تردید درباره رابطه بیکاری و تورم در اقتصادهای بزرگ
دوران منحنی فیلیپس بهسر آمده است؟
سرویس:
اخبار
کدخبر:
۱۳۹۰۰۹
در حالی که به نظر میرسد رابطه سنتی میان دستمزد و بیکاری در بخش بزرگی از اقتصاد جهان صنعتی شکسته شده، در آلمان وضع فرق میکند.
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از بلومبرگ، کاهش شدید نرخ بیکاری در آمریکا و بریتانیا برای رشد دستمزدها آهسته بوده است. این موضوع باعث شده تا اقتصاددانان در مورد کارایی منحنی فیلیپس در اقتصاد جهانیشده به بحث و مناظره بپردازند. منحنی فیلیپس میگوید: کمتر شدن نیروی کار و افزایش اشتغال منجر به دستمزدهای بالاتر و در نهایت تورم بیشتر خواهد شد.
با این حال در آلمان، کشوری که نرخ بیکاری به پایینترین سطح ربع قرن اخیر خود رسیده است، نمودارها از الگوی کلاسیکتری پیروی میکنند. پس تفاوت کار در کجاست؟
با این حال در آلمان، کشوری که نرخ بیکاری به پایینترین سطح ربع قرن اخیر خود رسیده است، نمودارها از الگوی کلاسیکتری پیروی میکنند. پس تفاوت کار در کجاست؟
در آمریکا، اگر نگاهی به درآمد متوسط ساعتی نگاهی بیندازیم علائم اولیه افزایش دستمزدها دیده میشود، اما درآمد هفتگی متوسط همچنان روندی کاهشی دارد. این موضوع باعث گیجشدن اقتصاددانان شده است، چرا که نرخ بیکاری در سطحی است که اقتصاد سالم تلقی میشود. به دلیل رقابت شرکتهای برای کارمندان، این موضوع باید باعث افزایش دستمزدها شود.
شرایط بریتانیا نیز مشابه است: با وجود پایین بودن نرخ بیکاری، درآمدها نشانهای از افزایش را در خود دارند، ولی روند صعودی آنها متوقف شده است. بانک مرکزی انگلستان در گزارش تورمی ماه گذشته خود اعلام کرد که این روند شانس بهبود ادامهدار شرایط بازار کار را افزایش میدهد.
در آلمان، دستمزدها در روندی معکوس با نرخ بیکاری در حال حرکت است.
در آلمان، دستمزدها در روندی معکوس با نرخ بیکاری در حال حرکت است.
علت چیست؟
چرا آلمان بر خلاف دیگر اقتصادهای صنعتی هنوز منحنی فیلیپس را نقض نکرده است؟ جاکوب فانک کرکگارد همکار موسسه پترسون در اقتصاد بینالملل بر این عقیده است این رفتار آلمان احتمالا به خاطر رهایی این کشور از کسادی نیروی کار بوده است.
شما میتوانید صادقانه بگویید که آلمان در اشتغال کامل قرار دارد، اما این استدلال برای آمریکا برقرار نخواهد بود. سطح اشتغال آلمان در نزدیکی رکورد قرار دارد، ولی سهم کارمندان آمریکایی به پایینترین سطوح خود از سال 1970 نزدیک شده است. سیل عظیم کارمندان بدون کار، ممکن است فشار را از روی کارفرمایان برای افزایش دستمزد کم کند. در مورد انگلستان نیز موضوع مشابهی در حال رخ دادن است. در مقایسه با آمریکا، آلمان از اتحادیههای کارگری قویتری برخورد است که برای افزایش دستمزد روی کارفرمایان فشار میآورند.
دیوید میلکر، اقتصاددان ارشد اتحادیه سرمایهگذاری در فرانکفورت اعلام کرد: «از سوی دیگر، آلمان در حال مشاهده شکستن رابطه منحنی فیلیپس است که زودتر اتفاق افتاده است. دستمزدها در آلمان در سطوح افزایشیافته بحران مالی و در بحبوحه اصلاحات نیروی کار ثابت مانده است. پس میشود اینگونه استدلال کرد که آلمان تنها نسبت به منحنی فیلیپس کمی تقدم دارد.»
فردریک دوکروزت، اقتصاددان بانک پیکتت در ژنو اعلام کرد: «در حالی که آلمان یکی از کشورهایی است که در آن رابطه فیلیپس به خوبی حفظ شده است، هنوز جای کمی شگفتی است که رشد دستمزدها با سرعت بیشتری افزایش نیافته است. اگرچه نرخ بیکاری در ماه فوریه به پایینترین سطح خود از زمان اتحاد مجدد دو آلمان رسیده است، بخش سوم این رابطه (افزایش تورم) هنوز تحقق نیافته است.»
آلمان همچنین ارتباط قویتری با منحنی فیلیپس دارد: دستمزدهای بالاتر، هزینههای مصرفکننده را حمایت میکند که میتواند کندی صادرات را جبران کند. بر خلاف آن، رشد پرداخت ضعیف ادامهدار در آمریکا و بریتانیا میتواند قدرت خرید را تضعیف کند. کرکگارد اعلام کرد: «این موضوع مفاهیم اجتماعی و کلان اقتصادی را خواهد داشت. این موضوع نهایتا پتانسیل رشد سریعتر آمریکا را محدود خواهد کرد.»
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید