انتقاد اکونومیست از سیاست‌های مهاجرتی اتحادیه اروپا

شکست اخلاقی-سیاسی اروپا در بحران پناهجویان

سرویس: اخبار کدخبر: ۱۱۶۰۷۹
هفته‌نامه اکونومیست، در شماره جدید خود که نسخه چاپی آن فردا منتشر می شود، به بحران مهاجران و پناهجویانی که به مقصد اروپا سفر می‌کنند اشاره کرده، و از سیاست‌های غلط اتحادیه اروپا در قبال پناهجویان انتقاد کرده‌است.
شکست اخلاقی-سیاسی اروپا در بحران پناهجویان
به گزارش اقتصادنیوز، هفته‌نامه اکونومیست گزارش اصلی شماره جدید خود (که نسخه چاپی آن فردا منتشر خواهد شد) را به، بحران مهاجرت پناهجویان به اروپا به‌خصوص غرق شدن کشتی پناهجویان در 130 کیلومتری سواحل شمالی لیبی در دریای مدیترانه اختصاص داده‌است. در این حادثه، یک کشتی حامل 950 نفر از پناهجویان غرق شد.

گرچه اتحادیه اروپا، معمولا درباره پناهجویان لاف می‌زند و آنها را نیروهای موثر قلمداد می‌کند، اما طی 10 روز گذشته، دستکم 1200 نفر از مهاجران غیرقانونی، در آبهای دریای مدیترانه غرق شده‌اند. از این 1200 نفر، تعداد نامشخصی، پناهجویان سوری، اریتره و سومالی بودند که به قصد فرار از جنگ یا شکنجه، جلای وطن می‌کردند. بخش زیادی از این پناهجویان جان خود را از دست دادند، زیرا سیاست‌های اروپا در قبال پناهجویان چیزی جز یک شکست اخلاقی-سیاسی نیست.
 
رهبران اتحادیه اروپا، نشست عجولانه‌ای را ترتیب دادند تا در آن نسبت به مساله پناهجویان غرق شده رسیدگی و تصمیم‌گیری کنند. در پیش‌روی آنها، یک برنامه مشتمل بر 10 بند وجود داشت که برای ارتقای نجات، توقف قاچاقچیان انسان، و گسترش مرزهای پذیرش پناهجویان طراحی شده‌است. با این حال، حتی اگر رهبران اتحادیه اروپا نیز این طرح را به‌طور تمام و کمال اجرا کنند، بازهم این برنامه برای کنترل و ساماندهی پناهجویان، دارای نقص‌های بسیاری است.
 
کارشناسان می‌گویند: درحال حاضر حدود یک میلیون پناهجو، در سواحل جنوبی دریای مدیترانه اردو زده‌اند و در طلب دستیابی به شرایطی بسیار بهتر از آنچه که در پشت سر گذاشته‌اند، هستند. جهان عرب، این روزها غرق در جنگ و درگیری است و بنظر می‌رسد این تنش‌ها دستکم 10 سال دیگر ادامه یابد و تمام کشورهای این منطقه را در خود غرق کند. ازسوی دیگر، بخش قابل توجهی از قاره آفریقا نیز توسط جدایی طلبان و قومیت‌گرایان غارت شده‌ و محیط زیست این منطقه نیز درحال چپاول است. اما اروپا، به‌عنوان سرزمین ثروت و ثبات، که دریایی از خشونت احاطه شده، به سختی توانسته خود را با انتخاب‌های پیش‌رو تطبیق دهد.
 
علاج کابوس
حل بحران مهاجرت، بسیار دشوار است زیرا فراگیری آن، از تبعات جنگ، شکنجه یا بی‌عدالتی‌ها و آشوب‌هایی است که امروزه در بسیاری از مناطق جهان شاهد آن هستیم. بنابراین نمی‌توان براحتی جلوی جریان پناهجویان را گرفت، زیرا برقراری صلح در اتیوپی، لیبی و سوریه براحتی امکانپذیر نیست و ازسویی نیز امیدی به روی کار آمدن دولت عادلی در اریتره و سومالی نمی‌رود. از جهت دیگر، نمی‌توان به هر پناهجویی اجازه ورود به کشوری داد زیرا این پناهجویان، آمیخته‌ای از افرادی جویای رفاه و خوشبختی هستند و کشورهای پذیرای پناهجویان هستند که این شرایط را انتخاب می‌کنند نه خود پناهجویان؛ ازسوی دیگر، پس از جنایات جنگی جنگ جهانی دوم، کشورها متعهد شده‌اند تا دیگر اجازه ندهند تا مردم بی‌گناه مورد آزار و اذیت و شکنجه قرار گیرند.
 
