بازارها در برزخ جنگ ایران | انتقال کشتی به کشتی یک راهکار موقت، پرهزینه و پرخطر است | تلاش ترامپ برای پنهان کردن واقعیتها
به گزارش اقتصادنیوز، درحالی که ادعای افزایش تردد نفتکشها از تنگه هرمز بهعنوان یک پیروزی برای دولت ترامپ مطرح میشود، کارشناسان بر این باورند که ارائه چنین تصویری، واقعیت پیچیدهتر جنگ و هزینههای سنگین تأمین امنیت مسیرهای انرژی را نادیده میگیرد.
بنبست جنگ ایران قابل کتمان نیست
کلی بوکار ولاهوس در ریسپانسیبل استیتکرفت نوشت: این روایتهای خوشبینانه آمریکایی، تلاش برای پنهان کردن واقعیتی دیگر است: جنگ ایران همچنان در وضعیتی بنبستگونه قرار دارد و با افزایش هزینههای کشتیرانی و ادامه حملات ایران به کشتیها، بازارهای جهانی، از جمله بازار سوخت، در آینده قابل پیشبینی همچنان با خطر و بیثباتی مواجه خواهند بود.
واقعیت این است که هرچقدر هم که برای ارائه تصویری متفاوت پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا تلاش شود، افزایش قیمتها برای مصرفکنندگان کاملا ملموس بوده و بعید است که به وضعیت «پیش از جنگ» بازگردد.
از سویی، بحران گازوئیل همچنان ادامه دارد و کشتیهای حامل محمولههای فله خشک، از جمله کود، آلومینیوم، محصولات پتروشیمی، غلات، گوگرد، سیمان و مواد معدنی صنعتی که همچنان در خلیج فارس گرفتار ماندهاند، فشار بیشتری بر بازار وارد میکنند.
در این میان، همزمان با انتشار خبر اعزام یک گروه ناو هواپیمابر دیگر آمریکا به رهبری ناو «یواساس روزولت» به خلیج فارس، تقریبا روشن است که دونالد ترامپ قصد دارد تا حضور نیروی دریایی آمریکا را برای حفاظت از انتقال محمولههای نفتی حفظ کند؛ حضوری که شاید در عملیات نظامی احتمالی آینده نیز مورد استفاده قرار گیرد.
با اینحال، پرسش این است که ارتش آمریکا تا چه زمانی میتواند این سطح پرهزینه از فعالیت نظامی در خلیج فارس را برای جلوگیری از سقوط بازار سوخت حفظ کند؟
اقتصادنیوز: بحران تنگه هرمز نشان داد که تابآوری اقتصادی کشورها بیش از هر زمان دیگری به توانایی آنها برای تنوعبخشی به منابع انرژی، مسیرهای تجاری و ظرفیتهای دفاعی وابسته است.
بازی موش و گربه به سبک ترامپ؟
کشتیها نیز بدون چالش در حال عبور نیستند. برخلاف ادعاهای ترامپ و پیت هگست درباره نابودی توان نظامی ایران، حملات به کشتیهایی که تلاش میکنند از تنگه عبور کنند، در هفته گذشته نیز ادامه داشت. این حملات در میان پوشش رسانههای جریان اصلی کمتر دیده شدند.
بنابراین، در حالی که دولت ترامپ و چهرههای فعال در شبکههای اجتماعی که از سیاستهای آن حمایت میکنند، از «پیروزی» بر تهران سخن میگویند، یک بازی پرهزینه موش و گربه همچنان بدون وقفه ادامه دارد؛ بازی که به گفته رز کلانیک، مدیر برنامه خاورمیانه در اندیشکده اولویتهای دفاعی، در بلندمدت قابل تداوم نخواهد بود.
او در پاسخ به ریسپانسیبل استیتکرفت مدعی شد: «ما همچنان در وضعیتی معلق قرار داریم؛ شاید ایران نتواند تنگه را بهطور کامل ببندد، اما آمریکا هم نمیتواند آن را بهطور کامل باز کند.»
کلانیک افزود: «اگر آمریکا میخواهد که بدون رسیدن توافق صلح با ایران نفت از تنگه عبور کند، باید حجم بزرگی از نیروی نظامی را به این کار اختصاص دهد؛ اما اینکه چنین اقدامی واقعا پایدار، عاقلانه یا منصفانه در قبال مالیاتدهندگان آمریکایی باشد، همچنان مورد سوال است.»
برزخ خلیج فارس؛ واقعیت حاکم بر تنگه هرمز چیست؟
چهرههای حامی جنگ، از جمله ویل چمبرلین، هفته گذشته در شبکه اجتماعی ایکس، مدام پیامهایی را منتشر میکردند که مدعی میشدند «تنگه باز است و ما در حال پیروزی هستیم».
