چرا چین وارد «بازیِ جنگ» ترامپ علیه ایران نشد؟ | احتمال وقوع جنگی دیگر بین دو ابرقدرت | ژاپن متحدی مشتاق اما محتاط است
به گزارش اقتصادنیوز، به باور بسیاری، جنگ با ایران باعث انحراف آمریکا از مهمترین مسائل پیشروی نظم جهانی شده است؛ مسائلی که در رأس آنها روابط آمریکا و چین قرار دارد.
لایل جی. گلدشتاین در نشنال اینترست نوشت: هزینههای مالی و جانی این جنگ برای آمریکا، که توسط دونالد ترامپ آغاز شده است، روزبهروز در حال افزایش است. از سویی تنگه هرمز عملا بسته شده و هرگونه تلاش برای بازگشایی آن میتواند این هزینهها را بیشتر کند؛ به اندازه ای که می تواند یادآور شکست مشهور انگلیس و فرانسه در بحران سوئز در نیمقرن پیش باشد.
فراتر از تلفات انسانی و بحران فزاینده انرژی، این جنگ پیامدهایی جدی برای نظم جهانی، بهویژه در روابط قدرتهای بزرگ، به همراه داشته است.
تعویق نشست میان آمریکا و چین
ترامپ نشست مورد انتظار میان آمریکا و چین با شی جینپینگ را به تعویق انداخت؛ نشستی که اکنون برای اواسط ماه مه برنامهریزی شده است. این تأخیر نشان میدهد که دولت ترامپ ناچار شده تا برای رسیدگی به بحران فراگیر خاورمیانه، مسائل کلان نظم جهانی را برای مدتی کنار بگذارد.
اقتصادنیوز: ترامپ از گفتوگوهای بسیار خوب و سازنده با ایران سخن میگوید، اما تهران اساسا وجود چنین مذاکراتی را انکار میکند و و می گوید این آمریکا است که تحت فشار عقبنشینی میکند. از سویی، نشانهها حاکی از آن است که دستیابی سریع به یک توافق بعید به نظر میرسد.
با این حال، روابط آمریکا و چین در این مقطع از اهمیت حیاتی برخوردار است و نباید بیش از این به حاشیه رانده شود. آخرین نشست رسمی میان رؤسای جمهور دو کشور با حضور همین دو رهبر در سال ۲۰۱۷ برگزار شد. در طول یک دهه اخیر اما روابط دو کشور از وضعیت بد به بدتر رسیده است.
اگرچه دولت ترامپ تا حدی برای متوقف کردن روند نزولی روابط تلاش کرده است، اما هنوز اقدامات بسیار بیشتری لازم است. از جمله اقدامات ترامپ در این زمینه بازگشت به سیاست ابهام راهبردی درباره موضع آمریکا در قبال یک جنگ احتمالی بر سر تایوان بوده است.
ضرورت همکاری برای جلوگیری از بحرانها
مقامات آمریکایی و چینی باید برای جلوگیری از یک درگیری نظامی احتمالی تلاش کنند. همچنین به چارچوبی مشترک برای مدیریت بهتر منازعات منطقهای و گسترش سلاحهای هستهای نیاز است. همکاریهای تجاری و علمی نیز نیاز به ترمیم و بازنگری میان دو کشور داردد.
ترامپ به دنبال تشدید تنش ها است
با این حال، به نظر میرسد که دولت ترامپ به دنبال تشدید تنشها به جای حل آن ها است. او اشاره کرد که پیشبرد نشست آمریکا و چین مستلزم آن است که چین برای بازگشایی تنگه هرمز که اکنون برای بسیاری از کشتیهای غربی بسته است و اقتصاد جهانی را تهدید میکند، به کمک آمریکا بیاید. البته این درخواست خیلی زود پس گرفته شد.
چرا چین وارد بازی نمی شود؟
در نگاه نخست، این پیشنهاد شاید منطقی به نظر برسد، چراکه چین بزرگترین واردکننده نفت در جهان است. اما احتمال اینکه چین برای بازگشایی تنگه هرمز به کمک آمریکا بیاید، تقریبا صفر است.
