آیا تزریق پول، اقتصاد اروپا را نجات می دهد؟
به گزارش «اقتصادنیوز» مدتی است بحث تزریق پول به اقتصاد اروپا برای خارج کردن آن از رکود مطرح شده و رییس بانک مرکزی اروپا هم قرار است در جلسه روز بیست و دوم ژانویه سال 2015 میلادی در مورد اجرای این طرح صحبت کند. اما سوال مهم اینجاست که آیا طرح تزریق نقدینگی به اقتصاد که در جریان بحران مالی آمریکا در این کشور اجرا شد،تا چه اندازه می تواند به بهبود شرایط اقتصادی اروپا کمک کند؟ آیا این طرح بود که باعث رشد اقتصادی در آمریکا شد و افزایش شمار فرصتهای شغلی را به همراه داشت یا عوامل دیگری در این مسیر دخیل بوده است؟
مطالعات مرکز مطالعات اقتصادی مادرید، نشان می دهد نحوه اثر گذاری سیاست تزریق بر اقتصاد که موجب افزایش نقدینگی در کشور می شود و پول ارزان را وارد بازار میکند، هم می تواند روی بخش عرضه تاثیر بگذارد و هم روی بخش تقاضا. تاثیر گذاری این سیاست روی بخش تقاضا در شرایطی اتفاق می افتد که کشورها به پول ارزان عادت نداشته باشند، ولی در کشورهای اروپایی که سالها نرخ بهره بانکی کمتر از 0.5 درصد بوده و انتظار می رود در جلسه ماه ژانویه به 0.15 درصد تنزل پیدا کند، ارزان بودن پول دیگر مطرح نیست؛ زیرا هم اکنون هزینه استفاده از منابع مالی در این کشورها بسیار کم است و در واقع پول بسیار ارزان است.
بنابر این، تزریق بیشتر به اقتصاد و افزایش نقدینگی نمی تواند باعث کمتر شدن قیمت این منبع ارزشمند ثروت در جامعه شود. این وضعیتی است که در سال های اجرای این سیاست در آمریکا وجود نداشت یا کمتر دیده می شد و به همین دلیل سیاست مذکور توانست تغیرات زیادی را در اقتصاد کشور ایجاد کند.
اما در شرایطی که این سیاست روی بخش عرضه تاثیر بگذارد، دیگر نمیتوان چندان منتظر رشد فرصتهای شغلی در نتیجه اجرای آن بود، زیرا این منابع مالی به جای وارد شدن در چرخه فعالیت اقتصادی جامعه و روی اقتصاد خانوارهای ساکن در کشور، وارد حوزه سرمایه گذاری خارجی می شود و به ایجاد حباب در بازار سهام دنیا می انجامد. حبابی که ریشه در ورود این سرمایه ها نه تنها در اقتصادهای صنعتی بلکه در تمامی بازارهای مالی جهانی ندارد و به جای وارد شدن در بخش تولید، وارد بازار سهام می شود. در اغلب موارد این نوع تزریق از طریق خرید اوراق قرضه و دارایی های دولتی انجام می شود و به دست مردم نمی رسد.
از طرف دیگر در جریان بحران های مالی دنیا به خصوص بحران بازار مسکن، سیستم بانکی تمایلی برای وام دهی به متقاضیان خرید مسکن نداشت و با وجود اینکه این منبع مالی با نرخ بهره پایین باید در دسترس مردم قرار می گرفت، ولی برای متقاضیان خرد مسکن نرخ های بالاتری در نظر گرفته می شد. در نتیجه این منابع مالی به طور مستقیم وارد چرخه زندگی خانوارها نمی شد.
نکته مهم تر اینکه در جریان تزریق های مکرر به اقتصاد آمریکا در سال های گذشته، نقدینگی در این کشور 404 درصد رشد کرد، ولی هنوز هم نرخ تورم که یک پیامد اولیه سیاست پولی است، نه تنها رشد نکرد، بلکه هم اکنون در سطحی کمتر از متوسط سطح تعیین شده توسط مقامات بانک مرکزی قرار دارد. مطالعات نشان می دهد در اقتصادهایی که با نرخی کمتر از نرخ بالقوه رشد اقتصادی خود در مسیر رشد قرار گرفته اند، تزریق نقدینگی سبب می شود تا نرخ تورم در سطح پایین باقی بماند یا سیر نزولی داشته باشد.
در واقع دلیل اصلی این مساله را می توان در ضعف انتقال این منابع مالی به خانوارها و تبدیل آن به اعتبارات دید. این منابع مالی در اغلب موارد به سرمایه گذاری در حوزه تکنولوژی های برتر تبدیل می شود یا صرف سرمایه گذاری مستقیم خارجی در کشورهای دیگر می شود. به این ترتیب، سرمایه گذاری های یادشده، فرصت های شغلی زیادی را در کشورهای در حال توسعه و بازارهای در حال گذار ایجاد می کند.
با این تفاصیل، به نظر می رسد تزریق به اقتصاد اروپا یا طرح QE در این منطقه کمتر از آمریکا تاثیر گذار است. کینز در مقالات خود بر این نکته تاکید کرده بود که ابزارهای پولی در شرایطی که اقتصاد گرفتار تله نقدینگی باشد، توانایی تاثیر گذاری زیاد روی بخش تقاضای اقتصاد و افزایش درآمد قابل دسترس مردم را ندارند و تنها در شرایطی می توان از این سیاست بهترین نتیجه را گرفت که انعطاف در سیاست های مالی وجود داشته باشد و اصلاحات ساختاری هم در اقتصاد ایجاد شود و در این وضعیت بازهم توپ در زمین دولت است نه نظام مالی و پولی کشور.