وزیر راه و شهرسازی بیان کرد:

لیبرالیسم یا سوداگری؟ مساله این است!

سرویس: اخبار کدخبر: ۱۳۸۲۷۶
وزیر راه و شهرسازی از دولت نهم و دهم و برنامه‌های اجرایی آن زمان انقاد کرد و گفت: بزرگترین اشتباه در ۸ سال دولت قبل این بود که گفته شد دولت ما مهرورز است و این بزرگترین مغلطه در کشور بود.
لیبرالیسم یا سوداگری؟ مساله این است!

به گزارش اقتصادنیوز، پس از گلایه‌های عباس آخوندی از سازمان حمایت، وجود پول سمی در بانک‌ها و در نهایت ساخت واحدهای مسکونی مهر حالا نوبت به نام دولت‌ نهم و دهم رسیده‌است که امروز او از آن گلایه کرد و گفت که هزینه دادن شهروندان در برابر دریافت خدمات، لیبرالیسیم نیست؛ ‌بلکه سوداگری است.

وزیر راه و شهرسازی در جمع مهندسان مشاور گفت که چه بسا برخی ارزش‌های اخلاق خصوصی و عمومی با هم در تباین باشند من تأکید زیادی دارم که تفکیک بین اخلاق خصوصی و عمومی را داشته باشیم تقلیل اخلاق عمومی به اخلاق فردی سبب یک کژتابی و کج‌فهمی در اخلاق حرفه‌ای می‌شود. باید هوشیار باشیم و از اینکه اخلاق عمومی به فردی تقلیل یابد بپرهیزیم.

وی افزود: در اخلاق خصوصی با پدیده قدرت روبه‌رو نیستیم در حالی که این پدیده شاکله زیربنایی اخلاق عمومی را تشکیل می‌دهد و مهم‌ترین موضوع در آن کنترل قدرت است. در اخلاق فردی مهار نفس را داریم که دو موضوع کاملا متفاوت با یکدیگرند. در اخلاق عمومی اصلی‌ترین مسئله عدالت است. آنچه در اخلاق عمومی گفته می‌شود این است که چگونه قدرت کنترل شده و موظف به اجرای عدالت هستیم. در اخلاق فردی بحث‌ها فراتر از عدالت است در واقع عدالت در اخلاق فردی کف فضیلت‌هاست اما در اخلاق عمومی عدالت رأس فضایل است که با یکدیگر کاملا متفاوتند.

وزیر راه و شهرسازی تصریح کرد: اصلی‌ترین مأموریت دولت به عنوان نهاد حاکمیتی، ‌درونی کردن برون‌ریزهاست (initializing Externalitties) یعنی دولت باید کارخانه‌دار را موظف به تصفیه پس‌آب تولیدی‌اش کند و گرنه عدالت را رعایت نکرده است. قدرت باید من را وادار کند که همه هزینه‌های ساختمانی را که در منطقه‌ای ساخته‌ام به آن منطقه بپردازم و درونی کنم. اگر من این هزینه را به جامعه منتقل کنم برون‌ریز می‌شود و قدرت باید آن را درونی کند. با کنار هم قرار دادن اینها مفهومی برای اخلاق حرفه‌ای و حقوق شهروندی ایجاد می‌شود.

وی افزود: مهم‌ترین حق شهروند این است که حق زیست دارد، وظیفه‌اش هم این است که در برابر هر خدمتی که دریافت می‌کند هزینه‌اش را بدهد اما هزینه دیگران را نپردازد و از هر هزینه‌ای که بر او ظلم می شود احتراز کند حق شهروند آن است که هزینه بیهوده بر او تحمیل نشود و البته برای دستیابی به این حقش باید آگاه باشد و آگاهی‌اش افزایش یابد. یک حرفه‌ورز باید همواره مشتری خود را درباره پیامد همه کارهایش آگاه کند. این شناخت است که مبنای حقوق شهروندی قرار می‌گیرد. شهروند باید آگاه شود تا بیخودی هزینه ندهد اگر بخواهیم این دو بحث را که از دو منظر شهروند و اکسترنالیتی مطرح کنیم باید با هم ادغام شوند تا به این نقطه برسیم که هزینه دادن شهروندان در برابر دریافت خدمات، لیبرالیسیم نیست؛ ‌بلکه سوداگری است.

