دفاع لیلاز از احمدی نژاد:هدفمندی اثر نفت را بر اقتصاد کاهش داد / قدرت خرید کارمندان به دهه ۷۰ بازگشته است
به گزارش«اقتصاد نیوز»، سعید لیلاز در نشست اتاق بازرگانی اصفهان گفت: نفت تاثیرگذارترین عنصر بر اقتصاد ایران است؛ به گونهای که تحولات پولیتیکی این عنصر بر اقتصاد ایران انقلاب 1357 را رقم زد و هربار که کشور با افزایش درآمدهای نفتی رو به رو بوده اقتصاد کشور از ریل خارج و به سوی بینظمی و بیثباتی اقتصادی پیش رفته است.
افزایش درآمدهای نفتی برای اقتصاد ما سونامی است
سعید لیلاز در این نشست اظهار کرد: زمانی که ما در مورد علم اقتصاد صحبت میکنیم باید در خصوص یکسری اعداد و ارقام و واقعیتهای علمی بحث کنیم و این موارد را مورد بررسی قرار دهیم، اما هیچگاه نمیتوانیم از روی رگ گردن یا غیرتی شدن حرف بزنیم.
وی با بیان اینکه اگر به تاریخچه پیدایش نفت در ساختار اقتصادی ایران نگاه کنیم خواهیم دید تاثیرگذارترین عنصر اقتصادی ایران همین مایع بوده است، افزود: ارزش کل انرژی اولیه ایران چیزی حدود سه هزار میلیارد دلار بوده که این عدد در اقتصاد عددی بسیار بزرگ و سنگین است.
این تحلیلگر مسائل اقتصادی اضافه کرد: اولین باری که در کشور به این عنصر توجه شد احتمالا در دوره رضان خان بوده است؛ یعنی در سال ۱۳۰۰ خورشیدی و پس از جنگ جهانی اول که کشور رفته رفته به سمت رشد اقتصادی مثبت میرفت این مایه سیاه رنگ پیدا شد، اما جالب اینجا است که رضا شاه تا زمانی که زنده بود نگذاشت پول نفت وارد بودجه کشور شود.
لیلاز ادامه داد: از سال ۱۳۰۶ خورشیدی قیمت نفت رو به کاهش نهاد و درآمدهای ارزی که دولت رضاخان به واسطه آنها توسعه اقتصادی و نظامی را برنامهریزی کرده بود کاهش یافت و از آنجا دعوای میان ایران و بریتانیا شکل گرفت و همین واقعه منجر به جدایی رضاخان از انگلیسیها شد.
وی گفت: در سال ۱۳۱۲که رضا شاه پرونده نفتی را به داخل بخاری میاندازد، فاصله از انگلستان باعث میشود که سهم درآمدهای نفتی ایران در اقتصاد از ۱۶ درصد به ۲۵ درصد افزایش یابد.
تولد سازمان برنامه
این استاد دانشگاه تصریح کرد: من معتقد نیستم که مظفرالدین شاه یا رضاخان میر پنج در خصوص نفت ایران بدعمل کردند، چرا که اعتقاد دارم در هر دورهای هرکسی بر مسند ایران بوده تا توانسته از نفت به هر شکلی استفاده کرده است، مگر مظفرالدین شاه در قرارداد با دارسی نگفته هر کاری که قرار است در حوزه نفت در ایران صورت بگیرد باید با کارگران ایرانی انجام شود و در سال ۱۳۱۲ بر اساس این بند رضاشاه قرارداد با انگلیسها باطل کرد.
لیلاز افزود: در همین حال اولین جرقههای سازمان برنامه در سال ۱۳۱۵ خورد و شورای عالی برنامهریزی تشکیل شد، چرا که تفکر این بود که با این درآمد نفت چه باید کرد؟ این سازمان یعنی صندوق ذخیرهای که بتواند درآمدهای نفتی را به سرمایهگذاری ثابت در اقتصاد کشور تبدیل کند.
وی ادامه داد: این موضوع در سال ۱۳۱۸ به دلیل اینکه جنگ جهانی دوم شروع میشود متوقف میماند، در سال ۱۳۲۵ سازمان برنامه رسما تشکیل میشود، یعنی دولت ایران پس از جنگ جهانی و اتفاقات آن زمان دوباره با رشد قیمت نفت مواجه میشود و اولین برنامه عمرانی ایران در سال ۱۳۲۷ کلید میخورد.
این تحلیلگر مسائل اقتصادی عنوان کرد: این برنامه به دلیل ملی شدن صنعت نفت به اجرا در نمیآید و بعد از کودتای ۲۸ مرداد ماه درآمد نفتی ایران مجددا دو برابر میشود، اما ۱۵ ماه پس از کودتا ایران نمیتواند نفت خود را بفروشد، اما به دلیل افزایش قدرت درآمدی نفت شاه با آمریکاییها وارد مذاکراتی میشود و به آنها عنوان میکند که اگر بر سر نفت به او فشار آورند کشور ایران را رها خواهد کرد.
