هنوز کشور «در حال توسعه» هم نیستیم / دولت 3 برنامه مشخص تا آخر عمرش تهیه و اجرا کند
به گزارش اقتصادنیوز، محمد شریفزادگان گفت: اولین باری که با مرحوم عظیمی آشنا شدم سال 63 بود که ایشان تحلیلی مبنی بر واقعی نبودن برنامه اول نوشته بودند. آن زمان در نخست وزیری آمدند و نحوه تعاملش به حدی جذاب بود که مجاب شدیم با نخست وزیری جلسهای در این خصوص ترتیب دهیم، یادش گرامی. اما در خصوص چالشهای برنامههای توسعه ایران همواره این سوال مطرح است که چرا با نوشتن و تدوین 16 برنامه و اجرای 10 برنامه، هنوز توسعه پیدا نکردیم؟
این استاد دانشگاه در پاسخ به اینکه چرا بعد از اجرای برنامههای متعدد توسعه پیدا نکردیم گفت: یکی از مهمترین مسائل فرهنگ برنامهریزی است. آمادگی فرهنگی جامعه اعم از مردم، دولت و نهادها برای برنامهریزی باید دیده شود. پروسه برنامهریزی چهار مرحله دارد، تدوین، اجرا، ارزیابی و بازنگری. همواره در ایران برنامهریزی را با تهیه برنامه مصادف دانستیم و تنها برنامه را به دستگاهها ابلاغ میکردیم، حالا در آن دستگاه آمادگی وجود دارد یا خیر اهمیت نداشته است. در واقع به پروسه برنامهریزی توجه نکردیم.
وی در خصوص آمادگی اجتماعی ایران برای پذیرش برنامهریزی تصریح کرد: به نظر میآید در ایران به طور نسبی محیط اجتماعی ایران، آمادگی برنامهریزی ندارد و دولت هم برای این برنامهریزی بستری مهیا نکرده است. علاوه بر این، سازمانهای کارآمد برنامهریزی در ساختار مدیریت ایران وجود ندارد. مشکلات ساختاری و نهادی دولت و بخشی بودن برنامهها و ایراد وارد نشدن برنامهها به بخشهای پایین که در همه جای دنیا اهمیت ویژه پیدا کرده است، نیز باید مورد توجه قرار گیرد. کاهش مشارکت اجتماعی در برنامهریزی، بیتکلیفی و نداشتن سیاستهای اقتصادی مشخص، نداشتن سیاستهای توسعه ملی را باید اضافه کرد. ما از این جهت نمیدانیم به کجا حرکت میکنیم. از این رو معتقدم حتی نمیتوانیم ادعا کنیم کشور در حال توسعه هستیم.
شریفزادگان با اشاره به ناهمخوانیهای فکری در اقتصاد ایران گفت: در خصوص اقتصاد بازار، شکست بازار یا دولت-بازار و درغلتیدن در اقتصاد دولتی هنوز تکلیف مشخصی نداریم. در این دولت نیز با توجه به اینکه نیت مشخصی دارد، در برخی موارد عملکردش با نیت اولیه فاصله دارد و این از مشخص نبودن تکلیف و نداشتن برنامه ملی توسعه نشات میگیرد.
این استاد دانشگاه با انتقاد از اینکه دولتها بنا بر موضوعات موهومی مسئله رفاه را از دایره فکری خود حذف کردهاند به مقایسه میان برخی شاخصهای برنامه چشمانداز با عملکرد آن پس از 10 سال پرداخت و گفت: متوسط رشد اقتصادی برای 10 سال اول برنامه 8.3 درصد دیده شده بود که متوسط عملکرد این 10 سال 2.6 را نشان میدهد، بنابراین باید در طول زمان باقیمانده برنامه با نرخ رشد 12 درصد حرکت کنیم، که غیر ممکن است. متوسط رشد بهرهوری باید 2.5 درصد باشد که عملکرد منفی 0.7 را نشان میدهد و با این حال باید به رشد سه درصد برسیم تا عقب ماندگی از برنامه جبران شود. رشد تشکیل سرمایه ثابت ناخالص داخلی 10.5 درصد بوده که عملکرد منفی 0.6 درصد بوده است و برای جبران باید با رشد 21 درصد حرکت کنیم.
وزیر رفاه دولت هشتم در پاسخ به این سوالات که، برای مقابله با این قضیه چه باید کنیم؟ آیا با برنامه ششم میتواند این فاصله را جبران کنیم؟ گفت: به اعتقاد من دولت در شرایط حاضر باید سه ریز برنامه داشته باشد و به صورت عملیاتی این برنامهها را پیگیری کند. برنامه سیاست اقتصادی، برنامه مبارزه با فساد و برنامه سیاست رفاهی. دولت در وهله نخست سیاست اقتصادی خود را مشخص کند و از درهمریختگی اندیشهای بپرهیزد، در مرحله بعد یک برنامه کوتاه مدت کاملا اجرایی برای فساد حاکم تهیه کند تا این چالش با گسترش مواجه نشود. در مرحله بعد با توجه به خط فقر و شاخصهای علمی اقتصادی یک سیاست رفاهی ویژهای را برای پیگیری این مطالبه ملی اتخاذ کند.