به گزارش اقتصادنیوز، مسعود نیلی در این نوشتار ابتدا با طرح پنج سوال اساسی در خصوص بسته خروج از رکود دو با تشریح دو مفهوم «نهاد» و «سیاستگذاری» نتیجه گرفته است که تورم دو رقمی عمدتا ریشه در نارساییهای نهادی و نه سیاستی کشور دارد.
او سپس با بیان اینکه اقتصاد ایران از سال 1391 وارد یک دوره جدید شده توضیح داده مهمترین ویژگیهای این دوره افت قابل توجه سطح درآمد سرانه، وارد آمدن آسیب حداقل میانمدت به موجودی سرمایه که کاهش تولید بالقوه اقتصاد را در پی داشته، ایجاد انقطاع با ماندگاری بالا میان نظام بانکی داخلی و خارجی و شکلگیری حجم بالای بدهیهای دولت که بازپرداخت آن امری پیچیده و دشوار خواهد بود، بوده است. بنابراین شاید تصور زمانی زودتر از اواسط سال 1397 برای خروج از این دوران و رسیدن به سطح درآمد سرانه سال 1390 کمی خوشبینانه باشد.
نیلی نوشته است که سطح پایین درآمد سرانه تحت تاثیر دو سال رکود عمیق در کنار کاهش قیمت نفت و اثر آن بر مولفههای تقاضای کل، اقتصاد را از رکودِ سمتِ عرضه سالهای 1391 و 1392، به سمت رکودِ سمتِ تقاضا در سال 1394 حرکت داد. حجم بالای موجودی انبار بسیاری از واحد های تولیدی با تنوع زیاد محصول، نشان دهنده وجود این مشکل در اقتصاد است. تداوم کاهش قیمت نفت تا زمان حاضر، رشد عوامل سمت تقاضای مرتبط را همچنان با علامت منفی حفظ کرده است.
به اعتقاد او در ادامه شرایط منقبض تقاضا، حصول به توافق و ترسیم چشمانداز مثبت از اجرای برجام، تصویری را در ذهن بسیاری به وجود آورد که کالاهای بادوام با برداشته شدن تحریمها با قیمت پایینتر در دسترس خواهند بود که تعویق تقاضا برای کالاهای بادوام را توجیه میکرد. فاصله مثبت بیسابقه میان نرخهای سود بانکی و تورم نقطه به نقطه نیز مزید بر علت شده و تعویق مصرف را بیشتر توجیه کرده و میکند. مجموعه این شرایط باعث شده که اقتصاد کشور عمیقا با مشکل کمبود تقاضا مواجه شود.
مشاور اقتصادی رئیس جمهور معتقد است که مطالبات غیرجاری، بدهیهای دولت و موسسات غیر مجاز، مشکل بزرگ تنگنای مالی را به وجود آوردهاند که باعث شده با وجود کاهش تورم، نرخهای بانکی بهطور غیر طبیعی بالا بماند. حاصل چنین شرایطی، عدم بازگشت تسهیلات اعطا شده و افزایش بدهی بانکها به بانک مرکزی و تهدید بازگشت تورم افسار گسیخته است. از این کانال است که دو مشکل مهم اقتصاد ما در مقطع حاضر، یعنی کمبود تقاضا و تنگنای مالی به هم پیوند میخورند.
او نتیجه گرفته است که از میان دو مشکل بزرگ موجود اقتصاد ایران، یعنی کمبود تقاضا و تنگنای اعتباری، مشکل کمبود تقاضا عمدتا دارای منشأ «سیاستگذاری» و مشکل تنگنای اعتباری عمدتاً دارای منشا «نهادی» است. مشکل اول را میتوان با تحریک تقاضا برطرف کرد اما سرنوشت اقتصاد به حل مشکل دوم گره خورده و لاجرم بدون حل ریشهای مشکل تنگنای مالی نه مشکل رکود قابل حل است و نه تورم تک رقمی دستیافتنی. هرچند بدون گذر از کمبود تقاضا نمیتوان به حل مشکل دوم امید داشت. بنابراین تسهیل پولی مطرح شده در سیاستهای جدید، ضروری و اجتنابناپذیر و به عنوان یک مُسکّن برای بیماری است که باید یک دوره درمانی سخت را در اولین زمان ممکن که شرایط محیطی مهیا شود آغاز کند.
متن کامل این تحلیل را اینجا میتوانید بخوانید.