برخوردهایی از جنس همسایگی
به گزارش «اقتصادنیوز» هنوز چند روز از حضور محمد محقق معاون ریاست اجرایی جمهوری اسلامی افغانستان به منظور امضای توافقنامه مهاجرتی میان تهران و کابل نگذشته بود که خبر از تنبیه تاسف آور چهار دانش آموز افغانی در یکی از مدارس پاکدشت توسط یک معلم ایرانی منتشر شد.
ماجرا از این قرار بود که چهار دانش آموز افغانی به دلیل انجام ندادن تکالیفشان مجبور شدهاند تا دستشان را داخل کاسه توالت سرویس بهداشتی مدرسه فرو برند. اتفاقی که خبر آن برای نخستین بار از سوی یکی از مادران همکلاسیهای این چهار دانش آموز منتشر شد و متاسفانه با تکذیب «داوود تاجیک»، مدیر این مدرسه مواجه گشت.
وی در گفتوگو با روزنامه شهروند با شایعه خواندن این موضوع میگوید: «در مدرسه ما هیچ اتفاقی نیفتاده و این موضوع شایعه است؛ اینها صحنهسازی برخی از دانش آموزان است چرا که میخواهند با این حرفها مدرسهشان با مدارس ایرانی ادغام شود.»
سایه سیاه دشمنی بر همسایگی
برخورد با اتباع افغان در ایران موضوع امروز و دیروز نیست. با وجود آنکه مقامات تهران و کابل حضور ۴۵۰ هزار تبعه افغانستان در ایران را برای شش ماه دیگر تمدید کردهاند، اما این افراد تنها امکان حضور در برخی از شهرهای کشورمان را دارند؛ استانهای مازندران، گیلان، اردبیل، آذربایجان شرقی، کردستان، سیستان و بلوچستان، کهکیلویه و بویراحمد، زنجان و و نیز استان گلستان (بجز بخش مرکزی آن) جزو استانهای ممنوعه برای اقامت اتباع افغان هستند.
آمار منتشر شده توسط مقامات ایرانی نشان میدهد که حدود یک میلیون شهروند افغانستان به صورت مجاز و حدود دو میلیون نفر نیز بدون مجوز در ایران سکونت دارند.
افغانها میگویند رفتار و سیاستهایی که مقامات و مسئولان ایران در سالهای گذشته به کار گرفتهاند، موجب شدهاست که تنفر از افغانها به یک نوع بینش اجتماعی در ایران تبدیل شود، به گونهای که «اکثر شهروندان ایرانی، افغانها را به دیده انسانهای محکوم و مستحق زجر و شکنجه میدانند. در محافل عمومی شیوه حرف زدن با افغانها فرق دارد و معمولاً تمسخر و تحقیر شیوه طبیعی رفتار شماری از ایرانیها با افغانیها است.»
البته شاید این دیدگاه تا اندازهای بدبینانه و ناشی از اقدامات غیرانسانی برخی از اتباع افغان در ایران باشد اما در هر صورت به خاطر یک دستمال قیصریه را به آتش نمیکشند و نمیتوان به دلیل عملکرد تعدادی از افاغنه در ایران همه را محکوم به قتل، تجاوز و دزدی کرد.
فراسوی یک بدبینی
مناسبات ایران و افغانستان جدای از موضوع مهاجرت در حوزههای دیگر نیز مناقشه برانگیز بوده است. امضای توافقنامه امنیتی افغانستان و آمریکا یکی از موضوعات جنجال برانگیز سالهای اخیر تهران و کابل است. ایران ناراضی از این توافق، از هر تریبون و محفلی برای بیان مخالفت خود استفاده میکرد و مقامات افغان نیز مراتب اعتراض خود را با احضار سفیر کشورمان نشان میدادند. هرچند که نماینده سیاسی ایران نیز با بیاعتنایی نسبت به اینگونه رویکردها نشان داد تهران در بیان مخالفت خود جدی و مصر است.
به نظر میرسد عمده دلایل نگرانی مقامات ایرانی از امضای این توافق احداث پایگاههای نظامی جدید آمریکا در افغانستان است؛ بر پایه این توافقنامه حداقل دو پایگاه آمریکا در نزدیکی مرزهای ایران برقرار خواهد شد. علاوه بر آن، این حضور میتواند بهانه جدیدی برای ادامه فعالیتهای گروههای تروریستی چون طالبان و القاعده و البته شاخه نو رسیده آنها یعنی گروه خراسان در افغانستان باشد.
همین ابراز مخالفتها بود که منجر به سفر سال گذشته رئیسجمهور پیشین افغانستان به ایران شد. حامد کرزی در سفر یکروزه خود تلاش کرد تا موضع مثبت ایران را نسبت به امضای توافق امنیتی کابل-واشنگتن به دست آورد اما تنها عایدی او از این سفر تاکید بر صراحت لهجه تهران نسبت به عدم امضای توافقنامه مذکور بود؛ حسن روحانی در آن مقطع با اشاره به مخالفت صریح ایران با هر نوع حضور خارجی در منطقه به ویژه در کشور مسلمان افغانستان گفته بود: «جمهوری اسلامی ایران با حضور هر کشور خارجی در منطقه، خاورمیانه و خلیج فارس مخالف است.»
