تفاوت فاجعه جنگ عراق و حمله به ایران از نگاه «آتلانتیک»

شکست اطلاعاتی آمریکا در جنگ ایران یا لجبازی سیاسی ترامپ؟ | پیامدهای اقتصادی و منطقه‌ای جنگ پیش‌بینی شده بود اما...

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۷۸۹۶۹
اقتصادنیوز: دو دهه پیش، رئیس‌جمهور وقت آمریکا با اعتماد به اطلاعاتی نادرست، نتیجه‌ای فاجعه‌بار را رقم زد. اکنون نیز رئیس‌جمهوری دیگر از آمریکا درحال نادیده‌ گرفتن ارزیابی‌هایی است که از قضا درست بوده‌اند و بنابراین باز هم همان پیامدهای قابل پیش‌بینی در حال رخ دادن هستند.
شکست اطلاعاتی آمریکا در جنگ ایران یا لجبازی سیاسی ترامپ؟ | پیامدهای اقتصادی و منطقه‌ای جنگ پیش‌بینی شده بود اما...

به گزارش اقتصادنیوز، در سال ۲۰۰۵، یک کمیسیون دوحزبی که متشکل از قانون‌گذاران و کارشناسان امنیتی آمریکا بود، به این نتیجه رسید که جامعه اطلاعاتی این کشور تقریبا در تمامی ارزیابی‌های پیش از جنگ درباره سلاح‌های کشتار جمعی عراق، اشتباه کرده بود.

شان هریس در آتلانتیک نوشت: نهادهای اطلاعاتی به رئیس‌جمهور وقت، جورج بوش، گفته بودند که صدام حسین برنامه هسته‌ای خود را از سر گرفته، سلاح‌های بیولوژیکی در اختیار دارد و حتی دارای تأسیسات متحرک تولید سلاح و ذخایر شیمیایی است. همین ادعاها به مبنای حمله آمریکا به عراق و اشغال هشت‌ساله این کشور تبدیل شد. اما پس از پایان جنگ، مشخص شد که هیچ‌یک از این ادعاها قابل تأیید نبوده و این ماجرا به‌عنوان یک شکست بزرگ اطلاعاتی در تاریخ آمریکا ثبت شد.

تصمیمات اشتباه بودند

اگر امروز کمیسیونی مشابه به روند منتهی به جنگ کنونی آمریکا با ایران را بررسی کند، احتمالا به نتیجه‌ای کاملا متفاوت خواهد رسید. جامعه اطلاعاتی آمریکا در ارزیابی‌های پیش از جنگ درباره توانایی‌ها و نیت‌های ایران دقیق و منسجم عمل کرده بود و برخلاف ادعاهایی که دونالد ترامپ برای توجیه تصمیم خود مطرح کرد، گزارش‌های اطلاعاتی نشان می‌داد که ایران در حال آماده‌سازی برای استفاده از سلاح هسته‌ای نبوده است. همچنین این کشور موشک‌هایی که بتواند به خاک آمریکا برسد در اختیار نداشته است. ارزیابی‌ها همچنین پیش‌بینی کرده بودند که در صورت حمله نظامی آمریکا به ایران، این کشور به کشورهای همسایه در خلیج فارس حمله کرده و تلاش خواهد کرد تا تنگه هرمز را ببندد؛ اقدامی که به ایجاد بحران اقتصادی جهانی منجر می شد.

خبر مرتبط
معمار پشت‌پرده سیاست آمریکا در خاورمیانه | افشای راهبرد کلی چهره پرنفوذ کاخ سفید در جنگ علیه ایران

اقتصادنیوز: پرسش اصلی درباره آینده سیاست های مک‌گورک، فراتر از خود اوست. درحقیقت این پرسش به آینده سیاست آمریکا در خاورمیانه مربوط می‌شود؛ این که آیا آمریکا به مسیر فعلی، یعنی مدیریت بحران‌ها و تمرکز بر دستاوردهای کوتاه‌مدت ادامه خواهد داد، یا به‌دنبال یک تغییر اساسی در رویکرد خود خواهد بود؟

بنابراین، تمامی این موارد پیش از آغاز جنگ به دونالد ترامپ ارائه شده بود. و می‌توان گفت که برخلاف جنگ عراق، اطلاعات و ارزیابی‌ها موفق بوده است؛ اما در نهایت توسط دولت نادیده گرفته شد.

