واگذاری اهرمهایی مانند هرمز یا برنامه موشکی و هستهای، این کشور را در آینده آسیبپذیر کند و واشنگتن نیز نگران است که کاهش تحریمها، فرصت لازم را برای بازسازی توان ایران فراهم کند.
در نتیجه، اقدامات لازم برای پایان دادن به جنگ، خود خطرناک به نظر میرسند، زیرا هر طرف برای رسیدن به صلح باید موقتاً خود را در برابر دیگری آسیبپذیر کند.
قرار نبود اوضاع اینطور پیش برود!
برای آمریکا قرار نبود جنگ اینگونه پیش برود. هنگامی که واشنگتن در ۲۸ فوریه در کنار اسرائیل وارد جنگ شد، تصور میکرد که میتواند بهسرعت پیروز شود.
حملات سال ۲۰۲۵ بخش بزرگی از تأسیسات هستهای و موشکی ایران را نابود کرده بود، اما در روزهای ابتدایی جنگ، اسرائیل و آمریکا با وجود تلاشهای جدی، نتوانستند تا موجب فروپاشی حکومت بشوند.
در واکنش، تهران بهسرعت مقامات جدیدی را تعیین کرد و حملات متقابل را آغاز کرد. نیروهای ایرانی پایگاههای آمریکا در منطقه را هدف گرفتند، به هواپیماها و سامانههای موشکی و راداری حمله کردند و کنترل تنگه هرمز را به دست گرفتند.
نویسنده مدعی شد: ایران همچنین زیرساختهای غیرنظامی در کشورهای خلیج فارس را هدف قرار داد تا متحدان منطقهای آمریکا هزینه همکاری با واشنگتن را بپردازند.
مقامهای آمریکایی این شکستها را کماهمیت جلوه داده و همچنان امیدوارند که حملات و تحریمهای بیشتر تهران را به امتیازدهی وادار کند. اما حملات گذشته نتوانستهاند برنامههای نظامی و ساختارهای حکومتی ایران را برای مدت طولانی از کار بیندازند و مشخص نیست حملات آینده چگونه میتوانند نتیجه متفاوتی ایجاد کنند.
فشار اقتصادی؛ دردناک اما ناکافی
واشنگتن در کنار حملات نظامی، تحریمها و محاصره سواحل جنوبی ایران را نیز به کار گرفته است. این اقدامات دسترسی ایران به بازارهای جهانی را محدود کرده و صادرات نفت و واردات کالا را دشوارتر کرده است.
با این حال، ایران کاملا منزوی نیست. مسیرهای زمینی و دریای خزر امکان دور زدن بخشی از محدودیتها را فراهم میکنند و چین و روسیه نیز کالا و اطلاعات نظامی در اختیار تهران قرار دادهاند.
در این میان، فشار اقتصادی برای جامعه ایران سنگین است؛ کاهش ارزش پول ملی، تورم و کاهش قدرت خرید فشار زیادی بر مردم وارد میکند. اما آنچه برای جامعه ممکن است غیرقابل تحمل باشد، الزاماً برای حکومت غیرقابل دوام نیست
تجربه جنگ ایران و عراق نیز نشان میدهد که فشار اقتصادی و تلفات سنگین به معنای تسلیم تهران نیست. ایران از سال ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ جنگی بسیار پرهزینه را تحمل کرد و حتی پس از بیرون راندن نیروهای عراقی، به جنگ ادامه داد. سرانجام مجموعهای از تحولات نظامی و تغییر توازن منطقهای بود که تهران را به پذیرش پایان جنگ سوق داد.
گزینههای دیگر روی میز
آمریکا هنوز گزینههای نظامی دیگری دارد؛ از اعزام نیروی زمینی گرفته تا حمله گسترده به زیرساختهای انرژی و حملونقل ایران. اما ورود نیروهای زمینی میتواند تلفات آمریکا و قیمت انرژی را بهشدت افزایش دهد و حمله گسترده به زیرساختهای ایران نیز احتمالا با حملات متقابل تهران علیه کشورهای خلیج فارس همراه خواهد شد.
از سویی، تهران نیز احتمالا در پی فشارهای اقتصادی ترجیح میدهد تا هزینههایی کنترلشده را به آمریکا تحمیل کند، اهرمهای خود را حفظ کند و عزم واشنگتن را بیازماید، بدون آنکه از آستانهای عبور کند که حملات گستردهتر آمریکا را در پی داشته باشد.
تنگه هرمز؛ اهرمی برای ادامه درگیریها
اینکه هیچیک از طرفین قادر به پیروزی کامل نیستند، لزوما به معنای رسیدن به صلح نیست. آمریکا و ایران هر دو اهداف ثانویهای دارند که ادامه جنگ میتواند به آنها کمک کند.
واشنگتن میخواهد با حملات دورهای مانع بازسازی کامل توان نظامی و هستهای ایران شود. از نگاه آمریکا، اگر تهران دوباره به بازسازی یک سامانه تسلیحاتی مهم یا ازسرگیری غنیسازی هستهای روی آورد، حمله میتواند دوباره انجام شود؛ روشی برای تضعیف توان ایران بدون ورود به یک جنگ زمینی .
