شکست انتخاباتی ترامپ؛ جنگ ایران به پاشنه آشیل جمهوری خواهان تبدیل شد؟ | دخالت در کارزار انتخاباتی نتیجه نداد!
به گزارش اقتصادنیوز، پیروزی دموکراتها در انتخابات میاندورهای آمریکا و تصاحب اکثریت هر دو مجلس کنگره، ضربهای جدی به اعتبار دونالد ترامپ در نیمه دوم دوره ریاستجمهوری وارد کرد.
براساس گزارشات، نارضایتی از افزایش هزینههای زندگی، تورم و پیامدهای اقتصادی جنگ ایران در کنار مخالفت با ادامه درگیریها، به عاملی تعیینکننده در نتیجه انتخابات تبدیل شد؛ بهطوریکه حتی شماری از رأیدهندگان در ایالتهای سنتاً جمهوریخواه نیز به نامزدهای دموکرات روی آوردند.
شکست پایگاههای مطمئن جمهوریخواهان!
فایننشالتایمز نوشت: نتایج انتخابات میاندورهای سوم نوامبر آمریکا از تغییر قابلتوجه فضای سیاسی این کشور حکایت دارد. دموکراتها توانستند اکثریت مجلس نمایندگان و سنا را به دست آورند و در چندین ایالت که در سالهای گذشته پایگاه مطمئن جمهوریخواهان محسوب میشدند، پیروزیهای مهمی کسب کنند. این نتیجه در حالی رقم خورد که دونالد ترامپ بخش مهمی از کارزار انتخاباتی جمهوریخواهان را خود شخصاً هدایت کرده و از رأیدهندگان خواسته بود تا انتخابات را بهمثابه همهپرسی درباره عملکرد او در کاخ سفید در نظر بگیرند.
اقتصادنیوز: ممکن است انتخابات میاندورهای به پایان یک دوره مشخص از دوران ترامپ منجر شود، اما آنچه پس از آن در انتظار آمریکا است، احتمالاً چیزی شبیه به ترامپ طولانیمدت خواهد بود؛ وضعیتی که در آن حزب جمهوریخواه همچنان نمیتواند بدون ترامپ برای آینده خود مسیر روشنی ترسیم کند و حزب دموکرات نیز خارج از مخالفت با او، هنوز نمیداند دقیقاً از چه ارزشها و برنامهای دفاع میکند.
دخالت در کارزارهای انتخاباتی نتیجه نداد!
فایننشال تایمز در گزارشی با عنوان «شکست تاریخی ترامپ در برابر رأیدهندگان آمریکایی» این نتیجه را ضربهای کمسابقه به رئیسجمهور آمریکا توصیف کرده و بر نقش مستقیم او در شخصیشدن رقابتها تأکید داشت. بر اساس این گزارش، ترامپ با دخالت گسترده در کارزار انتخاباتی و حمایت از نامزدهای موردنظرش، عملاً انتخابات را به آزمونی برای سنجش میزان رضایت عمومی از ریاستجمهوری تبدیل کرد؛ اما نتیجه برخلاف انتظارات او رقم خورد.
جنگ ایران جرو سه عامل اصلی شکست جمهوری خواهان بود
بلز مالی نیز در ریسپانسیبل استیتکرفت نوشت: افزایش هزینههای زندگی، تورم و پیامدهای اقتصادی جنگ ایران از مهمترین عواملی بودند که نارضایتی رأیدهندگان را تشدید کردند.
بر اساس نظرسنجیهای خروجی از حوزههای رأیگیری، ۷۴ درصد رأیدهندگان گفتهاند که جنگ ایران عاملی «بسیار مهم» یا «تعیینکننده» در تصمیم انتخاباتی آنها بوده است. همچنین ۶۲ درصد معتقد بودند که استفاده از نیروی نظامی علیه ایران تصمیمی اشتباه بوده است.
این ارقام با نتایج نظرسنجیهای پیش از انتخابات نیز همخوانی داشت. مؤسسه گالوپ در هفته پایانی اکتبر گزارش داده بود که ۷۷ درصد رأیدهندگان ثبتنامشده، وضعیت ایران را برای تصمیمگیری در انتخابات «بسیار مهم» یا «فوقالعاده مهم» میدانند؛ موضوعی که در کنار اقتصاد و خدمات درمانی، در میان اولویتهای اصلی رأیدهندگان قرار گرفته بود. در نظرسنجی دیگری که در شش ایالت رقابتی انجام شد، پایاندادن به جنگ ایران پس از هزینههای زندگی و اشتغال، سومین اولویت پرتکرار رأیدهندگان بود.
اهمیت این مسئله تنها به افرادی محدود نمیشد که مستقیماً جنگ را در اولویتهای انتخاباتی خود قرار داده بودند. پیامدهای اقتصادی درگیری، بهویژه افزایش قیمت سوخت و هزینه حملونقل، نگرانیهای روزمره شهروندان را تشدید کرده بود. به همین دلیل، تفکیک نارضایتی اقتصادی از مخالفت با سیاست خارجی دولت دشوار شده بود.
