روایت 2 سرقت از اموال خبرنگار ایرانی روزنامه آساهی

سرویس: اخبار کدخبر: ۱۳۶۳۱۵
مینا جوشقانی، خبرنگار روزنامه آساهی ژاپن مستقر در تهران، در نوشته‌ای از سرقت از خودروی او در امروز (چهارشنبه هفتم بهمن ماه)و سرقت از منزلش در سال گذشته نوشته و با لحنی گلایه‌آمیز از این نوع اتفاق‌ها و مشکلات پس از پیگیری این مسائل گلایه کرده است.

به گزارش اقتصادنیوز، مینا جوشقانی، خبرنگار روزنامه آساهی ژاپن مستقر در تهران، در نوشته‌ای از سرقت از خودروی او در امروز (چهارشنبه هفتم بهمن ماه)و سرقت از منزلش در سال گذشته نوشته و با لحنی گلایه‌آمیز از این نوع اتفاق‌ها و مشکلات پس از پیگیری این مسائل گلایه کرده است.

متن کامل نوشته او که در فضای مجازی منتشر شده و در اختیار اقتصادنیوز هم قرار گرفته است می‌توانید بخوانید:

سال گذشته یک عصر جمعه بود که مادر و پدر و خواهرم به اتفاق ساعت هفت غروب از خانه خارج شدند تا به مادربزرگ سر بزنند. خانه‌هایشان نزدیک است و از قضا در کوچه‌های «خوب» محله تهرانپارس زندگی می‌کردند. طبقه اول همسایه بود و طبقه دوم از خانه دو طبقه شخصی، خانواده من زندگی می‌کردند. خواهرم می‌گوید ساعت هنوز یک ربع به ۹ بود که پلیس در راه بود. یعنی در کل رفت و آمد یک ساعت و نیم هم طول نکشیده بود.

وقتی برگشتند خانه دیدند یک قاب خالی که قبلاً در آن قالی نفیس جای داشت، لای در افتاده و وقتی داخل شدند البته دیدند که ماجرا سرقت بوده است. زورشان به تابلوی فرش بزرگ نرسیده بود. قالی ابریشمی چندین میلیون تومانی را ندیده بودند اما به گوشی قدیمی و از رده خارج شده خواهرم و لباس‌های او هم رحم نکرده بودند. مادرهای ایرانی هم که عاشق طلا و جواهر. البته از اینکه حلقه نامزدی و ازدواج مادر و پدرم را بردند به دو علت حیران شدم. اول آنکه چرا در دستشان نبوده و دوم اینکه چرا دزد آن‌ها را هم برد. سر جمع خسارت زیادی وارد شده بود اما به قول همه که در این مواقع می‌گویند: «خدا رو شکر که خودتون سالمید»، ما هم همین را تکرار کردیم.

پلیس آب پاکی را روی دست آنها ریخت. جناب سروان گفتند: «اصلاً اثر انگشت پیدا نمی‌شه. انگار سر انگشتاش رو با چسب پوشونده بوده.»

طلا و جواهر و فرش نفیس و تبلت و گوشی تاوان صله رحم آن روز جمعه خانواده‌ام بود. از اثر انگشت که خبری نبود و از قرار معلوم پلیس هم اولویت‌های مهم‌تری داشت، مثلاً مهمانی‌های محل را کدام نهاد خدمتکار جمع کند؟

بعد از چندین ماه خبر رسید که از گوشی قراضه خواهرم سیگنال‌هایی دریافت شده. ردیابی کردند و دیدند از یکی از محله‌‌ها حاشیه‌ای شهر تهران بوده است.

پلیس‌‌ همان منطقه به پدرم گفته بود: به احتمال خیلی زیاد، سرقت منزلتان کار همین‌ها بوده است. این منطقه پر از کسانی ست که تنها کارشان‌‌ همان نشان کردن خانه‌ها و دزدی است. البته دوست و آشنا و البته فالگیر و دعانویس که به لطف‌‌ همان دوست و آشنا با خبر شدند و اظهار نظر کردند، «کار کارِ آشناست».

پدرم رفت به آن محل و آمد، باز رفت به آن محل و آمد... باز هم رفت به آن محل و آمد و ما هم تمام وقت داشتیم خدا را شکر می‌کردیم خودمان سلامتیم و مال، چرک کف دست است. خیال کنیم دستمان را شستیم و چرک‌ها رفتند، اصلاً چه بهتر دستمان تمیز شد!

اما امروز صبح که دیدم درب ماشینم تا شده و داخل ماشین همه چیز به هم ریخته و کف ماشین ریخته، زیاد ننالیدم. کنار منزلم یک پارک است که انگار همه می‌دانند پر از معتاد و موادفروش است. البته روی پیشانیشان ننوشته «مواد فروش» و من هم از همسایه‌ها شنیدم و این را نیز گفتند که تقریباً همه ماشین‌ها یک بار از لطف دوستان بهره‌مند شده‌اند. من هم از قافله دور نماندم. ماشین که درست می‌شود، وسایل شخصی داخل ماشین را هم که می‌شود دوباره خرید، خدا را شکر کسی آسیب ندید و البته خدا را شکر که ما کشوری داریم که با تروریسم جهانی مبارزه می‌کند، به صلح و ثبات منطقه کمک می‌کند و از همه مهم‌تر با پاپ بر سر مسائل مهم عقیدتی اتفاق‌نظر دارد. یک وقت سوء تفاهم نشود، این‌ همه خیلی مهم است، اما مسائل مهم‌ دیگری نیز هستند. خیلی مهم است که آقای رئیس جمهور با شجاعت به مشکلات داخلی عربستان سعودی و آمریکا اشاره می‌کند، اما خوب می‌شود مشکلات داخلی کشور ما نیز حل شود.

پربازدیدترین‌ها
آخرین اخبار
لوتوس پارسیان - O