بازگشت ایران و آمریکا به جنگ یا حفظ آتشبس؟ | مذاکرات طولانی کابوس آمریکاست | تنگه هرمز در صدر فهرست ایران است
به گزارش اقتصادنیوز، امروز معاون رئیسجمهور آمریکا و تیم او درحالی اسلامآباد را ترک کردند که پس از بیش از ۲۱ ساعت مذاکره فشرده با ایران، توافقی حاصل نشد؛ چیزی که شاید چندان هم غافلگیرکننده نبود. اما اکنون یک سؤال اساسی مطرح است: گام بعدی چیست؟
گزینههای دشوار پیشروی کاخ سفید
نیویورکتایمز نوشت: بنبست در مذاکرات دولت دونالد ترامپ را در برابر گزینههای دشواری قرار داده است؛ یا ورود به مذاکراتی طولانی و پیچیده با تهران بر سر برنامه هستهای، یا بازگشت به جنگی که همین حالا نیز منجر به یکی از بزرگترین اختلالهای انرژی در دوران مدرن شده و خطر درگیری بر سر کنترل تنگه هرمز را افزایش داده است.
تصمیم نهایی با ترامپ است
مقامات کاخ سفید اعلام کردهاند که تصمیم نهایی را به دونالد ترامپ واگذار میکنند؛ اما هر یک از مسیرهای پیش رو هزینههای سیاسی و راهبردی قابلتوجهی را دارد.
ونس درباره جزئیات مذاکرات توضیح زیادی نداد، اما بهطور ضمنی گفت که آمریکا پیشنهادی را به ایران ارائه داده است که شامل توقف کامل و دائمی برنامه هستهای ایران بوده و تهران آن را نپذیرفته است.
او گفت: ما کاملا خطوط قرمز خود و همچنین حوزههایی که حاضر به انعطاف در آنها هستیم را مشخص کردیم.
او در ادامه افزود: اما آنها تصمیم گرفتند که شرایط ما را نپذیرند.

تکرار بنبست ژنو با هزینهای سنگینتر
این مذاکرات تفاوت چندانی با مذاکراتی که در اواخر فوریه در ژنو به بنبست رسید نداشت؛ بنبستی که در نهایت به دستور ترامپ برای آغاز حملات گسترده علیه ایران انجامید. بر اساس ادعای پنتاگون، در عملیات برعلیه ایران بیش از ۱۳ هزار هدف شامل پایگاههای نظامی، ذخایر موشکی و زیرساختهای صنعتی ایران هدف قرار گرفتند.
استراتژی ترامپ این بود که با نمایش قدرت نظامی آمریکا، ایران را وادار به عقبنشینی کند؛ اما ایران مصمم بود که نشان دهد که حتی با وجود فشارهای سنگین هم تسلیم نخواهد شد.
وزارت خارجه ایران در بیانیهای اعلام کرد که تلفات سنگین جنگ، عزم این کشور را برای دفاع از منافع و حقوق خود بیش از هر زمان دیگری تقویت کرده است.
کابوس مذاکرات طولانی برای واشنگتن
یکی از نگرانیهای اصلی دولت آمریکا، گرفتار شدن در مذاکراتی طولانی و فرسایشی با ایران است. ترامپ معتقد است که در این درگیری پیروز شده و بنابراین به گفته نماینده ویژه او استیو ویتکاف، ایران باید تسلیم شود.
با اینحال، تجربه گذشته خلاف این را نشان میدهد. توافق هستهای سال ۲۰۱۵ در دوران باراک اوباما، پس از دو سال مذاکره حاصل شد و شامل مصالحههای گستردهای بود؛ از جمله حفظ بخشی از ذخایر هستهای ایران و کاهش تدریجی محدودیتها تا سال ۲۰۳۰.
حق غنیسازی در مرکز اختلافها
بنبستی که ونس در اسلامآباد با آن مواجه شد، همان اختلافات قدیمی است که پیشتر نیز مذاکرات را به شکست کشانده بود.
