«طرحِ صلح» ظریف زیر ذره بین فارن پالیسی | تمایل ایران به صلح پایدار و روابط دوجانبه یا معامله محدود با واشنگتن؟
به گزارش اقتصادنیوز، مقاله جدید محمدجواد ظریف که در نشریه فارن افرز منتشر شد، از سوی برخی بهعنوان نشانهای از تمایل تهران به صلح تعبیر شده است. با این حال، برخی آن را تلاشی برای دستیابی به معامله ای محدود با آمریکا می دانند. معاملهای که در آن محدودیتهای هستهای و رفع محدودیت های تنگه هرمز، در ازای کاهش تحریمها و بازگشت به نظم منطقهای پیشنهاد میشود.
مهند سلوم در فارن پالیسی مدعی شد: در این چارچوب که برای ایران پیروزمندانه است، پیشنهاداتی چون محدود کردن غنیسازی به زیر ۳.۶۷ درصد، تصویب پروتکل الحاقی آژانس بینالمللی انرژی اتمی، انتقال کامل مواد غنیشده به یک کنسرسیوم چندجانبه، بازگشایی تنگه هرمز و پذیرش یک پیمان عدم تجاوز با آمریکا مطرح شده است.
کشورهای عربی چنین توافقی را قبول نمی کنند
این نویسنده مدعی می شود؛ چنین توافقی ممکن است برای کاخ سفید که بهدنبال آرامسازی بازار انرژی و نمایش یک موفقیت سیاسی است جذاب باشد، اما نمیتواند مبنای یک صلح پایدار باشد. دلیل آن این است که ایران در جریان جنگ به کشورهایی مانند بحرین، کویت، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی حمله کرده و هرگونه توافقی که تنها به موضوع هستهای و تحریمها محدود باشد، منافع کشورهای عربی را در نظر نمیگیرد.
در حقیقت، یک توافق واقعی باید تضمین کننده دائمی امنیت خلیج فارس باشد.

پشیمانی از میزبانی پایگاه های آمریکا؟
مهمترین نتیجه این جنگ نه در میزان تخریب در داخل ایران، بلکه در آن چیزی است که درباره منطقه آشکار شد. این درگیری نشان داد که کشورهای خلیج فارس، با وجود میزبانی از نیروهای نظامی آمریکا، در تصمیمگیری درباره استفاده از این نیروها نقشی ندارند. ایران نیز این کشورها را نه بهعنوان دشمنان مستقیم، بلکه بهعنوان اهدافی وابسته به حضور آمریکا مورد حمله قرار داد. همین تمایز، پیامدهای سیاسی عمیقی دارد که شکلدهنده نظم پس از جنگ خواهد بود.
تغییر رویکرد در توافقات احتمالی
نویسنده در ادامه مدعی شد: نگاهی به پیشنهادهای ایران پیش و پس از آغاز حملات، نشان دهنده تغییر موقعیت ایران است. تهران پیش از شروع درگیریها پیشنهاد توقف موقت غنیسازی برای چند سال را مطرح کرده بود، آن هم در حالی که موضوع بازرسیها همچنان مبهم باقی میماند. اکنون پس از چندین هفته جنگ، پیشنهادهایی که مطرح میشود شامل محدودیتهای دائمی، پذیرش کامل نظارتهای بینالمللی و حتی انتقال کامل مواد هستهای است. این تغییر نشان میدهد که جنگ، سطح خواستههای ایران را تغییر داده است.
تلاش جناح میانه رو برای پایان جنگ
تحولات داخلی ایران این روند را تأیید میکند. چهرههای عملگرا همچنان در صحنه هستند. در چنین شرایطی، مقاله ظریف را میتوان بازتابی از تلاش جناح عملگرا برای ارائه چارچوبی به واشنگتن دانست، پیش از آنکه ساختارهای تندرو جلوی آن را بگیرند.
بازی دوگانه
در حالی که مقامات ایرانی بهطور علنی هرگونه مذاکره را انکار میکنند، نشانههایی از ارتباطات غیرمستقیم از طریق واسطهها و همچنین انعطاف محدود در برخی حوزهها، مانند عبور نفتکشها از تنگه هرمز،دیده میشود.
شاید مهمترین نکته در طرح ظریف، جا انداختن چیزی است که در مقاله صحبتی از آن نشده است. چارچوب پیشنهادی او کاملا دوجانبه است و بر تعامل میان ایران و آمریکا متمرکز است؛ در حالی که کشورهای خلیج فارس که مستقیما هدف حملات قرار گرفتند، به حاشیه رانده شدهاند. در چنین روایتی، این کشورها نه بهعنوان بازیگران اصلی، بلکه بهعنوان ناظران منفعل درنظر گرفته میشوند.

تناقض آشکار در سیاست منطقهای؟
این رویکرد با تناقضهایی جدی نیز همراه است. گزارشهایی از پیامهای منتسب به ظریف منتشر شده که در آنها برخی کشورهای منطقه بهعنوان اهداف حمله معرفی شدهاند، در حالی که همزمان از همکاری منطقهای سخن گفته میشود. این تضاد نشان میدهد که پیشنهادهای منطقهای مطرحشده بیش از آنکه بر امنیت جمعی استوار باشند، ابزاری برای افزایش نفوذ تلقی میشوند.
اجماع بر تصمیم گیری مستقل از آمریکا
در مقابل، کشورهای خلیج فارس رویکرد متفاوتی را اتخاذ کردهاند و دیگر منتظر تصمیمگیری قدرتهای بزرگ نیستند. آنها بهطور فزایندهای خواستههای خود را با صراحت بیان میکنند و تأکید دارند که هرگونه توافقی باید همه ابعاد را دربر بگیرد؛ از برنامه هستهای گرفته تا توان موشکی، پهپادی و فعالیتهای منطقهای. این موضع بیانگر نوعی اجماع در میان این کشورهاست که حتی اختلافنظرهای داخلی نیز آن را تضعیف نکرده است.
شروط یک توافق واقعی چیست؟
نویسنده مدعی شد: در چنین شرایطی، هر توافق پایداری باید فراتر از محدودیتهای هستهای باشد و ابعاد گستردهتری از امنیت را در بر بگیرد. موضوعاتی مانند توان موشکی و پهپادی، امنیت مسیرهای دریایی، نقش کشورهای منطقه در تصمیمگیریهای امنیتی و همچنین پیامدهای اقتصادی جنگ، همگی به عناصر تعیینکننده یک توافق واقعی تبدیل شدهاند. نادیده گرفتن این موارد، تنها به تعویق بحران بعدی منجر خواهد شد.
رقابت آمریکا با چین و روسیه در سایه توافق
در همین چارچوب، پیشنهادهایی مانند تشکیل کنسرسیوم هستهای با مشارکت چین و روسیه نیز بیش از آنکه راهحلی بیطرفانه باشند، نشانهای از احتمال تشدید رقابت قدرتهای بزرگ بر سر نفوذ در برنامه هستهای ایران هستند؛ رقابتی که خود میتواند به پیچیدهتر شدن معادلات منطقهای منجر شود.