با این حال، همانند انعکاس یک حس ناخوشی عمیق از سرزمینی که در آن زندگی می‌کنند، فاجعه کشتی پناهجویان در اروپا نیز نشان دهنده ناتوانی کشورها در انجام تعهداتشان در پناه‌دادن به پناهجویان است. این اقدام در اروپا، با تفکیک قومیتی آغاز شده‌است. اتحادیه اروپا تنها یک سوم پول و کمتر از یک دهم نیروی انسانی خود را در مقایسه با میزان سال قبل برای نجات این پناهجویان غرق شده، به‌کار گرفت. برخی کشورهای نظیر انگلیس، اذعان کردند: اگر پناهجویان به این باور برسند که شانس زیادی برای نجات دارند، این مساله عاملی خواهد شد تا مهاجران را بیش از پیش به مهاجرت ترغیب کند. درنتیجه، این پیشنهادها باعث شد تا اتحادیه اروپا به تماشای غرق شدن شمار زیادی از افراد بی‌گناه بنشیند. این منطق کاملا اشتباه و با هرگونه مصادیق اخلاقی در تضاد است. حتی تا پیش از فاجعه اخیر، نرخ مرگ و میر پناهجویان از آغاز امسال، در مقایسه با آغاز سال 2014 میلادی، 10 برابر بیشتر بوده و همچنان رو به افزایش است.
 
دوباره نشانه‌هایی از زوال و سستی در روابط میان کشورهای اروپایی مشاهده می‌شود. باوجود اینکه درکنوانسیون سازمان ملل به صراحت ذکر شده که مسئولیت پناهجویان با کشوری است که به آن وارد می شوند اما با این حال، کشورهای متعهد این مسئولیت را باهم تقسیم می‌کنند. وقتی کشتی پناهجویان، ویتنام را ترک کرد، برنامه‌ای هماهنگ اجرا شد تا بیش از یک میلیون نفر از آنها در کشورهای ثروتمند مستقر شوند. اما همکاری بسیار کمی ازسوی اروپا مشاهده شد. باوجود اینکه رهبران اروپایی، درباره سیاست‌های پناهجویی در سطح اتحادیه اروپا بحث و مذاکره می‌کنند، اما آنها ازسوی دیگر، غیورانه از قدرت ملی خود دفاع می‌کنند.

بدین‌ترتیب، با اطلاع از افکار عمومی و آگاهی از تهدیدات احزاب مخالف مهاجرت، می‌توانند مسئولیت‌های خود نسبت به پیمان بروکسل را ازسوی خود سلب کرده و از پذیرش شمار زیادی از پناهجویان سرباز زنند. سال گذشته 626 هزار نفر برای پناهندگی در کشورهای عضو اتحادیه‌اروپا تقاضای خود را ثبت کردند که تنها بخش ناچیزی از آنها با کشتی روانه اروپا شده بودند، درحالیکه به سختی، تنها نیمی از این متقاضیان موفق به اخذ پناهندگی شدند. در بین کشورهای اروپایی، فرانسه به 15 هزار نفر پناهندگی اعطا کرد و انگلیس تنها 11 هزار نفر را پذیرفت. با این حال، در این بین استثنائاتی هم وجود دارند؛ مثلا آلمان 41 هزار و سوئد 31هزار نفر پناهجو را پذیرفته‌اند و بسیاری از کشورها نیز امیدوارند این معضل بزودی حل شود.
 