ایران پیشنهاد داده بود که فعالیتهای هستهای خود را بهطور موقت تعلیق کند، اما حاضر نخواهد شد که ذخایر اورانیوم غنی شده خود را تحویل دهد و یا حق غنیسازی را بهطور دائمی کنار بگذارد. از نگاه تهران، این حق قانونی این کشور بهعنوان یکی از اعضای پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای است. اما از نگاه آمریکا، این موضوع نشاندهنده تمایل ایران به حفظ گزینه ساخت سلاح هستهای در آینده است.
در این میان، جنگ 40 روزه علیه تهران نیز نهتنها این اختلاف را کمتر نکرده، بلکه آن را عمیقتر کرده است.
بازگشت به جنگ یا حفظ آتشبس؟
مهمترین ابزار فشار ترامپ در حال حاضر، تهدید به ازسرگیری عملیات نظامی است. آتشبس شکننده دو هفتهای قرار است در ۲۱ آوریل به پایان برسد.
اما این گزینه از نظر سیاسی چندان عملی به نظر نمیرسد. ترامپ خود این آتشبس را تا حد زیادی برای کاهش فشار ناشی از بحران انرژی اعلام کرد؛ بحرانی که با کاهش ۲۰ درصدی عرضه جهانی نفت باعث افزایش قیمت سوخت، کمبود برخی کالاها و رشد تورم شده است.
بازگشت جنگ احتمالا بازارها را متزلزلتر و کمبودها را تشدید میکند؛ و تورم که هماکنون نیز بالا رفته است را بیشتر بالا خواهد برد.

چالش جدید ایران و آمریکا
در میان تمامی موضوعات، بازگشایی تنگه هرمز ضروریترین و فوریتیترین مسئله است. ایران نیز در روایت خود از مذاکرات که شامل موضوعاتی چون پرونده هستهای، غرامت جنگی، لغو تحریمها و پایان کامل جنگ است، تنگه هرمز را در صدر فهرست قرار داده است.
نکته مهم اینجاست که ایجاد محدودیت بر تنگه هرمز پیش از جنگ مطرح نبود، اما اکنون به یکی از مهمترین ابزارهای فشار ایران تبدیل شده است.
ایران خواستار دریافت غرامت برای خسارات جنگ و لغو کامل تحریمها شده است، اما آمریکا این مطالبات را رد کرده و اعلام کرده که هرگونه کاهش تحریمها تنها بهصورت تدریجی و در قبال اقدامات ایران انجام خواهد شد.
هر دو طرف خود را پیروز میدانند
مذاکرات اسلامآباد یک واقعیت مهم را نمایان کرد؛ اینکه هر دو طرف خود را پیروز دور اول این تقابل میدانند. آمریکا این پیروزی را به دلیل حملات گسترده نظامی و وارد کردن خسارات سنگین به طرف مقابل میداند. از سویی ایران مقاومت کردن و حفظ موقعیت خود را پیروزی مینامد. در چنین شرایطی، هیچیک از طرفین تمایل چندانی به مصالحه نشان نخواهند داد.
بنبستی خطرناک و آیندهای نامشخص
شکست مذاکرات اسلامآباد نه یک پایان، بلکه آغاز مرحلهای پیچیدهتر است. آمریکا میان دو گزینه دشوار، یعنی جنگ یا مذاکره طولانی،گرفتار شده و ایران نیز با اتکا به اهرمهای خود، حاضر به عقبنشینی نیست.
در این میان، تنگه هرمز به عاملی تعیینکننده در بحران انرژی و فشارهای اقتصادی جهانی تبدیل شده و شکلگیری مسیر آینده به آن بستگی دارد. اما اینکه این بنبست به توافقی دشوار ختم میشود یا یک درگیری گستردهتر، هنوز پاسخی روشن ندارد.