لیلاز اضافه کرد: همین موضوع باعث شد تا در آذر ماه سال ۱۳۳۳ کنسرسیوم جدید بین شاه و آمریکا برقرار شود که سهم نفت میان ایران و آمریکا ۵۰ به ۵۰ میشود و زمانی که این اتفاق رخ میدهد دوباره سازمان برنامه هویت جدیدی پیدا میکند، از برنامه سوم سازمان برنامه کشور ایران بیانضباطیهای اقتصادی آغاز شده و هزینههای عمرانی کمتر میشود.
وی با اشاره به اینکه دهه ۴۰ طلاییترین دهه اقتصاد ایران است، ادامه داد: کشور ایران نتوانست هیچگاه اتفاقات دهه ۴۰ را تکرار کند و از اوایل این دهه تا سال ۱۳۴۷ اقتصاد ایران همواره مسیر رو به رشدی را داشته است و در این زمان عملکرد بسیار خوبی در اقتصاد ایران به نمایش گذاشته شد.
ظهور تورم در کشور
این استاد اقتصاد با اشاره به جنگ اسرائیل و عراق در دهه ۴۰ اظهار کرد: این جنگ به شدت بر سرنوشت اقتصادی ایران تاثیر گذاشت، چرا که پس از آن جنگ، دولت ایران متوجه شد که نفت میتواند یک برتری سیاسی نیز ایجاد کند و کمکم دنیا نیز شروع میکند با شاه ایران کرنش کردن و حواسشان به شاه ایران و تعاملات دو طرفه جلب میشود.
لیلاز تصریح کرد: در سال ۱۳۴۷ شاه اعضای شورای اقتصادی کشور را جمع میکند و میگوید یک ایدئولوژی جدید را میخواهم مطرح کنم به نام ایرانیسم، چرا که شاه در آن زمان پیشبینی میکند که عراق در سالهای بعد حتما به ایران حمله خواهد کرد و کشور ما نباید از عراق شکست بخورد.
وی گفت: متاسفانه از اواخر دهه ۴۰ و اوایل دهه ۵۰ نشانههای ظهور تورم در ایران ایجاد شد، این در حالی است که در اکثر سالهای دهه ۴۰ فقط تا 0.5 درصد تورم داشتهایم و اقتصاد ایران اصلا با این مقوله آشنا نیست که به یکباره با آغاز دهه ۵۰ تورمهای دو رقمی شروع میشود.
این تحلیلگر اقتصادی کشور افزود: کشور ایران در حالی که در برنامه سوم مصرف ارزی شش میلیارد دلار و در برنامه چهارم ۱۰ میلیارد دلار مصرف ارزی داشته، به یکباره این مصرف ارزی در برنامه پنجم به ۳۰ میلیارد دلار میرسد، زیرا دائما در آمد ارزی در این سالها افزایش مییافت و در همین زمان شاه در حال تجهیز نظامی کشور نیز بوده است.
لیلاز عنوان کرد: در ادامه اتفاقات آن روز ناگهان در سال ۱۳۵۲ ایران به قرارداد کنسرسیوم خود پایان میدهد و خودش مستقیما با کشورهای غربی برای مبادله نفت وارد مذاکره میشود و این مورد رابطه ایران و آمریکا را دچار تزلزل میکند. در همین راستا جنگ سال ۱۹۷۳ میلادی و مهر ماه سال ۱۳۵۲ خورشیدی یکباره قیمت نفت خام را پنج برابر کرده و درآمد نفتی ایران را ۹ برابر میکند و شاه وارد یک برنامه برای مصرف ارزی ۲۰۰ میلیارد دلاری میشود که به شدت برای اقتصاد ایران سنگین بود، به گونهای که عبدالمجید مجیدی میگوید این مصرف ارزی کشور را به جایی رسانید که ایجاد یک انقلاب در کشور را گریزناپذیر کرد و انقلاب بیشک اقتصاد ایران را نجات داد.
رکورد درآمدهای نفتی
وی بیان کرد: این اداره اقتصادی کشور باعث شد تا در سال ۵۳ افزایش ۳۷ درصدی دستمزد ساختمانها ایجاد شود و اقتصاد به گونهای لجام گسیخته شد که در برنامه ششم ایران با بدهی ۱۳۰ میلیارد دلاری به خارج مواجه میشد که این اتفاق باعث شد که دو راه بیشتر پیش پای دربار نماند؛ یکی اینکه مردم کمربندها را ببندند و برای یک ترمیم اقتصادی آماده شوند و یکی دیگر اینکه ۱۳۰ میلیارد دلار را از جایی دیگر به دست آورند که اصلا امکان آن وجود نداشت.