آنها همچنین منتقدانی را که میگفتند سیاست جنگی دولت شکست خورده و به آمریکاییها در داخل کشور آسیب میزند، مورد حمله قرار میدادند. اما واقعاً در تنگه هرمز چه خبر است؟
راههای مختلفی برای رصد محمولهها و کشتیهای عبوری از تنگه وجود دارد؛ از سامانههای شناسایی خودکار کشتیها (AIS) گرفته تا رادار، تصاویر ماهوارهای و بررسی حجم واقعی نفت خام جابهجا شده. برخی مؤسسات رصد نیز ترکیبی از این منابع را مورد استفاده قرار میدهند.
نویسنده مدعی شد: تمام ردیابهای صنعت کشتیرانی هفته گذشته از افزایش تعداد کشتیهایی که از زمان آغاز جنگ وارد تنگه هرمز شده یا از آن خارج شدهاند، خبر دادند. برآوردها از عبور روزانه ۱۳ تا ۱۷ میلیون بشکه نفت و ۶ تا ۱۷ نفتکش در روز حکایت دارد.
این رقم در مقایسه با میانگین حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت در روز پیش از جنگ قرار دارد. شرکت خصوصی کپلر که در زمینه داده و تحلیل فعالیت میکند، در گزارشهای اخیر رسانهها بیش از سایر منابع مورد استناد قرار گرفته است. این شرکت اعلام کرده است که در پایان ماه، میانگین عبور نفت از تنگه به حدود ۱۳ میلیون بشکه در روز رسیده است.
کپلر همچنین میزان خروج نفت از خاورمیانه از مسیرهای دیگری در دریای سرخ را رصد میکند؛ از جمله از طریق خط لوله شرق به غرب عربستان سعودی که در پایان سپتامبر دوباره فعال شد. بر اساس دادههای کپلر، این مسیر جایگزین امکان خروج روزانه حدود ۴ میلیون بشکه نفت دیگر از منطقه را فراهم کرده است.
انتقال کشتی به کشتی؛ راهکاری موقت، پرهزینه و پرخطر
امیر هاندجانی، وکیل حوزه انرژی و مدیر امور عمومی میگوید که بخش قابل توجهی از افزایش حجم انتقال نفت اکنون از طریق انتقال «کشتی به کشتی» امکانپذیر شده است.
در این روش، شرکتهای خصوصی وارد بنادر میشوند و پس از خاموش کردن فرستندههای AIS، محمولههای سوخت خود را در یک عملیات بسیار پرخطر و پرهزینه به کشتیهای دولتی موسوم به «شاتل» منتقل میکنند. این کشتیها در حالی که اطلاعات موقعیت خود را مخفی نگه میدارند، از تنگه عبور میکنند و سپس محموله را در آبهای امنتر و باز، به نفتکشهای بزرگتر منتقل میکنند.
از انتقال کشتی به کشتی همچنین برای جابهجایی محمولهها از مسیرهای جایگزین تنگه هرمز استفاده میشود.
هاندجانی میپرسد: «جابهجایی این نفت بدون هزینه و بدون سرمایهگذاری عظیم نیروی دریایی آمریکا ممکن نخواهد بود؛ اما آیا این وضعیت پایدار است؟ نمیدانم؛ احتمالا هر چیزی وجود دارد.»
در این میان، کشتیهای دولتی میتوانند از پرداخت برخی هزینههای بیمهای اجتناب کنند، اما حق بیمه کشتیهای خصوصی در حال افزایش است که بخشی از آن به دلیل ادامه حملات است. از سوی دیگر، نفتکشهای غولپیکر یا VLCCها که برای دریافت محموله از کشتیهای شاتل در سوی دیگر مسیر مورد نیاز هستند، اکنون با کمبود مواجه شدهاند.
سال مرکولیانو، کارشناس حوزه دریانوردی، در قسمت سوم اکتبر پادکست خود به این تناقض اشاره کرده است. او میگوید:
«حرکت فیزیکی نفت در حال بازیابی است، اما سیستم دریایی نه از طریق بازگشت به عملیات عادی، بلکه با سفرهای طولانیتر، انتقال کشتی به کشتی، تغییر مسیرها و هزینههای فوقالعاده بالای ریسک جنگ در حال بازسازی است.»
او افزود که نرخ اجاره نفتکشهای بسیار بزرگ نیز به شکل قابل توجهی افزایش یافته و به حدود ۱.۲ میلیون دلار برای حرکت از خلیج فارس و ۸۰۰ هزار دلار برای حرکت از دریای عمان به سمت آسیا رسیده است.
معضل جدی گازوئیل
باید توجه داشت که هیچ تحلیلی از وضعیت بازار انرژی بدون بررسی گازوئیل کامل نیست؛ محصولی پالایششده که از نفت خام تولید میشود.
به گفته کارشناسان، نخستین نقطه فشار همان گلوگاه تنگه هرمز است که بخش مهمی از صادرات نفت از آن عبور میکند. حتی اگر نفت خام از تنگه عبور کند، ظرفیت پالایش در مقصد نیز کاهش یافته است؛ چرا که حملات ایران به برخی تأسیسات خلیج فارس آسیب زده و پالایشگاههایی در اوکراین و روسیه نیز در جریان جنگ هدف حمله قرار گرفتهاند. روسیه در نتیجه این شرایط صادرات خود را ممنوع کرده است.
