از نامه محرمانه خاتمی تا شروط غنیسازی/ روایت ۲۰ سال مذاکره ایران و آمریکا
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از عصرایران، این روزها که بار دیگر بحث شرایط و پیشنهادهای ایران به آمریکا بالا گرفته و منتظر نتیجۀ میانجی گری قطر هستیم خالی از لطف نیست زمان را 20 سال به عقب بازگردانیم. به روزگار دلار هزار تومانی و پراید 7 میلیونی و آغاز دولت معجزۀ هزارۀ سوم که حامیانش در 1405 سراغ او نمیروند ولی در مقابل خانۀ حسن روحانی تجمع می کنند که چرا به دنبال راهی برای خلاصی از این وضعیت است!
بله 20 سال قبل! در آن زمان و درست در همین روزها در مهر 1385 این خبر به نقل از روزنامه الحیات منتشر شد:
ایران چهار شرط خود برای توقف غنیسازی را به مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپا اعلام کرده است. روزنامه فرامنطقهای الحیات نوشت: طرف ایرانی در مذاکره با خاویر سولانا مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپا برای توقف غنیسازی اورانیوم چهار شرط تعیین کرده است. به گفته این منابع، این چهار شرط عبارتند از:
1.حذف شرط توقف غنیسازی برای آغاز مذاکرات باایران و این آن چیزی است که ایران تاکنون به طور نسبی توانسته بدان دست یابد.
2- تامین پنج سال نیاز سوخت هستهای ایران به طوری که این سوخت در انبارهای این کشور نگهداری شود و دستیابی به سوخت موردنیاز برای راهاندازی نیروگاه بوشهر را تضمین کند و از احتمال شانه خالی کردن کشورهای غربی از تامین سوخت موردنیازشان در آینده جلوگیری شود.
3- به رسمیت شناختن حق ایران در غنیسازی با اهداف علمی.
4- بازگرداندن پرونده هستهای ایران از شورای امنیت به آژانس بینالمللی انرژی اتمی به منظور فراهم کردن مقدمات لازم برای خارج کردن این پرونده از دستور کار آژانس و شورای حکام.
خبر قابل توجه دیگر در 20 سال قبل نامۀ محرمانه دولت سید محمد خاتمی در سال 1382 به آمریکا بوده یعنی اندکی بعد از حملۀ آمریکا به عراق و ساقط کردن صدام حسین.
در آن زمان بی بی سی گزارش داد: یک ماه پس از ورود آمریکاییها به عراق و سقوط صدام حسین، ایران در اقدامی بیسابقه و با واسطه سوئیسیها، نامهای برای دولت آمریکا فرستاد که در آن آمادگی خود را برای حل همه اختلافها اعلام کرده بود.
در این نامه، ایران نه تنها از کمک به ثبات در عراق و دست برداشتن از حمایت گروههای فلسطینی سخن به میان آورده بود، بلکه پیشنهاد داده بود برای خلع سلاح حزبالله تلاش کرده و تمام فعالیتهای هستهای خود را شفاف کند! ( این ادعا البته بعدتر تکذیب شد یا دست کم به این صراحت نبوده)
در ازای این همه، تهران از آمریکا میخواست از رفتار خصمانه خود نسبت به ایران دست بکشد و در بیانیهای تصریح کند ایران جزو محور شرارت نیست. لری ویلکینسون رییس دفتر کالین پاول، وزیر خارجه وقت آمریکا میگوید: تنها چیزی که من دیدم گزارشی بود از این که چنین نامهای دریافت شد و پاسخ خجالتآوری که از طریق مقامهای سوییسی برای ایران فرستاده شد. چیز ی شبیه به این که چطور به خود اجازه میدهید چنین پیشنهاد گستاخانهای بدهید؟ ویلکینسون درباره واکنش مقامهای آمریکایی میگوید: «من فقط میتوانم حدس بزنم، اما حدسم باید خیلی نزدیک به واقعیت باشد... من گمان میکنم که معاون رییس جمهور (دیگ چنی) در بحثهایی که در مورد رد یا پذیرش این پیشنهاد انجام میشده (چیزی شبیه به این گفته باشد) که «ما با شر صحبت نمیکنیم» و ماجرا را ختم کرده باشد. این زمانی بود که دولت آمریکا به لطف پیروزی سریع در عراق، سرمست غرور بود و در عوض ایرانیها آسیبپذیرتر از همیشه مینمودند. اما چندی نگذشت که ورق برگشت و آنچه پیروزی قطعی آمریکا مینمود، رنگی دیگر به خود گرفت، آن زمان که نفوذ ایران در خاورمیانه پررنگتر از پیش شد.
در خاطرات سال 82 هاشمی رفسنجانی البته اشاره ای به نامه محرمانه یا مشورت با او نشده است.
داستان از این قرار است که آمریکا صدام را سرنگون نکرد تا نفوذ ایران در منطقه و مشخصا عراق بیشتر شود ولی نتیجه طبیعی آن جز این نبود و دولت اصلاح طلب خاتمی می کوشید این را به آمریکایی ها بفهماند که در قبال حذف صدام ایران هم می تواند امتیازاتی بدهد اما با گذشت زمان هم آمریکا به دنبال نفوذ بیشتر بود و هم ایران که به جای دولت ضد شیعه دولت شیعه را در بغداد می دید. بعد از سال 93 هم باز ایران و آمریکا برای برانداختن داعش ناگزیر از همکاری هایی بودند اما هر دو انتظار داشتند در ادامه دیگری صحنه را ترک کند.