معرفی کتاب « اندر حماقت حکمت»

اندر حماقت حکمت/تضادهایی که در سخنان حکیمانه وجود دارد

سرویس: اخبار کدخبر: ۱۲۵۳۷۵
نویسنده کتاب معتقد است: «می‌خواستم به اصل بسیاری از این سخنان حکیمانه یا ضرب‌المثل‌ها که لزومی نمی‌بینم در موردشان تفکر کنیم و فقط طوطی‌وار تکرارشان می‌کنیم بازگردم.»

عنوان: اندر حماقت حکمت
نویسنده: جولیان بگینی
مترجم: نسترن ظهیری
انتشارات: ققنوس

عرفان مردانی: «ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است» یا «نرود میخ آهنین در سنگ» کدام را باید صادق پنداشت یا حداقل تصور کرد حکمتی در آن نهفته است که برای زمان‌های مختلف کاربرد دارد. بیشتر ضرب‌المثل‌هل در زبان‌های گوناگون همین حالت را دارند. موجز و روان مفهومی را منتقل می‌کنند اما آیا این موجز سخن راندن، خلاصه کردن نیست؟ جولیان بگینی از فیسوف‌های قرن حاضر با تشریح برخی حکایت‌ها ساده باورهای ما را به مبارزه می‌طلبد تا درباره ضرب‌المثل‌هایی که شاید ناخواسته در روز به‌کار می‌بریم بیشتر تامل کنیم.

جولیان بگینی در کتاب «اندر حماقت حکمت» که درباره 96تعبیر تازه از سخنان و نقل‌قول‌های آشنا نوشته است می‌گوید: «یک بار از من پرسیدند نظرت درباره جملات پند آموز و ضرب‌المثل چیست، من هم یک‌دفعه با یکی از همین جملات پندآموز و قصار منسوب به خودم جواب دادم: کسی که برای هرچیزی ضرب‌المثلی توی آستینش دارد درباره هیچ چیزی تفکر نمی‌کند.»

به گزارش اقتصادنیوز، بهترین حکایت‌ها و نقل‌قول‌ها مفاهیم مهمی را در قالب چند جمله کوتاه می‌آورند اما ممکن است همین چند کلمه خیلی گول‌زننده باشد. این عبارات با لطافت‌شان ما را می‌فریبند، طوری که تصور می‌کنیم به تفکر عمیقی دست پیدا کرده‌ایم اما اگر قدری دقیق‌تر شویم می‌بینیم که ضرب‌المثل‌ها ظرایف زیادی را از قلم می‌اندازند.

تقریبا با ملاحظه هر 96 حکایتی که در این کتاب دیده می‌شود و یا حتی حکایت‌هایی که در جامعه خودمان می‌بینیم، به‌ازای هر حکایت، متضاد آن را هم ملاحظه می‌کنیم. نمونه آن را می‌توان اینگونه بیان کرد« یک دست صدا ندارد» و « آشپز که دوتا شد آش یا شور می‌شود یا بی‌نمک». بالاخره هردوی این حکایت‌ها در ادبیات فارسی و مشابه آن در ادبیات‌های دیگر مناطق جهان کاربردهای زیادی دارد و از اتفاق دو مفهوم متضاد را به ذهن متبادر می‌سازد.

بگینی در این کتاب می‌گوید: «نباید فکر کرد این تناقض‌ها اثر یکدیگر را خنثی می‌کنند و دست ما را خالی می‌گذارند. بلکه باید بدانیم هرکدام از این سخنان فقط قسمتی از واقعیت را دربر دارند. این عبارات تنها زمانی ما را به گمراهی می‌کشاند که به جای تشخیص چیزهایی که در آنها پنهان است فکر کنیم اینها خود حقیقتند.»

با این حال خطر خلط دستیابی به مخزنی از حکمت با واقعا حکیم بودن خودت وجود دارد. طوطی‌ای که چیزی جز سخن بزرگان را بر زبان نمی‌راند خودش صاحب آن دانایی نمی‌شود. شاید برای همین است که بگینی در این کتاب اشاره می‌کند «می‌خواستم به اصل بسیاری از این سخنان حکیمانه که لزومی نمی‌بینم در موردشان تفکر کنیم و فقط طوطی‌وار تکرارشان می‌کنیم بازگردم.»

در نهایت این کتاب شاید از آن دسته کتاب‌هایی باشد که باید ساعت‌ها در موردش به بحث و گفت‌وگو نشست، نه کتاب مرجع است و نه راهنما و نه کتاب خودخوان. به قول بگینی برای آن نوشته شده است که شعله تفکر افراد اهل فکر را بیش‌تر دامن بزند.

پربازدیدترین‌ها
آخرین اخبار
لوتوس پارسیان - O