دریانوردان سنگدل
سیاست‌های اتحادیه اروپا معمولا سرشار از تبعات پیش‌بینی نشده‌ای هستند. نصب یک دیوار حائل جدید در مرز ترکیه و یونان، مهاجران زمینی را از گذر از مرزهای دوکشور منع کرده اما ازسوی دیگر میزان مهاجرت‌ها توسط شیوه‌های خطرناک‌تر، نظیر گذر از دریای اژه، از نیمه نخست سال 2014، به دوبرابر افزایش یافته‌است.

دیرانوردان، برای پاسخگویی به حجم بالای مهاجران و پناهجویان، از کشتی‌های تجاری استفاده می‌کنند، و بهمین منظور گیرنده‌های رادیویی خود را خاموش می‌کنند که این مساله خطر تصادف با کشتی‌های دیگر را افزایش داده و برای حمل و نقل دریایی تهدید بزرگی به‌حساب می‌آید. کشورها نیز پناهجویان را برای مدت‌های طولانی، در مراکز بازداشت نگهداری کرده و از کارکردن منع می‌کنند تا شرایط را برای آنها سخت و دشوار کنند. این کار درواقع، علاوه‌بر دشوار کردن هماهنگی تازه‌واردها با شرایط جدید، اتلاف هزینه نیز هست.
 
درصورتی‌که اتحادیه اروپا بخواهد ارزش‌های خود را تحقق بخشد، باید در آن واحد در جبهه‌های بسیاری، از نجات جان انسان‌ها تا کمک به کشورهایی که مرزهای وسیعی دارند، نبرد کند. رهبران اتحادیه اروپا همچنین این حق را دارند تا به عملیات نجات پناهجویان شتاب بخشند، اما این تلاش‌ها باید بسیار وسیعتر و بزرگتر از عملیاتی باشد که سال گذشته انجام شد. اتحادیه اروپا همچنین این حق را دارد تا با قاچاقچیان انسان مقابله کند اما مادامی که کمک‌های مالی و نیروی انسانی برای این امر ناکافی باشد، امیدی به موفقیت نمی‌رود. 
 
به‌هرحال، مهاجرت آبی همچنان یک معضل بزرگ است که باید در خشکی حل شود. در معاهدات سازمان ملل آمده که پناهجویان برای اثبات ادعای پناهندگی خود باید به کشورهای اتحادیه‌اروپا وارد شوند، پس بی‌دلیل نیست که بسیاری از پناهجویان راه به‌سوی جزایر «لامپدوزا»ی ایتالیا، واقع در 113 کیلومتری سواحل تونس را درپیش می‌گیرند. بهترین راه توقف کشتی‌ پناهجویان به این مقصد این است که سلسله‌مراتب ثبت درخواست پناهندگی به مقصد اروپا، در کمپ‌های واقع در سواحل جنوبی مدیترانه انجام شود. اگر این کمپ‌ها در انجام عملیات فوق موفق عمل کنند، درنتیجه پناهجویان دیگر خطر سفر پر مخاطره دریایی را به جان نمی‌خرند. با این‌حال، احداث و ساماندهی این کمپ‌ها نیز کار آسانی نیست. اتحادیه اروپا باید بودجه‌ای را به کشورهای شمال آفریقا اعطا کند تا این پناهجویان را بپذیرند. همچنین، فرآیند پذیرش و رسیدگی به درخواست پناهندگی باید سریع، عادلانه و موثر باشد. مهاجران اقتصادی که با درخواستشان موافقت نشده، باید به کشورهایشان بازگردانده شوند و کشورهای عضو اتحادیه اروپا نیز باید سهم خود را در پذیرش تهداد پناهجویان مشخص کنند. 
 
درپایان باید اعتراف کرد که اتحادیه اروپا به تنهایی نمی‌تواند به خشونت و نومیدی که منجر به جلای وطن افراد می شود کمک کند، اما در دراز مدت باید برای همسایگانش کارهای بیشتری انجام دهد. این همکاری‌ها می‌تواند در نهایت به جریان مهاجران کمک کند. اروپا باید به الگویی فکر کند که در آن کشورهای مختلف جهان با همکاری هم، جهان را به مکان بهتری برای زندگی بدل خواهند کرد.
پربازدیدترین‌ها
آخرین اخبار
لوتوس پارسیان - O