عصر جدید هستهای / درباره تهدیدی بهنام بمب اتمی، نباید نگران ایران بود
به گزارش اقتصادنیوز، هفتهنامه اکونومیست گزارش اصلی شماره جدید خود (که نسخه چاپی آن فردا منتشر خواهد شد) با عنوان «عصر جدید هستهای» را به دوران پس از توافق احتمالی ایران و غرب برسر برنامه هستهای این کشور اختصاص دادهاست.
به گزارش اکونومیست، ایران در قبال رفع تحریمهای غرب، فعالیتهای هستهای خود را در چارچوب توافقی جامع دنبال خواهد کرد و پس از سال 2025 اجازه مییابد فعالیتهای خودرا گسترش دهد. ایران بارها تأکید کرده که فعالیتهای هستهای این کشور صلحآمیز است اما برخی کشورها همچنان نمیخواهند این حقیقت را بپذیرند.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، هفته گذشته طی سخنانی مداخله جویانه و غیر منطقی، به آینده چنین توافقی اعتراض کرد. او مدعی شد: چنین توافقنامهای، موقتی بوده و بسیاری از برنامههای هستهای ایران دستنخورده باقی مانده و راه را برای دستیابی به سلاح هستهای باز گذاشتهاست.
این اظهارات نشان میدهد، نتانیاهو درباره این توافقنامه کاملا در اشتباه است. چراکه این توافقنامه، به اعتقاد بسیاری از کشورها، بهترین توافقی خواهد بود که تاکنون منعقد شده و رسیدن به این توافق خیلی بهتر از نبود توافق است که درنهایت منجر به حل و فصل اختلافات فیمابین خواهد شد. درواقع، درخصوص تهدیدی بهنام بمب هستهای، نباید نگران ایران بود. حال 25 سال پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، جهان درحال ورود به عصر جدید هستهای است.
استراتژی هستهای به عرصه جولان رژیمهای تکرو تبدیل شده و تعهدات پنج قدرت اصلی سلاح هستهای یعنی آمریکا، انگلیس، فرانسه، چین و روسیه، خود سراسر مملو از سوءظن و تردید است. اکنون ایران و برنامه هستهای این کشور به کانون توجهات بینالمللی تبدیل شده درحالی که این مساله باعث شده تا جهان، از فعالیتهای هستهای غیرقانونی توسطه سایر کشورها غافل بماند.
دستاوردهای اجلاس سران اتحادیه اروپا در پراگ (2009)
پس از پایان جنگ سرد، جهان به این اتفاق نظر رسید که زمان خداحافظی با سلاحهای مخرب هستهای فرارسیدهاست.
باراک اوباما که در سال 2009 میلادی، برای شرکت در اجلاس سران اتحادیه اروپا به جمهوری چک سفر کردهبود، در پراگ سخنرانی پرشوری کرد و اعلام کرد که هدفش ایجاد جهانی عاری از سلاحهای هستهای است. او نه بهعنوان یک صلحطلب بلکه بهعنوان یک دولتمرد رفتار کرد. امروز این بلندپروازی او به چیزی شبیه یک خواب و خیال است. گرچه جهان، امروز خود را با این تصور تسلی میدهد که استفاده متقابل از سلاح هستهای بعید است، این خطر که ممکن است کشوری در جای دیگری از سلاح هستهای استفاده کند، درحال افزایش است.
