شومی‌ گربه‌سیاه خنثی می‌شود؟

جدال ایران و بحرین؛ از فوتبال تا سیاست

سرویس: اخبار کدخبر: ۱۰۹۳۸۸
تیم‌های فوتبال ایران و بحرین تا ساعتی دیگر در جام ملت‌های آسیا رودروی هم قرار می‌گیرند؛ تقابلی که شاید نشانه‌هایی از آنچه در وادی سیاست بین دو کشور برقرار است در خود داشته باشد.
جدال ایران و بحرین؛ از فوتبال تا سیاست

به گزارش «اقتصادنیوز» تیم ملی فوتبال ایران امروز به مصاف بحرین می‌رود. تیمی که به جهت مانع تراشی از راه‌یابی ایران به رده‌های بالاتر بازی‌های آسیایی و جهانی به گربه سیاه تیم ملی معروف است. البته تیم‌های ملی فوتبال ایران و بحرین تاکنون 16 بار با هم روبه‌رو شده‌اند که ایران هفت بار و بحرین نیز چهار بار پیروز شده و پنج بازی نیز به تساوی انجامیده است. در این بازی‌ها ایران 30 گل به بحرین زده و 12 گل نیز دریافت کرده است.

فوتبال و سیاست در یک قاب
ایران و بحرین امروز در حالی به مصاف هم می روند که دو کشور در حوزه‌های سیاسی نیز دل خوشی از سیاست‌های هم ندارند؛ دو کشوری که روزگاری در یک پهنه جغرافیایی و در یک آب و خاک قرار داشتند.

از آغاز شکل‌گیری «جنبش 14 فوریه» و سرکوب آن توسط نیروهای دولتی بحرین روابط نه چندان آرام تهران و منامه مجدداً برافروخته شد. در این جنبش تعدادی از رهبران شیعی بحرین کشته و تعدادی دیگر دستگیر شدند. اقدامی که از همان نخستین روزهای شکل گیری با اعتراض مقامات ایرانی نسبت به قبح کشتار شیعیان توسط برادران اهل تسنن خود مواجه شد و البته پاسخ مقامات منامه نیز این بود که مخالفان بحرینی با تحریک تهران دست به شورش و دادخواهی علیه دولت مرکزی خود زده‌اند.

اصلیت ایرانی شیعیان بحرین، موجب شده‌است تا همواره میان آنان و طبقه حاکمه که اقلیت سنی را تشکیل می‌دهند، شکافی وجود داشته باشد؛ در حالی که حدود 70 درصد از مردم بحرین را شیعیان تشکیل می‌دهند، اداره حکومت در دست خاندان اهل سنت آل‌خلیفه است که به انواع سیاست‌های ضدشیعی در کشور شیعه‌نشین پرداخته‌است.

تکرار ادعایی نخ‌نماشده
همین چند روز پیش بود که وزارت خارجه بحرین با صدور بیانیه‎ای با طرح ادعای نخ‎نما شده دخالت ایران در امور داخلی این کشور، مدعی شد: این اقدام دخالتی غیرقابل قبول و غیرمسوولانه در چارچوب روابط منطقه‎ای بوده و در تناقض با اصول سازمان ملل، قوانین بین‎المللی و سازمان همکاری اسلامی که بر حاکمیت و استقلال کشورها تاکید دارد، است.

ادعای دستگاه سیاست خارجی بحرین مبتنی بر اظهارات محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه کشورمان بود که در واکنش به بازداشت غیرمنتظره «شیخ علی سلمان» دبیرکل جمعیت سیاسی الوفاق بحرین گفته بود: برخوردهای قهری با رهبران مورد احترام مردم که به‌رغم شرایط سخت سیاسی و امنیتی سال‌های اخیر از مشی مسالمت‌جویانه برای پیگیری مطالبات مردم عدول نکرده‌اند، بر پیچیدگی اوضاع خواهد افزود و مخاطرات و تهدیدات را افزایش خواهد داد.

