اتاق بازرگانی یک اتاق فکر بالقوه!
برای موفقیت اتاقهای بازرگانی نیاز به مقولههای مختلفی است. اتاقی که میخواهد به عنوان اتاق برتر در منطقه باشد و توان هم افزایی نیز داشته باشد نیازمند آن است که فعالین اقتصادی خود را در کنار تجربه عملی و حضور در دنیای تجارت، در فضای تحصیلات آکادمیک نیز ببیند. اما به نظر میرسد در این دوره کاندیداهای جوانی حضور دارند که مباحثی چون واحدهای تحقیق و توسعه (R&D) یا اتاقهای فکر برای آنها، بسیارکاربردی و جذاب است و در این زمینه فعالیت بیشتری دارند.
با نگاه به محوریت فعالیتهای پارلمان بخش خصوصی، اتاق بازرگانی به مثابه یک واحد تحقیق و توسعه است؛ مثل یک اتاق فکر است. جایی که باید برای داشتن یک بیزینس ملی موفق و کارآمد، باید اول تحقیق کرد و بعد با توجه به شرایط روز، کسب و کار را توسعه داد. همین طور مثل یک اتاق فکر، میتوانیم اینگونه متصور باشیم که نمایندگان پارلمان بخش خصوصی کنار هم بنشینند و با هم اندیشی (Thinking) و البته هم افزایی (Synergy)، اقتصاد ملی را به سمت و سوی مثبتی سوق دهند.
طراحی و توسعه محصول یا یک خدمت جدید، معمولاً یک عامل بسیار مهم در بقای یک اقتصاد به شمار میآید. در اقتصادهایی که دارای تحولاتی سریع هستند، بایستی خدمات و میزان محصولاتشان به صورت پیوسته گسترش یابد. برای من که تجربه مسوولیت کمیسیون انرژی اتاق تهران را بر عهده دارم، این موضع کاملا ملموس است.
میتوانیم در این خصوص از کالایی به نام نفت نام ببریم. در چند سال اخیر، انتقادات زیاد به بحث خام فروشی طلای سیاه شده است اما هنوز هم کار مهمی صورت نگرفته است. یک استدلال تحقیق و توسعه محور به ما میگوید که برای ایجاد بازار جدید باید، محصولی تازه ارائه دهیم. در این مورد، موکلین فعالان بخش خصوصی در اتاق هشتم میتوانند با بررسی و تحقیق و در نهایت تصمیم گیری راهکارهای مناسبی برای توسعه بازار انرژی کشور، ارائه دهند.
تحقیق و توسعه کنونی، هسته مرکزی دنیای کسب و کار نوین است. تصمیمات اصلی در اقتصادهای پیشرفته بر پایه تحقیق و توسعه گرفته میشوند. از آنجایی که سطح رقابتها، متدها و فرایندهای تولید با سرعت فزایندهای در حال گسترش هستند، بنابراین در مقوله کسب و کار، تحقیق و توسعه از درجه بالایی از اهمیت برخوردار میشود. بدون شک، محقیقین از ابتدا نمیدانند که دقیقاً چطور به نتایج مطلوب خود دست یابند و متأسفانه این امر، مدیریت تحقیق و توسعه را بسیار دشوار میکند. به عنوان نتیجه، میتوان گفت که هزینه کرد بیشتر برای تحقیق و توسعه، «خلاقیت بیشتر، سود بالاتر و یا سهم بازار بزرگتری» را ضمانت نمیکند.
از طرف دیگر، تغییرات پیوسته در فناوری، حضور رقبا و اولویتهای در حال تغییر مشتریان جهانی، گسترش کسب و کار را اجتناب ناپذیر کرده است. یک اقتصاد ملی اگر میخواهد که از قافله عقب نماند، باید بر اتحاد استراتژیک، تملک و شبکههای کاری تکیه کند. این شبکه را میتوان در میان پارلمان بخش خصوصی، جستجو کرد؛ شبکهای از تجار و بازرگانان خبره که قواعد بازی را بلد هستند و میتوانند برای خلق بازارهای جدید، تصمیماتی سازنده بگیرند.
در انتها باید این را بگویم که اتاق بازرگانی پیشرو (هشتم)، میتواند به عنوان یک R&D بالقوه مطرح باشد که اگر تصمیماتی سازنده، چاشنی کار شود، همین R&D بالقوه تبدیل به یک واحد بالفعل میشود و پارلمان بخش خصوصی در دوره هشتم را به یک مجلس تحقیق محور برای بخش خصوصی تبدیل میکند.