آرزویِ بعیدِ اردوغان
به نظر میرسد که شاید سخن اردوغان برای جایگزینسازی گاز روسیه هدف ایدهآلی باشد؛ اما عملیاتی کردن آن تقریباً در کوتاهمدت بعید است، زیرا:
1- تقاضای سالانه کنونی گاز ترکیه 51 میلیارد مترمکعب است که 50 میلیارد متر مکعب از آن را وارد میکند. این میزان در سال 2024 به 70 میلیارد مترمکعب فزایش مییابد که به دلیل عدم افزایش تولید داخلی، باید همگی آنرا وارد سازد. بیش از نیمی از واردات کنونی از روسیه صورت میگیرد و بعید است که حتی برای واردات فعلی از روسیه جایگزینی از طریق خط لوله پیدا شود. حتی اگر پروژه شاه دنیز 2 آذربایجان و خط لوله ترانس قفقاز نیز در سال 2018 به بهرهبرداری برسد، نهایتاً میتواند تا 6 میلیارد مترمکعب گاز به ترکیه صادر کند. مابقی گاز تولیدی این میدان (10 میلیارد مترمکعب) طبق برنامه کنسرسیوم به رهبری بریتیش پترولیوم باید از طریق خط لوله ترانس آدریاتیک از مسیر ترکیه به یونان و ایتالیا صادر شود. گزینه افزایش واردات از ایران نیز با دو مشکل روبروست که یکی عدم تمایل ایران به خالی کردن پشت روسیه در تحولات راهبردی خاورمیانه است و دوم، نیاز به توسعه فنی خطوط انتقال بویژه خط داخلی ترکیه از مرز ایران به ارزروم. یکی از گزینههای دیگر، برنامهریزی واردات گازی از کردستان بویژه میدان میران است که پیش از حضور داعش در عراق قرار بود در سال 2018 به ظرفیت صادراتی 8 میلیارد مترمکعب برسد که بعید است به دلایل ریسکهای امنیتی تا این سال توسعه یابند. بزرگترین میدان گازی مستقل دولت مرکزی عراق به نام عکاز نیز در استان الانبار است که هم اکنون در کنترل داعش بوده و توسعه آن با شرکتهای کوگاز و کازمونیگاز بود که از سال 2013 به دلایل اختلافات مناطق سنینشین با دولت مرکزی و سپس حضور داعش، بدون پیشرفت خاصی متوقف شده است. واردات گاز از طریق خطوط لوله از توسعه میادین تمر و لویاتان رژیم اشغالگر قدس در دست بررسی است که حتی در صورت حل مشکلات سیاسی ترکیه با این رژیم نیز در کوتاه مدت ممکن نیست.
2- دومین گزینه توسعه واردات الانجی است که نیاز به توسعه پایانههای وارداتی علاوه بر دو پایانه موجود با ظرفیت 6 میلیارد مترمکعب دارد. دو پایانه مذکور هم اکنون با ظرفیت تقریبا کامل فعال هستند. برنامه ساخت دو پایانه جدید با کمک مالی قطر در پارسال منعقد شد که در کوتاهمدت سه مانع دارد: الف) ظرفیت ناکافی برنامهریزیشده پایانهها، ب) نیاز به زیرساخت در داخل ترکیه و پ) قیمت بالاتر واردات الانجی که به نسبت قیمت پیشنهادی روسیه به ترکیه در قالب طرح ترکیش استریم (300 دلار در هر هزار مترمکعب) و قیمت 330 دلاری صادرات آذربایجان نیز گرانتر خواهد بود.
3- جایگزینسازی گاز روسیه برای ترکیه علاوه بر مشکل تامین عرضه داخلی کنونی و نیز افزایش 20 میلیارد مترمکعبی تا 2024، منجر به نقض بند 4 استراتژی انرژی ترکیه در تبدیل به هاب گازی در قالب طرح کریدور جنوبی اروپا به دلیل عدم وجود منبع پایدار در کوتاهمدت خواهد شد.
4- ممکن است ترکیه به دلیل کمبود عرضه مطمئن گاز در استراتژی کاهش سهم زغالسنگ در سبد انرژی خود با توجه به منابع گسترده خود تجدید نظر کند.
5- تنش با روسیه، برنامه ایجاد تاسیسات برق هستهای ترکیه با همکاری روسها را مختل خواهد کرد که قرار بود در یک سرمایهگذاری 20 میلیاردی ایجاد شود. در مورد چرایی علاقه ترکیه به روسیه در توسعه هستهای خود نسبت به ایالات متحده، باید به قوانین داخلی ایالات متحده در شروط تعهد شرکای همکاری هستهای آمریکا در عدم پیگیری غنیسازی و بازفراوری اورانیوم در آن کشور توجه شود.
در نتیجه تحقق سخن اردوغان در کوتاهمدت بسیار نامحتمل بوده و در میانمدت و بلندمدت بعد از 2024 نیز منوط به طرحهای توسعه گازی شاهدنیز 2 آذربایجان، توسعه میادین رژیم اشغالگر قدس و یا میدان تازه کشف شده الظهر مصر و یا توافقات احتمالی با ایران است که آنهم چندان قابل پیشبینی از لحاظ قطعیت نبوده و از عدم قطعیت بالایی برخوردار است.
*دکترای
روابط بینالملل و تحلیلگر دیپلماسی انرژی
منبع: گروه «تحولات نفت و انرژی» در تلگرام