وزیر راه و شهرسازی تأکید کرد: لیبرالیسم و سوداگری دو موضوع کاملا متفاوت از یکدیگرند لیبرالیسم یعنی اینکه همه برای کسب حقوق خود آگاه باشند و کسی به حق آنها تعدی نکند. این موضوع با سوداگری متفاوت است اینکه شهروندان هزینه بیخود بدهند سوداگری است اما اگر هزینه را بر اساس عدالت بپردازند لیبرالیسم است. در حالی که آنها را جای یکدیگر می‌گذاریم و نمی‌توانیم نتیجه درستی بگیریم. کسانی که علیه لیبرالیسم حرف می‌زنند در واقع دارند علیه سوداگری صحبت می‌کنند. در حالی که اساس لیبرالیسم علیه سوداگری قیام کرده است سوداگری یعنی اینکه شما وقتی هزینه‌ای می‌دهید درباره علت پرداخت آن آگاه نیستید و به نوعی هزینه بیخوده‌ای داده‌اید. سوداگری با توسعه هم مخالف است در حالی که لیبرالیسم برای توسعه به میدان آمده است.

وی با بیان اینکه اخلاق حرفه‌ای نتیجه لیبرالیسم است و علیه سوداگری قیام می‌کند گفت: من کمتر دیده‌ام این تفاوت‌ها در حوزه اقتصاد سیاسی تبیین شده و به آن توجه شود.

آخوندی با بیان که اخلاق عمومی اخلاقی است که سه پایه انصاف، انعطاف‌پذیری و سودمند بودن را داراست، به تبیین سودمندی پرداخت و اظهار کرد: شما بر اساس اخلاق حرفه‌ای هر کاری که انجام می‌دهید باید نافع و سودمند باشد و گرنه اتلاف مال دیگران است، اینکه گفتم اخلاق فردی با اخلاق حرفه‌ای متفاوت است به همین سودمندی برمی‌گردد. فایده‌گرایی اصل بنیادین اخلاق حرفه‌ای است و حال آنکه در اخلاق فردی شما تا می‌توانید باید از سودمندی فردی بپرهیزید. شما نمی‌توانید به یک بانک دار بگویید به خاطر رضای خدا کاری کن که ضرر کنی ولی به من به عنوان یک فرد فارغ از جایگاه حقوقی‌ام می‌توانید توصیه کنید که به فقیر کمک کن.

وی افزود: مغلطه بزرگی در کشور به مدت ۸ سال رخ داد به نام مفهوم مهرورزی که فقط در حوزه اخلاق می‌گنجد و شما به عنوان شخص می‌توانید مهرورزی کنید اما اگر حاکم مهرورز باشد باید از جیب مردم هزینه کند چون هر پرداخت حاکم هزینه دارد و هزینه آن را مردم می‌دهند. در حوزه حکومتی، مهرورزی عین ظلم است. در حوزه عمومی اصلی‌ترین بحث عدالت است. اینها دو سپهر کاملا متفاوت از یکدیگرند، وقتی ارزش‌های اخلاقی یک سپهر را به سپهر دیگری تعمیم می‌دهیم اشتباه فاحش می‌کنیم.

آخوندی اظهار کرد: من مسئول ستاد بازسازی مناطق زلزله‌زده منجیل و رودبار بودم. به من نامه می‌نوشتند افراد فلان خانواده چون از اعضای خانواده ایثارگران هستند لطفا اجبار نشود که شناژبندی در ساخت خانه‌هایشان رعایت شود! یعنی مجبورشان نکنید که خانه ضد زلزله بسازند! حال اگر این مهرورزی درباره سپهر فردی را به سپهر دیگری بدهیم می‌شود همان اتفاقی که در هشت سال مهرورزی انجام شد که به همین مسخره‌گی عدم نیاز به ضدزلزله بودن بازسازی خانه‌های ایثارگران در بازسازی بعد از زلزله است.

وی بیان داشت: مگر حاکم می‌تواند بگوید من بدهی کشاورزان به سیستم بانکی را می‌دهم؟ بدهی به بانک یعنی بدهی به مردم. مگر می‌توانی بدهی به مردم را ببخشی؟ در حوزه عمومی اخلاق به عدالت و انصاف برمی‌گردد اما در سپهر فردی به ایثار و فداکاری برمی‌گردد که ارزش‌های اخلاقی یا دو سپهر یکی نیست. اگر به عدل برگشتیم آن وقت شما بلافاصله حقوق اساسی دارید ما در حوزه عمومی پاسخگویی داریم اما در اقدام داوطلبانه چنین چیزی نیست. در اخلاق حرفه‌ای باید در برابر بی اخلاقی بازخواست شد اما در سپهر خصوصی کسی نمی‌تواند به خاطر بی‌اخلاقی فردی را بازخواست کند. چون در اخلاق عمومی مبنای کار عدالت و حقوق اساسی مردم است نه اقدام داوطلبانه. جامعه مهندسان مشاور منشور اخلاقی داده است، دستشان درد نکند کار خوبی است اما باید سیستم انتظامی هم داشته باشیم و گرنه این منشور اخلاقی به اخلاق فردی تنزل می‌یابد. اساسا در همه نظام‌های حرفه‌ای سیستم انتظامی وجود دارد تا اگر حرفه‌ورز تخلف کرد به دادگاه انتظامی ارجاع داده شود.