ظریف در این اظهارات ضمن اینکه خواستار آزادی فوری این مبارز بحرینی شده بود، تاکید کرد که واکنش‌های بین‌المللی و مجامع و مراجع دینی مذهبی به دستگیری «آقای شیخ علی سلمان» نشان می‌دهد که ایشان از احترام زیادی برخوردارند و مشی اعتدالی ایشان و جمعیت الوفاق مقبولیت مردمی و بین‌المللی دارد.

بحرین «شیخ علی سلمان» دبیر کل جمعیت الوفاق را به تلاش برای تغییر دولت این کشور و سرسپردگی به سیاست‌های تهران متهم می‌کند.

 پس از آن هم «خلیفه بن سلمان»، نخست وزیر بحرین در ادعایی دیگر گفت: ما در امور دیگران دخالت نمی کنیم و از ایران هم می‌خواهیم در امور ما دخالت نکند. او که با مجله فرانسوی «پیام دیپلماتیک» کفت‌و گو می کرد، افزود: ما خواهان حسن همجواری و پایبندی به همه اصول روابط بین‌الملل هستیم، اصولی که در رأس آنها دخالت نکردن در امور دیگران است.

ادعاهای دخالت ایران در امور داخلی بحرین در حالی از سوی مقامات منامه مطرح می شود که کمیته حقیقت یاب بحرین به ریاست «قاضی شریف بسیونی» پس از انجام تحقیقات درباره حوادث 14فوریه با اذعان به قتل شهروندان و بازداشت و شکنجه آنها به دست نیروهای امنیتی، و همچنین تخریب مساجد و حسینیه ها؛ تاکید کرد که به هیچ مدرکی در خصوص ادعای دخالت ایران در این حوادث دست نیافته است.

در انتظار نسیم عربی
مردم بحرین که در 14 فوریه 2011، به خیابان‌ها ریختند انتظار داشتند نسیم بهار عربی همچون برخی از کشورهای منطقه آنها را نیز مورد الطاف خود قرار دهد اما نه‌تنها این نسیم به بحرین نرسید بلکه دولتمردان آل‌خلیفه با کمک گرفتن از نیروهای نظامی سعودی به بدترین شکل ممکن به سرکوب خواسته‌های اکثریت شیعه‌نشین این کشور پرداختند.

مقامات منامه برای نشان دادن ناخشنودی خود از تهران و در رفت و آمد اتهامات و ادعاهای واهی دخالت ایران در امور داخلی خود و در تقابل با این دخالت‌ها نام یکی از خیابان‌هایش را به «شارع الاحواز العربیة» تغییر دادند.

ایران در زمان حکومت پهلوی به واسطه ارتباط نزدیکی که با غرب به ویژه ایالات متحده داشت به عنوان قدرت بلامنازع منطقه حکمرانی می‌کرد و جامعه عربی به واسطه ترسی که از آمریکا داشت به‌رغم اختلافات سنگین با ایران، از رویکردهای تهران تمکین می کرد. اما با انقلاب اسلامی ایران در سال 1979 و پوشیدن جامه تنفر از آمریکا، ایران فصل تازه‌ای از روابط بین‌المللی خود را آغاز کرد. فصلی که در آن از حمایت آمریکا خبری نبود.

آمریکا تاکنون از این که خود را دشمن انقلاب اسلامی معرفی کند ابایی نداشته و ایران نیز بی‌محابا و در جبهه‌های مختلف با آمریکا جنگیده است. در پس این سال‌ها، این بار این حکام عرب بودند که در کنار آمریکا علیه ایران ایستادند و دور تازه‌ای از دشمنی با ایران را علنی کردند. آنها به پشتوانه حمایت‌های آمریکا دشمنی با ایران را علنی کردند که ادعای مالکیت بر جزایر سه گانه ابوموسی و تنب بزرگ و کوچک و یا دخالت ایران در امور کشورهای منطقه در همین راستا قابل ارزیابی است؛ این در حالی است که با این موضع‌گیری‌ها ایران نه‌تنها پا پس نکشید بلکه سعی کرد تا این بار با نفوذ در دل اعراب و یارگیری از کشورهایی چون سوریه، عراق و لبنان به خنثی‌سازی تحرکات قدرت هایی چون آل‌سعود و آل‌خلیفه بپردازد.

پربازدیدترین‌ها
آخرین اخبار
لوتوس پارسیان - O