ایران نیز میخواهد بازدارندگی ازدسترفته خود را بازسازی کند. تهران با همکاری با شرکای منطقهای مانند نیروهای عراقی و حوثیها، تلاش میکند تا فشار را از چند جبهه بر دشمنان خود وارد کند.
مهمتر از همه، تنگه هرمز به اهرم جدیدی برای تهران تبدیل شده است. ایران در گذشته بستن این آبراه را گزینهای برای شرایط اضطراری میدانست، اما جنگ اخیر نشان داد که میتواند با پهپادها و موشکها عبور کشتیها را مختل کند و از این طریق فشار اقتصادی قابل توجهی ایجاد کند.
شکست مکرر دیپلماسی
در تئوری، ایران و آمریکا میتوانند از طریق مذاکره نگرانیهای یکدیگر را مدیریت کنند، اما مشکل اصلی نبود اعتماد است.
تفاهمنامهای که دو طرف در ژوئن برای توقف جنگ امضا کردند، نمونه روشنی از این مشکل بود. قرار بود تنگه هرمز بازگشایی شود، مذاکرات هستهای از سر گرفته شود و در مقابل، تحریمها کاهش یابد و حملات علیه ایران و شرکای آن متوقف شود.
اما خیلی زود مشخص شد که تهران و واشنگتن برداشت یکسانی از مفاد توافق ندارند. آمریکا معتقد بود کشتیها باید بتوانند آزادانه از هرمز عبور کنند، در حالی که ایران همچنان برای خود حق تعیین نحوه عبور و دریافت هزینه قائل بود.
ایران نیز واشنگتن را به نقض توافق متهم کرد، زیرا آمریکا داراییهای مسدودشده ایران را آزاد نکرد و مانع حملات اسرائیل به حزبالله نشد. در نهایت هر دو طرف به این نتیجه رسیدند که طرف مقابل حسن نیت ندارد و جنگ از سر گرفته شد.
دیپلماسی در میدان نبرد
بنابراین مذاکره احتمالا ادامه خواهد داشت، اما دیپلماسی و جنگ میتوانند همزمان جریان داشته باشند. تا زمانی که تهران و واشنگتن توانایی و انگیزه آسیب زدن به یکدیگر را داشته باشند، صرف گفتوگو برای پایان جنگ کافی نخواهد بود.
خاورمیانه دیگر به وضعیت قبل بازنمیگردد
ادامه جنگ علاوه بر روابط ایران و آمریکا، ساختار سیاسی و امنیتی کشورهای منطقه را نیز تغییر خواهد داد.
در کشورهای عربی خلیج فارس نیز محاسبات امنیتی در حال تغییر است. این کشورها از یک سو به این نتیجه رسیدهاند که روابط نزدیک با آمریکا میتواند آنها را به اهداف حملات ایران تبدیل کند، اما از سوی دیگر همچنان به حمایت نظامی واشنگتن نیاز دارند و بیاعتمادیشان به تهران نیز افزایش یافته است.
بنابراین، این کشورها احتمالاً سیاستی مبتنی بر حفظ تعادل در پیش خواهند گرفت؛ یعنی تقویت روابط اقتصادی و دیپلماتیک با ایران، در عین حفظ روابط امنیتی با آمریکا.
همزمان، کشورهای حوزه خلیجفارس به دنبال تقویت پدافند موشکی، مقاومسازی زیرساختها، ایجاد مسیرهای جایگزین صادرات انرژی و افزایش ذخایر راهبردی نفت، گاز و تسلیحات خواهند بود.
جنگی که ممکن است سالها ادامه یابد
البته این تعادل شکننده است و یک حمله بزرگ یا رویداد پیشبینینشده میتواند آن را برهم بزند.
البته واشنگتن ممکن است در مقطعی تصمیم بگیرد با حملهای بسیار گستردهتر فشار بیشتری را بر ایران بیاورد. در مقابل، تهران میتواند با تشدید حملات به زیرساختهای خلیج فارس یا وارد کردن خسارت بیشتر به بازار انرژی واکنش نشان دهد.
اما در حال حاضر، جنگ برای هر دو طرف ارزش ادامه دادن دارد. آمریکا به اهداف اعلامشده خود دست نیافته، اما توان ادامه جنگ را دارد و معتقد است که هزینه عقبنشینی بیشتر از هزینه ادامه درگیری است. جامعه ایران نیز با مشکلات اقتصادی روبهرو خواهد بود، اما حکومت همچنان باثبات است و امتیازات اساسی نخواهد داد.
پارادوکس اصلی این منازغه همین است: هر دو طرف ضعیفتر شدهاند، هیچکدام قادر به پیروزی نیستند، اما همچنان به جنگ ادامه میدهند؛ زیرا از نگاه هر دو، گزینههای جایگزین از ادامه جنگ نامطلوبتر است.