جرج بوش

زنجیره‌ای از پیامدهای سنگین

نویسنده مدعی شد: عملیات نظامی ترامپ که آن را بزرگ‌ترین اقدام نظامی دوران دوم ریاست‌جمهوری خود می‌نامد، پیامدهای سنگینی به همراه داشته است. ایران اکنون کنترل تنگه هرمز را در دست گرفته و قصد دارد تا برای عبور کشتی‌ها، عوارضی تعیین کند و از این طریق جریان جهانی نفت، گاز طبیعی، کودهای شیمیایی و مواد حیاتی برای تولید صنعتی را مدیریت کند.

حکومت ایران که ترامپ مدعی سرنگونی آن بود، همچنان در دست مقامات باقی مانده است. در این میان، کشورهای همسایه در خلیج فارس که اقتصادشان به صادرات انرژی و ایجاد محیطی امن برای زندگی و کار وابسته است، به سمت افزایش تسلیحات حرکت کرده و در حال بازنگری در روابط استراتژیک خود با آمریکا هستند.

تفاوت فاجعه جنگ عراق و حمله به ایران

دو دهه پیش، جرج بوش رئیس‌جمهور وقت آمریکا با اعتماد به اطلاعاتی نادرست، نتیجه‌ای فاجعه‌بار را رقم زد. اکنون نیز رئیس‌جمهوری دیگر از آمریکا درحال نادیده‌ گرفتن ارزیابی‌هایی است که از قضا درست بوده‌اند و بنابراین باز هم همان پیامدهای قابل پیش‌بینی اتفاق افتاد. این هم نوعی شکست اطلاعاتی محسوب می‌شود، اما نه از نوعی که معمولا با آن مواجه هستیم. جان اف کندی در سال ۱۹۶۱ به کارکنان سازمان سیا گفته بود که موفقیت‌هایشان دیده نمی‌شود، اما شکست‌هایشان به‌شدت برجسته می‌شود. از آن زمان، ماموران اطلاعاتی بارها به این جمله اشاره کرده‌اند، به‌ویژه زمانی که به خاطر اشتباهات بزرگ مورد سرزنش قرار گرفته‌اند.

این‌بار مسئله شکست اطلاعاتی آمریکا نبود بلکه...

روایت معمول از یک شکست اطلاعاتی وجود تحلیل‌گرانی است که نتوانسته‌اند تا نشانه‌ها را به یکدیگر متصل کنند، مأمورانی که فریب منابع نادرست را خورده‌اند و سیاستمدارانی که اطلاعات مبهم را به نفع اهداف خود تفسیر کرده‌اند؛ یعنی دقیقا همان روندی که پیش از جنگ عراق جلو رفت. با این‌حال، این روایت در آستانه عملیات موسوم به «خشم حماسی» کاملا وارونه شد. این‌بار اطلاعات درست بودند، اما شخص دونالد ترامپ تصمیم گرفت تا مسیر دیگری را انتخاب کند.

اصلاحاتی که پس از شکست اطلاعاتی در موضوع سلاح‌های کشتار جمعی عراق انجام شد، تا حد زیادی از تکرار چنین اشتباهاتی جلوگیری کرده بود، اما نمی‌توانست جلوی تصمیم‌گیری یک رهبر سیاسی را بگیرد؛ رهبری که تحت تأثیر موفقیت‌های نظامی گذشته به این باور رسیده که نیروهای مسلح آمریکا تحت فرمان او هرگز شکست نخواهند خورد.

تحریف واقعیت برای توجیه جنگ

برخی از متحدان ترامپ او را مانند دولت بوش، به دلیل ارائه نکردن یک استدلال عمومی برای جنگ مورد انتقاد قرار داده‌اند. این درحالی است که اگر او اطلاعات را به‌درستی ارائه می‌کرد، به‌وضوح تصمیم حمله به ایران را زیر سوال می‌برد.

اطلاعاتی که نشان می‌داد ابتدا تمامی گزینه‌های دیپلماتیک باید بررسی می شدند. شاید به همین دلیل بود که رئیس‌جمهور نه‌تنها این اطلاعات را نادیده گرفت، بلکه بعدها آن‌ها را به شکلی نادرست بازنمایی کرد.

بی‌توجهی به نظر کارشناسان سیا

ترامپ پیش از آغاز جنگ مدعی شده بود که ایران موشک‌هایی در اختیار دارد که می‌توانند به اروپا و پایگاه‌های آمریکا حمله کنند و به‌زودی نیز قادر خواهند بود تا خاک آمریکا را هدف قرار دهند. اما ارزیابی‌های سازمان اطلاعات دفاعی آمریکا نشان می‌داد که ایران در بهترین حالت تا سال ۲۰۳۵ به چنین قابلیتی دست پیدا نخواهد کرد، آن هم فقط در صورتی که تصمیم به انجام چنین کاری گرفته باشد.