وزیر راه و شهرسازی در جمع بندی اظهارات خود گفت: ما باید اخلاق حرفه‌ای را بر چند اصل تعریف کنیم: ۱. انصاف: آنچه برای خود نمی‌پسندی برای دیگران هم پسند؛ ۲. شفافیت؛ ۳. حفظ یکپارچگی رفتاری: یعنی منِ حرفه‌ورز در موقعیت‌های مختلف یک رفتار داشته باشم، چه زمانی که در تنگنا هستم و چه زمانی که بسط ید دارم؛ ۴. پذیرش مسئولیت اقدام: یعنی هر کاری می‌کنم مسئولیت آن را بپذیرم. الآن دچار واپس‌گرایی اخلاقی شده‌ایم مثلا یک سری مشاور داریم که طراحی می‌کنند، اما آن را امضا نمی‌کنند و می‌گویند دیگری امضا کند مسئولیت اقدام خود را نمی‌پذیرند. مگر می‌شود؟؛ ۵. افزایش کارآیی: اینکه گفته شد فرد حرفه‌ورز اعمال قدرت می‌کند آخر کار شما هر تصمیمی می‌گیرید هزینه‌ای دارد و اغلب کسانی که هزینه می‌دهند نمی‌دانند چه مقدار هزینه پرداخت کرده‌اند. آیا واقعا هزینه کمینه و کارآیی بیشینه را حرفه‌ورزان در کارهایشان اعمال می‌کنند؟ حال اگر خلاف این اصل اتفاق افتاد امکان بازخواست او وجود دارد؟؛ ۶. عدم تعارض منافع: مهم‌ترین اصل در اخلاق حرفه‌ای است اینکه من هم بتوانم ناظر باشم هم بتوانم پیمانکار، تعارض منافع را پذیرفته‌ام. اینجا نقطه آغازین لغزش است که متأسفانه در ایران کمتر به آن توجه شده است. همه می‌گوییم او فرد باتقوایی است و خودش می‌تواند خودش را کنترل کند اساس نقطه تضاد منافع با اخلاق حرفه‌ای در تضاد است.

وی ادامه داد: مفهوم بازرس مستقل در حرفه مهندسی بسیارمورد استفاده است، یعنی فردی که هیچ وابستگی به کارفرما و پیمانکار ندارد. حال آنکه در نظام مهندسی کل سیستم ارجاع کار بر مبنای تضاد منافع طرح‌ریزی شده است. خودمان منافع متعارض را گذاشته‌ایم بعد دنبال شعار اخلاق حرفه‌ای هستیم. باید این تفکیک‌ها شفاف شود تا بتوانیم الفبای اخلاق حرفه‌ای را داشته باشیم.

پایگاه خبری وزارت راه و شهرسازی نوشته است صبح امروز، عباس آخوندی در همایش جامعه مهندسی و مدیریت اخلاق حرفه‌ای که صبح امروز یکشنبه ۲ اسفند در ساختمان جامعه مهندسان مشاور ایران با حضور پیروز حناچی معاون معماری و شهرسازی وزارت راه و شهرسازی، حبیب‌اله بی‌طرف رئیس سازمان نظام مهندسی ساختمان استان تهران و کاظم جلالی رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی برگزار شد با بیان اینکه موضوع اخلاق حرفه‌ای موضوع بسیار مهمی است که موجب امید اجتماعی می‌شود و امید اجتماعی نیز بدون اخلاق غیر ممکن است گفت: وقتی راجع به اخلاق صحبت می‌کنیم موضوع به اخلاق فردی و فضیلت‌های نفسی انسان مانند ایثار، فداکاری و ازخودگذشتگی برگشت داده می‌شود حال آنکه اخلاق حرفه‌ای یک موضوع مدرن است که در حوزه اخلاق عمومی طبقه‌بندی می‌شود.

پربازدیدترین‌ها
آخرین اخبار
لوتوس پارسیان - O