رنجش موسی خیر از طنازی طهماسب مظاهری
موسی خیر در گفتوگو با روزنامه «مردمامروز» گفت: من از رفتار برخی چهرهها در رنجم، از جوسازان و شایعهسازان فرقههای تفتین و ضاله چون فراماسونها و بهاییان نیست که پس از چند دهه جرأت کرده و به دستور بزرگلژهای خودشان دروغی را ساخته و پرداختهاند تا به تحریف تاریخ و فرهنگسازی دروغین دامن زنند. خصلت اینها همین است و در نهایت نیز شیاطین هیچ غلطی نمیتوانند بکنند. ترجیعبند دستور جوسازی این فرقههای ملعون در این مورد این است که «خیّر سازمان برنامه را تعطیل کرد» یا «خیّر متخصصان بسیاری را اخراج کرد»چون میخواهند بگویند موسی خیّر ضدبرنامه، ضد تشکیلات و سازمان و ضد متخصص است و لیاقت حضور در حکومت و صندلی وزارت و ریاست را نداشته است.
وی در ادامه افزود: با این حال من معتقدم آدم از شیطان رجیم رنجش ندارد. فقط سعی میکند او را از خود براند و از او به خدا پناه ببرد. عرض کردم فرقههای تفتین و ضاله خصلتشان این است که اولا خود را بسیار فرهیخته و فرهنگی قلمداد میکنند و به خیال خام خود جوسازی و شایعهسازی و تاریخسازی میکنند تا از این طریق فرهنگسازی کنند و فرهنگی شیطانی برای اغوای قاطبه انسانها و سلطه بر آنها و جوامع و حکومتهای آنها ایجاد کنند. اما رنجش من که درست حس کردهاید از اظهارات برخی از دوستان و یاران و خودیهای انقلاب و جمهوری اسلامی است که تحت تاثیر این جو و شایعه، شروع به طنزپردازی و طنازی میکنند. مثلا از شخصیتی مثل آقای طهماسب مظاهری بسیار بعید است که در میزگرد مهمی در دانشکده فنی دانشگاه تهران و در جمع فارغالتحصیلان فرهیخته این دانشکده بگویند «زمانی که ما به سازمان برنامه رفتیم میشد در طبقه ششم سازمان برنامه و بودجه فوتبال گل کوچک بازی کرد». در حالی که ایشان و آقای محمدتقی بانکی را خود بنده در ابتدای سال 1360 به سازمان برنامه و بودجه آوردم و به عنوان معاون بودجه و مشاور معاونت بودجه سازمان در جوار هم و با تمام قوا و تمام پرسنل کار میکردیم. پس از پنج ماه که دولت دوم شهیدان رجایی و باهنر تشکیل شد و من سازمان را ترک کردم همان روال با وزارت محمدتقی بانکی و معاونت طهماسب مظاهری ادامه یافت. در تمام دورانی که من آنجا بودم نه تنها در خود سازمان برنامه که حتی در خیابانهای مجاور و صفی علیشاه هم گوشهای یافت نمیشد که بتوان در آن فوتبال گل کوچک بازی کرد.
موسی خیر که اینروزها در مضان تعطیل کردن سازمان مدیریت و برنامهریزی است گفت: ببینید یکبار دیگر و برای آخرین بار برای تکذیب شایعات فرقههای تفتین وضاله اعلام میکنم که سازمان برنامه و بودجه تعطیل نشد، مگر به مدت یک هفته که آن هم به صورت کاملاً محترمانه به پرسنل سازمان اعلام شده بود که برای سازماندهی این کار انجام میشود. و باز موکداً میگویم در همان یک هفته نیز 150 نفر از متخصصان مورد تایید که از پرسنل سازمان بودند تحت نظر معاونان قبلی سازمان که از دوره جناب آقای عزتاله سحابی مشغول به کار بودند، به طور جدی و تمام وقت در سازمان به امور جاری رسیدگی میکردند به طوری که هیچ امری در کشور معطل نماند. پس از آن یک هفته نیمهتعطیل نیز همه پرسنل سرکار خود حاضر شدند، جز فراماسونها که سازمان مخفی توطئهآمیز غصب حکومتها در جهان هستند و بهاییان که حتی طبق قانون اساسی رژیم گذشته نیز مجاز به استخدام نبودند و در استخدام آنها امری غیرقانونی اتفاق افتاده بود. حتی باید تاکید کنم که تعدیل این افراد نیز با حفظ حرمت انسانی آنها و بدون اعلام اسامیشان و علت انفصال آنها از خدمت به عنوان اعضای فرقههای ضاله صورت گرفت.
موسی خیر در ادامه تصریح کرد: سازمان جدید پس از این تغییرات جدید با همان پرسنل قبلی خود که شامل متخصصان و کارکنان عادلی و حتی معاونان قبلی سازمان بود کار خود را به مدت شش ماه تا اوایل سال 1360 ادامه داد و هیچ تغییر و تبدیل دیگری در کادر پرسنلی ایجاد نشده بود. در طی این مدت که بودجه ارزی نفت کاملا قطع شده بود و بودجه ریالی هم صرفا با استقراض از بانک مرکزی تامین میشد کار به شدت و بدون وقفه ادامه داشت. بعد از شش ماه و از ابتدای سال 1360 در باقیمانده دوره وزارت من به عنوان وزیر مشاور و رئیس سازمان برنامه، به پیشنهاد شهید رجایی، آقای محمدتقی بانکی را به عنوان معاون بودجه و آقای طهماسب مظاهری را به عنوان مشاور وی به سازمان برنامه و بودجه آوردم و سازمان با همان کادر قبلی و متخصصان و معاونانی که داشت با افزوده شدن این آقایان به شدت و به جد به کار خود ادامه داد.
وی در مورد به تعطیلی کشاندن سازمان برنامه در اوائل دهه 60 گفت: من به شدت تکذیب میکنم. غیر از آن یک هفته که سازمان فقط با 150 متخصص برای معطل نماندن هیچ امری در کشور نیمهتعطیل شد هیچگاه پرسنل را به خانه خود برای استراحت با دریافت حقوق گسیل نداشتهایم. ایشان خودشان در نیمه راه به ما ملحق شدند. نمیدانم جناب آقای طهماسب مظاهری از کجای ذهن خود چنین کلامی را درآوردهاند. شاید خوابنما شدهاند ولی چنین اتفاقی هرگز رخ نداده است که حالا من بخواهم در موردش سخنی بگویم. از آنجایی که من دیرتر از آقای مظاهری و آقای بانکی به میزگرد دانشکده فنی رسیدم احتمال میدهم که این سخنان قبل از حضور من عنوان شده یا اگر هم، به احتمال اندک، در زمان حضور من در میزگرد از سوی آقای مظاهری گفته شده من متوجه صحبت ایشان نشدم وگرنه در همان زمان واکنش مناسب به این سخنان نادرست نشان میدادم.