بسیاری از تحلیلگران معتقد بودند که ایران چنین تصمیمی را اتخاذ نکرده است. حتی مدیر اطلاعات ملی آمریکا نیز در سخنرانی خود در کنگره تأکید کرد که ایران تنها فناوری لازم برای آغاز توسعه چنین موشکی را دارد، نه اینکه واقعا آن را ساخته باشد. این نکته بسیار مهم است، زیرا برای حمله به آمریکا، ایران باید بتواند یک کلاهک هسته‌ای را بر روی یک موشک قاره‌پیما نصب کند.

ترامپ و ارتش

تلاشی برای بازسازی تاسیسات هسته‌ای نشده بود

ترامپ اما اصرار داشت که این یک تهدید فوری است و مدعی شد که ایران قصد دارد تا خاورمیانه را تحت کنترل خود درآورد و حتی اسرائیل را با سلاح هسته‌ای نابود کند. حتی اگر فرض کنیم که ایران چنین تمایلی داشته باشد، تمایل یا نیت به‌تنهایی به معنای داشتن توانایی عملی نیست. واقعیت این است که ایران اورانیومی در اختیار دارد که در صورت غنی‌سازی بیشتر می‌تواند برای ساخت سلاح هسته‌ای استفاده شود، اما پس از حملات هوایی آمریکا به تأسیسات مرتبط با برنامه هسته‌ای ایران، هیچ تلاشی برای بازسازی سریع این توانایی مشاهده نشده است.

ورودی‌های تاسیسات زیرزمینی تخریب و با سیمان مسدود شده‌اند؛ وضعیتی که نشان‌دهنده وضعیت کشوری در آستانه استفاده از سلاح هسته‌ای نیست.

درک نادرست ترامپ از موضع ایران

ترامپ نه‌تنها درباره توان نظامی ایران اطلاعات نادرستی ارائه داد، بلکه از واکنش ایران نیز ابراز شگفتی کرد؛ به‌ویژه در مورد ایجاد محدودیت بر تنگه هرمز و حملات پهپادی و موشکی به کشورهای همسایه در خلیج فارس. این در حالی است که مشاوران او پیش‌تر هشدار داده بودند که چنین واکنش‌هایی کاملا محتمل است.

خبر مرتبط
مذاکرات اسلام آباد؛ وقفه کوتاه در جنگ یا پایان بحران نظامی بزرگ در خاورمیانه؟ | مشکلات اصلی پابرجاست

اقتصادنیوز: یکی از مهم‌ترین ابهام‌های کنونی این است که آیا تنگه هرمز واقعا برای عبور نفتکش‌ها باز می شود یا نه. ایران گفته است که اجازه عبور بیشتری به نفت کش ها می‌دهد، بدون شفاف‌سازی کامل درباره شرایط کلی.

حتی پنتاگون نیز این سناریو را در برنامه‌ریزی‌های جنگی خود در نظر گرفته بود، زیرا محدود شدن این مسیر حیاتی می‌تواند اقتصاد جهانی را تحت فشار قرار دهد. با این حال، ترامپ ظاهرا این هشدارها را جدی نگرفته و تصور می‌کرد که ایران پیش از چنین اقدامی تسلیم خواهد شد یا ارتش آمریکا می‌تواند به‌راحتی با این وضعیت مقابله کند.

پیامدهای اقتصادی و منطقه‌ای پیش‌بینی شده بود

اکنون که محدودیت‌های زیادی بر تنگه هرمز اعمال شده است، ترامپ اعلام کرده که سایر کشورها باید مسئولیت بازگشایی آن را بر عهده بگیرند، زیرا آمریکا وابستگی چندانی به نفت عبوری از این مسیر ندارد. با این حال، همین اظهارات باعث افزایش قیمت نفت شد.

او همچنین ادعا کرده که هیچ‌کس پیش‌بینی نکرده بود ایران به کشورهایی مانند عربستان سعودی، امارات و قطر حمله کند، اما گزارش‌های رسمی جامعه اطلاعاتی آمریکا از سال ۲۰۲۵ به‌صراحت تأکید کرده بودند که ایران قادر است حملات گسترده منطقه‌ای انجام دهد و جریان انرژی را مختل کند. حتی وزیر دفاع آمریکا نیز اذعان کرده که چنین واکنشی کاملا قابل تصور بوده است.