زندگی مردم عادی جدا از سیاستخارجی نیست
رایان اودانل، مدیر اجرایی مؤسسه نظرسنجی Data for Progress، در گفتوگو با ریسپانسیبل استیتکرفت توضیح داد که سیاست خارجی هر روز بر زندگی مردم تأثیر میگذارد؛ از افزایش هزینه سوخت خودروها گرفته تا بالا رفتن قیمت مواد غذایی در نتیجه افزایش هزینه حملونقل. او همچنین گفت آغاز جنگ با ایران در صدر سیاستهای دولت ترامپ قرار داشت که بیشترین نگرانی رأیدهندگان را برانگیخته بود.
امبر دوک، سردبیر رسانه محافظهکار دیلی کالر نیز جنگ و پیامدهای اقتصادی آن را مهمترین موضوع انتخابات دانست. به گفته او، این مسئله در ماههای منتهی به رأیگیری باعث افزایش مشارکت رأیدهندگان دموکرات، جلب حمایت مستقلها و میانهروها از نامزدهای این حزب و کاهش انگیزه حامیان جمهوریخواهان شده بود.
شکست در پایگاههای سنتی؛ نارضایتی شدید کشاورزان
یکی از مهمترین ابعاد انتخابات، تغییر گرایش رأیدهندگان در ایالتهایی بود که بهطور سنتی از جمهوریخواهان حمایت میکردند. افزایش قیمت سوخت و کود شیمیایی، بهویژه در مناطق روستایی و کشاورزی، فشار اقتصادی قابلتوجهی بر کشاورزان وارد کرد. در نتیجه، پیامدهای جنگ به موضوعی ملموس در زندگی گروههایی تبدیل شد که بخش مهمی از پایگاه اجتماعی جمهوریخواهان را تشکیل میدهند.
نامزدهای دموکرات در ایالتهایی مانند آیووا، کارولینای جنوبی و دیگر مناطق جمهوریخواهنشین، از شعار انتخاباتی ترامپ در سال ۲۰۲۴، یعنی «اول آمریکا»، استفاده کردند و تلاش کردند خود را مخالف ادامه جنگ معرفی کنند. آنها افزایش هزینههای زندگی را به سیاستهای دولت و درگیری نظامی با ایران پیوند زدند.
در این میان، شماری از ایالتهای وابسته به کشاورزی، از جمله آیووا، تگزاس، کانزاس و کارولینای شمالی، در انتخابات اخیر از جمهوریخواهان به دموکراتها گرایش پیدا کردند.
در آیووا، اشلی هینسون، نامزد جمهوریخواهان برای کرسی خالی سنا، تلاش کرد فاصله خود را با جنگ حفظ کند. او خواستار پایان سریع درگیریها شد، اما همزمان از ترامپ حمایت کرد و گفت به توانایی او برای خاتمهدادن نظامی به جنگ اعتماد دارد. با این حال، جاشوا تورک، نامزد دموکراتها، توانست در رقابت انتخاباتی پیروز شود.
در کارولینای شمالی نیز مایکل واتلی، نامزد جمهوریخواهان، سرانجام پذیرفت که جنگ به کشاورزان این ایالت آسیب زده است؛ اما همچنان بر این موضع پافشاری میکرد که درگیریها زمانی پایان مییابد که ایران از ساخت سلاح هستهای صرفنظر کند. در نهایت، روی کوپر، فرماندار دموکرات ایالت، با فاصله قابلتوجهی واتلی را شکست داد.
یک یادآوری تاریخی
این نتایج بار دیگر نشان داد که حمایت از سیاستهای مداخلهجویانه نظامی لزوماً به معنای برخورداری از حمایت یکپارچه رأیدهندگان جمهوریخواه نیست.
لیز مِر، استراتژیست جمهوریخواه، در اشاره به تجربه انتخابات سال ۲۰۰۸ در کارولینای شمالی یادآوری کرد که در آن زمان نیز برخلاف تصور برخی مشاوران انتخاباتی، رأیدهندگان نظامی و خانوادههای نیروهای مسلح بهطور یکدست از نامزدهای طرفدار جنگ حمایت نکردند. به گفته او، بسیاری از رأیدهندگان جمهوریخواه از جنگ عراق خسته شده بودند؛ درسی که به نظر میرسد بخشی از سیاستمداران این حزب در انتخابات ۲۰۲۶ نیز از آن غافل ماندند.
اختلاف بر سر اسرائیل
در کنار تأثیر جنگ ایران بر رأیدهندگان، سیاست خارجی به یکی از محورهای اختلاف درون حزب دموکرات نیز تبدیل شد. رقابت انتخاباتی در ایالت میشیگان نمونه روشنی از این شکاف بود؛ جایی که مایک راجرز، نماینده پیشین جمهوریخواه مجلس نمایندگان، در برابر عبدل السید، مدیر حوزه بهداشت عمومی و نامزد دموکراتها، قرار گرفت.
این رقابت در روزهای پایانی با تحولی غیرمنتظره همراه شد. هیلی استیونز، نماینده کنگره که پیشتر در انتخابات مقدماتی دموکراتها از السید شکست خورده بود، در چرخشی ناگهانی از راجرز حمایت کرد؛ اقدامی که با مواضع قبلی او، از جمله اعلام حمایت از السید و تعهد به رأیدادن به وی، در تضاد بود.
بخش مهمی از اختلافات در جریان رقابتهای مقدماتی به رابطه آمریکا و اسرائیل و نقش گروههای حامی اسرائیل در سیاست داخلی آمریکا مربوط میشد. کمیته اقدام سیاسی بزرگ وابسته به آیپک در جریان انتخابات مقدماتی میشیگان حدود ۳۰.۶ میلیون دلار برای شکست السید هزینه کرده بود. گروههای مرتبط با این لابی در انتخابات عمومی نیز دستکم ۱۲.۷ میلیون دلار علیه نامزد دموکراتها هزینه کردند.
یکی از عوامل تشدید اختلافات، انتشار آگهی تبلیغاتی از سوی یکی از حامیان مستقل السید بود که حمایت آمریکا از اسرائیل را به افزایش قیمت مواد غذایی مرتبط میدانست. استیونز پس از تغییر موضع خود در گفتوگو با سیانان، درباره آنچه «وسواس» السید نسبت به کشورهای خارجی خواند، ابراز تعجب کرد.
به این ترتیب، رقابت میشیگان به رویارویی دو دیدگاه متفاوت درباره سیاست خارجی حزب دموکرات تبدیل شد: یک دیدگاه که خواستار بازنگری در رویکرد سنتی واشنگتن در قبال اسرائیل و خاورمیانه است و دیدگاهی که همچنان بر تداوم حمایتهای پیشین تأکید دارد.
با این حال، اختلافات بر سر سیاست خارجی تنها به میشیگان محدود نبود. باهَویک لاتیا، استراتژیست دموکرات که در کارزار انتخاباتی کامالا هریس در سال ۲۰۲۴ مسئول بسیج رأیدهندگان در ایالتهای رقابتی بود، تأکید کرد که جنگ ایران و تحولات غزه در شکلدهی به فضای سیاسی انتخابات نقش مهمی داشتهاند. او همچنین از عملکرد انتخاباتی دموکراتها در سال ۲۰۲۴ انتقاد کرد و گفت تلاش برای نمایش مواضع سختگیرانه در سیاست خارجی و همراهی با چهرههایی مانند لیز چنی، که از حامیان سرسخت اسرائیل و سیاست خارجی مداخلهجویانه بود، بخشی از انگیزه و انرژی انتخاباتی حزب را تضعیف کرد.
آینده حزب جمهوریخواه زیر سایه سنگین پیروزی دمواکراتها
گزارش فایننشال تایمز علاوه بر پیامدهای انتخاباتی جنگ و فشارهای اقتصادی، به آسیبدیدن موقعیت متحدان و حامیان سیاسی و مالی ترامپ نیز پرداخته است.
در این انتخابات، شماری از چهرههای نزدیک به رئیسجمهور و حامیان مالی و سیاسی او، از جمله ایلان ماسک و ویوک راماسوامی، با پیامدهای شکست جمهوریخواهان روبهرو شدند. گروههای مرتبط با آیپک نیز که در برخی رقابتها هزینههای سنگینی برای تأثیرگذاری بر نتیجه انتخابات صرف کرده بودند، از جمله بازیگران سیاسیای بودند که موقعیتشان تحت تأثیر نتایج قرار گرفت.
نتیجه انتخابات بحث درباره آینده حزب جمهوریخواه و رقابت احتمالی برای تعیین نامزد این حزب در انتخابات ریاستجمهوری سال ۲۰۲۸ را زودتر از موعد به جریان انداخته است.
تبدیل پیروزی انتخاباتی به تغییرات در سیاست دشوار است
با وجود پیروزی گسترده دموکراتها، هنوز مشخص نیست این حزب تا چه اندازه میتواند دستاورد انتخاباتی خود را به تغییرات اساسی در سیاست خارجی آمریکا تبدیل کند.
آیا دموکراتها قادر خواهند بود تا از اکثریت جدید در کنگره برای بازنگری جدی در رویکرد واشنگتن نسبت به ایران و خاورمیانه استفاده کنند ؟
آنچه در انتخابات اخیر روشن شد، نارضایتی گسترده از ادامه جنگ و پیامدهای اقتصادی آن بود؛ اما تبدیل این نارضایتی به یک سیاست خارجی جایگزین، مستلزم شکلگیری توافق درون حزب دموکرات و استفاده از ابزارهای نظارتی و قانونگذاری کنگره است.
پیروزی دموکراتها بهخودیخود به معنای تغییر فوری سیاست آمریکا در قبال ایران نیست. نتیجه انتخابات بیش از هر چیز نشاندهنده هزینه سیاسی جنگ برای دولت ترامپ و جمهوریخواهان است؛ اینکه این پیام انتخاباتی تا چه اندازه به تغییر در تصمیمهای واشنگتن منجر شود، به عملکرد کنگره جدید و میزان توافق دو حزب بر سر مسیر آینده سیاست خارجی آمریکا بستگی خواهد داشت.