هرکدام از قدرتهای هستهای، درحال حاضر پول گزافی را صرف به روز نگهداشتن انبارهای تسلیحات هستهای خود میکنند. بودجه نظامی روسیه از سال 2007 میلادی بیش از 50 درصد افزایش یافته که یک سوم این رقم کاملا به سلاحهای هستهای تخصیص یافته که این رقم دوبرابر سهم فرانسه از بودجه تسلیحاتی خود است. چین نیز که یکی از کشورهای هستهای محسوب میشود، بودجه سنگینی را صرف تجهیز خود به زیر دریاییهای مجهز به کلاهک هستهای و سکوهای سیار پرتاب موشک کردهاست. پاکستان نیز درحال گردآوری دهها کلاهک هستهای است تا عقبماندگی خود را نسبت به دشمن دیرینهاش، یعنی هند، جبران کند. همچنین، تصور بر این است که کرهشمالی نیز سالانه یک کلاهک هستهای به ذخایر هستهای خود که 10 کلاهک برآورد میشود، است. این کشور درحال طراحی موشکهایی است که میتواند تا سواحل غربی آمریکا را نیز هدف قرار دهد. جالب اینجاست که، بارک اوباما، یکی از برندگان جایزه صلح نوبل، از کنگره آمریکا تقاضای 350 میلیارد دلار برای اتمام برنامه 10 ساله بروزرسانی زرادخانه هستهای این کشور کردهاست.
بازیگران جدی عرصه هستهای، با سلاحهای متنوع، دکترین هستهای را به حدس و گمان تبدیل کردهاند. حتی در طول جنگ سرد، باوجود تمام آن بازی های سراسر فکری و تئوریک، آمریکا و شوروی سابق بارها درباره یکدیگر دچار کژفهمی شدند. هند و پاکستان، با کمترین تجربه و تماس، واقعا چیزی جز بیاعتمادی و بدگمانی نداشتند تا آنها را به یک بحران رهنمون کند.
از همه اینها بدتر، شکلگیری فضای بیثباتی است. برخی کشورهابه سلاح هستهای برای سرپا نگهداشتن دولتهای متزلزل خود نیاز دارند. پاکستان تأکید میکند سلاحهایش امن هستند اما جهان پیرامون این کشور نمیتوانند با این ترس که مبادا سلاحهای هستهای این کشور به دست گروههای تروریستی بیفتد، کنار بیاید. از سوی دیگر، این مساله برای کره شمالی نیز صادق است. اگر دیر یا زود، حکومت «کیم جونگ اون» در این کشور سرنگون شود، این نگرانی وجود دارد که چه بر سر سلاحهای هستهای این کشور خواهد آمد. ایا این سلاحها نابود خواهند شد؟ ازسوی حاکمان جدید به ارث برده شده یا اینکه به فروش خواهند رسید؟
به سوی تاریکی
چین گرچه یک تهدید دور محسوب میشود اما از سوی دیگر این تهدید اجتنابناپذیر و غیرقابل چشمپوشی است. گرچه روابط چین و آمریکا را به سختی میتوان به جنگ سرد تعبیر کرد اما بنظر میرسد چین با حاکمیت آمریکا در بسیاری از بخشهای آسیا مشکل دارد. بهمین دلیل، این کشور سالانه بودجه نظامی خود را 10 درصد افزایش میدهد. بنابراین، داشتن سلاح هستهای، به چین این فرصت را میدهد تا قدرت پاسخگویی به هرگونه حمله اتمی را داشتهباشد. از سوی دیگر، ژاپن نیز که شاهد افزایش قدرت چین است، شاید بزودی به این نتیجه برسد که دیگر نمیتواند متکی به آمریکا باشد تا این کشور از آنها حمایت و دفاع کند. پس این کشور همراه با کرهجنوبی این حق را برای خود قائل میشوند تا به سمت دستیابی به سلاح هستهای پیش روند که با افزودن کرهشمالی به این جمع، شاهد منطقهای سراسر ملتهب خواهیم بود.
حال سوال اینجاست که چهکار باید کرد؟ پاسخ ساده است. ضروریترین نیاز امروز جهان، احیای دیپلماسی هستهای است. یکی از این اولویتها، دفاع از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای یا NPT است که این پیمان از گسترش سلاحهای هستهای توسط کشورهایی که همسایگان آنها سلاح هستهای ندارند، جلوگیری میکند.