پکن تا حد زیادی از بحران نفتی مصون مانده است؛ چرا که بزرگترین تأمینکننده انرژی این کشور، روسیه است. چین ذخایر قابل توجهی از نفت در اختیار دارد و مصرف نفت در اقتصادش به دلیل سرمایهگذاری گسترده در زغالسنگ و خودروهای برقی، به ثبات رسیده است. به علاوه، گزارشها حاکی از آن است که ایران همچنان به نفتکشهای عازم چین اجازه عبور امن از تنگه را میدهد.
چین و روسیه به ایران اطلاعات میدهند
از سوی دیگر، حتی با وجود برخی گامهای کوچک در جهت ایجاد ثبات در روابط، اعتماد چندانی میان آمریکا و چین وجود ندارد؛ همین مسئله نیز دلیل دیگری بر بعید بودن همکاری چین در باز کردن تنگه هرمز خواهد بود. میزان بی اعتمادی تاحدی است که حتی اتهاماتی به چین و روسیه، مبنی بر در اختیار قرار دادن اطلاعات ماهوارهای ارزشمند به نیروهای نظامی ایران وارد شده است.
اگرچه چین و ایران متحد رسمی نیستند، اما پکن تمایلی به نابودی شریک دیرینه خود ندارد. در واقع، چین تلاش قابل توجهی برای گسترش روابط تجاری با ایران انجام داده، از جمله پروژههایی مانند متروی تهران.
ژاپن متحدی مشتاق اما محتاط است
تعجبآور نیست که کشوری که درخواست کمک ترامپ را بیش از همه جدی گرفت، ژاپن بود. نخستوزیر سانائه تاکائیچی که بهتازگی پیروزی مهمی در انتخابات به دست آورده است، متعهد شده است تا توان دفاعی ژاپن را تقویت کرده و همکاری خود با واشنگتن را بیش از پیش گسترش دهد.
با این حال، هرچند ژاپن در حوزههایی مانند پاکسازی مینهای دریایی و پدافند هوایی توانمندی بالایی دارد، بعید به نظر میرسد که ناوهای جنگی این کشور به جنگ با ایران اعزام شوند.
تایوان درگیر جنگ می شود؟
از سوی دیگر، نزدیکی فزاینده اتحاد آمریکا و ژاپن نیز همیشه به سود واشنگتن نیست. یکی از دلایل اصلی ضرورت فوری برگزاری نشست میان رهبران آمریکا و چین، افزایش بیثباتی در مسئله تایوان است. متأسفانه، این موضوع حساس در اواخر سال ۲۰۲۵ زمانی به مرحلهای خطرناکتر رسید که تاکائیچی بدون ضرورت، ژاپن را وارد یک سناریوی فرضی درگیری بر سر تایوان کرد.
ضرورت دیپلماسی فعال میان پکن و واشنگتن
بنابراین، نیاز به کاهش تنش در روابط آمریکا و چین بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. جنگهای بزرگی در اروپای شرقی و خاورمیانه در جریان است و بسیاری نگران احتمال وقوع جنگی دیگر، این بار میان دو ابرقدرت در منطقه آسیا-اقیانوسیه بر سر تایوان، هستند. برخی نیز نگرانند که پکن از شرایطی که در آن واشنگتن بهوضوح درگیر بحرانهای دیگر است، سوءاستفاده کند.
درست است که چنین نگرانیهایی ممکن است بزرگنمایی بیش از حد تهدیدها باشد؛ اما همچنان وجود دیپلماسی فعال میان واشنگتن و پکن ضروری است.
بازگشت به ماموریت پیشین
آمریکاییها باید مکثی کنند و بپذیرند که هیچ منفعت حیاتی بزرگی برای آمریکا در خاورمیانه در معرض خطر نیست. در مقابل، وضعیت با چین هم حساستر است و هم اهمیت بیشتری دارد.
نویسنده در ادامه مدعی شد: آمریکا باید به مأموریت دشوار، کمزرقوبرق اما حیاتی خود بازگردد: مذاکره برای شکلدهی به نظمی جهانی که پایدارتر و صلحآمیزتر باشد، نظمی که بدون همکاری با چین امکانپذیر نیست.