این کارشناس مسائل اقتصادی گفت: ما بر اثر تاثیرات این عنصر بر اقتصاد کشور و وضعیت پولیتیکی که برای اقتصاد ایجاد کرده بود به جایی رسیدیم که انقلاب سال ۱۳۵۷ رخ داد، چرا که از پاییز سال ۱۳۵۵ به دلیل کاهش قیمت نفت و نبود آن ۳۰ درصد افزایش همیشگی که اقتصاد ما به آن عادت کرده بود ناگهان اقتصاد ترکید و اجتماع نیز واکنش نشان داد.
لیلاز ادامه داد: پس از سال ۵۷ در سالهای ۶۲ و ۶۳ رکورد درآمدهای نفتی را زدیم و حدود ۲۴ میلیارد دلار درآمد ارزی داشتیم؛ به گونهای که در جبههای جنگ مرغ یکی از لوازم شوخی شده بود، اما دوباره مثل تجربههای قبلی کشور قبل از انقلاب با افزایش درآمد نفتی دوباره مصرف ارزی را افزایش دادیم؛ به گونهای که در سال ۶۵ کشور محتاج به نخ بخیه شد.
وی تاکید کرد: متاسفانه ریخت و پاش ارزی در سال ۶۳ در اوج جنگ به گونهای بود که ما دسته بیل و نردبان را هم از کشورهای خارجی وارد کردیم و این شد که ناگهان دوباره اقتصاد از ریل خارج شد.
چیزی نمیتواند جلوی سونامی نفتی را بگیرد
این استاد دانشگاه ادامه داد: آخرین و بدترین در اقتصاد ایران در سالهای ۱۳۸۲ و ۸۳ اتفاق افتاد، چرا که دوباره در اقتصاد ایران درآمدهای نفتی افزایش یافت؛ زمانی که اثر یک حادثهای مثل ثروت بادآورده وارد یک اقتصاد شود، همه شاکله اقتصاد را تغییر میدهد و هیچ چیزی جلوی آن را نمیگیرد، چرا که در تاریخ ایران نهادی نیرومندتر از پارلمان وجود ندارد که در سال ۱۳۸۵ این پارلمان هم در درآمدهای نفتی ذوب شد؛ به گونهای که ته لیوان رئیس جمهور به عنوان تبرک سر کشیده یا اینکه هالهای از نور برای او ایجاد شد.
لیلاز با بیان اینکه اگر بار دیگر برای اقتصاد ایران اتفاق افزایش درآمد نفتی رخ دهد مثل پنج بار گذشته هیچ نهاد و ترفندی نمیتواند جلوی آن را بگیرد، گفت: به همین دلیل است که در انتخابات سال ۱۳۸۴ کسی در انتخابات میتوانست موفق شود که بحث «بده بخوریم» را میتوانست به کرسی بنشاند.
وی با تاکید بر اینکه چاره امروز اقتصاد ایران این است که سهم نفت را از تولید ناخالص به هر شکل ممکن کاهش دهیم، اظهار کرد: اگر بتوانیم سهم نفت را در اقتصاد کشور کاهش و تاثیرگذاری آن را کاهش دهیم، شاید تکانی بخوریم، اما متاسفانه امروز سهم مجموع بنگاه نفتی ایران ۲۰ برابر بزرگتر از سهم بزرگترین بنگاه اقتصادی آمریکا بر اقتصاد این کشور است.
این تحلیلگر مسائل اقتصادی با بیان اینکه پروژه یارانههایی که احمدینژاد آن را کلید زد گام بلندی به سوی کاهش تاثیر نفت بر اقتصاد ایران بود، گفت: به دلیل اینکه درآمد نفت را به عنوان پیشبرد اهداف دولت از دستور خارج کرد و این نفت فقط تبدیل شد به یارانه نقدی و از این جنبه اتفاق خوبی در اقتصاد ایران بود.
وی اظهار کرد: باید دعا کنیم که قیمت جهانی نفت خام افزایش نیابد، چرا که همه تصمیمات اقتصادی کشور را دوباره به هم میزند و اصلا نباید فکر کنیم که افزایش قیمت نفت میتواند مشکل اقتصادی را حل کند، اصلا اینگونه نیست بلکه دوباره همان بحث نفت بر سر سفره پیش میآید و آن روزگارانی که اصلا به ما دور نیست.
بازگشت قدرت خرید کارمندان به دهه 70
لیلاز بیان کرد: اتفاقی که در سال ۱۳۹۳ افتاده این است که قدرت خرید کارگران به ۴۰ درصد کاهش یافته و قدرت خرید کارمندان به اواخر دهه ۷۰ بازگشته است و من متعجم چرا کسی نگران نیست در حالی که خبر میرسد نرخ تورم باعث شده تا مصرف لبنیات در ایران به نزدیکی صفر برسد.
وی با بیان اینکه تورم مواد غذایی در خرداد ماه سال ۹۲ به ۶۰ درصد رسیده بود که این تورم بر روی فقرا سه برابر اثر بیشتری گذاشت و آنها را از گردونه خرید خارج کرد، افزود: خوشبختانه تورم در این روزها تک رقمی شده که بسیار خوشحال کننده است، چرا که نزدیک بود کشور به ناکجا آباد اقتصادی برود.