ناخشنودی تهران نسبت به امضای توافقنامه امنیتی کابل-واشنگتن به اندازهای بود که با وجود الزام لویهجرگه به امضای این توافق، حامدکرزی هیچگاه آن را امضا نکرد و میراثی شد برای اشرف غنی احمدزی، رئیسجمهور تازه به عرصه رسیده افغانستان. با وجود آنکه ایرانیها کمابیش خواهان به قدرت رسیدن عبدالله عبدالله، رقیب انتخاباتی اشرف غنی بودند اما با حمایت از اهداف و برنامههای رئیسجمهور جدید افغانستان نشان دادند سیاست مصالحهجویانهای با اشرف غنی دارند؛ رضایت به امضای قرارداد امنیتی کابل و واشنگتن نمونه بارزی از این امر است.
نشریه فارن پالسی با اشاره به کمکهای ایران در استقرار صلح و ثبات در افغانستان مینویسد: ایران تاریخی طولانی در کمک به دولت آمریکا در افغانستان دارد. در جریان کنفرانس بن، ایران به شکست بنبست برای بر سر کار آمدن نخستین دولت افغانستان پس از طالبان کمک کرد. جیمز دابینز که در سال ۲۰۰۱، نماینده ویژه آمریکا در افغانستان بود، خاطرنشان میکند: روی کار آمدن دولت حامد کرزی در افغانستان، مدیون حضور هیات ایرانی در کنفرانس بن در سال ۲۰۰۱ است.
دابینز میگوید که او و جواد ظریف که اکنون وزیر خارجه ایران است، به طور تصادفی با یکدیگر ملاقات کردند و گفتوگوی مهمی را در مورد افغانستان انجام دادند. به گفته وی ایران در نخستین کنفرانس توکیو در سال ۲۰۰۲، متعهد به پرداخت ۵۴۰ میلیون دلار کمک مالی شد که بیشترین کمک یک کشور غیرعضو در سازمان توسعه و همکاریهای اقتصادی برای افغانستان بود.
علاوه بر این پس از حضور نیروهای بینالمللی در افغانستان در سال ۲۰۰۱، ایران شماری از چهرههای القاعده را دستگیر کرد و به واشنگتن نقشههایی را نشان داد که موقعیت طالبان در افغانستان را قابل شناسایی میکرد. دابینز میگوید: ایران پیشنهاد آموزش ۲۰ هزار نیروی افغانی را مطرح کرد. به گفته او حتی امکان همکاریهای بیشتر ایران و آمریکا در این زمینه نیز وجود داشت. در سال ۲۰۰۳، تهران پیشنهاد رسمی برگزاری مذاکرات جامع با واشنگتن را مطرح کرد اما جرج بوش گفت نمیتواند در مورد افغانستان با ایران وارد مذاکره شود.
اوج گیری اقتصاد نسبت به سیاست
تهران یک بازیگر کلیدی در بخش اقتصادی افغانستان به شمار میرود؛ به طوری که روابط تجاری دو کشور در خلال سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۳ دو برابر شده است. در هشت ماهه سال ۹۳ میزان صادرات ایران به افغانستان بالغ بر ۱.۷ میلیارد دلار و میزان واردات از آن حدود ۵ میلیون دلار بوده است؛ ایران انواع و اقسام مواد خوراکی، مایحتاج روزانه و ماشین آلات و کالاهای سنگین را به افغانستان صادر و در مقابل سنگهای مرمر، پیله کرم ابریشم و دانهها و میوههای روغنی را وارد میکند.
به گمان بسیاری از تحلیلگران سیاستهای ایران موجب خواهد شد این کشور یکی از بازیگران کلیدی افغانستان پس از سال ۲۰۱۴ باشد؛ پکن با وجود نقش اقتصادی گستردهای که در افغانستان ایفا میکند، از نظر سیاسی جایگاه خوبی در این کشور ندارد. اسلامآباد نیز روابط ضعیفی با کابل دارد. دهلینو یک توافقنامه استراتژیک با کابل امضا کرده است، اما در مقام مقایسه باید گفت ایران به طور عمیقی در ساختار سیاسی و اقتصادی افغانستان نفوذ دارد.
هر چند که در یک نگاه کلی به روابط افغانستان و ایران، باید گفت به رغم آنچه در ظاهر دیده میشود، این روابط در باطن، با مشکلات گسترده و عمیقی مواجه است. علاوه بر مسائل سیاسی و دغدغههای امنیتی تهران نسبت به حضور نیروهای آمریکایی در افغانستان، چالشهای لاینحلی چون مشکل آب نیز از جمله مواردی است که نگرانیهایی را در دو طرف به وجود آورده و این نگرانیها حتی در سطح مسائل سیاسی نیز نفوذ کرده است.
موارد ذکرشده در کنار بحثهای روز مبتلا به، مناسبات دوجانبه ایران و افغانستان را با مخاطراتی مواجه کرده است که بعضاً با انتقادها و اعتراضهایی نیز همراه بوده است. هرچند که ایرانیها و افغانها امیدوارند اشتراکات فرهنگی و بعضاً مذهبی دو کشور بتواند تا حدی بر ناکامیهای سیاسی دو کشور پوشش دهد و چهبسا مبارزه با گروههای افراطی و تروریستی برخی از کشورهای فرا منطقهای را نیز با آنها همراه کند.