آمریکا یکی از صادرکنندگان اصلی گازوئیل در جهان است، اما افزایش صادرات این کشور نتوانسته کاهش عرضه جهانی را جبران کند.
کاهش عرضه موجب آشفتگی در قیمتها شده است. این مسئله در آمریکا اهمیت زیادی دارد؛ چرا که گازوئیل برای حملونقل زمینی، کشاورزی و جابهجایی کالا در آمریکا، اروپا و کشورهای جنوب جهانی نقشی اساسی دارد.
ترامپ تقصیر را بر گردن اروپا میاندازد
کشورهای گروه هفت تحت فشار دولت ترامپ روز جمعه توافق کردند که ۱۰۰ میلیون بشکه نفت خام و گازوئیل از ذخایر خود آزاد کنند. این اقدام علاوه بر توافق قبلی در ماه مارس و در چارچوب آژانس بینالمللی انرژی، برای آزادسازی ۴۰۰ میلیون بشکه از ذخایر بود.
ترامپ همچنین مدعی شده است که کشورهای اروپایی به تعهدات خود عمل نمیکنند و تهدید کرده است که صادرات گازوئیل آمریکا را ممنوع کند؛ اقدامی که کارشناسان هشدار میدهند که در بلندمدت میتواند برای قیمتها، هم در آمریکا و هم در سایر کشورها، پیامدهای بسیار نامطلوبی داشته باشد.
ذخایر نفت در پایینترین حد خود قرار دارند
در مورد ذخایر نفت آمریکا نیز کارشناسان میگویند که این ذخایر به دلیل آزادسازی صدها میلیون بشکه نفت توسط دولتهای جو بایدن و دونالد ترامپ در جریان جنگ اوکراین و سپس جنگ ایران، اکنون به پایینترین سطح خود از سال ۱۹۸۳ رسیده است.
بنابراین، اخبار مربوط به افزایش عبور کشتیها از تنگه هرمز نمیتواند تمام مشکلات موجود در این سیستم را جبران کند.
اما در مجموع، همچنان وضعیت منفی است؛ مقدار نفتی که از سیستم خارج میشود، در مقایسه با میزان تقاضای بازار کافی نیست. ما ذخایر خود را با سرعت کمتری مصرف میکنیم، اما این ذخایر نیز بسیار کمتر از ماه فوریه نقش یک حاشیه امن را دارند.
نااطمینانی بازارها به پایان جنگ
ازانا تدلا، تحلیلگر اقتصاد کلان معتقد است که تا زمانی که جنگ ایران به پایان نرسد و تهدید حملات به کشتیها از بین نرود، بازارها همچنان در وضعیت عدم اطمینان باقی خواهند ماند.
به گفته او، همین مسئله توضیح میدهد که چرا قیمت نفت برنت حتی روز یکشنبه و پس از انتشار تمام اخبار مثبت هفته گذشته درباره تنگه هرمز، همچنان حدود ۱۰۲ دلار در هر بشکه بود.
تدلا میگوید: «با بررسی دادههای مالی اقتصاد کلان جهان، میتوان فشار قابل توجه ناشی از بخش حلنشده این درگیری را مشاهده کرد.»
او به گزارش اخیر بانک جیپی مورگان اشاره میکند که در نهایت به این نتیجه رسیده است که وضعیت بازار نفت آنقدر نامشخص است که حتی امکان ارائه پیشبینی روشنی درباره قیمتها وجود ندارد.
از سوی دیگر، هنوز مشخص نیست نیروی دریایی آمریکا تا چه زمانی میتواند این سطح از عملیات را برای حفظ محاصره و ایجاد چتر امنیتی لازم برای عبور کشتیها ادامه دهد.
نیروی دریایی آمریکا همین حالا نیز تحت فشار قرار دارد و تعداد کشتیهای کافی برای جابهجایی و چرخش نیروها در منطقه خاورمیانه، بدون تضعیف وضعیت امنیتی آمریکا در سایر نقاط جهان، محدود است.
بازار در انتظار توافق صلح میان تهران و واشنگتن است
بنابراین، یک نکته کاملا روشن است: قیمتها پیش از آنکه رأیدهندگان آمریکایی ماه آینده پای صندوقهای رأی بروند، کاهش قابل توجهی پیدا نخواهند کرد. هر روایتی هم که دونالد ترامپ از شرایط ارائه کند، ملنند موفقیتهای محدود در تنگه هرمز، به معنای پایان جنگ نیست.
هاندجانی در پایان میگوید: «مگر اینکه ترامپ با ایران به توافق برسد؛ البته چنین توافقی کمک زیادی به کاهش قیمتها خواهد کرد؛ این دقیقاً همان چیزی است که بازار واقعا منتظر آن است.