
به گزارش اقتصادنیوز، ظرف چند روز گذشته، بسیاری از کارشناسان اقتصادهای نوظهور را در آستانه بحران تعریف کردهاند. به گفته جاناتان ویتلی، از اوایل دهه 90، یعنی حدود 20 سال پیش، در بازارهای نوظهور جهان شاهد بحران نبودهایم. او از جیمز کینگ پرسید که آیا احتمال وقوع بحران در بازار چین وجود دارد؟
جیمز کینگ، سردبیر بخش بازارهای نوظهور فایننشالتایمز گفت: استفاده از کلمه بحران یک تصمیم کاملاً فردی و سلیقهای است و مسلماً یک تعریف واحد و رسمی از بحران وجود ندارد؛ اما چیزی که به وضوح دیده میشود، آشفتگی موجود در بازارهای مالی و همچنین بخش واقعی اقتصادهای نوظهور است.
کینگ افزود: نکته بسیار مهم این است که ماریو دراگی، رئیس بانک مرکزی اروپا چند روز پیش اشاره کرده بود که وقتی میخواهد درباره تمدید یا عدم تمدید برنامه تسهیل کمی تصمیم بگیرد، ضعف در بازارهای نوظهور یکی از عمیقترین نگرانیهای اوست.
وی ضمن تأکید بر اینکه بازارهای نوظهور این روزها به مهمترین عامل تأثیرگذار در تصمیمات سیاستگذاران تبدیل شده، با اشاره به نموداری از ارزش عملکرد صادراتی در بازارهای نوظهور گفت: دو منحنی که در این نمودار بررسی شده، متعلق به آن دسته بازارهای نوظهوری است که صادرات اصلی آنها از حوزه کارخانجات است و دیگری منحنی مربوط به کالاها.
کینگ با توجه به نمودار، توضیح داد که منحنی مربوط به بازدهی اقتصادی بازارهای نوظهوری که صادرات اولیهشان از کالاها تأمین میشود، از اوایل سال گذشته رو به سقوط بوده است.
جاناتان ویتلی هم با اشاره به نمودار دیگری، خاطر نشان کرد که در بازارهای نوظهور صادرکننده کالا، ارزش برابری پول ملی به دلار نیز بیش از سایر بازارهای نوظهور سقوط کرده است. شواهد دیگری نیز وجود دارد که نشاندهنده نابهسامانی بازارهای نوظهور است؛ از جمله کلیفروشی سهام. اما همچنان میبینیم که حجم این بدهی به اندازه بدهی ایجادشده از کلی فروشی اوراق قرضه منتشر شده توسط بازارهای نوظهور نیستند.
ویتلی ادامه داد: بسیاری معتقدند که بحران اینبار مشابه بحران بازارهای نوظهور دهه 90 نیست؛ چرا که در آن زمان بسیاری از دولتهای در حال توسعه با ارز خارجی وام گرفته بودند و وقتی ارزش پول خودشان کاهش یافت، بدهی کشور نیز چند برابر بالا رفت؛ اما این بار با واحد پول کشورشان وام گرفتهاند.
کینگ در نمودار دیگری رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) بازارهای نوظهوری که صادرات اصلیشان کالا است را با آن دسته که صادرات اصلیشان تولیدات کارخانجات است و همچنین با اقتصادهای توسعه یافته، مقایسه کرد. وی تصریح کرد: در نمودار مذکور متوجه شدیم که آخرین باری که منحنی رشد GDP بازارهای نوظهور از رشد بازارهای توسعه یافته پایینتر رفته بود، در دهه 90 بوده است و در حال حاضر نیز مشاهده میکنیم که GDP بازارهای نوظهور صادرکننده کالا، از کشورهای توسعه یافته کمتر شده است. درحالیکه این موضوع در مورد صادرکنندگان محصولات کارخانجات صحت ندارد و عملکرد آنها خوب است.
کینگ نظر شخصیاش را در مورد درست یا نادرست بودن استفاده از کلمه بحران در مورد بازارهای نوظهور، اینگونه توصیف کرد: تا زمانیکه شاهد نرخ رشد منفی در ارزش GDP نباشیم، بحران رخ نداده است. اما تردیدی وجود ندارد که در دل اقتصاد صادرکنندگان کالای بازارهای نوظهور پریشانی شدیدی وجود دارد.