واشنگتن هشدارها را جدی نگرفت

پیش از آغاز جنگ، مقام‌های دو کشور عربی به ترامپ و تیمش هشدار داده بودند که ایران ممکن است برای افزایش قیمت نفت و ایجاد بحران اقتصادی جهانی، به آن‌ها حمله کند. همین نگرانی‌ها در میان مقامات قطر نیز مطرح شده بود، زیرا هرگونه درگیری می‌توانست صادرات گاز طبیعی مایع این کشور را مختل کند؛ اتفاقی که در نهایت رخ داد.

حتی یکی از متحدان اطلاعاتی نزدیک آمریکا در اروپا، پس از انجام شبیه‌سازی‌های جنگی، به این نتیجه رسیده بود که حمله آمریکا به ایران احتمالا باعث واکنش منطقه‌ای و تلاش برای مدیریت کامل تنگه هرمز خواهد شد. این ارزیابی نیز در اختیار مقامات آمریکایی قرار گرفته بود.

تنگه هرمز

اختلاف در واشنگتن بالا گرفت

از سویی، در داخل آمریکا اعضای کمیته اطلاعاتی سنا از تناقض میان گزارش‌های اطلاعاتی و اظهارات رئیس‌جمهور شگفت‌زده و خشمگین بودند. آن‌ها از مدیر اطلاعات ملی پرسیدند که آیا این اطلاعات به ترامپ منتقل شده یا نه، و پاسخ این بود که رئیس‌جمهور به‌طور مداوم در جریان این ارزیابی‌ها قرار داشته است.

حتی مدیر سازمان سیا نیز مدعی شد که ایران برنامه‌هایی را برای حمله به منافع آمریکا در حوزه انرژی در منطقه داشته است. با این حال، یکی از مقامات ارشد که به اطلاعات بسیار محرمانه دسترسی داشت، در اعتراض به تصمیم ترامپ برای آغاز جنگ استعفا داد و اعلام کرد که ایران تهدید فوری برای آمریکا نبوده است.

میان قصد و تهدید تفاوت بزرگی وجود دارد

نویسنده در پایان مدعی شد: بحث نهایی بر سر این است که آیا تهدید ایران فوری بوده یا نه. مدیر اطلاعات ملی تلاش کرد پاسخ روشنی ندهد و گفت که تعیین فوری بودن تهدید بر عهده رئیس‌جمهور است، نه جامعه اطلاعاتی. اما در واقع، این دقیقا یکی از وظایف اصلی نهادهای اطلاعاتی است. او تنها به این نکته اشاره کرد که ایران قصد دارد توانایی هسته‌ای خود را بازسازی کند، بدون آنکه تأکید کند میان قصد و تهدید فوری تفاوت بزرگی وجود دارد.

وقتی تصمیمات از روی احساس هستند

در طول تاریخ، رؤسای جمهور مختلفی بوده‌اند که هشدارهای اطلاعاتی را نادیده گرفته‌اند یا زمانی برای شنیدن آن‌ها اختصاص نداده‌اند. اما رابطه ترامپ با جامعه اطلاعاتی از همه آن‌ها پرتنش‌تر بوده است. او از زمان کارزار انتخاباتی خود این نهادها را به‌دلیل اشتباهاتشان در پرونده عراق مورد انتقاد قرار داده و در دوران ریاست‌جمهوری‌اش نیز بارها از وجود دولت پنهان سخن گفته است. ترامپ بارها تأکید کرده که به غریزه خود اعتماد دارد و حتی درباره پایان جنگ با ایران گفته که زمانی متوجه پایان آن خواهد شد که «آن را با پوست و استخوان‌هایش درک کند.

مسئولیت نهایی با ترامپ است

بنابراین، می‌توان گفت که جامعه اطلاعاتی آمریکا نه برای مهار رئیس‌جمهوری که بر اساس احساسات و شهود شخصی تصمیم می‌گیرد طراحی شده است، و نه اصولا چنین ابزاری را در اختیار دارد. این نهادها تنها می‌توانند اطلاعات ارائه دهند. اگر رئیس‌جمهور این اطلاعات را نادیده بگیرد یا آن‌ها را تحریف کند، مسئولیت این شکست تنها بر عهده خود اوست.

پربازدیدترین‌ها
از دست ندهید
لوتوس پارسیان - O